پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام . خسته نباشید .کمکم کنید. در واقع احتیاج به راهنمایی دارم. من 30 سالمه 4ساله ازدواج کردم شاغل هستم.و اوایل خیلی با همسرم مشکل داشتم . که خدا رو شکر حل شد تا حدودی الان مشکل اساسی من مادر پیر و مریضش و پدرش هستن که دائم سر اونا اوقات من تو خونه تلخه. من 3 سال تو خونه پدریش زندگی میکردم. تمام اوقات فراغتم هدر شد . همش شد بشور و بپز . جمع کن. عینه یه کنیز .من این کار رو از روی دلسوزی انجام میدادم. ولی نمیدونستم این دلسوزی من برام میشه وظیفه. الان که از اون خونه اومدم بیرون شوهرم دائم میگه باید بری کاراشون رو انجام بدی. هر کاری میکنم نمیتونم متقاعدش کنم.

1 پاسخ 1

سلام، ممنون. اول اینکه لحظات امروز خودت را با یادآوری مسائل گذشته تلخ نکن اما اگر این مشکلات کماکان ادامه دارد (مانند اینکه کمکهای گذشته تبدیل به وظیفه شده) در خصوص آن با همسرت گفتگو کن و سعی کنید راه حلی بیابید. به هر حال رابطه مثبت و مسئولانه ای با خانواده برقرار کنید. به گونه ای که قبل از اینکه همسرت درخواست کند، خودت در کار کمک به خانواده همسر پیشقدم شو.

برگرفته از : http://www.doctorsalehi.ir/ (دکتر اعظم صالحی)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده