پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


پسری 23 ساله هستم که به مدت 4 سال است با دختری در ارتباط هستم ولی حتی یک بار هم دست او را نگرفته ام و نمیخواهم این ارتباط را به گناه آلوده کنم حتی چندین بار که ناراحتی قلبیش او را اذیت میکرد و او را به بیمارستان برده ام یک بار هم مستقیما دست او را نگرفته ام به شدت به او علاقه مندم و این موضوع دو طرفه است و او نیز به من علاقه دارد. همان روز های اول موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم و مادرم با مادرش صحبت کرده ولی به بهانه اینکه من هنوز درسم تمام نشده و هیچ کار و درآمدی ندارم و احتمالات یه چیز زود گذر است به ما اهمیت ندادن. الان یک سال است که لیسانسم را گرفته ام و دنبال کار میگردم حتی حاضر بودم نگهبانی یا هر کار دیگه ایی انجام دهم اما با وجود توکل به خدا بازم موفق نشده ام کاری پیدا کنم. امروز یکی از بد ترین رو های زندگی ام بود .... به یه شرکت نیمه دولتی سر زدم و با وجود همه اصرار هام بازم گفتن که یه درخواست بنویسم و اگه کار بود بهم خبر میدن....موقعی که از در شرکت بیرون آمدم بغضم ترکید اخه چرا نباید خدا کمکم کنه؟؟؟؟ منی که توی رشته ام از خییییلی ها سر ترم. از کلمه ی توکت به خدا و درست میشه خسته شدم... الان چند وقت از ترس اینکه از دستش بدم شبا خوابم نمیبره و وقتی ام میخوابم با کابوس از خواب بیدار میشم....توی زندگیم هیچ گناه بزرگی مرتکب نشدم که اینطور بخوام تاوان پس بدم.دیگه نمیدونم چیکار کنم.... چطور قانع بشم که خدا هواسش به منم هست؟ اصلا خدا منم میبینه؟؟؟

1 پاسخ 1

لعنت برآنهایی که با پارتی بازی افراد نالایق رو به جای افرادی که حقشان هست در سمتی باشند میگذارند ننگ بر اونایی که باعث تجمل گرایی در جامعه هستن وباعث و بانی سخت شدن زندگی به ما جوانها.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده