پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.

5 پاسخ 5

uعزیزم تو ازدواج نکنی بهتره چون با دلایل چرت وپت هایی که گفتی ازدواجت سه ماهم طول نمیکشه تو که نمیدونی دلباختگی یعنی چی فقط دنبال هوسی

من هم چنین مشکلاتی داشتم بورستحصیلی از اروپا و کارای تحقیقاتی میکردم فعال بودم.همیشه دوسداشتم همسری داشته باشم. چون هم گرم مزاجم هم روحم فکرم وجودم نیاز به همدل داره.ولی برای ازدواج خانوام اقدام نکرد الان 25 سالمه از دانشگاه انصراف دادم. یه تجربه از خودم گفتم تابفهمی اگه میخای ازدواج کنی سریع اقدام کن.چون من ب گناه افتادم و همش تقصیر خانوادمه.نرفتم دنبال بورس چون میخام ازدواج کنم و مطمئنم ب گناه بیشتر میوفتم. پس تمام فکر روحت جسمت بزار برای اینکه ازدواج کنی حتی درگیر بشی با خانوادت. متاسفانه پدر و مادران برای خودشون جهنم میخرند در اون دنیا چون باید جوابگوی این مسائل باشن. یاحق
ابتدا از اعتمادی که به این مجموعه داشته و مشکل خود را با ما در میان گذاشته اید تشکر می کنیم و نیز بخاطر تاخیری که در پاسخ به سوال شما ایجاد شد عذرمی خواهیم .
هر چند که در نوشته خود اشاره ی مستقیمی به سن و سال تحصیلی خود نداشته اید ولی اجمالا از نوشته شما برمی آید که سال دوم هستید و احتمالا باید 20 سال سن داشته باشید و الحمدلله مذهبی بوده و نسبت به دین خود متعهد هستید. شما نیز همچون بسیاری از همسالان مذهبی خود دو راهکار در پیش رو دارید یا ازدواج و یا تقوا پیشه کردن تا زمانی که شرایط مناسبی برای ازدواج ایجاد شود . البته برخی از جوانان چنین می‏پندارند که از یک طرف، ازدواج و از طرف دیگر، مهار نفس ممکن نیست. این در واقع، نوعی تلقین به محال است؛ زیرا عدم امکان ازدواج و عدم توانایی بر مهار نفس، معنایی ندارد، جز «عدم راه حل قطعی». هر دو مقدمه غلط است؛ یعنی، نه امکان ازدواج به کلی منتفی است و نه امکان کنترل نفس؛ هر چند ممکن است هر دو بسیار سخت و دشوار باشند ,
راهکار ازدواج
مطمئنا شما خوب می دانید که ازدواج بزرگترین و مهمترین حادثه زندگی انسان است و موفقیت یا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود به همین خاطر, باید توجه داشته باشید که ازدواج و زندگی مشترک وقتی ثمربخش , سودمند و ماندگار است که عقربه ی روحیه ها, غرائز و طرز تفکر دو طرف , همسو و نزدیک به هم باشد. در غیر این صورت , ریسمان وحدت و یگانگی به ضعف و سستی می گراید و سرانجام گسسته می شود و بی تردید عامل اصلی این گسستگی , احساسات زورگذر و خیالات و توهمات بی اساس و محاسبات غلط و... می باشد. توصیه نخست در چنین شرایطی، این است که شخص با توکل به خدا، برای ازدواج اقدام کند و از مشکلات آن نهراسد؛ زیرا مشکلات نیز بخشی از زندگی است و باید برای رویارویی با آنها آماده شد. برای اینکه مشکلات اقتصادی به یکباره هجوم نیاورد، بهترین راه این است که انسان، فرد مناسب و سازگار با شرایط خود را برای زندگی مشترک برگزیند؛ اما مراسم عروسی را تا دو سه سال به تأخیر اندازد. این برنامه چند خاصیت دارد: 1. شخص می‏تواند در حد نسبتاً محدودی، به تأمین غریزه جنسی خود بپردازد. 2. از مزایای شیرین دوران نامزدی ـ که دلپذیرترین دوران زندگی است ـ بهره‏مند می‏شود. 3. با برخورد با مشکلات، به تدریج پختگی و توانایی لازم را برای حل آنها پیدا می‏کند. 4. با دست و پا کردن کاری در کنار تحصیل، کم‏کم بر مشکلات اقتصادی غلبه می‏کند و برای تشکیل خانواده، آماده می‏شود. بد نیست خاطره ای عینی را در همین مورد برایتان نقل کنم . در سفری که با دانشجویان به سرزمین وحی داشتیم , در داخل اتوبوس در زمینه ازدواج دانشجویی صحبت می کردیم , برخی از دوستان به شدت مخالف بودند و معتقد بودند که اینکار آنهم در مقطع کارشناسی , نشدنی است در این میان یکی از دوستان به نام دکتر ایمان برگشت و با یک عتاب و خطاب ساختگی گفت توروخدا بس کنید این چرندیات را ! بعد هم ادامه داد که من خودم سال دوم پزشکی عاشق شدم پدرم گفت اگر می خواهی در این سن زن بگیری دندت نرم باید بری خرج خودتو دربیاری , من هم قبول کردم و از آن پس هم درس می خواندم و هم روزها و ساعات بیکاری را با یک تاکسی به مسافرکشی می پرداختم . الان هم استاد دانشگاهم و تا کنون معاونت سه وزیر را داشته ام , در بهترین نقطه تهران خانه دارم, هم خودم و هم همسرم ماشین مدل بالا داریم همه کشورهای اروپایی را گشته ام از نظر دین و مذهب هم خدارو شکر پایبند دینم هستم و هر سال به عمره دانشجویی می آیم و سالهاست که از داشتن همسری مومن و فهمیده بهره می رم . ولی دوستانم که فقط درس خوانده اند تازه می آیند پیش من که فلانی کاری برای ما سراغ نداری؟ و این در حالی است که از نظر روحی و روانی هم شرایط خوبی ندارند. با این گفته دکتر ایمان دوستان دیگر سکوت کردند . مطمئنا با این اعتماد به نفسی که شما دارید و توانمندی های فراوانی که به آن اشاره کرده اید شما کمتر از دکتر ایمان نخواهید بود البته به شرطی که در انتخاب خود تمامی دقت های لازم را به خرج دهید و کسی را بیابید که در مسیر زندگی وسیله رشد هم باشید و نه اینکه خدای ناکرده با توقعات کودکانه جلوی رشد شما را بگیرد البته از سوی دیگر این را هم مطمئن باشید که پدر و یا مادر یقینا خیر و صلاح بچه هایشان را می خواهند و همیشه از خداوند می خواهند که بچه هایشان خوشبخت و سعادتمند شوند اما گاهی اوقات احساس می کنند که اگر فلان کار را انجام دهند موجب خوشبختی و سعادت فرزندشان نمی شود و این هم بر اساس تجربه هایی است که در طول زندگی کسب کرده اند و بدست آورده اند. برای راضی کردن آنها اولا باید راهکار های عینی و روشنی داشته باشید که آنها اطمینان کنند که ازدواج, شما را از درس باز نمی دارد مثلا اینکه می توانید عقد را در مراسم ازدواج دانشجویی برگزار کنید , حداکثر دوسال نامزد بمانید و بعد از خوابگاه متاهلین دانشجویی استفاده کنید و... در این صورت در یک فضای صمیمی ابتدا با یک شوخی باب صحبت را باز کنید و کم کم موضوع را بصورت منطقی برایشان شرح دهید و یا اینکه نامه ای نوشته و با حوصله و احترام تمام این موضوع را برایشان توضیح دهید از فضای کلاس های دانشگاه و خوابگاه ها برایشان بگویدد و از تهدیدهایی که دین و کرامت نفس دانشجویان را تهدید می کند و.. . در صورتی که این کار نیز فایده چندانی نداشت می توانید از وساطت یکی از بستگان و آشنایانی که در نزد خانوداده شما موجه هستند استفاده کنید
راهکار اخلاقی
هر چند ممکن است فعلا مشکل جنسی حادی نداشته باشید ولی با اینحال برای پرهیز از بروز چنین مشکلاتی
راهکارهای کنترل جنسی را تقدیم می کنیم که همیشه مورد نیاز است و تا تصمیم عملی به ازدواج باید به آنها پایبند بود: 1- مراقب نگاه‌تان باشید. 2- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخی کردن با آن‌ها جداً خودداری کنید. 3- از فکر کردن، تصور و تخیل جنس مخالف و مسایل جنسی خودداری کنید. 4- از نگاه کردن به تصاویر و فیلم‌های تحریک کنند جداً خودداری کنید. 5- از شوخی‌های جنسی و محرک پرهیز کنید. 6- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهای محرک و دارای کالری زیاد مانند خرما، پیاز، فلفل و... را به حداقل برسانید. 7- برای تعدیل نیروی جنسی خود حتماً ورزش و تحرک جسمانی و کار فیزیکی و بدنی را در زندگی روزمره خود لحاظ کنید. 8- دعا و توسل برای نگهداری ایمان و رفع مشکلات می‌تواند مفید باشد. 9- روزه گرفتن موجب کاهش نیروی جنسی می‌شود. 10- سعی کنید در طول روز با وضو باشید و از نورانیت آن استفاده کنید

برگرفته از پرسمان
سلام به نظر من که حتما این موضوع را به خانوادتون اطلاع بدین ازدواج برای هرکسی یه سنی داره یکی رو میبینی تو سن 30 سالگی هم زود براش اما یکی تو 20 سالگی به این درجه از تفکر رسیده که ازدواج رو لازمه ی زندگی میدونه واجبه البته دارم میگم اگه واقعا به درک واقعی از ازدواج رسیده باشید ولی حتما قبلا از این که به خانواده بگین خوب فکر و تحقیق کنید مثلا از کسایی که نزدیک شما هستند و تازه ازدواج کردن مشورت بخواین تاکید میکنم تازه ازدواج کردن میدونینی چرا چون من خودم همسن شما هستم و یه همچین فکری داشتم نه برای خودم فکرم این بود که اصلا چه قد خوبه که ازدواچ هرچی زودتر باشه چون این جوری جوونا کمتر به گناه میرسن ولی الان حدود یک ساله که خواهر بنده ازدواج کرده و من خیلی چیزها متوجه شدم البته این و باید گفت که خواهرم 24 سال و شوهرشون 26 سال داشتن یعنی خیلی هم سناشون بالا نبود و خیلی هم کوچیک نبودن یه سن کاملا مناسب ازدواج خانواده ما و خانواده شوهرخواهرم هردو کاملا مذهبی و وضعیت مالی هم به نسبت خوب و تقریبا میشه گفت وضعیت ها هردو ok ولی با این وجد بازهم مشکلاتی به وجود اومد که اگه پختگی و فکر باز خواهرم و شوهرش به اندازه کافی نبود حتما مشکلات جدی به وجود میومد خواهشا فک نکنید که نه شما اگه ازدواج کنید مهربون و خوب و خوشید که میشه داستان تخیلی چون تو هر زندگی خواه ناخواه مشکلاتی به وجود میاد که سن و سال و فکر صحیح که ادم و تو اون زمان کمک میکنه حرف من اینه که شما اگه واقعا این و در خودت میبیی که به اون درجه از فکرو درک رسیدی که با هر مشکل جا نمیزنی برای مشکلاتت راه حل پیدا میکنی چرا که نه هم خدا خوشحال میشه هم خلق خدا فک نکن پدر مادرت ناراحت میشن نه اونا از ارزروشونه کی بدش میاد بچش سروسامون بگیره ولی اونا هم به فکر همینان که شما با سن کم میتئنی از پس مشکلات ریزو درشت بر بیای هرچی هم که نباشه اون دختر خانوم به هزار امید و ارزو با شما ازدواج میکنه و شما یعد از ازدواج نمیتونی دیگه از خانواده پول بخوای پس حتما باید سرکار رفتن رو هم در نظر بگیری اما شما که در این موقعیت هستی حتی یه لحظه هم نباید بزاری به درست صدمه بزنه چون ادم به دنبال پیشرفته نه پس رفت اگه واقعا میتونی اینایی که گفتم و انجام بدی که بسم الله ولی یه چیز دیگه هم هس و اونم طرف مقابل حتما حتما حتما اون شخصی که میخواین باهاش ازدواج کنینم باید این رو کاملا درک کنه که بعدا خواسته های نامعقئلی نداشته باشه اگه به اون دختر اطمینان کامل و شناخت کامل دارن این کارو بکنین چون من یکی از اقواممون دقیقا همین کارو کرد با همین شرایط ازدواج کرد باکسی که همه فک میکردن بساز خود خانواده دختره بسیار زندگی متوسط خیلی ساده زیست انا همین که چند ماه گذشت خواسته های عجیب دختره شروع شد من فلان مانتو رو میخوام و اون گوشی فلان قیمته و اینا که از همینا شروع شد و به اختلافای دیگه رسید و باعث جدایی شد دیگه الان اون زمانی که مادرو ببین و دخترو بگیر گذشته شما حتما رو این موضوع هم خیلی زیاد فکر بکنید حالا هی نگین من چه قد منفی باف مو همش نا امیدی میدم نه بله ازدواج بسیار شیرین یکی هس جدا از خواهر مادر و پدر که باهاش میتئنین مشکلات و شادی هارو تقسیم کنید ارتباط از راه درست با جنس مخالف کاملا یه نوع نیاز و یه بره ه زمانی مهمی از زندگیه بازم میگم بافکر بازو مشورت این کارو انجام بدین
با عرض سلام خدمت شما با یک روایت از پیامبر اکرم به شما پاسخ می گوییم شخصی آمد نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از فقر خود شکایت کرد پیامبر به او فرمودند ازدواج کن ثروت هیچ نقشی در ازدواج ندارد قبول اسلام و هم کفو بودن و سالم بودن اینها معیار ازدواج در اسلام است




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(ازدواج دانشجوی پزشکی) (میخوام پزشکی بخونم) (ازدواج دانشجویان پزشکی) (من دانشجوی پزشکی هستم) (ازدواج با دانشجوی پزشکی) (من زندگی بدبختی ازدواج دانشجویی) () (من و پزشکی) (من یک پزشک هستم) (من عاشق یه دختر هستم چی کار کنم ؟) (من توی زنجان درس می خونم)