پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من درنامه قبلی ام به شما گفته بودم که چرا خداوند بعضی از بندگانش را دوست ندارد و بعضی از دعاهایشان را که خیلی ناچیز است برآورده نمی کند و من هم جزء این دسته هستم. من دختری 24 ساله و فرزند ارشد، از بچگی خیلی مشکلات زیادی داشتم از جمله مشکلاتم با دختر خاله و دختر عمویم بود و هنوز هم است چرا که از بچگی همیشه از آنها تعریف می شد و ما چون هم سن و سال هم بودیم خیلی در من اثر بد می گذاشت چون هیچ احد الناسی از من تعریف نمی کرد از دختر عمویم به خاطر قد بلندش و نحوه صحبت کردنش و دختر خاله ام به خاطر زیبایی که داشت تعریف می شد و متأسفانه من این چیزها را نداشتم و همیشه سعی می کردم که با درس خواندنم و اخلاقم و شوخ طبعی ام همه را به خود جلب کنم که این طور نشد و هر چه بزرگتر می شدم اعتماد به نفسم کم و کمتر شد چرا که هیچ کس مرا باور نمی کرد و نمی کند تا جایی که دیگه از همه خودم را کنار کشیدم از آن دختر پر شر و شور به دختری فوق العاده کم حرف و آرام و خجالتی تبدیل شدم. دیگه دوست نداشتم تو هیچ مجلسی باشم چرا که همه به دنبال ظواهر آدما بودن و من از نظر ظاهر زیاد زیبایی چندانی ندارم. وقتی همه ما (من، دخترعمویم، دخترخاله ام) در کنکورشرکت کردیم همه قبول به جز من، منی که تمام وقتم را به درس خواندن مشغول بودم و تمام نمراتم کمتر از 18 نبود منی که وقتی کنکور آزمایشی شرکت می کردم رتبه ام خیلی خوب بود و ... خیلی دعا و نذر کردم که فقط قبول شم اما ... من آن موقع 18 سالم بود و باالطبع مثل خیلی از دخترها باید خواستگار می داشتم اما دریغ از یک خواستگار. اگر در مجلسی شرکت می کردیم برای همه دخترای فامیل حتی خواهر خودم که 1سال از من کوچکتر است خواستگار میومد اما برای من هیچ کس. خیلی دعا و نذر می کردم و حالا هم می کنم فقط یک نفر پیدا بشه که من رو بخواد و پیش قدم بشه اما ... توی فامیل پسری بود که از هر نظر عالی بود و خیلی دوست داشتم که بیاد خواستگاری من امارفت خواستگاری کس دیگه و ... پس می بینید خدا هیچ وقت صدای منو نشنیده و خیلی آرزو داشتم اما به هیچ کدومشون نرسیدم! من الان خیلی تنهام و خیلی خیلی هم دوست دارم که ازدواج کنم اما کو خواستگار؟ اما بازم خدا رو شکر که پدر و مادری دارم که خیلی بهشون افتخار می کنم. بازم خدا رو شکر که تنی سالم دارم و دختری پاک هستم و باز هم خدا رو شکر که تا به حال 2 بار به سفر حج رفتم و ... حالا به نظر شما من باید چی کار کنم؟

3 پاسخ 3

خواهر گرامی نامه شما را خواندم و از غمى که در قلبتان جاى کرده است متأثر شدم. امیدوارم خداوند مهربان با لطف و عنایتش غصه‏هاى شما را به شادى و رضایت خاطر تبدیل کند. متأسفانه جامعه ما غالباً از رشد فرهنگى مناسبى برخوردار نیست، ظاهربین است و فقط ویژگى‏هاى مادى ظاهرى را ملاک سنجش شخصیت افراد مى‏داند. شما خود بهتر مى‏دانید که در فرهنگ اسلام اساس انسانیت هر فرد به دانش‏ها و بینش‏هاى اوست، نه به ظاهر او. یعنى ارزش هر یک از ما به مقدار معرفت و ادب و ایمانمان است. امام على(ع) مى‏فرماید: قیمت هر انسان به اندازه‏ى خوبى‏هاى اوست(V}نهج‏البلاغه، حکمت 81{V). یعنى اگر کسى داراى صفات خوبى باشد به همان اندازه ارزش دارد. امام صادق(ع) نیز مى‏فرماید: براى زنان نمى‏توان قیمتى گذاشت، زیرا خوبانشان ارزشى بالاتر از طلا و نقره دارند و بدانشان کمتر از خاکند(V}وسائل، ج 20، ص 47{V).
اما چه کنیم که اطرافیان ما معمولاً طور دیگر فکر مى‏کنند، حتى اگر از قشر فرهنگى و تحصیل کرده باشند، آنان در ازدواج فقط به سراغ دخترانى مى‏روند که ظاهرى مناسب داشته باشند و از نظر مالى و تحصیلات در درجه بالا باشند. در حالى که اسلام همیشه با این طرز فکر مبارزه کرده است. به طور مثال پیامبراسلام مردى را که سیاه‏چهره و بدشکل و کوتاه قامت بود به ازدواج زیباترین و ثروت‏مندترین دختر مدینه درآورد و فرمود: اگر مرد مؤمن باشد مى‏تواند با هر زن مؤمنى ازدواج کند(V}قصه ازدواج جویبر، کافى، ج 5، ص 339{V).
و نیز فرمود با دختران زیبایى که از اخلاق درستى برخوردار نیستند ازدواج نکنید زیرا آنان مانند سبزه‏هاى کنار زباله‏دانى‏اند(V}وسائل، ج 20، ص 35{V). با این مقدمه توجه شما را به چند نکته مهم جلب مى‏کنیم:
1ـ سعى کنید ارزش‏هاى واقعى‏تان مسائل معنوى باشد و نگرانى شما بیشتر براى به دست آوردن زیبائى‏هاى باطنى باشد. به عبارت دیگر توجهتان به حسن سیرت باشد، نه حسن صورت.
2ـ گر چه شما به تصور خودتان از زیبایى های ظاهرى بهره‏ى کمترى نسبت به دیگران دارید، ولى مگر همه چیز در زیبایى و قد و قامت خلاصه مى‏شود. آیا بهتر نیست به آن نعمت‏هایى که خداوند در اختیارتان گذاشته فکر کنید و به جاى افسردگى شکرگذار باشید.
3ـ در روایتى از امامان(ع) رسیده که در مسائل مادى همیشه به کمتر از خودتان بنگرید تا حالت رضایت و شکرگذارى شما بیشتر شود. شما هم همیشه به افرادى فکر کنید که داراى نقص عضوهایى چون نابینایى، فلج و مانند آن هستند ولى بعضاً با روحیه‏اى بسیار بالا زندگى مى‏کنند. درباره لقمان گفته‏اند بسیار زشت و بدشکل بود، ولى بر اثر کسب علم و معرفت به درجه‏اى رسید که بخشى از قرآن از سخنان ارزشمند اوست و سوره‏اى نیز به نام اوست.
پس شما به جای این که به کمبودها، عیب ها و ناکامی های خود فکر کنید، به موفقیتها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهره مند بوده و هستید فکر کنید. به عبارت دیگر امکانات و شرایط ما مانند یک لیوانی است که بخشی از آن پر است و بخشی خالی؛ همه افراد اینچنین هستند. بنابراین سعی کنید به آن بخش پر فکر و نگاه کنید و از آن بهره ببرید و غصه آن نیم خالی را نخورید زیرا در این صورت از آنچه در اختیار دارید نمی توانید بهره مند شوید و دائما حسرت دیگران را می خورید.
4. در فعالیت های اجتماعی مثل مسجد، بسیج، کارهای هنری دسته جمعی و مانند آن شرکت کنید و از این طریق با افراد شاداب، فعال، متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید و برای خود دوستان زیادی به دست آورید.
5. ورزش را جزء ضروری ترین فعالیت های خود قرار دهید و هر روز حداقل نیم ساعت ورزش کنید (هر ورزشی که مورد علاقه شماست) ترجیحا ورزش بدن سازی.
6. به تغذیه خود، خصوصا صبحانه اهمیت بدهید و هیچگاه بدون خوردن صبحانه خود را مشغول کار یا مطالعه نکنید.
7. با توجه به نکته 5 و 6 مشکل لاغری خود را از بین ببرید زیرا نه تنها زیبایی شما افزایش می یابد بلکه برای سلامتی و آینده شما به عنوان یک مادر ضرورت دارد.
8. از بیکاری و بی برنامگی اجتناب کنید و اوقات فراغت خود را با مطالعه کتاب های مفید در زمینه های علمی و مذهبی پر کنید.
9. به جنبه های معنوی مثل قرائت قرآن، دعا، نماز و شرکت در مجالس مذهبی توجه داشته باشید و به این طریق رابطه عاشقانه ای با آفریدگار خود برقرار کنید که بهترین دوست و مونس شما در تنهایی خداست و درد و دل های شما را می شنود و دوست دارد.

گفتنی است دغدغه ازدواج در سنین جوانی، برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق می‏افتد. جوان نیز در این دوره ـ علاوه بر مسئله ازدواج ـ با مسائل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات، اشتغال، مسکن و مسائل سیاسی درگیر است. مسئله تمام فکر و وقت انسان را مشغول می‏کند و مانند ابری تیره، بر همه ابعاد زندگی او سایه می‏افکند و آن را تحت‏الشعاع خود قرار می‏دهد. البته اهمیت این مسئله نباید موجب نگرانی شدید جوان شود؛ به گونه‏ای که زندگی او را مختل سازد. و یا حتی در بعضی مواقع، از نظر روانی دچار مشکلات و بیماری شود.

T}چند نکته:{T
1. خواهر محترم زندگى دنیا هرگز بدون مشکل نیست حتى افرادى که گمان مى‏کنید مشکل مادى ندارند اما از مشکلات عاطفى و اخلاقى و دینى سخت رنج مى برند و زندگى همراه با رنج و بلا را مى‏گذرانند. گمان مى‏کنید که زندگى دنیا بر وفق مراد انسانهاست. هرگز هرگز چنین نیست دنیا و زندگى دنیا به بلایا و گرفتارى‏ها همراه و عجین شده است منتهى این بلایا براى هر شخصى به شکلى جلوه مى‏کند و آدمى را به خود مبتلا مى‏سازد بنابراین گمان نبرید که تنها شما فقط مشکل دارید . ما که در این مرکز با نمونه‏هائى از افراد مانند شما آشنا هستیم وقتى زندگى شما را با زندگى بعضی از دختران مقایسه مى‏کنیم بى تردید مى‏گوئیم مشکلات شما در برابر مشکلات بعضی از آنان به مراتب کم و قابل تحمّل است. ای کاش مى‏توانستم چند نمونه از این نوع نامه‏ها را برایتان مى‏خواندیم تا باور کنید که زندگى شما در برابر زندگى دیگران به مراتب مشکلات کمترى دارد به ویژه که نوع مشکل شما مشکل ایمانى و اخلاقى نیست مشکل اجتماعى و مادّى است اگر خداى نکرده افراد بى ایمان و منافق و مفسد شریک زندگى خانوادگی ات مى‏شدند چه کار مى‏کردى؟ اگر مشکلات اخلاقى حاد و به مشکلات اقتصادى گرفتار مى‏گردید چه کار مى‏نمودید؟
در روایتى، امام(ع) مى‏فرمایند: سه گرفتارى ارزشمند است که آدمى را به یاد خدا مى‏اندازد که فقر و مرض و مردن از آن جمله بلایا هستند چون آدمى را به یاد خداوند مى‏اندازد در حالى که گرفتارى‏هاى دیگر آدمى را از خدا غافل و یاد خداوند را از دل آدمى مى‏زداید. پس خود را در برابر این بلایا و گرفتارى‏ها نباخته و تسلیم آنها نسازید.
2. خواهر محترم آدم خردمند آن است که موقعیت‏هاى زندگى را در مسیر نیل به اهداف خود بکار بگیرد نه آنکه خود را تسلیم موقعیت‏ها نماید. اگر شادى و یا گرفتارى هر یک به شکلى موجب طغیان آدمى از مسیر حق گردد و به کنار گذاردن بندگى منتهى شود نشان ساخته نشدن آدمى است و از جانب دیگر آدمى به هدف خوشگذرانى و راحت بودن در دنیا زندگى نمى‏کند و هدف از به دنیا آمدن برخوردار بودن نیست هدف بندگى کردن است و عبادت خدا را سرمشق زندگى ساختن و به مردم خدمت کردن است بنابراین هرگز خود را تسلیم موقعیت زندگى نکنید و منتظر نباشید که روزگار بر وفق مرادتان باشد تا خوشبخت شوید بلکه آدم سعادتمند و خوشبخت آن است که دنیا را بر وفق مراد خود سازد و حتى اگر دنیا به خواست او تن نداد، او از خواست خود دست نکشد و راه و رسم بندگى و بندپرورى را ترک نگوید و بدانید که شخص موفق چنین فردى است نه آنکه در آسایش و راحتى به سر برد هر چند ذره‏اى در فکر اصلاح و تکامل اخلاقى خود نباشد و بندگى نکند.


درباره نداشتن خواستگار توجه شما را به مطالب زیر جلب مى‏کنیم:
1. وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل عواملى است که باعث این مشکل شده بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران نیز فراهم نمى‏شود در نتیجه دخترانى نظیر شما گمان مى‏کنند اشکال و ایراد در وجود آنهاست. پس یکى از عوامل پدید آمدن این مشکل عاملى است که از اختیار شما و هر کس دیگرى خارج است.
2. گاهى انتظارات بالا و بیش از اندازه خانواده‏ها یا خود دختران به این مشکل دامن مى‏زند که در این صورت این موضوع باید مورد بررسى قرار گیرد و در صورت واقعیت داشتن آن، با تدابیر لازم و مناسب به تعدیل آن پرداخت و بدین وسیله یکى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود.
3. گاهى نیز ویژگیهاى شخصیتى و اخلاقى خانواده‏ها ممکن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد که این امر نیز باید مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد نمایند و زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.
4. گاهى نیز ویژگیهاى ظاهرى و جسمانى یا صفات اخلاقى و شخصیتى خود دختران است که باعث مى‏شود دیرتر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند.
با توجه به آنچه ذکر شد، این مسأله را به بخت و عوامل موهوم نسبت ندهید زیرا برخی عوامل نداشتن خواستگار یا حداقل این که پس از ورود به دانشگاه خواستگاران تان کم شده است به عملکرد خودتان و یا صحبت ها و حرف هایی است که ممکن است تصریحا یا به طور اشاره و کنایه خودتان یا والدین تان مطرح کرده اید، مربوط می شود و خانواده ها و خواستگاران را از مراجعه به منزلتان باز داشته است ولی باید اذعان داشت و همانطور که در بندهای اول و دوم به آن اشاره شد.
بعضى عوامل این مشکل در دست شما یا کس دیگرى نیست که در این صورت نباید نگران آن باشید و ذهن خود را به آن مشغول نمایید به گونه‏اى که مانع زندگى روزمره و درسى و تحصیلات علمى و دیگر امور شود. زیرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات را بر وفق مراد خود فراهم نماید ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتکار و خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد کرد و فعّال و سر زنده با همان امکانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراین هیچ گاه نباید این موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و تحصیل و... شود.
علاوه بر این مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آیه 216 مى‏فرماید: «... و عسى ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئا و هو شرٌ لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید حال آنکه شر شما در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید».
خواهر گرامى این زمان بهترین فرصتى است که بتوانید به تحصیلات علمى خود بیشتر توجه کرده و به مدارج علمى بالاتر دسترسى یابید. بنابراین به این نعمت و فرصت غنیمتى توجه کنید و آن را از دست ندهید، و آن را سکوى پرش و رشد و پیشرفت خود قرار دهید.
علاوه بر این شما به جاى این که ذهنتان را به کمبودها، نقص‏هاى خود معطوف دارید و از آن رنج ببرید توانایى‏ها و استعدادها و موفقیت‏هاى گذشته و حال خود را به خاطر خود بسپارید و با تکیه بر آنها یأس و ناامیدى را از خود دور کنید و با نگرشى مثبت به زندگى و آینده اجازه ندهید این گونه مسائل جزئى که در نهایت هم حل مى‏شود، زندگى را بر شما تلخ کند. اگر خواستگار ندارید، هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستید چه بهتر است به آنها بیاندیشید و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فکر کنید و لذت ببرید. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نیاز با او را فراموش نکنید که یاد خدا آرامش‏بخش است.
مى‏توان از راه‏هاى زیر استفاده نمود:
1.استعاذه به خداوند وبسیار خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.
2. با ورود به منزل بلند سلام کنید هر چند کسی در منزل نباشد و سه بار سوره ی توحید بخوانید
3. خوش اخلاق و طیب کلام را بسیار رعایت کنید حتی با افرادی که از انها خوشتان نمی آید چه حسن خلق موجب باز شدن ..
4.خواندن و نوشتن آیات 75 تا82 سوره یونس و همراه داشتن آن.
5.دعا و تضرع به درگاه خداوند.
6.درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.
7.صدقه دادن . نذر نمودن به ویژه برای سادات
ضمنا برای گشوده نشدن گره و مشکل تان چه خوب است ارتباط معنوی تان را با خداوند متعال گسترش داده و به کمک راهکارهای مجرب زیر زمینه رهایی از مشکل فراهم شود.
1.در هر شبانه روز، یک بار زیارت عاشوراو دعاى توسل به نیت این حاجت قرائت شود.
2.در شب جمعه غسل کنید (غسل مستحبى) و بعد از نیمه شب، نماز امام زمان (عج) را بخوانید (کیفیت آن در مفاتیح الجنان در ضمن اعمال شب جمعه آمده است).
3.سه روز چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و روز جمعه نماز جعفر طیار به جاى آورید (کیفیت آن در مفاتیح الجنان در ضمن اعمال روز جمعه آمده است). این عمل که مورد توجه بزرگان دین بوده، در استجابت دعا بسیار مؤثر است.

برگرفته از پرسمان
سلام دوست عزیز منم یه روزی مثل تو فکر میکردم با لیسانس داشتم پدرم ادم پولداری بود خودمم خانم بودم اهل نماز وروزه محجبه اما هیچ کس دوسم نداشت دریغاز یه خواستگار 22 سالم بود اما به نفر محض رضای خدا در خونه ما رونزود اما از همه اینا مهم تر این بود که من تو خوشگلی هم سرامد همه دخترای فامیل بودم بدام خیلی عجیب بود که چرا این جوریه در حالی که خواهرام که نه درس خونده بودن ونه خوشگلیه منو داشتن هفته یه خواستگار داشتن اخراش دیگه افسرده شده بودم از همه جا ناامید تا همسرم امد خواستگاریم خیلی تاپ نبود از بی شوهری زنش شدم الان بعد از 4 سال میفهمم خدا در عوض همه دها هام بهترین مرد دنیا رو بهم داده مرد با خدا تحصیل کرد شدید مهربون اهل هیچ کار خلافیم نیست هم کار داره هم خونه زندگیمون رو به راهه حااا هم منتظره یه مسافریم فقط بهت میگم صبور باش خدا هوای بنده هاشو حسابی داره
راستی نماز جعفر طیار واقعا جواب میده من خودم خوندم به هر کی هم گفتم جواب گرفت




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(چرا بعضی ها خواستگار ندارند؟) (چرا خواستگار کم شده) (چرا بعضی دخترا خواستگار ندارن) (چرا بعضی ها خواستگار ندارند) (چرابعضي دختراخواستگارندارن؟) (اس ام اس های دعا از جانب دوستان به درگاه خدا برای دیگری) (چرا خدا به من کمک نمی کند؟) (چرا بعضی دخترا خواستگار ندارن؟) () (خواستگار)