پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام، من توی 24 سالگی بریدم و اگه از اعمالم نمی ترسیدم هر چه زودتر خود کشی میکردم. خواهشا جوابای کلیشه ای ندین چون سر و گوش من از این حرفا پره.یک سال پیش شکست عشقی وحشتناکی خوردم و چون همراه یک مریضی بود تحملش برام سخت تر بود اصلا بخاطر ارتباط با اون پسر من بواسیر گرفتم و نه ماه پیش عمل کردم به امید اینکه خوب بشم و از اون وضعیت بیام بیرون، ینی پارسال تا حد جنون رسیده بودم اما یکم ته دلم امید داشتم که عمل میکنم و کم کم با یه نفر دیگه ازدواج میکنم و بالاخره روزای سخت تموم میشه، اما نشد. بعد از عملم پسر خالم خیلی با حرفاش فریبم داد و ازم سو استفاده کرد و دوباره ضربه خوردم البته چون عاشقش نبودم از لحاظ عاطفی صدمه ندیدم ولی عذاب وجدان گناه و اینکه کسی بفهمه داشت خفم میکرد، راستش چون تو خونه ما همیشه جنگ و دعوا بوده و کسی به من محبت نکرده من خیلی زود خر میشم و متاسفانه هر دو دفعه از این خصلت من سو استفاده شدیدی شد. سه ماه پیش بالاخره اون خواستگاری ک همه جوره به دلم نشست برام اومد و من تازه داشتم روحیه می گرفتم که سر مهریه و اینکه مامانش زیاد دخالت میکرد بهم خورد. البته خداروشکر اگه از همه جا کم آوردم ولی از ظاهرم راضی هستم و خواستگارم زیاد داشتم ولی هر دفعه اونجوری نباید بودن که بخام ازدواج کنم با خواستگارام و یه دفه ام که خواستم اینجوری شد. حالا من بعد از یک سال و نیم هنوز مریضیم خوب نشده و تازه یک مریضی جدیدم گرفتم که زیر بغلم قلمبه شده و رفتم دکتر گفتن سینه فرعیه و چند سال پیش هم کیست مویی گفتن تو ناحیه کمرم دارم که باید عمل کنم ولی مامان و بابام گفتن تو دختری و از الان نمیخاد عمل کنی و.... خلاصه که من تو سن 24 سالگی دوتا تجربه خیلی تلخ دارم و سه تا مریضی که دوتاش واقعا نادره. به دخترای اطراف خودم ک نگاه میکنم میبینم هیچ کدوم یک دونه از مریضی های منو ندارن. من هر روز بخاطر عملی که کردم میرم دستشویی عذاب میکشم و چندتا دکتر عوض کردم و هنوز خوب نشدم. واقعا کم آوردم، دیگه شک دارم که خدا هم هست یا نه. واقعا به این نتیجه رسیدم که دعاهایی که میکنم کشکه و همه دعا ها الکیه. درسته منم اشتباه زیاد کردم ولی همش بخاطر سادگی و تنهاییم بوده و اینکه اصلا تو خونه توجهی به بچه ها نمیشه و در صورتی که بقیه بچه های فامیل همش مسافرت و تفریح ولی ما همش تو خونه با کلی مریضی و دعوا. این کجاش عدالته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم تاکید میکنم لطفا جوابای کلیشه ای ندین ممنون.



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده