پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام و احترام

موضوع : ازدواج و انتخاب همسر

بنده تحصیل کرده از دانشگاه خوب تهران در مقطع کارشناسی ارشد بودم و برای ادامه تحصیل به خارج می روم. خانواده تقریبا مذهبی و سنتی دارم که حرف مادر بیشتر اهمیت دارد. حدود 20 مورد برای خواستگاری با دختر خانوم ها صحبت کردم که 3 موردش به بیش از 2 یا 3 جلسه کشید. جلسات متعدد با روانشناس در مورد انتخاب همسر و بحث های مربوطه صحبت کرده ام و اطلاعات کافی (از نظر خودم) در این مورد را دارم. موضوع اصلی سوال من هم بیشتر انتخاب و معیارهای اون هست. سوال بنده در این مورد است و فقط با مشورت روانشناس و دکتر و.. نمی توانم تصمصم بگیرم.

 

به طور خلاصه:

در طول رابطه های آشنایی که برای ازدواج ایجاد می شد- منظور همان جلسات صحبت و آشنایی است که امروزه باب شده است- نگرشم در برخی موارد نسبت به بعضی چیزا عوض شد و مثلا بلور تعصب و احترام کاذب به خانواده (به گفته روان شناسان) تا حدی در من شکست. مخصوصا که مادرم تا حد زیادی خود رای بوده و حتی در ازدواج هم سعی دارند حرف و نظر خود را به کرسی بنشانند. جملاتی که تا کنون گفتم صرفا جهت آشنایی با خانواده بود. اما در مورد ازدواج اکنون بیشتر به نظر بنده توجه دارند.

 

شخصیت من :

مثبت : برون گرا، خوش صحبت، خوش پوش، تحصیلکرده، صبور، کاملا منطقی، پر انرژی و اهل ورزش، حتما برای ادامه تحصیل قصد دارم خارج بروم. احتمالا آینده شغلی مناسب

منفی : خودخواه و کمی مغرور، تا حدی مقام طلب، کمی کینه ای، محتاط

به هر حال بنده الان بین دو گزینه مردد هستم و در صورت امکان از شما مشورت می طلبم. به این اعتقاد دارم که در مراحل سخت زندگی هر جا شک کردی، بگذار خدا برات انتخاب کنه، بهتره. اگر ممکنه با توجه به آموزه های دینی و تجربه خدتان توصیه ای به بنده کنید که خیر الدنیا و الاخره باشد.

خلاصه دو موردی که برای ازدواج مردد مانده ام در زیر آمده است. البته خوانواده ام به گزینه اول رقبت زیادی ندارد.

 

1- مورد غیر همشهری

شروع آشنایی 6 ماه پیش بود.4 ماه رابطه آشنایی داشتیم. حدود 2 ماه پیش خواستگاری رفتیم. از همان موقع نظر آنها + بود و اعلام هم کردند. شروع آشنایی قبل از خواستگاری بود. الان حدود 2 ماه است هیچ رابطه نداریم. از لحاظ شخصیتی خیلی شبیه خودم است. خصیصه اصلی که از اول به چشم می زد بسیار حساس بودن او بود به حرف ها و عکس العمل هاو...

مثبت :  دختر جذاب، خوش صحبت، شاد و شنگول، پر انرژی، با هوش، زیبا، یک سال کوچکتر از من، برونگرا، بیش از اندازه به من ابراز علاقه می کرد، حتی طرز راه رفتن و لحن صحبت کردنش برایم دلنشین بود.

منفی : بسیار حساس، غیر همشهری، کمی تند خو، کمی جاه طلب، از لحاظ تحقیق در محل کار خیلی خوب ارزیابی نشد و چند تن از همکاران گفتند ایشان خیلیییی حساس هستند و اگر شما هم حساس هستید بیشتر فکر کنید!(بنده هم تا حدی آدم حساس هستم). خیلی اهل با کلاس بودن بود.

از لحاظ اندام و جثه کوچک هستند.

 

2- مورد دیگر همشهری

2 ماه است که آشنا شدیم و هنوز ارتباط داریم. شروع آشنایی با خواستگاری بود.

مثبت : همشهری ، همزبان، خانواده همسطح با خانواده من، تحصیلکرده، حرف گوش کن، اهل مهریه پایین، سازگار، با اخلاق، از لحاظ قد و اندام نزدیکتر به من است تا گزینه قبلی. از لحاظ تحقیق بسیار خانواده با حیا و مودبی هستند و تقریبا محل کار و همسایه ها کاملا تائید می کردند. از لحاظ خانوادگی شباهت زیادی به ما دارند. کلا به اکثر موارد اولویت وظایف زن در زندگی اعتقاد دارند و نظریات کاملا پخته.

منفی : هم سن، کم حرف، نسبت به من سردتر، درون گرا ، و هنوز آنچنان که باید از لحاظ ظاهری به دلم ننشسته است! البته قیافه ایشان خوب هست اما مثلا دختر اولی قیافه بهتری داشتند. واقعا اینکه می گویند قیافه بعد از مدتی عادی می شود تا چه حد صحت دارد؟

 

نمی دانم خاطره دختر قبلی هنوز در ذهنم هست یا چه، اما اگر فقط منطقی تصمصم بگیرم گزینه 2 بهتر است و اگر احساسی تصمصم بگیرم گزینه 1. هر قدر منطقی به قضیه نگاه می­کنم گزینه دوم بهتر است. حتی در جلساتی که با گزینه اول صحبت می شد بارها شد که نظرم کاملا برگشت و احساس کردم که ما حرف همدیگر را نمی فهمیم اما بعد دوباره خوب شد.

آیا استخاره در این مورد جایز است؟

آیا بعد از ازدواج آن محبت و به اصطلاح عشق به وجود خواهد آمد؟

در ته دل ترسم از ان است که بعد از ازدواج احساس کنم انطور که باشد و شاید برایم جذاب نیست(ظاهری)... از این احساس می ترسم.

 

 

این پاراگراف بخشی از مقاله دکتر شیری است که در یکی از مجلات راه سلامت خواندم:

 

گاهی به ما می گویند برو تو رابطه بعدا از نامزدت خوشت می آید. معمولا این حرف غلط است. خوش آمدن فیزیکی یعنی در مجموع من از تیپ و قیافه و رفتار این فرد خوشم بیاید و یا احساس کشش جنسی نیز به او داشته باشم. چنین رخدادی نیاز به فکر و رابطه طولانی داشتن ندارد زیرا بخشی از قضیه ناشی از ترشحات مغز و عملکرد هرمونهاست. ممکن است شما برای او جذاب باشید اما او برای شما مطلوبیت ندارد. ازدواج با این آدم خیانت است زیرا او با این توقع همسر شما شده است که برای شما نیز در بالای لیست جذابیت قرار گرفته باشد. (دکتر علیرضا شیری- استاد دانشگاه تحصیل کرده آکسفورد)

 وقتی این حرف رو خواندم که به دل نشستن اینقدر مهم است کاملا در تصمصم شک کردم که آیا مورد 2 که تصمیم به ازدواج دارم مناسب هست یا نه. البته نه اینکه به دلم ننشسته باشد اما چون از لحاظ اخلاقی و اعتقادی و خانوادگی و تحصیلی خیلی خوب بودند و هیکل و قیافه نسبتا خوبی هم داشتند که فکر می کردم رفته رفته محبت بیشتر هم می شود، اما اگر فقط گفته این دکتر شیری را در نظر بگیرم و صرف خود دختر را، گزینه اول بیشتر به دلم نشسته بود!

 نکته دیگر اینکه شاید اعتماد به نفس کاذب دارم یا اطرافیان اینطور تلقین کردند که هر دختری بخوای به تو می دهند. یک حالت ترسی در خود احساس می کنم که به هر دختری می خوام نزدیکتر شوم شک می کنم که آیا مناسب من هست؟ آیا دختری از این بهتر نمی توانم پیدا کنم؟ ایا دختری که وضع اقتصادی خانواده اش عالی باشد نمی توانم پیدا کنم؟ و سوالاتی از این قبیل...

 

خواهشمندم جواب بنده را به فلان کتاب یا سایت یا... ارجاع ندهید و اگر نکته ای نیاز به توضیح دارد ارائه فرمائید. در پایان با تشکر از حوصله شما و خواهش اینکه بنده را راهنمایی فرمایید.

 

با آرزوی سعادت و عاقبت بخیری برای تمام جوانان

3 پاسخ 3

من فقط عضو شدم که جواب این آقا رو بدم! ایشون تصور می کنند وارد فروشگاه شدند و می خوان بهترین جنس رو انتخاب کنند... 20 بار خواستگاری!!! روانشناس یه چی میگه، عقلم این رو میگه، مامانم اون رو میگه... چقدر پر ادعا هم هستند. برادر من زندگی که انقدر دو دو تا چهارتایی نیست. همه هم قرار نیست به ساز شما برقصند چون شما افتخار دادید و رفتید خواستگاریشون! باید ببینید کدوم رو دوست دارید و اون هم شما رو دوست داره... چون بقیه اش حل میشه در غیر این صورت تا آخر عمر چشمتون دنبال دختری هست که به خاطر دلایل عقلی!! سراغش نرفتید.
بسم الله الرحمن الرحیم
                                                      یا صاحب الزمان ادرکنی
ملاک های انتخاب همسر در سخن  علمای اخلاق اینست:

                                    (( ملاک قوانین اسلام است))

همینکه خواستی ازدواج کنی قوانین اسلام را در خودت پیاده کن و وقتی خواستی ازدواج کنی زیاد به فکر پول و ثروت و  زیبایی و معروفیت نباش.بیشتر بفکر این باش که آن زنی که خواستی با او زندگی کنی در مسیر خدا و دنیا و آخرت همراه شما باشد.و اگر هرکدام از زن و مرد بخواهند طبق روش قرآن و اهل البیت علیهم السلام عمل نکنند آن زندگی تلخ و ناپایدار است.

 التماس دعا
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون-سوره روم آیه 21 برادر من اونقدر دین اسلام اشباع و پرمغز هست که بتونه جواب همه سوالای مارو بده. برو ببین تو این تخته فولاد اصفهان کیا خاکن که این پروفسور خارجی رو میزارن تو جیبشون. نمونه حاجاقا رحیم ارباب. منظورم از این حرفا اینکه اگه شما می خوای آینده و خوشبختیتو تضمین کنی برو پیش علمای با عمل و کار درستمون از اونا کسب تکلیف کن.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(ازدواج با غیر همشهری) (به دل نشستن در ازدواج) (به دل نشستن+ازدواج) (ازدواج)