پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


این نامه ای است که یک دختر خانم در یکی از سایت ها نوشته و در خواست راهنمایی دارد. از شما می خواهم که نظر خود را در این مورد بیان کنید:
«من یک دختر دانشجو شهرستان بیرجند بودم که یک سال پیش با پسری در آنجا آشنا شدم که می خواستیم با هم ازدواج کنیم و خیلی به هم علاقه داشتیم اما از وقتی که درسم تمام شد و به شهرم مشهد آمدم او خیلی سرد شده است و من خیلی ناراحتم. یک سال و نیم از این موضوع میگذره. راستش ما اولین بار در بیرجند همدیگر را دیدیم. من و یکی از دوستام با دوست پسرش می خواستیم بریم بیرون که او هم چون پسرخاله آن پسر بود با ما اومد اونجا کمی با من حرف زد و بعد از من خواست باهاش دوست شم منم ازش خوشم اومد و قبول کردم. من و او خیلی همدیگه رو دوست داشتیم هر روز از من می خواست بریم بیرون و همدیگه رو ببینیم من خیلی بهش وابسته شدم اون بهم می گفت فقط به من فکر می کنه و در آینده با هم ازدواج می کنیم منم خیلی ساده بودم بعد از مدتی از من یه رابطه فراتر خواست می گفت من شوهرتم ولی من قبول نکردم چون من اعتقادم این اجازه را بهم نمی داد من نماز می خواندم نمی تونستم. اما او باز هم اصرار کرد و من هم بالاخره قبول کردم چون خیلی دوستش داشتم 4-3 بار پیشش رفتم اما بعد از این کارم احساس گناه کردم بهش گفتم من دیگه نمی یام این کار رو دوست ندارم و دیگه پیشش نرفتم. الان بیشتر تلفنی با هم هستیم که البته من بیشتر زنگ می زنم البته اون بارها ازم خواست بازم برم می گفت این طوری بهتره اما من قبول نکردم. من 6 ماه پیش خواستم ازش دیگه جدا شم ولی دو ماه نتونستم بیشتر دوام بیارم چون داشتم دیونه می شدم هر شب با گریه می خوابیدم. اخلاق خوبی داشت از لحاظ تحصیلات هم خانواده هامون به هم میخورن. من هنوزم دوستش دارم و بهش احساسمو نشون میدم اما او مثل قبل نیست اینو بارها بهش گفتم که از دستش ناراحتم و خیلی سرد شده اما او میگه فقط گرفتار مشکلات کار بشه و وقت نداره منو ببینه وگرنه هنوز دوستم داره اما من قبول ندارم چون هر هفته واسه کارش میاد مشهد و منو نمی بینه تقریبا هر دو ماه منو میبینه. منم الان کم کم احساسم داره بهش کم میشه چون همش احساسم نادیده گرفته شده اما خیلی ناراحتم. حتی به خاطر اون چند پیشنهاد دیگه را هم رد کردم. اما الان نتیجه گرفتم که نباید به هیچ پسری دل ببندم نمی دونم چه کار کنم فقط میدونم اون آدم قبلی نیستم خیلی اوقات تنهایی گریه می کنم می ترسم نتونم دیگه کسی رو دوست داشته باشم. تو رو خدا بگین چه کار کنم.»
می خواستم بدانم که آیا این خانم با این ارتباط نامشروع باید حتما با همون شخص ازدواج کنه یا نه؟ یا اون رو فراموش کنه. در این صورت، پس تکلیف همسری که در آینده با او ازدواج خواهد کرد چه خواهد بود؟ آیا او هم باید از یک ازدواج پاک محروم باشد؟

1 پاسخ 1


با سلام برای حل مشکل پیش آمده طبق راهکارهای زیر عمل نمایید .البته در باره سطح ارتباط نا مشروع بیان شده کلامتان ابهام آمیز است و لازم است دقیق شرح دهید که این ارتباط به چه شکل بوده و ایا به اسیب منتهی شده یا نه تا در خدمتتان باشیم . به هر حال طبق راهکارهای زیر عمل نمایید تا از هزاران آسیب در کمین رهایی یابید و الا در قعر ناکامیها فرو خواهید غلطید
1- ارتباطتان با آن آقا را به این شکل سامان دهید که به او بگویید اگر قصد ازدواج با شما را دارد تا مدت معینی مثلا یک ماه دیگر به اتفاق خانواده اش به خواستگاری شما بیاید و الا بعد از آن تاریخ شما ازدواج خواهید کرد و یقینا هم همینطور عمل نمایید و تمام روابط را قطع نمایید
2- توجه داشته باشید که محبت باید دو سویه باشد و کسی را نمی توان به دوست داشتن مجبور کرد لذا اگر او شما را دوست داشته باشد با این اعلام بسراغتان می آید و الا اصرار به ازدواج نداشته باشید که خودتان را بی ارزش و سبک می نمایید و راه خواستگاران بعدی را هم سد می کنید و خودتان به بختتان لگ می زنید .
3- ازدواج ارتباط دو نفر نیست بلکه ازدواج پیوند دو خانواده است و او باید با خانواده اش به خواستگاری شما بیاید
4- شما قبل از انکه تحقیق کنید او را پسندید و به اودل داده اید و این خطر ناکترین شکل ازدواج است شما از خانواده او چه اطلاعی دارید و ایا در خانواده ایشان بیمارهای ژنتیکی وجود ندارد ؟ و آیا شرایط همسر ایده ال را دارد ؟ این شرایط چیست ؟ نقاط اختلافتان در چیست ؟ مشترکات زندگیتان چیست ؟ پس مجدد در باره ایشان ( البته بعد از خواستگاری ) تحقیق کنید و اگر شرایط همسر مناسب را در او احراز کردید جواب مقبت دهید والا نه
توجه داشته باشید که تجدید نظر الان راحتتر از اصلاح کردن کج خلقی های بعد از ازدواج است و بدانید در صد قابل توجهی از این نوع ازدواجهای مسبوق به دوستی محکوم به شکست و طلاق است مبادا شما هم دو سال دیگر آدرس دادگستری را برای طلاق جویا شوید !! دقت دقت تحقیق تحقیق و بعد انتخاب همسر و عاشق شدن نه اول عاشق شدن و....

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(من دوستش دارم اما اون اين احساسو بهم نداره) (خيلي دوستش داشتم) (نامه ای در باره دوست دختر می خواستم ) (دوست دختر)