پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دختری 24ساله هستم...سال 6پزشکی...مادرم تمام خواستگارهای من را تلفنی رد میکند و میگوید توفقط با پزشک باید ازدواج کنی......متاسفانه من هم خواستگار پزشک ندارم......بعدشم میگند که تخصصت تموم بشه..من تو25سالگی درسم تموم میشه دوسال هم طرح و 31سالگی اگا سال اول تخصص قبول بشم من ...حق ازدواج دارم////^^^^انقدر ازدواجم بنظر خودم دیر شده که دیگه شکاک شدم...هر چی میگم مادر من من به پزشکهای مرد شکاکم .....قبول نمیکنه...من ازدواج میخوام کنم...قبول نمیکنه...من نیاز به تقسیم زندگیم با یک نفر دیگه دارم...قبول نمیکنه.... من چی کار کنم.....اخه...بعد میگن ادم به گناه نیفته...اخه چجوری////من حصرت یوسف بخدا نیستم دارم کم میارم دیگه........من امذهبی هستم و با نامحرم تا بحال ارتباطی نداشتم...ولی احساس میکنم که داره همه چیز برام عادی میشه....و معلوم نیست تا کی میتونم درست باشم!!!!!!!!!!!! منم ادمم دیگه

1 پاسخ 1

پدر و مادرها معمولا بهتر از فرزندان قادر به تشخیص خوب یا بد هستند اگه عجله نکنی حتما خواستگار خوبی خواهی داشت . در ضمن اگه قصد ازدواج داری باید در رفتارت تغییراتی ایجاد کنی


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده