پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام ، خسته نباشین : بنده دختری دبیرستانی هستم که به علت نادانی و احساسات اشتباه با پسری که یک سال از خودم بزرگتر هست دوست شدم الان یک ساله که با آن پسر دوست هستم و او به من قول ازدواج داده است گرچه او نسبت به پسر های دیگری که تا کنون دیده ام بسیار متفاوت است اما بازهم میدانم که این حرف پوچ است و ممکن است تحقق نیابد من از دوستی با او بسیار پشیمانم چون از زمانی که با او دوست شدم من را به گناه گرفتار کرده ! چندین بار با او رابطه ام را قطع کرده ام اما هربار به طریقی باز رابطه را از سر گرفتیم من او را دوست دارم و نمیدانم که چگونه باید این دوستی را تمام کنم اما از طرفی هم بسیار شرمنده ی خدا هستم .. لطفا به من کمک کنید و راهی را جلوی پایم بگذارید واقعا میخواهم این دوستی تمام شود اما نمیدانم چگونه ، از طرفی هم از مسائل و احساسات بعد از آن میترسم و هم چنین نمیخواهم دل آن پسر را هم بشکنم ..

2 پاسخ 2

سلام عزیز منم دختری مثل تو بودم چند سال ازت بزرگترم ولی همین گناهی که تو کردی رو انجام دادم اخرش هم معلومه دیگه... پشیمونی از همه چیم گذشتم مهم تر از همه خانوادم ولی اخرش بدون اینکه خدافظی کنه حتی گذاشت رفت و من موندم و یه دنیا خاطره و زجر و عذاب و دوستت دارم های دروغینش بهتره از کارت برگردی تا بیشتر از این تو باتلاق فرو نرفتی توبه کن از کارت البته اینم بگم اون پسری که با من این کارو کرد مثلا خیلی مذهبی و خدا ترس و با تقوا بود به حدی که تو مسجد کلاس اخلاق داشت واسه مردم و یه چیزی شبیه به اخوند بود واسه خودش موفق باشی خداپشت و پناهت
سلام دخترم... اینکه خود شما به اشتباه خود پی برده اید و در صدد تمام کردن این رابطه هستید امتیاز بزرگی هست.چون در این گونه روابط،قطعا و قطعا و قطعا شخص آسیب پذیرتر دختر هست نه پسر!شما پیش از اینکه برای اون آقا دلسوزی کنید باید نگران خود و خانواده خود و آبروی خود باشید... خیلی منطقی به آقا پسر بگید از اونجایی که هر دو کم سن و سال هستیم و شما هنوز به خدمت سربازی نرفته اید،هنوز شغلی نداریدودر واقع شرایط ازدواج هم ندارید،با خانواده راجع به بنده صحبت کنید اگر موافق به وصلت ما باشند به خواستگاری بیایید و یک آشنایی اولیه حاصل بشه از جانب خوانواده ی هر دو،بعد اگر از لحاز خانوادگی هم مورد تایید بود یک بله برون خصوصی انجام بشود که به اصطلاح ،شما نشان شده ی این آقا بشید که به محض اتمام خدمت سربازی و پیدا کردن شغل، عقد و ازدواج صورت بگیره... اگر پذیرفتند که کمتر از دو هفته با خانواده صحبت کنند و رسما اقدام کنند ،تا حدود 50 % به این وصلت خوش بین باشید و ما بقی را به خانواده ها بسپارید تا اگر صلاح در این وصلت بود انجام بشود .اما اگر ایشون از ازدواج و خواستگاری طفره رفتند و اطلاع خانواده ها رو قبول نکردند یقین داشته باشید که این رابطه هیچ انتهایی نداره و خیلی راحت به ایشون بگید که بنده به رابطه ای که انتهایی نداره ادامه نخواهم داد... و به ایشان بگید هر چه این رابطه بیشتر ادامه پیدا کنه قطعا از جانب هر دو طرف دلبستگی ایجاد خواهد شد و با گذشت زمان مشکلات روحی برای هر دو طرف بیشتر می شود. و این را هم به یاد داشته باشید علاقه هایی که در این سنین ایجاد می شود تنها یک احساس وابستگی است و چیزی به نام عشق و علاقه نیست!چون عاقلانه نیست و معیارها سنجیده نمی شوند خانواده ها دخالت داده نمی شوند... این حس وابستگی و نه(( دوست داشتن)) را از خود دور کنید و به طور قاطع پیش برید تا یک انتخاب عاقلانه و یک عمر زندگی عاشقانه رو تجربه کنید ان شاءالله.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده