پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


مهمترین فیلمهای سیاسی ایرانی قبل از اتقلاب کدامها اند؟ در کدام سایت یا سایتها می توانم در باره انها بخوانم؟

1 پاسخ 1

نظارت و سانسور سینما در ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ از سال ۱۲۸۳ با شروع نمایش عمومی فیلم در تهران توسط بانی آن میرزا ابراهیم صحاف باشی، آغاز شد. چند دهه بعد لایحه نمایش‌ها و سینماها را بلدیه تهران تهیه و تنظیم می‌نماید. چند سال بعد وزارت داخله طبق آیین نامه و موادی مسئولیت رسیدگی به امور تولید و صدور پروانه نمایش فیلم‌ها را به اداره کل شهربانی می‌دهد. سه سال بعد از این تفویض مسئولیت وزارت کشور (داخله سابق) دایره‌ای ویژه به اسم اداره نمایشات را تاسیس می‌کند تا ناظر سینمای ایران باشد. پس از گذر دوره کوتاهی این مسئولیت بر عهده اداره تبلیغات وزارت کار می‌افتد که با مخالفت وزات کشور مواجه شده دوباره مجلس شورای ملی رسیدگی به امور فیلم و نمایش را به وزارت کشور می‌دهد و به پیرو آن اداره نمایش وزارت داخله شروع به کار می‌کند. در اوایل دهه چهل با موافقت وزارت کشور و وزارت فرهنگ و هنر، اختیارات اداره نمایش وزارت کشور، به وزارت فرهنگ و هنر تفویض می‌شود و با نام اداره کل نظارت و نمایش فعالیت خود را شروع می‌کند.


نمونه‌ای از نحوه اعمال سانسور در دهه ۱۳۳۰

در مجله جهان سینما به تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۳۱ آمده‌است: <<در فیلم موسیو بوکر، به اشتراک باب هوپ و جون کافید، پادشاه سلمانی مخصوص خود بوکر را برای اصلاح ریش خود احضار می‌کند لیکن شما صحنه‌ای که او ریش پادشاه را می‌تراشد ندیدید. این صحنه جالب توجه را که در حدود شش دقیقه می‌شد سانسور کرده بودند. از فیلم رنگی و تاریخی تسخیرناپذیر به اشتراک گاری کوپر و پولت کودارد نیز در حدود ۲۰ دقیقه سانسور شده بود و شخصی که مامور این کار بود، ادعا داشت چنان با مهارت این عمل را انجام داده‌است که هیچ کس متوجه نخواهد شد. فیلم تمام رنگی و فانتزی شاهین صحرا به طرز عجیبی سانسور شد. توضیح اینکه داستان فیلم در حدود ۲۰۰۰ سال قبل در تهران اتفاق می‌افتاد ولی کلمه تهران را که در سرتاسر فیلم از دهان هنرپیشگان خارج می‌شد سانسور کرده بودند. در فیلم تاریخی کریستف کلمب به اشتراک فردریم مارچ نیز در یکی از صحنه‌ها نشان می‌دهد که کلمب با حالت عصبانیت به فیلیپ پادشاه اسپانیا حمله ور گشته و او را به زمین می‌زند در حالی که با کمال خونسردی این صحنه را سانسور کرده بودند. بیشتر از پنج صحنه بسیار جالب و تماشایی که اصل موضوع فیلم ملکه نقره را تشکیل می‌داد، بریده شده بود، چون که این قسمت‌ها یا شامل انقلاب بودند یا دستبرد و حمله به بانک را نشان می‌دادند و این احتیاط کمیسیون نمایشات به جهت این بود که در ایران مردم از انقلاب و دستبرد به بانک چیزی نمی‌دانند و البته نباید آن را یاد بگیرند. اما سانسور ماهرانه فیلم جانباز، شاهکار تمام سانسورها محسوب می‌شود. در اینجا از شباهت دو نفر از پرسناژهای فیلم استفاده کرده و پایان فیلم را به کلی عوض کرده بودند. در اواخر فیلم جانباز لورنزوی پادشاه با دشمنش رامون به دوئل مشغول می‌گردد. در اینجا همه منتظرند که یکی از دو حریف از پای درآیند در صورتی که صحنه نیمه تمام می‌ماند و ناگهان نشان داده می‌شود که رامون با کارلوس به دوئل پرداخته و به دست او کشته می‌شود و تماشاچی مشاهده می‌کند که لورنزو روی زمین افتاده و سینه او مجروح شده. پس از چند کلمه صحبت ناگهان در صحنه دیگر او را زنده و سلامت نشان می‌دهند. در صورتی که فیلم در اصل این طور نبوده و از کمپانی تهیه کننده با این شکل خارج نشده‌است. در اصل رامون با شمشیر خود شاه را از پای در می‌آورد و بعد با کارلوس به نبرد می‌پردازد و کارلوس هم پس از اینکه رامون را به قتل می‌رساند نزد لورنزو آمده و با او صحبت می‌کند. لورنزو به او توصیه می‌کند و سپس در همان جا زندگی را بدرود می‌گوید.>>

تصویر ابراهیم مرادی - فیلم لاله دریایی (۱۳۳۹) او به دلیل ساختار سینمایی بسیار ضعیف توسط هیئت سینمایی و اعضاء هیئت اداره نمایش توقیف می‌شود.

۱۳۳۳

نصرت‌الله محتشم که خود یک کارگردان بود از ابتدای تشکیل کمیسیون نمایش، مسئولیت اداره نمایش را برعهده دارد. او در برابر فشارهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد استعفاء می‌دهد و دوباره شش ماه بعد به سمت خود بر می‌گردد. نصرت الله محتشم در کارش چنان جدی بود که یک بار فیلم خودش درباره آغا محمدخان قاجار را سانسور می‌کند و دستور می‌دهد پایانش عوض شود.

۱۳۳۷

سال ۱۳۳۷ سال اوج فشار بر تولیدات داخلی است، تقریباً تمام فیلم‌های این سال سانسور می‌شوند. بیشتر سانسورها به خاطر صحنه‌هایی از محله‌های جنوب شهر و زندگی مردم فقیر است. به عنوان مثال در فیلم همه گناهکاریم ساخته عزیز رفیعی، صحنه‌ای که یک دزد بعد از دیدن فقر اهالی خانه‌ای که برای دزدی به آنجا رفته، پول‌های خودش را برای آنها می‌گذارد، حذف می‌شود و یا در فیلم چشم به راه ساخته عطا الله زاهد، فقط وقتی مجوز می‌گیرد که به جای صحنه‌های جنوب شهرش، صحنه‌هایی از رقص و آواز یک خواننده زن جایگزین شود. فیلم جنوب شهر فرخ غفاری نیز، سه روز بعد از نمایش عمومی توقیف می‌شود.

۱۳۳۹

دکتر محمد علی سمیعی، رئیس جدید اداره نمایش برای کاستن از فشار انتقادها، تصمیم می‌گیرد با دعوت از تهیه کنندگان، کارگردان‌ها و نویسندگان سینمایی، خود آنها را در مراحل نظارت شریک کند. برای این کار دو فیلم لاله دریایی ساخته ایراهیم مرادی و از پاریس برگشته ساخته سالار عشقی انتخاب می‌شوند. بعد از نمایش خصوصی این دو فیلم، تمامی حاضران خواستار توقیف هر دو فیلم به دلیل ساختار سینمایی بسیار ضعیفشان می‌شوند. با این حال فقط ده روز بعد از پاریس برگشته مجوز اکران می‌گیرد.


نصرت‌الله محتشم در بازگشت خود به اداره نمایش، موفق می‌شود با جلب نظر مقامات بالاتر، یک کمیسیون عالی برای اعلام نظر درباره فیلم‌های توقیف شده قبلی تشکیل بدهد. از جمله فعالیت‌های این کمیته، اجازه نمایش به فیلم ژولیوس سزار ساخته جوزف منکیه‌ویچ است که سال‌ها بود به خاطر صحنه قتل سزار در توقیف مانده بود.

۱۳۴۳

با موافقت دو وزارتخانه فرهنگ و هنر و کشور، کلیه اختیارات اداره نمایش، به وزارت فرهنگ و هنر تفویض می‌شود. نخستین رئیس اداره کل نظارت و نمایش وزارت فرهنگ و هنر، دکتر هوشنگ کاوسی است که سال‌ها خودش منتقد سانسور بوده‌است. در دوره او فیلم دیروز، امروز، فردا ساخته ویتوریو دسیکا، بدون حذف هیچ صحنه‌ای نمایش داده می‌شود اما اکرانش با اعتراض تماشاگران، ناچار با حذف صحنه‌هایی ادامه می‌یابد.

۱۳۴۵

آیین نامه جدیدی که توسط وزارت فرهنگ و هنر تدوین شده‌است به تصویب هیئت وزیران می‌رسد. در آیین نامه نظارت بر نمایش فیلم و اسلاید، اولاً علاوه بر نمایندگان وزارتخانه‌های فرهنگ و هنر، کشور و اطلاعات، پانزده نفر از خبرگان زمینه‌های مختلف هم به عضویت شورا در می‌آیند. دوماً موارد جدیدی به مواد پانزده گانه آیین نامه پیشین اضافه می‌شود. در ماده ۲۶ رده بندی سنی، فیلم‌ها برای زیر و بالای ۱۸ سال به تصویب می‌رسد.


۱۳۴۶

دکتر کاووسی که موفقیتی در اجرای نظریاتش به دست نیاورده بود، استعفاء می‌کند و سید ابراهیم صالح به جای او می‌آید که تا پایان عصر پهلوی مسئولیت اداره نظارت را بر عهده دارد. در دوره او سخت‌گیری نسبت به صحنه‌های غیراخلاقی کاملا از بین می‌رود.

۱۳۴۹

نخستین مورد اعتراض صنفی به یک فیلم را پرستاران در اعتراض به فیلم آرامش در حضور دیگران (ساخته ناصر تقوایی) رقم می‌زنند. داستان زندگی فلاکت بار افسر بازنشسته این فیلم و دختران پرستارش، باعث اعتراض و بلافاصله توقیف فیلم می‌شود.

۱۳۵۴

پیچیده‌ترین مورد سانسور روی فیلم گوزن‌ها (ساخته مسعود کیمیایی) اعمال می‌شود. این فیلم پس از نمایش در سومین جشنواره فیلم تهران، یک سال توقیف می‌ماند و بعد هم با عوض کردن کامل داستان و فیلم‌بردای مجدد به آن اجازه نمایش می‌دهند. گوزن‌ها داستان رفاقت قدیمی یک معتاد و یک چریک فراری است که بعد از سال‌ها به هم می‌رسند. سیستم نظارتی، مسعود کیمیایی را مجبور می‌کند تا کاراکتر چریک رزمنده را به سارق بانک تغییر دهد.

۱۳۵۶

در فضای انتقادی و اعتراضی پیش از انقلاب در این سال، در ماه اسفند اداره کل امور سینمایی اعلام می‌کند که برای مقابله با ورود فیلم‌های بی ارزش جنسی، دیگر به چنین فیلم‌هایی مجوز نمایش نخواهد داد. با این حال، در این ماه ۱۰۰ فیلم مبتذل پروانه نمایش می‌گیرند.




من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()