پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام میخواستم در مورد صحت روایات زیر اطلاع داشته باشم که از نظر سندی چقدر قوی هستند و آیا صحیح هستند یا خیر ؟ روایت اول: "امام صادق و امام کاظم فرمودند: لَوْقَد قامَ القائمُ لَحَکَمَ بِثَلاثٍ لَم یحکُمْ بِها اَحَدٌ قَبلَهُ: یقتُلُ الشَّیخَ الزّانی وَیقتُلُ مانِعَ الزَّکاتِ وَیوَرِّثُ الأَخُ اَخاهُ فِی الأَظِلَّةِ5 هرگاه قائم قیام کند، سه حکم خواهد کرد که احدی پیش از او نکرده است (و آن‏ها عبارتند از): پیر زناکار و مانع الزکات را می‏کشد و به برادرانی که در عالم اشباه و ارواح (عالم ذر) برادر بودند (نه برادر صلبی) ارث می‏دهد." مشکل روایت: اگر این روایت صحیح باشد شاید دیگر نتوان اسم امام زمان را امام رحمت نامید، امامی که همگی او را از نظری فکری قبول می کنند و در اندیشه ها انقلاب فکری ایجاد می کند چون نپرداختن زکات یا مانع شدن از پرداخت زکات هرچقدر هم که گناه بزرگی باشد مجازاتش مرگ نیست همانطور که تارک الصلات کشته نمی شود. روایت دوم: در روایات بسیاری وارد شده است که امام مهدی ذریه ‏ها و نواده‏ های قاتلان سیدالشهداء را به خاطر رضایت به کار پدران می‏کشد. امام صادق(ع) می‏فرماید: "اِذا خَرَجَ القائِمُ قَتَلَ ذراری قَتَلَةِ الحُسین(ع) بِفِعالِ آبائِها" مشکل روایت: این روایت با اصول اساسی اسلام و نص قرآن که می فرماید: «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» در تناقض است، زیرا نوادگان قاتلان و جنایت کاران کربلا هرچند که با آن گناه موافق باشند چون خود فاعل به آن نبوده اند مجازات آن را نخواهند داشت. و قصاص فردی به خاطر جنایت اجدادش مغایر با عدالت است. روایت سوم: یکی از کارهای آن حضرت اجرای حدود بر مردگان است؛ یعنی حکم حضرت این است که اگر کسی حدی بر عهده داشت و حد اجرا نشده بود، در هنگام ظهور و رجعت آنان، حد را جاری می‏کند، چنان که درباره حُمیراء چنین می‏کند به خاطر افترایی که به امّ ابراهیم زوجه صالحه رسول خدا(ص) زده بود. امام باقر فرمود: "اَما لَو قامَ قائِمُنا لَقَدْ رُدَّت اِلیهِ الحُمیراء حَتّی یجَلِّد الحَدّ وَحَتّی ینتَقِمَ لاِنتیه مُحَمَّدٍ فاطِمَه(س)، مِنها، قُلتُ: جُعِلتُ فَداک وَلِمَ یجَلِّدُها الحَدَّ؟ قالَ: لِفریتَها عَلی اُمِّ ابراهیم، قُلتُ: فکیفَ اَخَّرَهُ اللّه لِلقائِمِ(ع)؟ فقالَ لَهُ اِنَّ اللّه تبارک و تعالی بَعَثَ مُحمّدً(ص) رَحمَةً وَبَعَثَ القائِمَ نِقمَةً." آگاه باشید اگر قائم ما قیام کند، حمیراء برای او برگردانده خواهد شد تا اینکه او را تازیانه حد زند و برای فاطمه دختر پیامبر از او انتقام بگیرد. راوی می‏گوید عرض کردم فدای تو شوم، تازیانه حد برای چه؟ فرمود: برای افترایی که بر مادر ابراهیم فرزند پیامبر زد. گفتم: پس چرا حد او تا قیام قائم به تأخیر افتاده است؟ فرمود: برای این که خداوند محمّد را رحمت فرستاده و قائم را نقمت. " مشکل روایت: یک موقع این بحث مطرح می شود که خود مردگانی که جنایت انجام داده اند رجعت می کنند و مورد انتقام واقع می شوند ولی اینکه بر جنازه ای که قرن ها از مرگش گذشته از زمین خارج شود( البته اگر چیزی از جنازه باقی مانده باشد) و بر آن حد زده شود نه عقلانی است و نه رحمانی است، شاید چیزی که انسان ساز باشد نشان دادن عفو بخشش باشد، از طرفی گفته می شود حضرت مهدی از شبیه ترین افراد به پیامبر است، چگونه آخر روایت گفته شده که خداوند پیامبر را رحمت قرار داده و قائم را نقمت. ظاهرا کسانی که این روایت را قرار دهد اند قصد داشته اند از قائم چهره ای به دور از رحمت بسازند. روایت چهارم: 8ـ امام صادق(ع) فرمود: اِذا قامَ قائمٌ آلِ محمّدٍ حَکَمَ بِحکمِ داوُد وَسُلَیمان لایسئَلُ النّاسَ بَینةً. وقتی قائم آل محمد قیام کند به حکم داود و سلیمان حکم می‏کند و از مردم گواه نمی‏خواهد. مشکل روایت: گفته می شود زمانیکه فردی حق الله انجام می دهد است مستحب است قاضی در دهانش حرف بگذارد تا متهم مورد حد واقع نشود، و یا "قاعده درء" که از افرادی که متهم به خطا و عصیانی هستند که موجب حَدّ(قصاص یا تعزیر) ‌شود؛ با وجود شبهه‌ای که مورد قبول عقلا باشد، آن حد یا قصاص یا تعزیر برداشته می‌شود»، آنوقت چطور امام زمان که از شبیه ترین افرد به پیامبر است از این قواعد را ساقط می کند؟! روایت پنجم: لَو قامَ قائمُنا اَعطاهُ اللّهُ السّیماءَ فَیأمَرَ بِالکافِرِ فَیؤخَذُ بِنواصیهِمْ وَاَقدامِهِم ثُمَّ یخبِطُ بِالسَّیفِ خبطا. چون قائم ما قیام کند، خداوند علم سیما به او عطا کند، پس امر می‏کند بر کافر، پس موهای پیشانیشان را می‏گیرند و به پاهای ایشان می‏چسبند و می‏کشانند به سوی شمشیر و شمشیر را در میان ایشان می‏نهد. مشکل روایت: این روایت هم بر خلاف آیات قرآن است که فردی را صرف اعتقاد و صرف کافر بودنش کشته شود مانند آیه: "«لا یَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین»؛ خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند، نهى نمى‌‏کند؛ چرا که خداوند عدالت‌‏‌پیشگان را دوست دارد". و یا آیه "«فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّى کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى ننمایید)" که تنها اجازه می دهد که به همان اندازه که دشمن تعدی کرده بر او تعدی شود نه بیشتر. و یا آیه:" «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلین»؛ عفو را پیشه کن و به نیکى فرمان ده و از جاهلان اعراض کن" روایت ششم: "عَنْ اَبی جعَفَر(ع) قالَ: یقضِی القائِمُ بِقَضایا ینکِرُها بَعَضُ اَصحابِهِ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ آدَمَ(ع) فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُمْ، ثُمَّ یقضِی الثّانِیةَ فَینکِرُها قَوْمٌ آخَروُنَ مِمَّنْ قَدْ ضَرَبَ قُدامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ داوُد(ع)فَیقَدِّمُهُمْ فیضربُ اَعناقَهُمْ ثُمَّ یقضِی الثّالِثَةَ فَینکِرُها قَومٌ آخَروُنَ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ اِبراهیم فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُم، ثُمَّ یقضی الرّابِعَةَ وَهُوَ قَضاءُ مُحمَّدٍ(ص) فَلا ینکِرُها اَحَدٌ عَلَیه. امام باقر(ع) فرمود: قائم به گونه‏ای قضاوت می‏کند که بعضی از اصحاب او همان‏هایی که در جلو او شمشیر زده‏اند، آن قضاوت‏ها را نادرست می‏شمارند و مورد انکار قرار می‏دهند. و آن قضاوت آدم(ع) است؛ پس گردن آنان را می‏زند. باز در مرتبه دیگر قضاوت می‏کند به قضاوت‏هایی که آن را جمع دیگر از کسانی که در جلو حضرت شمشیر زده‏اند انکار می‏کنند و آن را منکر می‏شمارند، و آن قضاوت داود(ع) است؛ پس گردن ایشان را هم می‏زند. بار سوم به قضایای دیگری به سبک و روش ابراهیم(ع) قضاوت می‏کند؛ این بار نیز جمعی دیگر از کسانی که در جلو او شمشیر زده‏اند (آن را) نادرست (و خلاف شرع) می‏شمارند و بر وی انکار می‏کنند، پس گردن ایشان را نیز می‏زند. بار چهارم به قضاوت‏های محمد(ص) قضاوت می‏کند، هیچ کس بر وی انکار نمی‏کند." مشکل روایت: قطعا کشتن افراد به صرف اینکه اعتراض کرده اند کاری عقلانی و عادلانه نیست و با سیره پیامبر و اهل بیت سازگاری ندارد آنهم افرادی که یاران خود حضرت هستند و برایش شمشیر زده اند و شباهتی به حکومت علوی ندارد و با سخن معروف :«از من انتقاد کنید هم در آشکارا و هم در خفا»، و با آیه :«وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» که اجازه تعدی حتی در جنگ را هم نمی دهد سازگاری ندارد لطفا به بررسی صحت این روایات و به بررسی نقدی که در زیر روایات نوشته ام بپردازید و اینکه آیا این نقد ها بر این روایات وارد است یا خیر، و این روایات چقدر صحیح هستند که در فضای مجازی هم پخش شده اند. با تشکر



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده