پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


بسمه تعالی با عرض سلام! سوال داشتم که می خواستم ار حضورتان بپرسم به سوالاتتان نگاهی انداختم ضمن تکراری بودن جوابهایاتان در سوالات مشابه میخواستم خواهش کنم با توجه به شرایط اینجانب سوالم را جواب تکراری ندهید. سوال: اینجانب 32 ساله متاهل و دارای دو فرزند هستم پسر و دختر. ضمن اینکه خود تک فرزند بوده و به جز یک برادر صیغه ایی برادر و خواهری ندارم. در خانواده مادری نیز کلا سه نوه هستیم که کوچکترینشان با 18 سال اختلاف سن من هستم. و همیشه در دوران مجردی احساس تنهایی داشتم و از تنهایی خود رنج می بردم. تا اینکه بعد از ازدواج و تشکل خانواده با یکی از دوستان ارتباط خانوادگی پیدا کردیم و این ارتباط روز به روز محکم تر و صمیمی تر شد. تا جاییکه حس کردم همسر ایشان توانسته آن تنهایی که سالها با اینجانب همراه بود را بعنوان یک خواهر پر نماید. هماینک نیز اینجانب ایشان را بعنوان خواهر خود دانسته و جز نگاه برادری به ایشان ندارم و نمیتوانم داشته باشم (حتی نوشتن الفاظی همچون شهوت آلود در خصوص ایشان برایم بدور از ذهن و شمکل می باشد). بارها بدور از هرگونه احساسات به درون خود مراجعه نمودم و همواره این سوال را پیش رو قرار دادم که به چه جهت است که به ایشان علاقه مندم و دلیل این محبت چیست؟ اما هر بار که این سوال را میپرسیدم دلیلی برای آن نمی یافتم نه جمال و صدا و هیچ یک از این عواملی که ممکن است دختر و زنی را به سوی یک مرد جذب نماید را در ایشان نیافتم لذا به عقیده خود محکم تر شدم که محبت بنده به ایشان چیزی به جز حس برادری نیست. البته در مراودات و ارتباطات حجاب ایشان رعایت (حتی در حد چادر) و رفتاری همچون دیده بوسی و دست دادن و اموراتی که نیاز به محرمیت حقیقی دارد نداریم. لازم به ذکر است که ارتباط مابین مان نیز پنهانی نبوده و همسر اینجانب و همچنین همسر ایشان نیز در جریان موضوع هستند و با این مورد مشکلی ندارند و حقیقت موضوع را درک نموده اند. در این میان بعضا نسبت به ایشان اظهار محبت مینمایم که گاهی در جمع و گاهی نیز در تلفن ( البته نه به جهت پنهانکاری) می باشد و این اظهار محبت نیز فاقد هرگونه نگاه شهوت آلود میباشد. گاهی نیز کاری نیز از سوی ایشان باشد از من درخواست مینمایند و اینجانب نیز رفع نیاز کرده و کار را به انجام میرسانم. در جمع خانوادگی با هم شوخی میکنیم ( همان شوخی های متعارف که شما با خواهرتان انجام میدهید) و در نهایت تمامی ارتباطمان در همین سطح و بدور از هرگونه خوف به گناه می باشد (هردو همینگونه هستیم) آیا اینگونه ارتباط صحیح است؟ لازم به یاد آوری است که نسبت به دیگران اینگونه نبوده و چنین حسی ندارم و حتی خوف به گناه نیز در من وجود دارد.





عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده