پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


علت نیاز به یک مجتهد چیست؟

1 پاسخ 1

اگر شخصى خود بتواند براساس متدولوژى استنباط احکام از منابع تفصیلیه وظایف شرعى خود را به دست بیاورد و انجام دهد، نیازى به مرجع تقلید ندارد، اما از آنجایى که استفاده واستنباط مستقیم از کتاب و سنت، نیازمند تحصیل و فراگیرى علوم گوناگونى از جمله ادبیات عرب، فقه و اصول، منطق و تفسیر، تاریخ، حدیث، رجال و... است و همه اشخاص چنین تحصیلات و صلاحیت‏هایى را ندارند، رجوع به مرجع تقلید که عالم به این علوم و کارشناس دین است ضرورت دارد. همان طور که در بیمارى و براى سلامتى بدن و یا هر امر دنیوى و مادى دیگرى به متخصص و کارشناس مراجعه مى‏نماییم در امر دین و آخرت نیز (که به مراتب مهم‏تر از تن و دنیا است) باید به کارشناس و متخصص آن مراجعه نمود.
T} توضیح بیشتر لزوم تقلید{T
در شریعت اسلام، واجبات و محرماتى‏ وجود دارد که خداى حکیم آن‏ها را براى سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است؛ واجبات و محرماتى که اگر انسان آن‏ها را اطاعت نکند، نه به سعادتِ مطلوب مى‏رسد و نه از عذاب سرپیچى از آن‏ها -در صورت مخالفت- در امان است.
از سوى دیگر، چنین نیست که هر مسلمانى بتواند به آسانى، احکام شرعى را از قرآن و روایات و یا از عقل خود در یابد. نه قرآن مانند یک کتاب حقوقى یا رساله عملیه، احکام شرعى را به طور صریح بیان کرده است، و نه روایات معصومین‏علیهم‏السلام چنین است، و نه عقل بشر به تنهایى مى‏تواند همه احکام را دریابد.
براى شناخت احکام شرعى، آگاهى‏هاى فراوانى، از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات، و ده‏ها مسأله دیگر لازم است که آموختن آن‏ها نیازمند سال‏ها تلاش جدى است.
در چنین حالتى، مکلف خود را در برابر سه راه مى‏بیند:
نخست این‏که راه تحصیل این علم را -که همان اجتهاد است- پیش گیرد؛
دوم این‏که در هر کارى آراى موجود را مطالعه کرده، به گونه‏اى عمل کند که طبق همه آرا عمل او صحیح باشد (یعنى احتیاط کند)؛
سوم این‏که از رأى کسى که این علوم را کاملاً آموخته و در شناخت احکام شرعى کارشناس است، بهره جوید.
بى‏شک، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعى خواهد شد و از دو راه دیگر بى‏نیاز، امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.
راه دوم نیازمند اطلاعات کافى از آراى موجود در هر مسأله و روش‏هاى احتیاط است و در بسیارى از موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را مختل مى‏کند.
این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعى ندارد و در هر مسأله تخصصى دیگر وجود دارد. مثلاً یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار مى‏شود. او براى درمان بیمارى خود یا باید خود شخصاً به تحصیل علم پزشکى بپردازد، یا تمام آراى پزشکان را مطالعه کرده، و به گونه‏اى عمل کند که بعداً پشیمان نشود، و یا به یک پزشک متخصص رجوع کند.
راه اول او را به درمان سریع نمى‏رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است، و او را از کار تخصصى خود، که مهندسى است، باز مى‏دارد. لذا او بى‏درنگ از یک پزشک متخصص کمک مى‏گیرد و رأى او را عمل مى‏کند.
او در عمل به رأى پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات مى‏دهد، بلکه در اغلب موارد، درمان نیز مى‏شود. مکلف نیز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى‏دهد، بلکه به مصالح احکام شرعى نیز دست مى‏یابد.
پاسخ به شبهات که در زمینه تقلید مطرح است
--ممکن است گفته شود:تقلید به معناى رجوع جاهل به عالم است. علت این‏که مجتهدان تقلید را بر مردم واجب کرده‏اند، این است که مردم را جاهل و بى‏سواد مى‏دانند. همین نکته باعث مى‏شود قشر تحصیل کرده هرگز سراغ تقلید نرود.
پاسخ: اولاً: این‏که تقلید، رجوع جاهل به عالم است، هیچ بار منفى براى مقلد ندارد؛ زیرا جاهل در این‏جا به معناى جاهل نسبى است، یعنى کسى که در مسائل شرعى، مجتهد و کارشناس نیست، گرچه خودش در مسائل دیگرى متخصص و کارشناس باشد، و یا حتّى در مسائل فقهى از آگاهى نسبى خوبى برخوردار باشد.
خودِ مجتهدین نیز در مسائل دیگر به متخصص رجوع مى‏کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره مى‏دانند. نمونه بارز آن حضرت امام خمینى؛ بود که پزشک معالج ایشان گفت: تا به حال کسى را ندیده‏ام که این قدر در درمان، مطیع پزشک باشد.
مردم به طورى عادى، در زندگى روزمره خود، هر جا به کارى نیاز پیدا کنند که تخصص کافى را در آن ندارند، به متخصص و خبره آن کار رجوع مى‏کنند. پزشک براى تعمیر ماشین خود به مهندس و مکانیک رجوع مى‏کند و مهندس براى درمان به پزشک و هیچ یک از آن‏ها، جهل خود در آن زمینه را اهانت به خود حساب نمى‏کنند؛ زیرا رجوع به خبره یعنى دنبال علم و تخصصِ متخصصان رفتن. در جهان امروز، تحقیق در همه علوم براى یک نفر کارى است غیر ممکن و غیر ضرور. امروز اکثر قریب به اتّفاق روحانیون در مسائل شرعى تقلید مى‏کنند؛ زیرا یا هنوز مقدمات اجتهاد را تحصیل نکرده‏اند، و یا نیازى به آن احساس نمى‏کنند، و وقت خود را در تخصص‏هاى دیگر علوم دینى صرف کرده‏اند.
--- پرسش: تقلید، پذیرفتن بدون دلیل است، و عقل انسان چیزى را بدون دلیل نمى‏پذیرد.
پاسخ: عقل انسان هرگز چیزى را بدون دلیل نمى‏پذیرد، امّا تقلیدى که مسلمان‏ها از آن بحث مى‏کنند، پذیرش بدون دلیل نیست. مثلاً مجتهد به مسأله وجوب خمس فتوا مى‏دهد، و دلیل او آیه مبارکه 41 سوره انفال و روایاتى است که در این زمینه وارد شده است. مقلد نیز هرگز این فتوا را بدون دلیل نمى‏پذیرد؛ دلیل او براى پذیرش فتواى مجتهد، این است که مى‏داند خداوندِ حکیم تکالیفى را براى انسان معیّن کرده است، یعنى بعضى کارها را بر او واجب یا حرام کرده است، و احتمال مى‏دهد که یکى از این واجبات، وجوب خمس باشد. همین مقدار از علم او به احکام، او را مسئول مى‏کند. لذا باید آن احکام را بشناسد و ببیند آیا خمس واجب است یا نه و چه شرایطى دارد، امّا فهم این احکام از قرآن و سنّت و عقل و اجماع، نیازمند مقدمات فراوان و آشنایى با علوم بسیارى است. پس او که در این علوم متخصص نیست، باید از راه دیگرى این احکام را بشناسد و آن راه، رجوع به متخصصان این علوم است، در واقع، دلیل مقلد براى پذیرش فتواى مجتهد همان دلیل او بر لزوم تقلید است. پس او با دلیل، به فتواى مجتهد عمل مى‏کند، نه بدون دلیل.
به عبارت دیگر، عقل حکم به لزوم تقلید مى‏کند. پس تقلید مبتنى بر عقل است. تقلیدى که قرآن به بت پرستان نسبت داده است، تقلید بدون دلیل و صرفاً از روى عادت است. اسلام، تقلید یهودیان از علمایشان را نکوهش کرده است (آیه 31 سوره توبه و آیه 78 سوره بقره) امام صادق‏علیه‏السلام درباره علت این نکوهش، فرمود: M}«یهودیان مى‏دانستند که علمایشان احکام خدا را به دلیل مصالح شخصى خود تغییر مى‏دهند و باز از آن‏ها تقلید مى‏کردند. اگر مردم ما نیز چنین کنند، مانند آن‏ها نکوهش مى‏شوند. هر فقیهى از امّت ما که نفس خود را مواظبت کند و از دینش پاسدارى نماید، با هواى نفس مخالفت و فرمان مولاى خود را اطاعت کند؛ سزاوار است که مردم از او تقلید کنند»{M.4
بنابراین، مهم ترین دلیل بر جواز تقلید از فقها، علاوه بر آیات و روایات، سیره و روش عقلا در طول تاریخ می باشد. سیره و روش عقلا این است که هر مسأله ای به اهل فن آن مراجعه می نمایند. و بارزترین علامت آن، وجود میلیون ها شغل فنی در جامعه انسانی می باشد. کسی که دستگاه گران قیمتی دارد، در صورت خرابی آن، هرگز خودش به تعمیر آن نمی پردازد بلکه آن را به متخصصان آن دستگاه می سپارد.
بنابراین چگونه ممکن است در مورد دین که سرنوشت دنیا و آخرت انسان به آن بستگی دارد، بی مبالاتی صورت گرفته و به متخصص آن مراجعه نشود و عنان دین رها گردد و یا دین به دست هر کس و ناکسی سپرده شود و این مانند این است که انسان رانندگی خودرو خویش را به دست افراد ناشی بدهد.
البته این تقلید با تقلید از بیگانگان در مسائل فرهنگی و آداب و رسوم اجتماعی، تفاوت دارد زیرا تقلید از بیگانه در مسائل فرهنگی و‌آداب اجتماعی موجب نابودی هویت ملی و مذهبی می گردد و از این رو باید هر مسلمانی افزون بر حفظ ایمان و اعتقاد، به رسوم ملی و فرهنگی خود پای بند بوده و فریضه بیگانگان نشود و کوشش نماید تا استقلال خود را در تمام ابعاد فرهگی، اتجتماعی، هنری و ... نگه دارد. ولی توجه به این نکته لازم که این مطلب منافاتی با بهره گیری از دانش و فن آوری و عوامل پیشرفت اقتصادی آنان ندارد.
امیدواریم موفق باشید.

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(مجتهد چیست) ()