پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام آقای مشاور

پسری هستم 22 ساله-پشت کنکوروسربازی هم نرفتم.

بنده یک مریض جنسی هستم.یک ضعیف النفس.

هیچ وقت نتونستم به ندای نفسم بگم نه.میل جنسی من فوران میکنه متاسفانه احدی از اطرافیانم از دست کارای من در امان نبودند و این میل من اونارو هم تحت الشعاع قرار داده به همین علت ازم روی برگردوندن.

نمازامو تا حد امکان سر وقت وتو مسجد میخونم ولی از رحمت خداوند ناامیدم.

شرایط خیلی سختی دارم-بریدم.

از اینکه بین آشناها واطرافیانم باید شرمنده و سرافکنده باشم خیلی ناراحتم.

میدونم این تاوان کاراییه که کردم.

درسته میگن آخرین راه بهترین راه نیست ولی چاره ای جز خودکشی نمیبینم .تحمل این شرایط برام خیلی سخته.از اون طرف 2ماه دیگه کنکور دارم ولی نمیتونم تمرکز کنم.

برادری که تا دیروز جویای احوالم بود دیگه الان نگام هم نمیکنه.هرچند معذرت هم خواستم ولی معذرت دردی رو دوا نمیکنه.

خیلی پشیمونم تورو به اون خدایی که بیشتر از من میشناسین کمکم کنین .

اون چیزی که آرومم میکنه اینه که تموم غلطایی که کردم از ذهن من و آدمای مورد نظر فراموش بشه و همه چیز برگرده به روال قبلی.

میدونم انتظار زیادیه ولی تنها چیزیه که آرومم میکنه.دوست ندارم الکی امیدوارم کنید فقط بگید این اتفاق می افته یا نه و چجوری؟خیلی ممنونم

3 پاسخ 3

سلام برادر عزیز من
به هیچ وجه از خدا نا امید نباش چون این خدا هست که همه چی دستش هست و میتونه کمکت کنه. تو جز خدا ، چه کسی رو داری؟؟؟؟ هاااا؟؟؟
خوب گوش کن..باشه؟؟؟؟ جون من خوب بخون و فکر کن...
یک لحظه و همین الان از خودت بیا بیرون.. یک لحظه اصلا به هیچ کدوم از گرفتاریها فکر نکن. انگار که محبوبترین انسان هستی. چشماتو ببند و... به خودت نگاه کن. بدون که فقط خودت هستی و خدا... و فقط خدا هست و تو...
عزیز من بدون که وقتی یه کسی اگر کسی رو دوست داشه باشه ، به هر حال مجبوره به هر ترفندی اونو بدست بیاره...
حالا بگو ببینم اطرافیانت که از تو بریدن ، آیا کار خدا نیست؟؟؟ خدا دیده که تو داری گناه میکنی.. یه جوری می خواد بگه که بنده عزیز من ، من هواسم هستاااا . هنوز هم می خامت... واسه همین همه درهارو به روت می بنده. همه راه ها رو و همه اطرافیانت رو از تو میگیره که بگه دروازه من هستم.. من که خدای تو هستم...
اما عوض اینکه تو این رو ببینی باز به یه راه دیگه فکر میکنی که خودکشی هست.
خودکشی یعنی فرار از رحمت خدا و رفتن در تاریکی که هیچ رحمتی از خداوند در اون نیست.. آیا دوست داری بری یه همچین جایی...؟؟؟
بدون که تمامی تجربیات زندگی آدمی رو سه چیز میسازه.
اول اندیشه
دوم احساس
سوم گفتار
اول از همه باید اندیشه خودت رو عوض کنی... به نسبت به خدا بد فکر نکنی و بگو که راه نجات هست. چون اگه راه نجات نبود ، خداوند فکر راه نجات رو هم از سرت دور میکرد. پس راه نجات هست.
اندیشه و فکر خودت رو درست کن.
البته خیلی سخته . قبول دارم . اما میشه و تو از پسش بر میای...
از رحمت خداوند نا امید نشو چون همین الان هم غرق در رحمت خدا هستی... چون اگر زمینی که روش راه میری اگر از گناه تو با خبر بود ، تورو در خودش می بلعید.
امید هست. باور کن امید هست و خداوند نجات دهنده هست.
ایمیل من اینه:
mahyapc1@yahoo.com
اگر دوست داشتی میتونم به عنوان یک برادر کوچک تو با تو هم صحبت بشم و با هم درد دل کنیم.
ولی نا امید نشو و مطمئن باش که درست میشه و فکرت رو اصلاح کن و نگو ناامید شدم. هنوز بنده عزیز خدا هستی. مطمئن باش.
برات دعا میکنم...
...یا کریم العفو...
پاسخ سوال را اینجا وارد کنید
به نام خدایی که بخشنده ومهربان است...
سلام برادرگرامی
تبریک میگم که میخوای برگردی و پشیمونی.چون اگر در جوانی واون زمان که بتونی گناه کنی و نکنی برگردی ارزش داره.
دوست عزیز اول از همه باید به خدا توکل کنی و توبه کنی واینکه دیگه خدای نکرده این گناه رو تکرار نکنی اگر میگیم به نام خداوند بخشنده ومهربان یعنی خدایی که توبه پذیره و بندگانی رو که بسویش برمیگردند رو پذیرا میشه.
دوم خیلی مهمه که این مشکلتو ریشه ای از بین ببری.پس حتما پیش یه مشاور و پزشک حاذق برو.
سوم ایم مسئله رو درنظر بگیر که مردم واطرافیانت انقدر درگیر مشکلات روزمره هستند که خیلی چیزهارو از یاد میبرن البته بشرطی که تو هم تلاش کنی و تغییرات مثبتی
داشته باشی اونا خودشون تشخیص میدن که تو دیگه اون ادم قبلی نیستی و اعتمادشون نسبت بهت جذب میشه.تو واقعا تغییر کن .قضاوت به اونا واگذار کن.
البته باید کمی صبور هم باشی چون جلب اعتماد کمی زمان میبره اما پایانش خوشه....
ودر اخر اینکه دیگه نذار گناه  ووسوسه بهت غلبه کنه. نذار وجدانت شکست بخوره مطمئنا میتونی چون  تو اشرف مخلوقاتی.....

سلام ..من به عنوان یه مادر که تجربیاتی هم در مشاوره دارم دارم راهنماییت میکنم
اولا از قدیم گفتن آب رفته به جوی باز نمیگرده ولی همه شیطنت هایی در بچگی داشته اند و کسی اونا رو در بزرگسالی به روشون نمیاره //چون شما هم سن زیادی ندارید هنوز اگه خودتون رو اصلاح کنید مسلما پس از طی مدتی همه اون رفتار قبلی شما رو به حساب نا پختگی و بچگی شما می زارن ..
برای درمانتون هم من به نظرم مراجعه به یک دکتر غدد هست /..داروهایی وجود دارند که میتونن در کنترل بعضی از رفتارها به شما کمک کنند .


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(مريض جنسي) (کنکوروسربازی) ()