پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


راست می گه دیگه. خداییش این دلیل سوم رو نمی گفتید سنگین تر نبود؟ پس چرا راه به راه تو این حسینیه ها و ... نام حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) با عربده گفته می شه؟ نکنه مسلمان ها نسبت به بانوان گرامی بی غیرت شدند؟ یا خداوند و ائمه(ع) بی غیرت هستند که اینطوری اجازه می دهند که ... البته دلیل اینکه ادبیات به این شکل در آمده که نام زن ها کمتر برده بشه دلیل بر غیرتی که مردان نسبت به زنان دارند و ربطی به خدا نداره؟ ربط به تعصب و غیرت داره که آن هم شاید منشأهای دینی هم داشته باشه.

1 پاسخ 1

قرآن کریم در آیات فراوانى تصریح کرده است که پاداش اخروى و قرب الهى، به جنسیّت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدّیسى از یک زن بزرگ و قدّیسه یاد مى‏کند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسى و عیسى در نهایت تجلیل یاد مى‏کند. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى نا شایسته براى شوهرانشان ذکر مى‏کند، از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگى که گرفتار مرد پلیدى بوده است غفلت نکرده است. گویى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها و افراد بهشتى و سعادتمند را منحصر به مردان ننماید، V}»شهید) مطهرى، مرتضى؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ تهران، انتشارات صدرا، چاپ 27، 1378، ص 118){V . این که قرآن مى‏فرماید: « مَن عَملَ صالحا من ذَکرٍ أَوْ أُنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاهً طیّبه»: هر کسى کار شایسته کند چه مرد و چه زن، در صورتى که مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات مى‏بخشیم، V}(سوره نحل، آیه 97){V . یعنى در رسیدن به حیات طیّب فقط دو چیز نقش دارند: یکى، «حُسن فعلى» به نام عمل صالح و دیگرى «حُسن فاعلى» به نام مؤمن بودن روح، خواه بدن مؤنث باشد یا مذکّر. یا «أنّى لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر أو أنثى».
قرآن‏پژوهان، خطاب‏هاى قرآن را به دو دسته تقسیم کرده‏اند: 1. خطاب ویژه مرد یا زن؛ مانند: A}«وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ...»{A؛ V}بقره (2)، آیه 233.{V و A}«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ...»{A؛ V}همان، آیه 216.{V. 2. خطاب مشترک که دو گونه است: گاهى با عنوان فراگیرى مانند واژه «ناس»، «انسان» و «مَنْ» عموم انسان‏ها را خطاب مى‏کند؛ مانند: A}«یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»{A؛ V}بقره (2)، آیه 21.{V و A}«یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً»{A؛ V}نساء (4)، آیه 1.{V و... گاهى نیز در ظاهر از لفظ مذکر استفاده مى‏کند؛ ولى اشاره به همگان دارد؛ مثل: A}«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»{A؛ V}همان، آیه 136.{V، A}«یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتاب»{A؛ V}همان، آیه 47.{V، A}«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»{A؛ V}احزاب (33)، آیه 21.{V و... . درباره شیوه اخیر باید به نکاتى توجه کرد: T}یکم.{T دستورها و معارف قرآنى در مورد مرد و زن یکسان است؛ گرچه صیغه‏هاى آن مذکر است. این مسئله به جهت قاعده ادبى «تغلیب» است. در زبان‏هایى مانند عربى - که براى مرد و زن، دو گونه فعل (مذکر و مؤنث) وجود دارد در مواردى که جمع مورد نظر باشد، صیغه مذکر به کار مى‏رود. بنابراین }A«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»{Aهم شامل زنان مى‏شود و هم مردان. از این رو تاکنون هیچ مفسر و یا آشنا به زبان و ادبیات، نگفته است که مجموع خطاب‏هاى قرآن اختصاص به مردان دارد. T}دوم.{T این‏گونه سخن گفتن در میان انسان‏ها، معمول است و اختصاص به قرآن ندارد؛ به خصوص در مقام قانون‏گذارى، از الفاظ و ضمایر مذکر استفاده مى‏شود؛ ولى معناى عموم اراده مى‏گردد. T}سوم.{T خطاب کمتر قرآن به زنان، برخاسته از نگرش آن به رعایت حرمت زنان است و نشان از غیرت خداوند دارد. طبیعى است که سخن گفتن مؤدبانه و عفیفانه با زنان و کمتر بردن نام آنها، یکى از راه‏هاى حفظ حرمت آنان است. این به معناى عقب نگه داشتن نیمى از انسان‏ها نیست؛ زیرا این‏گونه سخن گفتن، نشانگر نوعى احترام و ارج نهادن به مقام شامخ ایشان است. همین شیوه در میان خانواده‏هاى محترم و با شخصیت معمول است که در میان دیگران، زنان را کمتر به طور مستقیم مورد خطاب قرار مى‏دهند
ابی]نام بردن از حضرت فاطمه وزینب علیهما السلام هم به منظور الگو گیری از سیره عملی این بزرگواران است,آنچه در باب حیا وعفت وغیرت مطرح شده,مقصود ,پرهیز ازذکرابعاد ظاهری واسما واوصافی است که سبب تهییج شهوات می شود ,نه ذکر کمالات واموری که سبب پند گرفتن دیگران می شود.فاطمه علیها سلام الله هم در زمان حیات خود مستور بود ونسبت به زنهای پیامبر (ص)هم قرآن کریم دستور می دهد که تبرج ننمایند,در مجموع هر چه زنها پوشده تر باشندواز مجالس وذکر نا محرمان دور تر با شند بهتر است ,زیرا از آسیبها مصون می مانند وجامعه هم از تحریکات شهوانی بدور است

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده