پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


به نام خدا خدمت خانم دکتر سلام عرض می شود ما یک خانواده چهار نفری هستیم که دارای دو فرزند پسر یازده ساله(دوقلو هستند)می باشیم ومن دبیر ریاضی وهمسرم دبیر ادبیات فارسی می باشیم مشکلی که مطرح می کنم در باره ی قل بزرکتر می باشد که به تازگی دچار آن شده است.البته سعی کرده ام به طور خلاصه ودسته بندی شده مطالب را بیان کنم تا زیاد وقت دکتر رانگیرم حال من ومادرش واقعا نمی دانیم با این مشکل چکار کنیم وچگونه آن رابر طرف نماییم لطفا ما را راهنمایی کرده وروش درمان آن را بیان کنید . 1- بسیار بد اخلاق شده است واصلا به حرف نمی کند وقتی از او می خواهیم کاری انجام دهد می گوید خوب باشد انجام می دهم ولی اگر بیکار هم باشد انجام نمی دهد وقتی اصرار می کنیم شروع می کند به فحش دادن به خصوص حرف مادرش گوش نمی کند وکلا مادرش را قبول ندارد به مادرش می گوید تو خفه شو.یکی از مشکلات بزرگ لباس خوردن او می باشد که ازکلاس پنجم شروع شد(چون درمدرسه غیر انتفاعی که درس می خواند بچه هارابرای آزمون نمونه دولتی آماده می کنند.)بیشتر مواقع یقه ،آستین یا پایین لباسش راداخل دهانش گذاشته ومی خورد وقتی به او تذکر می دهیم که لباست را نخور انگشت دستش را داخل دهانش می برد مثلا وقتی با کامپیوتر بازی می کند بخصوص وقتی به قسمت های هیجانی بازی می رسد ، یا وقتی تلویزیون نگاه می کند ، یا وقتی یک تمرین در سی مثل ریاضی را حل می کند.حتی برادرش می گوید در سر کلاس هم بعضی مواقع لباسش را می خورد....همچنین رفتار دیگری که مرتب تکرارمی کند این است که با آب دهانش انگشت اشاره خود راخیس کرده سپس دور چشم ها یا داخل گوش خود راخیس می کند یا همیشه فکر می کند چیزی روی صورتش هست که با لباسش آن را پاک می کند. 2- سه هفته قبل از آزمون مدرسه نمونه رفتارش خیلی تغییر کرد بطوری که مدام با خودش حرف می زد البته توسط برادرش فهمید یم که او مدام می گوید خدا مرا ببخش(برادرش می گویدوقتی دانش آموزان تنبل یاکثیف از پهلویش رد می شوند یا به دست می زنند ناراحت می شود وحالت چندش به خودش می گیردوقتی این موضوع را برای اولین بار با مادرش مطرح کرده بودند مادرش گفته بود کار بدی کردی ،گناه بزرگی مرتکب شدی،خدا تورا دوست نخواهد داشت و..... )هرچه به روز آزمون نمونه نزدیکتر می شد این رفتار ها شدید تر می شد به طوری که سه روز مانده به امتحان می گفت اوه امتحان نمونه....در ضمن مسئولان مدرسه هم مرتب به آنها گفته بودندکه شما حتما جزو قبولی ها هستید روز آزمون هم خیلی اضطراب داشت وبعد از امتحان هم چند ساعتی گریه می کرد که آزمون را خراب کرده وقبول نمی شوم وآبرویم جلو همه می رود البته جواب آزمون که آمد هردو قبول نشده بودند واختلاف نمره علمی او بابرادر دوقلویش فقط 6/0 بود. 3- در بعضی از مکانهای منزل داخل اطاق یاپذیرایی حاضر نیست بنشیند یا بخوابد یا حتی اگر در آن مکانها سفره پهن کنیم او سفره را طرف دیگری می کشد وقتی دلیلش را می پرسیم می گویدنمی خواهم یا دوست ندارم از برادر ش میپرسیم چرا او این کار رامی کند می گوید او فکر می کند آنجا نجس است (به عبارتی نسبت به آن مکان بد دل است.) با تشکر فروان از دکتر گرامی

1 پاسخ 1

پسر شما دچر اختلال وسواس فکری - عملی (OCD) می باشد بهتر است هرچه زودتر جهت درمان به روانپزشک مراجعه کنید.

برگرفته از : http://www.drataie.ir/ (دکتر فرناز عطائی)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده