پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


شرایط ازدواج موقت چیست؟ یعنی آیا هر کسی در هر زمانی می تواند این عمل را انجام دهد؟ آیا در جامعه فعلی قابل دفاع است؟ چه فوایدی دارد؟ لطفا سوالات بالا را با منابع و دلایل موثق پاسخ دهید.

1 پاسخ 1

ازدواج موقت حکمی الهی و از سنت های حسنه اسلامی و مورد اتفاق نظر تمامی فقهای شیعه است قانون مدنی ایران نیز چون تحت تأثیر فقه شیعه است، از ابتدا تا به امروز نکاح منقطع را به رسمیت شناخته است. V}مواد 1075: 1076، 1077، 1113، 1152 {V به رغم پذیرش این نوع نکاح در شرع و قانون، در زمینه اجرای آن ، همواره بحث بین معتقدان و منتقدان این نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آن است که هر گروهی با دیدگاه و از زاویه‏ای خاص به قضاوت می‏نشیند. برای قضاوت بین این دو عقیده و اشراف به بحث، لازم است ادله هر گروه بررسی شود:
T} یک. ادله منتقدان نکاح منقطع: {T
1ـ1. عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و...!!
در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و... وارد است.
1ـ2. عده‏ای دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند.
در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟
به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.
نکته دیگر اینکه مخالفان گمان می‏کنند در عقد نکاح منقطع فقط مرد است که بهره می‏برد و زن در اینجا هیچ بهره‏ای نمی‏برد؛ در حالی که بهره‏مندی این دو طرفینی است و همان‏طور که زن در مقابل مرد تکالیفی دارد، دارای حقوقی نیز است.
1ـ3. عده‏ای دیگر متعه و نکاح منقطع را سدّی در جهت تشکیل خانواده می‏دانند، چرا که افراد اگر برای ارضای نیازهایشان به سهولت دسترسی به دیگری داشته باشند، انگیزه‏شان برای تشکیل دائمی خانواده کم می‏شود. V}اسماعیل هادی، دورنمای حقوقی ازدواج موقت، ص 90 ـ 75{V
در پاسخ می‏گوییم: همان‏طوری که شما با دید منفی نگاه می‏کنید و این امر را سدی برای تشکیل خانواده می‏دانید، ما از زاویه مثبت به این نهاد می‏نگریم و آن‏را زمینه‏ساز تشکیل خانواده دائمی می‏دانیم
T} ب. ادله موافقین نکاح منقطع: {T
2ـ1. عده‏ای از موافقین معتقدند: در اجتماعی که دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشکل‏تر می‏شود، ازدواج موقت راهکار مناسبی است تا افراد بتوانند در کنار یکدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می‏شود.
2ـ2. اگر این نوع ازدواج در غیاب نکاح دائم تجویز نشود، افراد برای ارضای روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می‏آورند و بدیهی است که این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی برخوردار نیست. در حالی که نکاح منقطع برای طرفین تعهد و مسئولیت ایجاد می‏کند. برای نمونه زن می‏تواند از زوج طلب نفقه کند یا اینکه مشخص شود اگر فرزندی حاصل شد، چه تکلیفی دارد. هر یک از این مسئولیت‏ها می‏تواند ضمانت قانونی داشته باشد.
حال اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی که به دنیا می‏آید، تکلیفش چیست؟ در اینجا مرد می‏تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسئولیت او شانه خالی کند.
2ـ3. کسانی که نمی‏توانند بار مسئولیت پیمان دائم را بر دوش بکشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضای جنسی آنان است. برتراند راسل می‏گوید: «در عصر حاضر بدون اختیار ازدواج به تأخیر می‏افتد، در حالی که صد تا دویست سال قبل تحصیلات دانشجو در هر رشته‏ای که بود در هجده سالگی تمام می‏شد... اما در حال حاضر از سن بلوغ تا 30 سالگی که فرد آمادگی برای زندگی حاصل می‏کند (یعنی 15 سال) می‏گذرد که دقیقاً دوران بحران جوانی و نمو غریزه جنسی است... برای مقابله با این بحران و پاسخگوئی به نیازهای جنسی در حالیکه فرد نمی‏تواند مسئولیت زندگی دائمی را بپذیرد، چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کرد و آن‏ها را مجبور نمود که در جوانی ازدواج کنند که این معقول نیست یا باید به آن‏ها اجازه دهیم قوای غریزی خویش را در فاحشه خانه‏ها مصرف نمایند که این مستلزم بروز عوارض روحی و امراض مقاربتی است، پس فقط یک راه باقی می‏ماند و آن ازدواج موقت است». V}حسین صفائی، اسدالله امامی، حقوق خانواده صفحه 22 {V
2ـ4. دختر و پسری که می‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، لازم است هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند. در همین راستا نکاح منقطع می‏تواند یک دوره آزمایشی برای ازدواج دائم باشد که افراد سنتی و مذهبی به خوبی می‏توانند از این نهاد می‏توانند استفاده کنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است. V}سید رضی شیرازی، بن‏بست‏های اجتماعی، صفحه‏ 16{V
اینک با تمام این اوصاف خود شما به قضاوت بنشینید و معایب و محاسن را در دو کفه ترازو بگذارید و نظاره کنید که کفه ترازو به نفع کدام گروه سنگین‏تر است؟
T} دید منفی نسبت به ازدواج موقت{T
با این همه محاسن و خوبی‏هایی که ازدواج موقّت دارد و در واقع در غیاب ازدواج دائم بهترین راهکاری است که می‏توان ارائه کرد، پس چرا بازتاب اجتماعی آن پسندیده نیست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با دید مثبت به آن نمی‏نگرند؟ در جواب به این پرسش می‏توان به علل زیر اشاره کرد:
1. سوء استفاده برخی افراد از این نوع ازدواج، سبب شده جلوه‏ای نامیمون از آن نهاد حقوقی به جای بماند و عده‏ای نیز با بیان این سوء استفاده‏ها، اصل این نوع ازدواج‏ها را زیر سؤال برده‏اند.
2. جامعه امروزین ما بیشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالی که یکی از ارکان این فرهنگ هرج و مرج و بی‏بند باری جنسی است. طبق این آموزه بهره‏مندی هر چه بیشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئولیتی در مقابل او ـ مورد تأکید قرار گرفته، رایج می‏شود! روشن است افرادی که با این فرهنگ مأنوس می‏شوند، یاد می‏گیرند که تن به محدودیتی در خصوص روابط جنسی ندهند و خود را محصور به یک نفر نکنند و در عین حال مسئولیتی نداشته باشند.
3. تبلیغات منفی گروه‏ها و افراد که درباره این نوع ازدواج، عامل دیگر بعضی از مخالفت ها است؛ زیرا عده‏ای قائل به ارتباط آزاد بین دختر و پسر می‏باشند!! بدیهی است این عده چون منافع و یا اعتقاداتشان چنین ارتباطاتی را اقتضا می‏کند، درباره این نوع ازدواج تبلیغات منفی می‏کنند.
4. در این نوع ازدواج، گمان بانوان آن است که هیچ حق و حقوقی ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. این امر سبب مخالفت ایشان با این نوع ازدواج می‏شود.
با این اوصاف برخی از دختران و پسران در عین حال که با افراد متعددی ارتباط دارند و روابط نزدیکی را با آنها برقرار می‏کنند و احیاناً لطمات روحی و جسمی متعددی نصیبشان می‏شود؛اما حاضر نیستند که طی یک عقد حقوقی و با ضمانت قانونی، با یک نفر ارتباط منضبط و مسئولیت‏آور داشته باشند! این نشانگر برخورد احساسی با مسئله ازدواج موقّت و غریزه جنسی است و مخالفت برخی از ایشان نیز می‌تواند به جهت هواپرستی و شهوت‏رانی باشد. برای أگاهی بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب‌های زیر مراجعه کنید:
تحریرالوسیله، امام خمینى، شرایط ازدواج موقت.
ازدواج موقت نیاز امروز(بحت تاریخی، تفسیری، فقهی و اجتماعی)، عباس عباس‌زاده، نشر شاکر،
ازدواج موقت تعدد زوجات، ذبیح الله علی زاده اشکوری،انتشارات فردوس.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(ازدواج موقت یعنی چه) (معایب و محاسن ازدواج موقت)