پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


باسلام ختری هستم٢٠سال.ومدت٢سالی که به علت دانشکاه درخابکاه بودم بابرادردوستم مجیداشناشدم.باکذشت دوسال خیلی بهش وابسته شدم واین مدت که خابکاه بودم بیشترمخارج منوتامین کرده.خانواده مجیدباازدواج مامخالفن خودش قول داده تا٥ماه دیکه بیادخاستکاری و این زمان هم برای تامین مخارج زندکی مشترک ازم کرفته.شغلش هم خلاف. مدتیکه خاستکاربرام اومده توشرکت کارمیکنه وهیج علاقه ای بهش ندارم جون بدجوروابسته مجیدشدم و فکرنبودنشم به کریم میندازه. به علت کمبودمحبت ازطرف خانوادم و وضعیت مالی زیرصفرعلاقه به زندکی کردن باهوشون ندارم ومیخام زودترازدواج کنم. الان،بین دوراهی برای ازدواجم موندم،میترسم جواب ردبدم ازطرفی مجیدهم نیاد.،لطفا راهنماییم کنیدممنون،



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده