پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان سوالی که من دارم قبلا به نحوی دیگر پرسیده شده که جواب مشابه آن را زیاد خواندم اما شرایط بنده کمی با موارد مطروحه در سوال تفاوت دارد که اینجانب را بر آن داشت تا سوال را بار دیگر پرسیده و خواهشمند است از جواب تکراری بپرهیزید و با توجه به سوال بنده جواب را بفرمائید زیرا تمام جواب های شما ر ا خوانده و هیچیک مربوط به بنده نمی شود. و اما سوال: اینجانب تک فرزند بوده و به دلایل مختلفی همیشه در زندگی فردی و خانوادگی خود جای برادر و خواهر را خالی میدیدم یک نوع تنهایی همواره همراه بنده بود تا اینکه بعد از ازدواج با یکی از دوستان ارتباط خانوادگی داشتیم بعد از گذشت مدتی این ارتباط صمیمی تر شد . لذا در این ارتباط همسر دوستم به نوعی خلاء چنیدین ساله را پر کرده و توانسته نقش خواهر را برایم داشته باشد و از این مسئله بسی خرسندم و با وجود ایشان آن خلاء سابق را احساس نمیکنم و به نوعی احساس آرامش دارم. (یه برادر صیغه ایی دارم و از لحاظ برادری کمبودی ندارم). لذا همچون یه برادر با ایشان برخورد کرده و بدون هیچگونه خوفی به گناه، با ایشان ارتباط دارم ( همان ارتباطی که برادران و خواهران تنی با یکدیگر دارند البته منهای روبوسی و دست دادن و ... که به محرمیت نیاز دارد) و گاهی نیز بعنوان برادر به ایشان ابراز محبت میکنم البته در حد معقول و منطقی، نا گفته نماند که این ارتباطات پنهانی نیست و همسر بنده و همسر ایشان نیز این ارتباط را پذیرفته و بطور کامل در جریان این مراودات هستند. و این نوع ارتباط نیز در زندگی اینجانب و ایشان نیز خللی ایجاد ننموده است و مشکلی برای دو طرف نیست. بارها و بارها و ساعتها با خود کلنجار رفته و به فکر فرو رفته ام که چرا نسبت به ایشان محبت داشته و نکند خدای نکرده در پشت این دیدگاه شیطان نشسته است و این محبت از روی گناه بوده و فاقد حس برادر و خواهری باشد حتی بارها خود را محک زده و امتحان کرده ام، موارد زیادی را بدور از هرگونه احساسات بررسی کردم و هیچ نیافتم و تنها دلیل من برای حفظ این ارتباط بی دلیلی بود یعنی صرفا بعنوان یک خواهر به ایشان علاقه مندم و جاذبه ایی غیر از این، همچون زیبایی و صدای زیبا و هزار دلیل دیگری که در جوابهای شما بعنوان اشکال در ارتباط بین نامحرم عنوان میشد، برایم ندارد. تا کنون به جز نقش خواهری ایشان، به هیچ نقش دیگری در خصوص ایشان فکر نکرده و نمیکنم و مرا نیز تحت تاثیر قرار نمیدهد. درحالیکه تا قبل از حضور ایشان همیشه یک حس تنهایی با بنده همراه بود و از وجود این حس رنج میبردم. با روحیات درونی خود به طور کامل آشنا هستم و کوچکترین نا ملایمتی را تشخیص میدهم و میدانم مشکل روحی ام از کجاست لذا به همین دلیل بطور قاطع عرض میکنم علاقه من به ایشان صرفا با دید برادر و خواهر است و به همان اندازه ایی که شما به خواهر خودتان علاقه مند هستید: و با عشق به یک جنس مخالف کاملا متفاوت است. حتی همسرم نیز نتوانست این جای خالی را پوشش دهد (که طبیعی است و ایشان میبایست نقش همسری را ایفا نماید).حال سوال من این است که آیا این حس الفت نسبت به یک نامحرم که بدور از هرگونه حس شهوانی است آیا اشکال دارد؟ حال ابراز علاقه ایشان نسبت به بنده چطور؟ آیا حطاب کردن ایشان یا بنده با اسم کوچک به لحاظ شرعی اشکال دارد یا خیر؟ آیا میتوان به فرض دیدگاه بالا نامحرمی را از سایرین جدا نموده و با وی صمیمانه تر برخورد نمود ( باز هم تاکید میکنم بدون امر محرمی همانند روبوسی، کشف حجاب حتی در حد چادر، و ی دست دادن و سایر امور که نیاز به محرمیت دارد)؟



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده