پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام . من پسری 22 ساله و دانشجوی پزشکی هستم. حدودا 2سال و نیم دیگه تا فارغ التحصیلی من باقی مونده.6-5 ماهه که علاقه مند به یکی از همکلاسی های خودم که الان در یک گروه در بیمارستان فعالیت داریم شدم. ایشون از من حدودا 7 ماه بزرگتر هستن. حقیقتش ارتباط ما خیلی پیشرفت کرده با هم تفاهم داریم وخیلی صمیمی هستیم. هر دو از دانشجوهای علاقه مند و زرنگ هستیم و به هم کمک میکنیم. هر دو ما علاقه مون رو بهم نشون دادیم.. من سعی کردم که ارتباط رو در یک محدوده ثابت نگه دارم و بیش از حد جلو نرم. راستش احساس میکنم به ایشون خیلی علاقه دارم اما میدونم که علاقه شرط کافی برای ازدواج نیست!.. درواقع تردیدی در من هست که منو اذیت میکنه فکر میکنم که من شرایط ازدواج با این فرد رو در آینده ندارم و نگران هستم اینکه این ارتباط علی رغم اینکه خواستم روی یه محدوده نگهش دارم و خیلی جلو نرم باز هم من رو وابسته کنه... درواقع مسئله اینجاست که من تا دوسال و نیم دیگه فارغ التحصیل نمیشم . بعد از اون هم تازه دوسال سرباز هستم و ایشون هم به طور مشابه دوسال در طرح هستن و بعد هم برای امتحان تخصص باید بخونیم که مکان و زمان قبول شدنش هم مشخص نیست و تازه زمانی که تخصص قبول بشیم حقوق کافی داریم. اون زمان من 29-28 سالمه.. حتی اگر در کنار هم باشیم نمیتونم اون موقع باهاش ازدواج کنم بخاطر سنش ! مگه اینکه قبل از تخصص و بعد از فارغ التحصیلی ازدواج کنم که اونهم حقوقی ندارم و مجبورم با پول پدر تشکیل خانواده بدم. از طرف دیگه اینکه واقعا نمیدونم ازدواج دو پزشک آیا نتیجه خوبی داره یا نه ... برای همین وقتی به شرایط آینده م فکر میکنم مناسب بودن این ازدواج بعید بنظر میرسه... چون طبیعتا هر کسی هم انتخاب کنم نمیخوام با اون زندگی بدی داشته باشم ! .. همه این افکار باعث میشه که من نسبت به ادامه رابطه و علاقه ای که در من هست نگران بشم. هدف من این بود که این رابطه رو بدون دادن قول ازدواج ادامه بدم تا شاید در آینده به این نتیجه برسم که با اون ازدواج کنم. اما موضوع وابستگی عاطفی رو نمیدونم چیکار کنم ! همین الانشم اگه یکی دو روز که با هم صحبتی نداشته باشیم دلتنگ هم میشیم و به هم پیام میدیم. ممنون میشم راهنماییم کنید..

1 پاسخ 1

سلام همکار عزیز من هم یک پزشک هستم ...مشابه مورد شما در دوران تحصیلم زیاد دیدم..اگر واقعا فک میکنید از همه لحاظ باهم تناسب دارید هرچه زودتر برای ازدواج پاپیش بگذارید تا هنگامی ک استقلال مالی پیدا نکردید نامزد و عقد باشید..خداوند خودش در قرآن اشاره کرده ک از جایی ک فکر نمیکنید به زوجهای جوان روزی میده..ولی باید طرف مقابلتون رو توجیه کنید ک نباید توقع زیادی داشته باشه...مطمءن باشید آینده خوبی در انتظارتونه..دوست ندارم از خودم تعریف کنم ولی من و ههمسر متو دوره اینترنتی باهم ازدواج کردیم..از یک اتاق در طبقه فوقانی منزل پدرشوهرم شروع کردیم باپشتوانه هم تونستیم تخصص بگیریم الان هردو پزشکای خوبی هستیم..مخصوصاهمسرم کهدر رشته تخصصی خودش تو ایران جزو 20 تای برتره




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده