پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


آیه ی 61 سوره آل عمران به کدام آیه معروف است ؟

1 پاسخ 1

تفسیر آیه مباهله (آیه 61 سوره آل عمران) : « فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ » هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده،(باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» واژه‏ى «نَبتَهل» از ریشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازکردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ى مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالفِ یکدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعن و نابودی براى هرکه باطل است. در تفاسیر شیعه و سنى آمده : در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا (ص) مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران (در سرزمین یمن) شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام (ص) به مدینه فرستادند.ولی علی رغم مباحثه هایی که میان آنان و پیامبر (ص) شد، باز هم آنان بهانه‏جویى کرده و در حقّانیّت اسلام ابراز شک مى‏نمودند. اما سیره در مقابل این افراد لجوج چیست ؟ وقتی استدلالهای متعدد جوابگو نشد و شخص مقابل از پذیرش حقّ خودداری کرد و به لجاجت و آشوب ادامه داد ، جواب کوبنده است از اینرو آیه نازل گشت که : « … فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ » … به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» آری اگر انسان، علم و ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک‏ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. « مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ » و در وادی معرفت ، بین زن و مرد فرقی نیست : «نِسائِنا» هنگامى که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از حضرت رسول (ص) شنیدند، با توجه به ادلّه روشن پیامبر، در مباحثات و احتمال پیامبر بودن ایشان ، متحیّر ماندند ، آنان مُهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد پیامبر مسلمین را بپذیرید و بروید ، اگر دیدید که پیامبر آنان، با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مى‏آید، نگران نباشید و بدانید که خبرى نیست، ولى اگر با افراد کمی به میدان آمد، از مباهله خودداری کنید و با او مصالحه کنید و هرچه گفت بپذیرید. روز مباهله، آنها دیدند که پیامبر اسلام (ص) آمد اما همراه با دو کودک و یک جوان و یک زن ! آن دو کودک، حسن و حسین‏ و آن جوان، علىّ‏ بن ابى‏طالب‏ و آن زن ، فاطمه‏ى زهرا ، دختر پیامبر بودند. اُسقف مسیحیان گفت: من چهره‏هایى را مى‏بینم که اگر از خداوند بخواهند کوه از جا کنده شود، کنده مى‏شود. با دیدن آن چهره ها ، آنها ترجیح دادند ، از مباهله اعلام انصراف کرده و حاضر به مصالحه و توافق شوند !!! چنانکه آمد این ماجرا، علاوه بر تفاسیر شیعه، در اصلی ترین منابع حدیثی اهل سنّت نیز آمده. [مطالعه بیشتر] در اینجا فخر رازى (از علمای اهل سنت) سؤالی را در باره نزول آیه در حق اهل بیت (علیهم‏السلام) مطرح کرده که : چگونه ممکن است منظور از ابناءنا {فرزندان ما} حسن و حسین (ع) باشد ، درحالى که ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى‏شود ، و چگونه ممکن است نسائنا که معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (س) اطلاق گردد ؟ و اگر منظور از انفسنا تنها على (ع) است چرا به صیغه جمع آمده؟! پاسخ : اولاً – همانطور که آمد، اجماع علماى اسلام و احادیث فراوانى که در بسیارى از منابع معروف و معتبر سنى و شیعه در زمینه ورود این آیه در مورد اهل بیت (علیهم‏السلام) به ما رسیده است و در آنها تصریح شده پیغمبر (ص) غیر از على (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسین (ع) کسى را به مباهله نیاورد ، قرینه آشکارى براى تفسیر آیه خواهد بود ، زیرا مى‏دانیم از جمله قرائنى که آیات قرآن را تفسیر مى‏کند روایات و شان نزول قطعی است . بنابر این ، ایراد مزبور تنها متوجه شیعه نمى‏شود ، بلکه دانشمندان اهل سنت هم باید جوابگو باشند. ثانیاً - اطلاق صیغه جمع بر مفرد یا بر تثنیه تازگى ندارد ، و در قرآن و غیر قرآن از ادبیات عرب، و حتى غیر عرب این معنى بسیار است . توضیح : بسیار مى‏شود که به هنگام بیان یک قانون ، یا تنظیم یک عهدنامه ، حکم به صورت کلى و به صیغه جمع آورده مى‏شود ، یک مثال عادّی مثلا در عقد اجاره ای ، صاحب خانه شرط میکند که در این خانه فقط مستأجر به همراه همسر و فرزندانش(جمع) زندگی نماید در حالیکه ممکن است مستأجر در حال حاضر اصلا فرزندی نداشته باشد یا تنها یک یا دو فرزند داشته باشد ، این موضوع هیچگونه منافاتى با تنظیم قانون یا اجاره یا … به صورت جمع ندارد . به عبارت دیگر حضرت رسول(ص) موظف بود طبق قراردادى که با نصاراى نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام کسانى را که به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد ، ولى اینها مصداقى جز دو فرزند و یک زن و یک مرد نداشت . اضافه بر این در آیات قرآن موارد متعددى داریم که عبارت به صورت صیغه جمع آمده اما مصداق آن منحصر به یک فرد بوده است : مثلا در همین سوره (آل عمران) آیه 173 آمده : « الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ … » کسانى که مردم به آنها گفتند دشمنان (براى حمله به شما) اجتماع کرده‏اند از آنها بترسید . در این آیه منظور از الناس (مردم) طبق تصریح جمعى از مفسران فقط {نعیم بن مسعود} است که از ابو سفیان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشرکان بترساند ! همچنین در آیه 181 آمده : « لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاء … » خداوند گفتار کسانى را که مى‏گفتند : خدا فقیر است و ما بى‏نیازیم (و لذا از ما مطالبه زکات کرده است) شنید . که منظور از الذین در آیه به تصریح جمعى از مفسران فقط {حى بن اخطب یا فنحاص} است . و البته گاهى اطلاق کلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نیز دیده مى‏شود ، همان طور که در باره حضرت ابراهیم (ع) در آیه 120 سوره نحل آمده : « اِنَّ اِبْراهِیمَ کانَ اُمَّةً قانِتاً لله … » { ابراهیم (ع) امّتى بود خاضع ، در پیشگاه خدا } که در اینجا کلمه اُمّت ، که اسم جمع است بر یک نفر ، اطلاق شده است . آری در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها، گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند. پنج نفری که هر کدام یک ملت بودند … { گفتنی است اکنون، آن بیابانی که قرار بود در آنجا مباهله صورت بگیرد ، داخل در شهر مدینه گشته و در آنجا ، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده که تصویرش را می آوریم }


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده