پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام.من مدت ۳ سال با دختری که یکسال بزرگتر از من هست دوست شدم.رابطه جنسی نداشتیم اما روابط بوده و هست .من قصد ازدواج داشتم به دلایلی همه زندگیم از هم پاچید .الان میخواهم به این دختر بگم برود پی زندگیش اما نمیتوانم.بزرگترین چیزی که هست ترسمه.ترس از آه کشیدنش.نفرینش و بی معرفت بودنم و تلف کردن عمرش.اما اصلا شرایط ازدواج ندارم و از طرفی گناه بودن روابطمون نیز اذیتم میکند.چه کنم؟؟؟گیر کردم؟؟انگار در قفسی تو دنیا گیر کردم

1 پاسخ 1

با سلام و خسته نباشید : اولا بهترین کاراینه که هرگز در چنین مواردی در سر دوراهی قرار نگیرید امروز واقعیت را به او بگویید بهتر از اینه که بخاطر ترس از آه و نفرین خدایی نکرده بعد از ازدواج و بدنیا آمدن یک بچه و خراب کردن یک زندگی سوم از هم متنفر شوید از نظر من آن موقع باید از آه و نفرین بترسید پس تا دیر نشده هم خودتان هم اورا از این بند رها سازید اگر دوستتان آنقدر که باید فهمیده باشد حتما موقعیت شما را درک خواهد کرد با توجه به اینکه از شما بزرگتر هم هستند صدرصد فهیم هم هستند و عاجزانه از شما خواهشمندم به هیچ عنوان بخاطر ترس از آه و نفرین ۳ زندگی را نابود نکنید .متشکرم




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده