پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در اسلام ازدواج موقت برای جوانی که نمی تواند ازدواج دائم داشته باشد تجویز شده اما چنین ازدواجی کمی تخیلی به نظر می رسد چون دخترها که باید حتما از ولی خود اجازه بگیرند که به احتمال نود درصد اجازه نمی دهند زن های بیوه ای هم که حاضر به ازدواج موقت باشند بسیار محدود و قابل شناسایی نیستند پس ملاحظه می شود که عملا احتمال شکل گیری چنین چیزی در عمل نزدیک به غیرممکن است پس چرا اینقدر از حکمت چیزی سخن گفته می شود که نزدیک به غیرممکن است یا فتوای فقها غلط است یا حرف های استاد مطهری(ره) از اعتبار ساقط چون در چنین وضعی جوان ما جز رهبانیت هیچ راه دیگری ندارد چه کسی پاسخگویی این رنجی است که امثال من که سعی می کنند به دین مقید باشند وجود دارد چه بسا کمتر کسی را می شناسم که تاب تحمل داشته باشد و به فجیع ترین گناهان همچون استمناء دچار می شوند به خصوص اینکه در خانواده ای کم جمعیت باشد یا احساس تنهایی شدیدی کند مثل این دانشجویانی که از شهر خود دور می شوند آخر کجاست این پویایی دین اسلام ما که در تخیل زندگی نمی کنیم ما در واقعیت زندگی می کنیم یک اعتراف کنید و کار را خلاص کنید و بگویید که کم آورده ایم!

1 پاسخ 1

در رابطه با ازدواج موقت توجه به چند نکته ضرورى است: 1) پیشینه ازدواج موقت در اسلام، از زمان پیامبر(ص) مشروعیت داشته و در زمان ابوبکر نیز عمل مى‏شده است؛ ولى خلیفه دوم آن را منع نمود. این روایت مکرر در متون شیعه و اهل سنت نقل شده است که خلیفه دوم اعلام کرد: «متعتان کانتا فى عهد رسول‏اللّه‏ و انا احرمهما و اعاقب علیهما» و یا «انا محرمهما و معاقب علیهما»؛ یعنى، دو متعه (متعه الحج و متعه زنان) در زمان پیامبر(ص) وجود داشت ولى من آن دو را تحریم نموده و عامل آنها راعذاب مى‏کنم. و این یکى از هفتاد مواردى است که خلیفه برخلاف نص دست به اجتهاد رأى زده است. براى آگاهى بیشتر ر.ک: اجتهاد در مقابل نص، علامه سید شرف‏الدین. 2) فرق متعه و ازدواج دائم این است که در اولى زمان فسخ از اول مشخص است و نیاز به صیغه و عقد یا ایقاع جدیدى ندارد؛ ولى در دومى طلاق نیاز به اجراى صیغه دارد. اکنون سؤال مى‏شود اگر کسى زنى را به عقد دائم درآورد و پس از یک ساعت صیغه طلاق جارى کرد، آیا به نظر مستهجن نمى‏رسد؟ در حالى که از نظر شرعى و حقوقى هیچ اشکالى ندارد. پس چرا یکى مورد تمسخر قرار مى‏گیرد و دیگرى نه؟ سرّ قضیه آن است که از اول داورى نادرستى نسبت به ازدواج موقت در ذهن‏ها وجود دارد؛ ولى نسبت به دومى چنین نیست. و همین پیش داورى‏ها راهزن عقل و اندیشه و بررسى صحیح است. 3) برخى، ازدواج موقت را با فحشا برابر دانسته‏اند؛ در حالى که هرگز چنین نیست. ازدواج موقت، هنجارها و قوانین ویژه‏اى دارد، از جمله این که در حال ازدواج موقت، زن حق ارتباط جنسى با دیگران را ندارد و پس از اتمام دوره آن باید مانند زن مطلقه عده نگهدارد. بنابراین پس از متعه یک ساعته نیز عده وجود دارد و از این طریق بهداشت جنسى و بهداشت نسل مانند ازدواج دائم رعایت مى‏شود. هم‏چنین فلسفه متعه تأمین مشروع و قانونمند نیازهاى جنسى موقت مى‏باشد. به عبارت دیگر در شرایطى که امکان بهره‏ورى غریزى از طریق ازدواج دائم مقدور نیست سه راه فراروى انسان قرار دارد: 1- رهبانیت و سرکوب غریزه جنسى. چنین چیزى نه مطلوب است (زیرا موجب بسیارى از فشارها و ناراحتى‏هاى روانى مى‏گردد) و نه ممکن است، مگر براى افرادى بسیار نادر و در غالب افراد به انحرافات جنسى و در نهایت به نوعى عصیان و انفجار اجتماعى مبدل مى‏شود. 2- هرج و مرج جنسى؛ این روش مفاسد بسیارى در پى دارد. از جمله: از بین رفتن بهداشت نسل، پدید آمدن انواع بیمارى‏هاى جسمى مانند: ایدز و ... از دست رفتن علایق، سست شدن پیوندهاى خانوادگى و تعهدناپذیرى مردان در تشکیل خانواده. 3- داشتن برنامه‏اى روشمند و مضبوط که علاوه بر تأمین بهداشت نسل و سوق ندادن‏جامعه به التذاذات آنى و گریز از تعهد خانوادگى بتواند نیازهاى غیر دائم جنسى را تأمین کند و مانع انحرافات جنسى نیز بشود. این برنامه همان ازدواج موقت است و با فحشا بسیار تفاوت دارد. زیرا با نگاه داشتن عده اختلاط نسلى از بین مى‏رود. اگر زن حامله شده باشد باید تا آخر حمل عده نگه دارد. افزون برآن بیمارى ناشى از مقاربت‏هاى متنوع و پشت سر هم نیز پدید نمى‏آید. 4- امروزه با توجه به مشکلات بسیار دوران جوانى و طولانى بودن زمان تحصیل، برخى از متفکران و اندیشمندان غربى مانند راسل و... نیز پیشنهاد نوعى ازدواج موقت براى رهایى از خطرات و آفات هرج و مرج جنسى را مى‏دهند؛ در حالى‏که در گذشته، غرب، شدیدا اسلام را در این رابطه سرزنش مى‏نمود. براى آگاهى بیشتر ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى. ناگفته نماند ازدواج موقت باید با کسی انجام گیرد که زندگی آینده او به خطر نیفتد مانند برخی خانم هایی که شوهر خود را از دست داده اند و سنی از آنها گذشته است .اما متاسفانه برخی با شنیدن بحث ازدواج موقت زندگی آینده دختران جوان خود را در خطر می بینند که چه بسا همین توهم در جامعه ما باعث شده که با ترویج ازدواج موقت مخالفت شود. همچنین ازدواج موقت باید راهی برای ارضای شهوت کسانی باشد که دسترسی به همسر خود را ندارند و تحت فشار می باشند .اما متاسفانه برخی زیاده طلبان به این بهانه کانون زندگی خود و دیگران را متزلزل می کنند وجود چنین موارد سوءاستفاده موجب شده است که در فرهنگ عمومی جامعه با نگاه منفی به این مسئله بنگرند.در صورتی که با رعایت دو مورد فوق از بهترین راههای کنترل شهوت و جلوگیری از فساد و تزلزل خانواده هاست.
بـررسـى و مـطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام , این حقیقت را روشن مى سازد ,که قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى , وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد . احـکـام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى , جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشردر ادوار زندگى است . یکى از نیرومندترین غرایز در وجود انسان , غریزه جنسى است . این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است . تـشـریـح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجراى صحیح وارضاى آن بطور شایسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـیـن حال که در جلوگیرى ازآلودگیها و نگهدارى عفت انسان نقش مؤثرى به عهده دارد , در تمام شرایط نمى تواند پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد . از ایـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود . چهره ازدواج موقت از دیدگاه قرآن و حدیث قرآن مجید در این زمینه مى فرماید: «فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه؛ مهر تعیین شده زنانى را که به عنوان ازدواج موقت , عقد کـردیـد , بـپـردازیـد». (1)این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است . درباره این قانون عالى نیز احادیثى از پیشوایان اسلام آمده است . بـراى نـمـونه پاره اى از آنها را یادآور مى شویم: 1- عبداللّه بن مسعود مى گوید : در یکى از جنگها هـمـراه پیغمبر (ص ) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گـرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است کارى کنیم که غریزه جنسى در وجود ما به کلى از بین برود ؟آن حضرت ما را از این کار بازداشت . و اجـازه داد کـه ازدواج موقت کنیم و این آیه را خواند: یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل اللّه لـکـم و لا تـعـتـدواان اللّه لا یـحـب المعتدین (2)؛ اى گرویدگان به اسلام , کارهاى پـاکـیـزه اى کـه خـدا بـراى شـمـا حـلال کـرده بـر خـودحـرام نـکـنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمى دارد». 2- على علیه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهى نکرده بود , جز انسان هاى بدبخت کسى به زنا دست نمى زد. (3) 3- امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست.(4) ازدواج موقت در حقوق اسلام ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتى اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , این دو را از یکدیگر ممتاز مى سازد یکى این است که درازدواج موقت زن و مـرد تـصـمیم مى گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرایطى که در کتابهاى فقهى ذکرشده است پیمان ازدواج را تمدید مى کنند . دیـگـر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط , آزادى بیشترى دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در ایـن ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از یکدیگر ارث نمى برند و همچنین ... فرزندى که در این ازدواج بوجود مى آید با فرزند ازدواج دائمـى یکسان است وهیچگونه تفاوتى با هم ندارند در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یکسان مى باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دخـتـر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همانطور که درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه یا سه ماه ( در پاره اى از موارد ) مى باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست (5)فلسفه ازدواج موقت در پیش نوشته شد که ازدواج دائم نمى تواند بـه تـنـهائى پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد زیرا در زندگى ضرورتهایى براى بیشتر مردان پـیـش مـى آیـد کـه مـعـمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خویش از آنان سلب مى گردد بدون تردید , در این مدت غریزه جنسى , آنان را در بحران شدیدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگیهایى پیش آید . موضوع دیگرى که جدا باید مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد مساله جوانانى است که به سن بلوغ مى رسند . ایـنـان بـا رسـیدن به این سن , در آستانه بیدار شدن غریزه جنسى گام مى گذارند و معمولا هم نمى توانند به زودى ازدواج کنند . در این سالهاست که جوانان به راههاى حرام مى افتند. برتراند راسل مى نویسد در دنیاى امروز ضرورتها و مشکلات اجتماعى و اقتصادى بر خلاف تدبیر و مـیـل مـا ازدواج جوانان را به تأخیر افکنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یک دانشجو تـحـصـیلات خود را هیجده و بیست سالگى خاتمه مى داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ براى ازدواج آمـاده بـود و بـسـیار اندک بودند کسانیکه تا سى و یا چهل سالگى براى رشته هاى علمى و تخصصى , زحمت مى کشیدند . امـا در عـصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگى وارد رشته هاى تخصصى علمى و صنعتى مـى شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتى نیز در جستجوى وسیله تامین معاش برمى آیند معمولا پس از سى و پنج سالگى قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود . پس جوانان امروز مدتى طولانى را در فاصله میان بلوغ و ازدواج که بخشى بسیار حساس و دوران نمو جنسى و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوى و هوس و ظواهر فریبنده زندگى است , مى گذارنند . مـا نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشرى ساقط کنیم و اگرما بخواهیم حـسـابـى بـراى این بخش طولانى و حساس عمر باز نکنیم و فکرى در این باره ننماییم نتیجه آن شـیـوع فساد و بى اعتنایى نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پـس چـه باید کرد؟ برتراند راسل دربرابر این سؤال مى گوید: راه صحیح براى حل این مشکل ایـن اسـت که قوانین مدنى براى این بخش حساس از عمر یکنوع ازدواج موقتى را براى دختران و پسران روا دارند که موجب تحمیل بار مشکلات زندگى عائلى و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحى بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نـیـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـیـده مـى شـود آیـا در ایـن شـرایـط کـه استفاده از ازدواج دائم امکان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسى چه باید کرد ؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت کشید و رهبانیت اختیار کرد؟ و آیا همه جـوانان حاضرند تحمل کنند و عفت و پاکى خویش را حفظ کنند ؟ یا بایدفکر دیگرى کرد ؟در این جـا دو راه بـیـش نـیـسـت یـکى اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه , راه صحیحى است ؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش , دیگر مـرد زنـدگـى و زن خانواده خواهند بود ؟راه دیگر اینکه ازدواج موقت را براى آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند . بى شک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیر این صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است که در جرائد و مجلات به چشم مى خورد: یکى از مجله هاى آمریکا به نام ویسپرد مى نویسد: شـمـاره اطفال غیر قانونى به ده میلیون مى رسد و در فرانسه از هر صد کودک هفت نفر آنها غیر مشروع مى باشد. (6)بـسـیـار تـأسـف انـگیز است که عده اى در پندار خویش از همین راهها مشکلات جوانان رادر بحران هاى مذکور حل کرده و ارزشهاى اخلاقى آنان را به کلى از نظر دورمى دارند . ایـنـان تـجـویز مى کنند که جوانان در گناه و بى عفتیها فرو روند اما اجازه نمى دهند که از قانون عـالـى ازدواج مـوقـت اسـتـفاده کنند به یقین قضاوتهاى بیجاو ایرادهایى هم که کرده اند از آنجا سـرچـشـمه مى گیرد که این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانکه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعى آن را ارزیابى نکرده اند . مـخـالـفـان ازدواج موقت چه مى گویند؟ مخالفان قانون ازدواج موقت به گمان خود ایرادهایى کـرده انـد کـه مـا براى روشن شدن مطلب, آنها را ذکر مى کنیم و پاسخ هریک را یادآور مى شویم: T}اشـکال1:{T پیمان زناشویى اگر موقت باشد زن و مرد نمى توانند پیوند مهر و دوستى را با یکدیگر محکم سازند . پاسخ: این اشکال در اثر توجه نداشتن به حکمت تشریع این قانون پیدا مى شود زیراهمان طور که در پیش گفته شد ازدواج دائم براى جوابگویى به خواسته هاى جنسى کافى نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزه جنسى از راه صحیح و عاقلانه در شرایطمذکور تشریع شده است . اگـر این ازدواج هم به منظور تشکیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یکدیگر تشریع شده بود این اشکال مورد داشت ولى با توجه به حکمت تشریع این قانون , دیگر موردى ندارد . بلکه مى توان گفت ازدواج موقت بهترین راه براى کسانى است که در آستانه ازدواج قرار گرفته و مـى خواهند توافق اخلاقى بین خویش و همسرى را که ازدواج با اورا در نظر دارند به دست آورند زیـرا در ایـن صـورت آنـان مـى توانند مدتى با هم ازطریق مشروع معاشرت کنند و از خصوصیات اخلاقى یکدیگر آگاه کردند تا پس از توافق اخلاقى , ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند . T}اشکال 2:{T ازدواج موقت در اجتماع شیعه از ناحیه زنان و دختران استقبال نشده است . پاسخ: باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت , از کجا پیدا شده است . بـدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفاده هایى است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند . بدیهى است که این سوء استفاده ها را نباید به حساب اصل قانون گذارد . در پـیش نوشته شد که ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام دیندارى , شرایط ومقرراتى دارد که باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهار چوبه آنهااین ازدواج را واقع سازند . تـردیـدى نـیست که اگر حدود و شرایط مذکور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یک صیغه قـنـاعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت وانزجار مى گردد و افکار عمومى را نسبت به این قانون مقدس و عالى بدبین مى کند. T}اشکال 3:{T ازدواج موقت با اجاره و کرایه دادن فرقى ندارد و مایه سقوط شخصیت زن مى گردد. پـاسخ: این اشکال از اشکالات گذشته سست تر و بى پایه تر است زیرا اولا عقد ازدواج موقت ربطى به اجاره ندارد . گـواه بـر این مطلب اینکه طبق تصریح فقهاى ما اگر عقدازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید آجرتک نفسى من خودم رابتو اجاره دادم صحیح نخواهد بود . ثانیا ازدواج موقت با دائم از این جهت تفاوتى ندارد همانگونه که بودن مهر درازدواج دائم منافاتى بـا شـخـصـیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانى او نمى شود در این مورد نیز چنین است زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذکر مدت است . راسـتـى شـگـفـت انـگـیز است که زنى با اختیار خود با مردى حاضر به ازدواج موقت مى شودزن کـرایـه یـى است و در منطق اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل داده است ولى زنانیکه با کمال بـى شـرمـى با آنهمه حرکات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش مى گذارند و یا در مجالس شب نشینى و رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى غرایز آنها حنجره خود را پاره مى کنند و یا هزار و یکنوع معلق مى زنند آنهازن کرایه اى نیستند ؟و همچنین زنانى که در یـک آن داراى رفیقهاى متعددى هستند به نظر اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل نداده اند اگـر واقـعـا دلـسوزند و مى خواهند شخصیت زن راحفظ کنند , فکرى براى زنان مراکز فحشا که معمولا در تمام اجتماعات ناسالم وجوددارد , بنمایند . آیا زنان آنجا از زندگى شرافتمندانه انسانى برخور دارند ؟ وآیا آنان مى توانند براى خود شخصیتى احساس کنند ؟ آیا وضع ناراحت کننده و زندگى فلاکت بار آن طردشدگان اجتماع , از زندانیان محروم و یا بردگانى که در دورانهاى گذشته تاریخ زندگى مى کردند , منفورتر نیست ؟ T}اشکال 4:{T بـا فـرزنـدانى که از راه ازدواج موقت به دنیا مى آیند چه باید کرد ؟ پاسخ: در پیش خواندیم که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم هیچ فرقى ندارد بنابراین , پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مـانـنـد فرزندان ازدواج دائم نگهدارى کند و اگر فرضا در چنین موردى پدر از وظیفه خویش کـوتـاهى کند حاکم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق فرزند خویش ملزم سازد اگر بـرخـى ازمـردم نـسـبـت به وظیفه خویش , کوتاهى مى کنند , ربطى به اصل تشریع این ازدواج نداردچنانکه در ازدواج دائم نیز افرادى پیدا مى شوند که از وظایف خویش در مورد فرزندو همسر خویش سرباز مى زنند . بدیهى است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد , ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشکلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود . بنابراین روشن شد که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم در یک رتبه و مقام هستند و از نظر احکام اسلامى نیز با هم فرقى ندارند چنانکه در صدر اسلام برخى ازصحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال کسى نسبت به آنان به نظر تحقیر نمى نگریست و در احکام و شخصیت , همسطح با سایر مسلمانان بودند. بیست پاسخ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق 1 - سـوره نـساء آیه 221 - صحیح مسلم ج 3 ص 3120 - وسائل ج 14 ص 4440 - وسائل ج 14 ص 5438 - احکام عده به تفصیل در رساله توضیح المسائل مذکور است . 6 - حقوق زن در اسلام و جهان ص 214 به نقل از سایت تبیان

T} دیدگاه‏ها در مورد ازدواج موقت{T
نسخ حکم نکاح منقطع و عدم آن یکی از موارد اختلافی بین اهل سنت و شیعیان است؛ چرا که گروه اول معتقدند این تأسیس حقوقی از سوی پیامبر اسلام به دستور خداوند متعال قرار داده شد؛ لیکن به جهت گذشتن و سپری شدن آن وضع خاص، به دست خلیفه دوم نسخ گردید. این عده در اثبات اعتقادشان به ادله سه گانه (قرآن، سنت و اجماع) استناد کرده‏اند. در مقابل، گروه دوم (شیعیان) معتقدند: حکم الهی قابل نسخ به دست هیچ کس نیست و فقط پیامبر(ص) می‏تواند حکم را نسخ کند. از این رو آنان حکم نکاح منقطع را تا به امروز جاری و ساری می‏دانند و در جای خود به طور مفصل به ادله اهل سنت پاسخ می‏دهند.
قانون مدنی ایران نیز چون تحت تأثیر فقه شیعه است، از ابتدا تا به امروز نکاح منقطع را به رسمیت شناخته است. V}مواد 1075: 1076، 1077، 1113، 1152 {V به رغم پذیرش این نوع نکاح در شرع و قانون، همواره بحث بین معتقدان و منتقدان این نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آن است که هر گروهی با دیدگاه و از زاویه‏ای خاص به قضاوت می‏نشیند. برای قضاوت بین این دو عقیده و اشراف به بحث، لازم است ادله هر گروه بررسی شود:
T} یک. ادله منتقدان نکاح منقطع: {T
1ـ1. عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و...!!
در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و... وارد است.
1ـ2. عده‏ای دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند.
در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟
به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.
نکته دیگر اینکه مخالفان گمان می‏کنند در عقد نکاح منقطع فقط مرد است که بهره می‏برد و زن در اینجا هیچ بهره‏ای نمی‏برد؛ در حالی که بهره‏مندی این دو طرفینی است و همان‏طور که زن در مقابل مرد تکالیفی دارد، دارای حقوقی نیز است.
1ـ3. عده‏ای دیگر متعه و نکاح منقطع را سدّی در جهت تشکیل خانواده می‏دانند، چرا که افراد اگر برای ارضای نیازهایشان به سهولت دسترسی به دیگری داشته باشند، انگیزه‏شان برای تشکیل دائمی خانواده کم می‏شود. V}اسماعیل هادی، دورنمای حقوقی ازدواج موقت، ص 90 ـ 75{V
در پاسخ می‏گوییم: همان‏طوری که شما با دید منفی نگاه می‏کنید و این امر را سدی برای تشکیل خانواده می‏دانید، ما از زاویه مثبت به این نهاد می‏نگریم و آن‏را زمینه‏ساز تشکیل خانواده دائمی می‏دانیم
T} ب. ادله موافقین نکاح منقطع: {T
2ـ1. عده‏ای از موافقین معتقدند: در اجتماعی که دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشکل‏تر می‏شود، ازدواج موقت راهکار مناسبی است تا افراد بتوانند در کنار یکدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می‏شود.
2ـ2. اگر این نوع ازدواج در غیاب نکاح دائم تجویز نشود، افراد برای ارضای روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می‏آورند و بدیهی است که این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی برخوردار نیست. در حالی که نکاح منقطع برای طرفین تعهد و مسئولیت ایجاد می‏کند. برای نمونه زن می‏تواند از زوج طلب نفقه کند یا اینکه مشخص شود اگر فرزندی حاصل شد، چه تکلیفی دارد. هر یک از این مسئولیت‏ها می‏تواند ضمانت قانونی داشته باشد.
حال اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی که به دنیا می‏آید، تکلیفش چیست؟ در اینجا مرد می‏تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسئولیت او شانه خالی کند.
2ـ3. کسانی که نمی‏توانند بار مسئولیت پیمان دائم را بر دوش بکشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضای جنسی آنان است. برتراند راسل می‏گوید: «در عصر حاضر بدون اختیار ازدواج به تأخیر می‏افتد، در حالی که صد تا دویست سال قبل تحصیلات دانشجو در هر رشته‏ای که بود در هجده سالگی تمام می‏شد... اما در حال حاضر از سن بلوغ تا 30 سالگی که فرد آمادگی برای زندگی حاصل می‏کند (یعنی 15 سال) می‏گذرد که دقیقاً دوران بحران جوانی و نمو غریزه جنسی است... برای مقابله با این بحران و پاسخگوئی به نیازهای جنسی در حالیکه فرد نمی‏تواند مسئولیت زندگی دائمی را بپذیرد، چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کردو آن‏ها را مجبور نمود که در جوانی ازدواج کنند که این معقول نیست یا باید به آن‏ها اجازه دهیم قوای غریزی خویش را در فاحشه خانه‏ها مصرف نمایند که این مستلزم بروز عوارض روحی و امراض مقاربتی است، پس فقط یک راه باقی می‏ماند و آن ازدواج موقت است». V}حسین صفائی، اسدالله امامی، حقوق خانواده صفحه 22 {V
2ـ4. دختر و پسری که می‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، لازم است هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند. در همین راستا نکاح منقطع می‏تواند یک دوره آزمایشی برای ازدواج دائم باشد که افراد سنتی و مذهبی به خوبی می‏توانند از این نهاد می‏توانند استفاده کنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است. V}سید رضی شیرازی، بن‏بست‏های اجتماعی، صفحه‏ 16{V
اینک با تمام این اوصاف خود شما به قضاوت بنشینید و معایب و محاسن را در دو کفه ترازو بگذارید و نظاره کنید که کفه ترازو به نفع کدام گروه سنگین‏تر است؟
T} دید منفی نسبت به ازدواج موقت{T
با این همه محاسن و خوبی‏هایی که ازدواج موقّت دارد و در واقع در غیاب ازدواج دائم بهترین راهکاری است که می‏توان ارائه کرد، پس چرا بازتاب اجتماعی آن پسندیده نیست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با دید مثبت به آن نمی‏نگرند؟ در جواب به این پرسش می‏توان به علل زیر اشاره کرد:
1. سوء استفاده برخی افراد از این نوع ازدواج، سبب شده جلوه‏ای نامیمون از آن نهاد حقوقی به جای بماند و عده‏ای نیز با بیان این سوء استفاده‏ها، اصل این نوع ازدواج‏ها را زیر سؤال برده‏اند.
2. جامعه امروزین ما بیشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالی که یکی از ارکان این فرهنگ هرج و مرج و بی‏بند باری جنسی است. طبق این آموزه بهره‏مندی هر چه بیشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئولیتی در مقابل او ـ مورد تأکید قرار گرفته، رایج می‏شود! روشن است افرادی که با این فرهنگ مأنوس می‏شوند، یاد می‏گیرند که تن به محدودیتی در خصوص روابط جنسی ندهند و خود را محصور به یک نفر نکنند و در عین حال مسئولیتی نداشته باشند.
3. تبلیغات منفی گروه‏ها و افراد که درباره این نوع ازدواج، عامل دیگر بعضی از مخالفت ها است؛ زیرا عده‏ای قائل به ارتباط آزاد بین دختر و پسر می‏باشند!! بدیهی است این عده چون منافع و یا اعتقاداتشان چنین ارتباطاتی را اقتضا می‏کند، درباره این نوع ازدواج تبلیغات منفی می‏کنند.
4. در این نوع ازدواج، گمان بانوان آن است که هیچ حق و حقوقی ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. این امر سبب مخالفت ایشان با این نوع ازدواج می‏شود.
با این اوصاف برخی از دختران و پسران در عین حال که با افراد متعددی ارتباط دارند و روابط نزدیکی را با آنها برقرار می‏کنند و احیاناً لطمات روحی و جسمی متعددی نصیبشان می‏شود؛اما حاضر نیستند که طی یک عقد حقوقی و با ضمانت قانونی، با یک نفر ارتباط منضبط و مسئولیت‏آور داشته باشند! این نشانگر برخورد احساسی با مسئله ازدواج موقّت و غریزه جنسی است و مخالفت برخی از ایشان، به جهت هواپرستی و شهوت‏رانی باشد.
T} بسترسازی{T
برای بسترسازی این امر، باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد.
1. فعالیت فرهنگی جهت آشنایی جوانان با محسنات این تأسیس حقوقی و اینکه آنچه مخالفان می‏گویند در واقع چیزی جز نگریستن به ظاهر ازدواج موقت و برداشتی سطحی از آن نیست.
2. فعالیت فرهنگی برای روشن شدن حقوق و تکالیف زوجین در این عقد؛ چرا که آنچه در سطح عمومی مطرح است، آن است که پسر در عقد موقّت همه کاره است. در حالی که این بینش غلط است و قانون‏گذار تا حدودی هر یک از شرایط و حقوق و تکالیف را برای زوجین معین کرده است. اما این زوجین هستند که بدون اطلاع کافی، دست به این ازدواج می‏زنند و در این بین حق یکی از طرفین ضایع می‏شود!! در حالی که دختران اگر با بینش کافی ازدواج موقّت کنند، قادر خواهند بود شروطی را در عقد بگنجانند و حق خود را تماماً استیفا نمایند (از جمله آنکه شرط کنند در این ازدواج مباشرت جنسی نباشد و...).
3. نمی‏توان منکر شد که قانون در این زمینه نقصی ندارد. به هرحال ابهاماتی در قانون هست که هم سبب می‏شود افراد به طور کامل نتوانند به حقوقشان دسترسی یابند و یا جلوی سوء استفاده عده‏ای گرفته شود.
در پایان حدیثی از حضرت علی(ع) نقل می‏شود : «H} ما کانت المتعه الا رحمه من الله رحم بها امه محمد(ص) {H ‏»؛ «قانون متعه رحمتی است از طرف پروردگار بر امت محمد(ص)».
راستی چه رحمتی بالاتر از اینکه انسان در ایام جوانی و تجرّد، بتواند خویشتن را از وسوسه‏های شیطانی و آتش شهوت رها سازد و در عین حال دچار عواقب نامطلوب سرکوب غریزه جنسی نگردد.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(ازدواج موقت در اسلام) (ازدواج موقت) (محاسن ازدواج موقت) (معایبی که یک دوست می تواند داشته باشد) (مزایای بیشترمردان در اسلام) (معایب و محاسن ازدواج موقت) () (پسرانی که نمی توانند ازدواج کنند) (ازدواج) (هر كس ازدواج موقت كند دست در دست مو)