پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام نوجوان19ساله ای هستم.حدود 6ماه است که به فکر ازدواج با دختری افتادم. البته اون دختر رو چند سالی میشد که میشناختم (همسایه قدیمی). می دونستم که ایشون از نظر اعتقادی اصلا به من نمیاد (عکسای نه چندان محجبه ای داشت تو فضای مجازی). وقتی یکی از دوستام که خیلی دوسش داشت ازمن دربارش تحقیق کرد و من بهش گفتم منصرف شد ولی بعد از مدتی احساس کردم خودم بهش علاقه دارم.(واقعا نیت نداشتم که یه رقیب عشقی رو محو کنم) البته نیت من این بود که ایشون رو یخورده به صراط راست هدایت کنم. تا 3ماه پیش که یه عکس 3*4 محجبه ازش دیدم که دیگه داشتم دیوونه میشدم. حتی میشد که بعضی شبا گریه میکردم ولی چون پسری نیستم که به دختر مردم حتی سلام کنم چه برسه به شماره و .... نمی دونستم باید چکار کنم. من کسی نیستم به صورت دختر مردم خیره بشم و نگاه کنم ولی اگه اینو میدیدم شرایط فرق میکرد. بالاخره هفته پیش خیلی اتفاقی و قضا قدری دیدمش( فرض کنید من احمق عاشق کسی بودم که تا حالا ندیده بودمش از نزدیک یعنی با 3 عکس شناختمش با 1 عکس عاشقش شدم) ولی عشق و علافه ام که میترسیدم اگه ببینمش منفجر بشه بدجور فروکش کرد. حتی روز بعد دوباره اتفاقی تر دیدمش. یعنی جوری ندیدمش که من بتونم اصلاحش کنم.ولی خوب قطعا فراموش کردنش خیلی سخته. نظرتون چیه؟ هنوزم تنها دختریه که یه خورده دوسش دارم. ولی همونطور که گفتم من پسر (خداروشکر) با حیا و سر به زیری هستم. نمی تونم بهش پیشنهاد دوستی بدم



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده