پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


چرا برای رفع نگرانی ها و دغدغه ها در مورد ازدواج در ایران مشکل وجود دارد؟

1 پاسخ 1

دانشجوی گرامی دغدغه های شما پیرامون یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه یعنی ازدواج جوانان , قابل تقدیر است . در لزوم و ضرورت ازدواج برای نسل حاضر و رفع موانع متعددی که در این زمینه وجود دارد شکی نیست . آنچه که هم اکنون مورد دغدغه مجموعه نظام اسلامی و دلسوزان است ؛ تحقق زمینه ها و شرایط مساعد برای ازدواج و کاهش موانع است ؛ نیم نگاهی به برنامه های گسترده و همه جانبه دولت خدمتگذار چه در زمینه اشتغال , و چه در زمینه تأمین مسکن ارزان قیمت و تسهیلات بانکی و ...، همه بیانگر جدیت و عزم راسخ نظام در این باره می باشد . البته یکی از مهمترین موانع موجود در زمینه ازدواج جوانان , مانع فرهنگی و ارزشهای غلطی است که هیچ گونه پشتوانه شرعی و منطقی نداشته و متاسفانه با تهاجم فرهنگی غرب و ارزشهای منحط و فاسد آن بر دامنه آن نیز افزوده شده است . از این رو در کنار فراهم نمودن شرایط و امکانات اقتصادی , اشتغال و ..., آسیب شناسی , اصلاح و ترویج فرهنگ و ارزشهای اصیل اسلامی و صحیح ملی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . همچنین باید کارها و اقداماتی صورت بگیرد که رغبت جوانان به ازدواج صحیح روز افزون گردد . البته کار فرهنگی ,از یکسو فرایندی زمان بر است و از سوی دیگر نیازمند دقت , مهارت بوده و از پیچیدگی برخوردار می باشد . و چنانکه هر نوع اقدام فرهنگی بدون کارشناسی و توجه به سایر ابعاد و جوانب آن اتخاذ و اجرا گردد , به مراتب پیامدها و آثار مخربی را به دنبال خواهد داشت . رسانه های عمومی اعم از صدا و سیما و مطبوعات و کانون ها و تشکل های فرهنگی باید یکی از اولویت های کاری خود را در این جهت قرار دهند. البته کارهایی شده است اما احیانا برخی برنامه ها و مقالات و اخبار به گونه ای است که یا ایجاد یأس و ناامیدی می کند و یا فرهنگ اباحه گری ترویج می شود که صد در صد باعث بی رغبتی جوانان به ازدواج و روی آوری آنها به ارتباط آزاد و نامشروع می شود و حتی کانون های خانوادگی شکل یافته را نابسامان می کند و یا این که زندگی های اشرافی ترویج می شود که طبیعتا در این وضعیت اقتصادی نمی توان به دنبال آن خانه ها و بلکه مقدمات آن است. البته در کنار عوامل فوق نقش مخرب تهاجم فرهنگی غرب بیش از گذشته بر مشکلات فرهنگی می افزاید.
علاوه بر اقدامات دولتی و نهادهای مختلف ، خود مردم نیز باید تلاش کنند خود مؤمنین و خانواده ها که به اسلام و قرآن وفادار و به جوانانشان علاقمندند باید از این وضعیت احساس خطر کنند و به جای خوی جاهلیت و ارزش دادن به مادیات و تشریفات بی ارزش مقداری از رسومات بی خاصیت بلکه زیانبار بکاهند و فرهنگ تکاثر و چشم و هم چشمی را کنار بگذارند. همچنین بستر گناه باید برچیده شود و در این جهت نیز هم دولت اسلامی موظف است که کارگزاران با تفکر اصیل اسلامی و نه سکولار یا لیبرال را در مصدر امور بگمارد و هم مردم همه وظیفه دارند با امر به معروف و نهی از منکر زمینه های گناه و امکان برقراری ارتباطات نامشروع را از بین ببرند و یا کاهش دهند و در کنار آن با الگوگیری از زندگی معصومین(ع) و ساده زیستی شرایط ساده و راحتی را برای ازدواج جوانان فراهم آورند. بنابراین همانگونه که مشاهده می نمایید عوامل متعددی در فرهنگ و فرهنگ سازی جامعه دخیلند و علاوه بر دولت که می تواند با امکاناتی که در اختیار دارد، خانواده ها و عمومی افراد دلسوز، در فرهنگ سازی و اصلاح معضلات فرهنگی و اجتماعی نقش داشته باشند. در این جا به برخی از راه کارها اشاره می شود:
1. پرهیز از تشریفات غیر ضروری و کنار گذاشتن برخی از رسم و رسومات دست و پاگیر.
2. کاهش سطح توقعات و انتظارات.
3. تقویت فرهنگ ازدواج های ساده و کم خرج.
4. تقویت ایمان و اعتقاد جوانان به آموزه های دینی درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «کسانی که تنگ دست اند دلهره فقر و مشکلات مادی نداشته باشند زیرا خداوند وعده داده است که از فضل و رحمتش جوانان نیازمند را در امر ازدواج کمک کند.»
5. کاهش مهریه ها.
6. تشکیل صندوق های قرض الحسنه فامیلی برای کمک به ازدواج جوانان.
7. تقویت باورهای دینی، روحیه امید و توکل در جوانان.
نکته دیگر اینکه درست است که یکی از مشکلات جامعه جوان ایران، مسأله ازدواج است ولی نمی توان پذیرفت که افراد برای حفظ پاکدامنی و عفت خود به بن بست رسیده اند زیرا بسیارند افرادی که در چنین فضای فرهنگی بلکه در شرایطی سخت تر و خطرناک تر توانسته اند پاکدامنی را پیشه خود سازند و از آن به شکل کاملی پاسداری نمایند. بله، می پذیریم که این کار سخت است اما نشدنی نیست. برای دست یابی به هر موفقیتی، ابتدا باید سختی ها را تحمل کرد علاوه بر این گوهر انسانی در مواجه با همین مشکلات رشد پیدا می کند و به بروز و ظهور می رسد و الا ناز پرورده تنعم راه به جایی نمی برد و به کمالی دست نمی یابد و همین الان جوانانی هستند که علیرغم نیاز جنسی و فراهم بودن همه شرایط برای آلوده شدن خود را حفظ می کنند که یک نمونه عینی آن را در اینجا ذکر می کنیم:
«مهم‏ترین ماجراى زندگى‏ام را برایت تعریف مى‏کنم؛ اگر پسندت افتاد، امید دارم که آن را چاپ کنید و توصیه‏ها و سفارش‏هاى خوبتان را نیز برایم درج بفرمایید.
هواى شرجى و تفتیده شهر غریب، آخرین نفس‏هاى خود را مى‏کشید و مى‏رفت تا جاى خود را به هواى لطیف زمستانى بدهد. آبان هم رو به پایان بود و حالا من دقیقاً یک سال از خدمتم مى‏گذشت. روز پنج شنبه‏اى بود که مرخصى درون شهرى گرفتم و از پادگان بیرون آمدم.
... از سینما که بیرون آمدم، به یاد یکى از دوستانم افتادم که خیلى اصرار داشت که حتماً توى این شهر غریب، یک بار هم که شده به خانه‏اش بروم. راه خانه او را در پیش گرفتم. وقتى که به خانه رسیدم، در زدم؛ چند دقیقه بعد خانمى پشت در آمدو گفت که برادرش در خانه نیست و چند ساعت دیگر مى‏آید. چند قدم به عقب برداشتم که خداحافظى کنم و بروم که او با لحنى شیطانى گفت: طولى نمى‏کشد؛ ممکن است بیاید. بفرمایید داخل استراحت کنید تا او بیاید.
در جدالى سخت، مغلوب شیطان شدم و به داخل خانه رفتم. مرا به سمت مهمان‏خانه راهنمایى کرد و طولى نکشید که با هندوانه و تنقلات پذیرایى شروع شد. حرکاتش عجیب و غریب بود. او آستین کوتاه پوشیده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آویزان بود. تپش قلبم آن تپش همیشگى نبود و مانند پیستونى سرعت‏داشت. در کشاکش جنجال بین وجدان و شیطان، وجدانم مى‏گفت: مگر نمى‏دانى که ورود در جایى که مورد اتهام قرار مى‏گیرى، ممنوع است! چگونه وارد خانه‏اى شدى که فقط تو و یک دختر نامحرم درون خانه‏اید.
اما شیطان اشاره مى‏کرد، نگاه به جمال دختر کن! ضبط صوت بالاى سر توست و انواع مختلف نوارها هم در کنارش وجود دارد؛ روشنش کن و شادباش!
وضعیت ظاهرى دختر با آن ناز و کرشمه‏اش، بر آتش این جنجال مى‏افزود.
او که دو، سه مترى از من فاصله داشت، انواع و اقسام سؤالات را از من مى‏پرسید و مى‏خواست نقشه‏اش را آرام آرام پیاده کند.
با این اوضاع و احوال شیطان مى‏خواست که تمام وجودم را تسخیر کند و سکان کشتى هوا و هوس درونم را به دست بگیرد.
نگاهم ناخودآگاه به سمت دیوار طرف قبله چرخید و خانه کعبه با آن همه زیبایى‏هایش، تمامى زیبایى‏هاى ظاهرى درون آن خانه را در نظرم هیچ کرد. این جا بود که شیطان از پیشروى باز ایستاد و وجدان رمقى تازه گرفت.
وجدان، درون دلم بانگ زد که آیا مى‏خواهى فردا در روز تولد مولایت، دامنت آلوده باشد و عید را با دامنى آلوده جشن بگیرى! آیا مى‏خواهى فردا، مولایت شیطان باشد. مگر فردا نمى‏خواستى به خاطر 13 رجب، بادوستانت روزه مستحبى بگیرى... پس چى شد!
نگاهى به نایلونى که کنارم گذاشته بودم، کردم. از روى نایلون، خوراکى‏هایى که براى سحرى فردا گرفته بودم، مشخص بود.
وجدان دوباره چنین آهنگى سرداد: تو که مى‏خواهى فردا روزه بگیرى، الان توى این محل گناه چه کار مى‏کنى؟
این جا بود که وجدان به قله پیروزى نزدیک شده بود و هوس را از قله دور مى‏کرد.
چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم که من باید بروم؛ اگر سروقت نروم، اضافه خدمت مى‏خورم.
او با چشمانى متعجب گفت: شب پیش ما مى‏ماندید... نان و پنیرى پیدا مى‏شود که با هم بخوریم. دیگر تحمل نداشتم. از خانه بیرون آمدم و به حیاط که رسیدم، او پشت سر من حرکت مى‏کرد و هنوز هم مى‏گفت مى‏ماندید یا لااقل شام را مى‏خوردید و بعد مى‏رفتید. دم در که رسیدم، در قفل بود؛ امّا از خوش‏شانسى کلید روى در جا مانده بود. در را باز کردم، آخرین نیرنگ‏ها و نگاه‏هاى شیطانى‏اش را روانه من کرده بود؛اما من از دامش جهیدم و از خانه بیرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم.
وجدان پرچم پیروزى‏اش را بر قله وجودم به اهتزاز در آورده و چنان خوشحالى به من دست داد که هنوز هم شیرینى‏اش را در وجودم احساس مى‏کنم.
حال مى‏اندیشم که اگر آن عکس کعبه نبود و یا فرداى آن روز، میلاد امیرالمؤمنین(ع) نبود، نمى‏دانم چه بلایى به سرم آمده بود؛ نه تنها دامنم آلوده شده بود، شاید حالا هم دانشجو نبودم و شاید اکنون دنبال پلیدى‏ها و هرزگى‏ها مى‏بودم. این داستان واقعى، شاید براى دیگران اهمیتى نداشته باشد، اما براى این حقیر، بزرگ‏ترین درس‏ها را به دنبال داشت و همیشه احساس مى‏کنم که یوسف گونه از بند شیطان رهیدم. از شما خواهش مى‏کنم که به جوانان بگویید که پاک ماندن و پاک زیستن در این عصر خیلى سخت است؛ اما اگر توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار(س) داشته باشند و براى خود مثلثى از توکل وا عتماد به نفس داشته باشند، این امر براى آن‏ها سهل خواهد بود.
از خدا مى‏خواهم که تمام جوانان را از ورود به مکان‏هاى ناپاک و آلوده و مکان‏هایى که مورد اتهام قرار مى‏گیرند، حفظ فرماید.
آیینه عزیز! لطفاً مرا راهنمایى کنید و در این مورد بگویید با این که توبه کرده‏ام، آیا هنوز هم گناهى در نامه عمل من وجود دارد؟!
با تشکر - یکى از مشترکین پرسمان‏» - (پرسمان، سال سوم، شماره 14)
به هر حال راه پاکدامنی و حفظ خود از انحرافات اخلاقی هم برای پسران و هم دختران باز است و باید برخی از سنت های دست و پاگیری که به غلط در جامعه مرسوم شده است را کنار گذاشت و اولین گام را نیز باید خود دختر و پسر بردارند قطعا اگر دختران و پسران بتوانند خودشان از این موانع دست و پاگیر رها کنند ازدواج بسیار آسانتر خواهد شد. امیدواریم که خداوند زمینه ازدواج آسان را برای همه جوانان فراهم نماید. هر چند جامعه و حکومت نیز باید به وظایف کلان خود عمل کند و موضوع اشتغال را با یک عزم راسخ حل نماید و در امر ازدواج جوانان گام های اساسی و کلی را بردارد و خانواده های جوانان نیز در این امر تشریک مساعی نمایند.
بنابراین، قبول داریم که جامعه و حکومت نیز وظایفی بر عهده دارند و نقش اساسی در مقابله و حل این مشکل دارند ولی به این معنا نیست که خود جوانان هیچ نقشی ندارند و تمام اختیارات از کفشان خارج شده است و دیگر نمی توانند خود را کنترل کنند. حال در اینجا مابرای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
الف) جوان اولین مشکل را در امر ازدواج، مشکل امور مالى و اقتصادى مى‏داند. اگر زندگى ما براساس مبانى اسلام و فطرت انسانى استوار شود، این موضوع علی رغم برخی مشکللات ظاهری تاثیر مهمی نخواهد داشت، یا بسیار اندک خواهد بود.
1- خداوند و بزرگان اسلام، در این باره نویدهاى امیدبخش فراوانى داده‏اند که مى‏توانند پشتوانه‏هاى اطمینان‏بخشى براى جوانان باشند.
براى نمونه خداوند مى‏فرماید: A}و انکحوا الایامى منکم... ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله M}{Aجوانان بدون همسر را همسر دهید... اگر فقیر باشند، خداوند با فضل و رحمت خود آنان را غنى و بى‏نیاز مى‏کند{M(V}نور، آیه 32{V).
این وعده و تضمین صریح و روشن خداوند است و چه تضمینى بالاتر از تضمین خدا؟! عموم کسانى را که ازدواج کرده‏اند ملاحظه کنید، اکثر ایشان قبل از ازدواج بهره‏اى از خانه و ثروت نداشته‏اند ولى بعد از ازدواج، خانه‏دار و متمکن شده‏اند.
2- پیامبر اکرم(ص) که امین اسرار خداوند است درباره امدادهاى الهى به جوانان مجرد چنین مى‏فرمایند: H}زوجوا ایاماکم، فان الله یحسنُ لهم فى اخلاقهم و یوسع لهم فى ارزاقیهم و یزیدهم فى مرواتیهمM}{H بى‏همسرانتان را همسر دهید، زیرا خداوند در پرتو ازدواج اخلاق آنان را نیکو مى‏گرداند و رزق و توان مالى آنها را وسعت مى‏دهد و بر مروت و ارزش‏هاى انسانى‏شان مى‏افزاید{M(V}نوادر الراوندى، ص 36{V).
و باز آن حضرت مى‏فرمایند: H}من ترک التزویج مخافه العیله، فقد ساء ظنّه بالله، ان الله یقول «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله M}{Hکسى که ازدواج را از ترس فقر ترک کند همانا به خداوند گمان بد برده است، زیرا خداوند مى‏فرماید: اگر فقیر باشند خداوند با فضل و رحمت خویش آنان را بى‏نیاز مى‏سازد {M(V}وسائل‏الشیعه، ج 3، ص 5{V).
در پرتو ازدواج، افق‏هاى جدیدى به روى انسان باز مى‏شود که پیش از ازدواج وجود نداشته، زیرا انسان در اثر ازدواج، احساس مسؤولیت بیشترى مى‏کند و خود را مسؤول اداره زندگى جدید و تأمین معاش و حفظ آبروى خانواده مى‏بیند، بنابراین تمام ابتکار و استعدادهاى نهفته و پنهان را به کار مى‏گیرد و از سوى دیگر فشارهاى جنسى، پریشانى، تنهایى و احساس حقارت‏ها و کمبودها، در پرتو ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسرى مهربان و همدم و دلسوز از بین مى‏رود و در نتیجه جان انسان شکوفا مى‏شود و شوق تکامل در او بالنده مى‏شود. بسیارى از جوانان در سایه ازدواج شخصیتى تازه پیدا مى‏کنند و سیرشان در تمام امور، سرعت بیشترى به خود گرفته است.
- با ازدواج مى‏توان از تسهیلات و مزایاى شغلى در مؤسسات و ادارات برخوردار شد.
- در جامعه معمولاً براى متأهل‏ها بیش از مجردها اعتبار و ارزش قائلند.
- صندوق‏هاى قرض‏الحسنه مخصوص ازدواج و وام‏هاى بانکى براى این امر مهم در همه جاى میهن اسلامى تأسیس شده که مى‏توان از اعتبارات این مؤسسه‏ها برخوردار شد.
- اگر تشریفات و خرج‏هاى اضافى در امر ازدواج کنار گذاشته شود و یا تعدیل شود ازدواج یکى از سهل‏ترین امور زندگى خواهد بود.
ب ) مشکل دیگرى که براى جوانان تحصیل‏کرده ساخته شده و واقعیت ندارد این است که جوان ازدواج را مانع ادامه تحصیلات علمى خود مى‏داند در حالى که این معضل با یک برنامه‏ریزى حساب‏شده و عزم و اراده راستین برطرف مى‏شود و از ازدواج مى‏توان نردبانى براى بالا رفتن و پیشرفت در تحصیلات علمى بهره جست.
خلاصه آنکه اگر به هر دلیل و علی رغم نیاز به ازدواج فردی نتوانست ازدواج کند باید با استفاده از راهکارهای عملی به کنترل غریزه جنسی بپردازد و همانطور که قرآن می فرماید:A} و لیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله(23_نور){A یعنی کسانی که امکان ازدواج برایشان فراهم نیست باید عفت پیشه کنند تا زمانی که خداوند از فضل خود به او کمک کند. طبیعی است که در این مسیر از تجربه و دانش دیگران بهره جست و با تقویت اراده به راهکارهای پیشنهادی شان عمل کرد. بنابراین برای رفع مشکلات و دغدغه های جوانان باید با تدابیر لازم به تسهیل ازدواج جوانان پرداخت و یا به طور موقت و کوتاه مدت آن را کنترل کرد و با کمک گرفتن از ذات اقدس الهی خود را حفظ نمود .


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده