پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام بنده فوق لیسانس حقوق هستم و هردو مقطع رو با معدل بالای 18در دانشگاه های سراسری تهران درس خوندم.کودکی من با سختی گذشت.بعد از اتمام ارشد،با میکرو باردار شدم و 6ماه بعد دچار زایمان زودرس شدم و فرزند خود را از دست دادم بعد ازآن شروع کردم به مطالعه کتب حقوقی و شبانه روز تلاش بسیار برای اخذمجوز وکالت و شرکت در آزمون های تعزیرات،هرساله ظرفیت قبولی مرکز1100نفربود ولی سال95 ک من شرکت کردم ظرفیت را ب 600نفر کاهش دادن و من در آن سال رتبه800را کسب کردم و از شانس بد قبول نشدم.آزمون تعزیرات را قبول شدم و بسیار امید وارشدم ک اگر خدا دری رو ببنده در دیگری رو باز میکنه.مصاحبه تعزیرات دعوت شدم.هر 4نفر دونفر قبول میشدن.4نفر باهم در اتاق مصاحبه حاضرشدیم و تنهاکسی ک تمام سوالات را پاسخ میداد من بودم و ب اسم اعظم خدا قسم ک هیچکدوم ب اندازه من مسلط ب مسائل حقوقی نبود ب گونه ای ک بعد از مصاحبه مژده قبولیم را ب خانواده ام دادم.نتایج آمد و من با نمره3700قبول نشدم از بقیه بچه ها وضعیت را جویا شدم و در کمال ناباوری کسانی ک درسطح علمی بسیار پایینی بودند قبول شدن.یکی از بچه ها با نمره 2000ک لیسانس دانشگاه آزاد را داشت قبول شد.علت راجویاشدم گفتند ک سهمیه ایثارگیری داشتند.این اولین باری نبود ک بااین بی عدالتی مواجه میشدم.عید آمد و متاسفانه مادرم را از دست دادم و بلافاصله بخاطر ذات الریه در بیمارستان بستری شدم.یک ماه بعد یعنی اردیبهشت تصمیم جدی گرفتم ک مجددا برای آزمون وکالت بخوانم.شبانه روز درس خواندم و خلاصه برداری میکردم.از خود تعریف نباشد هم نسبت ب اطرافیانم سریع تر میخواندم و هم زودتر مطلب را میگرفتم.هفته آخرقبل آزمون سرماخوردم و روز آزمون بخاطر گرمای شدید و سرگیجه و کمی هم استرس و تاحدودی مغرضانه بودن برخی سوالات نتوانستم آنطور ک انتظارداشتم پاسخ دهم.من همیشه خلاصه برداری هایم را در اختیار دوستانم قرارمیدادم تااینکه کمکی ب آنها کرده باشم و همین ها معدل بهتری نسبت ب من کسب کردند.الان ب مرز جنون رسیده ام بقدری هرجمله ای میتواند مرا بهم بریزد.میگویم خدا مرا دوست ندارد من ک بنده گانش همیشه کمک کرده ام چرا باید اینهمه سختی بکشم.تلاشی نبوده ک نکرده باشم.خسته شدم.بریدم.از زندگی کردن بیزارم چون میدانم عدالتی وجود ندارد.سهم من ازاین همه تلاش چیست؟



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده