پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام. من یه مدتیه خیلی از دست خدا ناراحت هستم و هر کاری هم میکنم نمی‌تونم دلمو باهاش صاف کنم. حدود چند ماهی هست که به بیماری مزمنی دچار شدم که پزشکم میگه تا آخر عمر باید بخاطرش داروهای قوی با عوارض زیاد بخورم. من خیلی خدا رو دوست داشتم و هر روز قرآن می‌خوندم و عباداتم رو در حدی که از دستم بر می‌اومد درست انجام می‌دادم، اما از وقتی که فهمیدم همچین بیماری‌ای دارم و هیچوقت خوب نمیشم و باید همیشه درگیر دکتر و بیمارستان یا منتظر از دست دادن تک تک اعضای بدنم یا در اثر این بیماری یا در اثر عوارض داروها باشم، همه اعتقادات و باورهام دستخوش تزلزل شده. تمام فکرم اینه که من که خدا رو دوست داشتم، اون هم اینهمه وعده داده بود اگر خوب باشید، خوب می‌بینید (چه این دنیا و چه اون دنیا) اما حالا چی شده که خدا زده زیر حرفاش؟ خدا که ظالم نیست، پس چرا منو به این حال و روز انداخته؟ به خودش قسم که هر چی گذشته‌ام رو میگردم هیچ گناه یا اشتباهی رو پیدا نمی‌کنم که همچین چیزی مجازاتش باشه. نمیگم قدیسه بودم، اما واقعا اونقدر هم بد نبودم که خدا بخواد اینجوری عذابم کنه. خیلی خیلی ناراحتم ازش. نمی‌دونم باید چیکار کنم. میشه لطفا منو راهنمایی کنید؟





عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده