پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


 سلام...من پسرم ........ یک هم کلاس داشتم (دختر) او از نگاهش معلوم بود که به من علاقه دارد من به او علاقه ای نداشتم بعد از مدتی کم کم به او علاقه مند شدم خیلی هم به او علاقه مند شدم خیلی به هم نگاه می کردیم و حرف می زدیم تصمیم گرفتم  به او بگوییم که بهش علاقه دارم  یه روز منو کنار خیابون دید که دارم با گوشیم صحبت می کنم منم اونو دیدم نمی دونم چی شد که
از اون روز به بعد هر وقت منو می دید مثل اون روزاش نبود  یه جور دیگه بود(حتما فکری در مورد من کرد که خوب نبوده)چند روز بعد تصمیم گرفتم دنبالش برم . دنبالش رفتم دیدم با یک پسری سلام کرد  دست داد و یه لحظه برگشت و منو دید و خندید من هم سریع برگشتم و رفتم از اون روز به بعد دیگه همه چیز بر عکس شد من به او توجه ای نمی کردم و اما او دوباره مثل اولش شد  2 ماه گذشت اصلا با هم حرف نزدیم تا این که یک روز برام اس ام اس داد در مورد درس ها از من سوال کرد جوابشو دادم و می خواست بدونه که چی کار دارم می کنم من جوابشو ندادم شماره منو نمی دونم از کجا گیر اورد ....حالا دوباره همه چیز شده مثل اون روز که من هم بهش علاقه مند شدم... من باید چی کار کنم؟منظور این دختر از کارهاش چی می تونه باشه ؟

2 پاسخ 2

باسلام دوست عزیز شما در سنی هستید که احساس نیاز به جنس مخالف در شما یک موضوع جدی است و یک نیاز فطری است که راه حل آن ازنظر شرع ، عرف وعقل ازدواج است . اگرشما یا ایشان قصد ایجاد رابطه با یکدیگر دارید باید بدانید که دو حالت بیشتر وجود ندارد یا به ازدواج منجر می شود ویا این دوستی پایان می یابد. درحالت اول آیا حاضر هستید که در ادامه این دوستی و رابطه با کسی ازدواج کنید که حداقل با یک نفر (آن جوری که شما دیده اید ) رابطه دوستی داشته است که قطعا نباید از ایشان توقع پایبندی و تعهد را در زندگی آینده داشته باشید و ازدواج با این شخص چیزی جز پشیمانی عاید شما نخواهد کرد. در حالت دوم یعنی این که این دوستی پایان بپذیرد باز هم مشکلات خاص خود را خواهید داشت. دوستی دو جنس مخالف برای مدت طولانی وابستگی های عاطفی را ایجاد خواهد کرد که گسستن این رابطه کار بسیار سختی خواهد بود که اگر نخواهید این رابطه از میان برود طبیعتا باید منجر به ازدواج شود که عواقب آن قبلا اشاره شد . تنها راه و منطقی ترین راه این است که شما هر چه سریع تر با توکل و یاری گرفتن از خداوند و اراده خودتان از فکر این رابطه بیرون بیایید و درمورد این نیاز فطری به ازدواج و فراهم ساختن زمینه های آن مبادرت کنید.   دوست کوچک شما
سلام. این گونه توجهات و روابط در محیط دانشگاه و جامعه بین پسر و دخترانی که در مجاورت یکدیگر قرار می گیرند امری بسیار طبیعی و روزمره است. نگاه، نگاه می آورد! بنابراین خیلی موضوع را جدی نگیرید و شرلوک هولمز نشوید!
به نظر من شما اول باید تکلیف خودتان را برای زندگی مشخص کنید. همواره در اطراف هر انسانی، افرادی از جنس مخالف هستند که به دلایلی به او توجه می کنند یا حتی جذب او می شوند. معنای این امر این نیست که باید شما با هر سیگنال مثبت یا منفی به دنبال آن بروید و وقت و انرژی ارزشمند خود را صرف این امور کنید.
اگر در این مقطع از زندگی خود، صرفا قصد ادامه تحصیل یا کار را دارید بکوشید کمتر خود را درگیر این گونه روابط کنید. ولی اگر واقعا مایل به رابطه با جنس مخالف و برآوردن نیازهای خود هستید پیشنهاد میکنم به یافتن فردی مناسب برای ازدواج فکر کنید. اگر فکر می کنید آن دختر، شرایط لازم و کافی برای ازدواج با شما را دارد بکوشید در یک دوره محدود و کوتاه، او را ارزیابی نموده و تصمیم بگیرید. ابدا خود را در معرض روابط عاطفی بلندمدت و عمیق قرار ندهید چون بعد جدایی باعث ایجاد ضربه روحی و روانی شدیدی به شما و ایشان می شود.
در پایان باید یادآور شوم روابط امروزی نه مثل عشق های عمیق و وفاداریهای گذشته است و نه الزاما به هدف خاصی مثل ازدواج منتهی می شود. بنابراین هر یک از طرفین خود ملزم به پایبندی صرف به آن رابطه نمی داند. بنابراین طبیعی است که آن دختر هم برای رسیدن به اهداف خود لزومی نمی بیند منتظر پاسخ شما به نگاه های خود شود و به موازات گزینه های مختلف و فرصت های متفاوت در زندگی خویش را پی می گیرد تا زندگی آینده خود را شکل بخشد. بنابراین صرفا به چشم انداز زندگی خود و اهداف اساسی خویش بیندیشید.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()