پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در پاسخ سؤالات دوستان درباره کنکور ارشد نکته ای توجه ام را جلب کرد و آن موضوع ناامیدی از آینده در جوانان بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه است که باعث عدم برنامه ریزی مناسب آنها برای مطالعه و عدم تمرکز حواس برای آمادگی کنکور می شود. لطفا در مورد جلوگیری از این مسأله راهنمایی بفرمایید.

1 پاسخ 1

به طور کلی هر رفتاری که انسان انجام می دهد معلول سه عامل انگیزه، نیاز و هدف است. به عبارت دیگر در کنار هر رفتاری مثلث انگیزه، هدف و نیاز به چشم می خورد. حال اگر عوامل جانبی موجب شود که انگیزه فرد کاهش پیدا کند یا عدم دوراندیشی و نداشتن شناخت لازم باعث ابهاماتی در تعیین اهداف گردد به گونه ای که فرد دچار سردرگمی و بی هدفی شود و انگیزه ای برای انجام فعالیت های علمی نداشته باشد علاوه عدم احساس نیاز یا عدم تشخیص نیاز می تواند از جمله علل بی تفاوتی و بی رغبتی به مطالعه شود بنابراین باید به دقت زندگی خود را مطالعه کنید تا دقیقا عواملی که باعث بی انگیزشی یا بی هدفی و سردرگمی شما شده شناسایی کنید و سپس با آنها مقابله منطقی کنید.
بهترین کار تصحیح انگیزه شما در توجه و اهمیت دادن به کنکور است. اگر انگیزه خود در این مورد را این گونه جهت دهی و تصحیح کنید که با موفقیت در کنکور می خواهم فردی مفید به حال کشور اسلامی و خدمت به مردم مسلمان کشورم و سایر مسلمانان باشم و گامی در جهت پیشبرد اهداف عالیه الهی و اسلامی بردارم و بر افتخارات این سرزمین الهی چیزی بیفزایم،‌ در واقع تلاش و نیت اندیشه شما خدایی و الهی می گردد و در همه این تلاش هایتان در حال نماز و عبادت هستید و در واقع این تلاش تان را هدفمند و همراه با قصد قربت کرده اید.
برای این که انگیزه کافی برای تلاش بیشتر در تحصیل علم ایجاد شود و به تدریج بی انگیره بودن نسبت به درس و ادامه آن برطرف شود. رعایت این نکات ضروری و لازم است : 1- هدف , 2- اراده , 3- برنامه . ابتدا هدف از تحصیل علم و ورود به دانشگاه را برای خویش ترسیم کرده و به خاطر بسپارید و گاهی اوقات آن را مرور کنید.
تمام فوائدی را که موفقیت در تحصیل ممکن است برای شما داشته باشد بنویسید. به نظر می رسد مهمترین چیزی که باید به آن توجه کنید و آنرا تعیین کنید هدف یا اهدافی است که در زندگی دارید چه اینکه مشخص شدن اهداف در زندگی نقش بسیار مهمی در ایجاد انگیزه در انسان دارد قطعا آن دانشجویانی که تلاش جدی برای ادامه ی تحصیل دارند هدفهای عالی تری دارند و به نیازهای خود نیز اجمالا توجه دارند و این باعث می شود انگیزه بالاتر و بیشتری برای تلاش و جدیت در امر تحصیل داشته باشند.
گفتنی است که یکى از تفاوت‏هاى اساسى میان انسان و حیوان این است که حیوان فقط در زمان حال زندگى مى‏کند و انسان در سه زمان: گذشته، حال و آینده. گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیم‏گیرى است، و آینده سکوى رشد و ارتقاء. انسان با تجزیه و تحلیل رویدادهاى گذشته، دست به برنامه ریزى زمان حال مى‏زند و آینده را رقم مى‏زند.
متخصصان برنامه ریزى مى‏گویند:
نگرش انسان نسبت به آینده باید از زاویه سه افق صورت گیرد: افق باز؛ افق دور و افق روشن.
افق باز: افق باز ضامن مانورِ فکرى آدمى نسبت به مصالح و مسائل پیرامونى و یکى از عوامل دورى آدمى از اندیشه‏هاى محدود و برنامه‏هاى جزئى نگرى است. هر انسانى که از افق باز بهره‏مند است، در برابر معادلات زندگى، به صورت خطى نمى‏اندیشد؛ بلکه نگرش او حالت شبکه‏اى و گسترده دارد و راه‏حل‏هاى مختلف را فقط از زاویه یک راه نمى‏بیند و به اصطلاح پژوهش‏گران، به ورطه تک سبب بینى نمى‏افتد، لذا راه‏هاى مختلف را آزمایش مى‏کند. افق باز روش مؤثرى در نگرش است و در همه فعالیت‏هاى هدفمند به کار مى‏آید.
T}افق دور:{T یکى از خصلت‏هاى ممتاز انسان، خصلت دور اندیشى (Proridence) است. افق دور در نگاه و نگرش آدمى، ضامن شفاف شدن ابهامات آینده است و تصمیمات آتى را رقم مى‏زند. افراد دور اندیش در مقایسه با دیگران، تصویرى شفاف‏تر در مسائل، رفتارها، عکس العمل، رویدادها و اتّفاقات دارند.
T}افق روشن:{T بهره مندى انسان از زاویه روشن و کم ابهام، با استفاده از دو افق قبلى میسّر است. افق روشن محصول دو افق دور و باز است. افقِ روشن، میوه انسان در اصل برنامه ریزى بهینه و کارآمد براى آینده در حال اتّفاق است.
محصول این سه افق، بحث شناخت (Recognition) است. بنابراین سه افق، اساس برنامه ریزى عبارت است از:
1. خودشناسى.
2. جهت بخشى فعالیت‏ها.
3. بهبود کیفیت زندگى در ظرف زمان.
تا شناخت موجود نباشد، ضمانتى براى آینده وجود ندارد.
مى‏توان آینده را به زمان حال منتقل نمود، یعنى مى‏توان زمینه ساختن پله‏هاى آینده را در زمان حال بررسى نمود و آن‏ها را شکل داد.
تعداد بسیار اندکى از مردم وقت کافى در اختیار دارند. همه از کمبود وقت مى‏نالند. طبق تخمین‏ها و برآوردهاى انجام شده، حدود 30 الى 40 درصد توان انسان‏ها به کار گرفته مى‏شود و محاسبات نشان مى‏دهد که افراد 60% از زندگى کارى خود را هدر مى‏دهند. بیشتر وقت‏ها، انرژى‏ها، توانایى‏ها و استعدادها به هدر مى‏روند، چون شناخت کافى وجود ندارد، هدف‏ها روشن نیست و برنامه ریزى‏ها و اولویت گذارى‏ها دقیق نمى‏باشد.
عمر ما محدود است. ما یک‏بار فرصت زندگى کردن داریم. امروزه طبق محاسبات انجام شده، یک انسان با امید به زندگى طولانى، حداکثر 000/200 ساعت از زمان را، به عنوان وقت قابل استفاده، در اختیار دارد.
T}استفاده از سرمایه عمر:{T استفاده بهینه و بهتر از «زمانِ» محدود و ارزشمند، تنها از طریق برنامه ریزى و «مدیریت زمان» که هوشیارانه، مستمر و پایدار تدوین شده باشد، فراهم مى‏شود. مدیریت زمان که در واقع، همان برنامه ریزى است، به معناى تسلط و کنترل بر فرصت‏ها و جهت دادن به فعالیت‏هاست.
T}برنامه ریزى فرصت‏ها:{T براى طراحى برنامه مناسب جهت استفاده از فرصت‏ها، لازم است که هر فرد شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم نماید:
بخش اول: صبح تا ظهر
بخش دوم: بعد از ظهر
بخش سوم: شب‏
باید هر کدام از این بخش‏ها را دو قسمت کرد و هر قسمت را به فعالیت‏هاى دو ساعته تقسیم کرد.
بهتر است فعالیت‏هاى علمى، اجرایى، شغلى و تفریحى خود را در قالب این زمان‏ها تعریف کنیم و هر قسمت را بین یک الى یک‏ونیم ساعت و حداکثر تمام شش قسمت را در 9 ساعت تقسیم نماییم. افراد شاغل یا در حال تحصیل ممکن است کل صبح یا بعد از ظهر یا صبح و بخشى از بعد از ظهر را به شغل و تحصیل خود اختصاص دهند. آن‏ها روى وقت باقیمانده مى‏توانند برنامه ریزى نمایند.
با این تقسیم بندى، در هر هفته ما مى‏توانیم 42 قالب زمان را احیاء کنیم و فعالیت‏هاى خود را در قالب آن تعریف کنیم و اگر این قالب‏ها یک ساعتى باشند، باز هم در هر شبانه روز 18 ساعت از 24 ساعت آزاد خواهد ماند؛ یعنى با احتساب این‏که 2 ساعت صبح، 2 ساعت عصر و 2 ساعت شب را براى فعالیت‏هاى علمى، پژوهشى و... خارج کرده باشیم، باقیمانده هر روز 18 ساعت و در هفته 126 ساعت آزاد خواهد ماند. لذا مى‏بینیم که در هفته، چقدر ما زمان را قربانى و فدا کرده‏ایم. و این یعنى ذبح زمان! یعنى نابودى فرصت‏ها؟
سرمایه عمر آسان به کف نیامده است، که آسان از دست رود. برنامه ریزى کمک مى‏کند که به فعالیت‏هاى خویش، نظام یافته بنگریم و این نکته را مد نظر داشته باشیم که:
«زمان در عصر ما، ساعت‏ها و روزها و هفته‏ها نیست؛ بلکه زمان، با دقیقه و ثانیه و لحظه مورد بحث و بررسى قرار گرفته و فعالیت‏ها در قالب آن تعریف مى‏شوند».
یک جوانِ پشت کنکورىِ رشته ریاضى سؤال‏هاى متعددى از من پرسید. از او سؤال کردم: چند وقت دیگر به کنکور باقى‏مانده است؟ او پاسخ داد: 75 روز، یعنى 1700 ساعت که با ساعت‏هاى باقیمانده امروز تا شب که 11 ساعت است، مى‏شود 1711 ساعت.
ضمن تشویق، به نگرش او آفرین گفتم و اضافه کردم: انشاءا... از این به بعد، زمان را در قالب دقیقه و ثانیه ببین و بنگر چه فرصت‏هایى‏دارى و چه فرصت‏هایى را هر روز ما از بین مى‏بریم.
باید در «امروز»، فرداها را دید و ماه‏هاى بعد را به تصویر کشید، حتّى سال آینده را در قالب زمان حال به تماشا نشست.
بعد از شهادت آیت ا... دکتر بهشتى، که به وقت تقویم ایشان نگریستند، فهمیدند که او برنامه ریزى خود را تا 6 ماه آینده ترسیم کرده بود.
از آن‏جا که قصدمان این است که سخن به درازا کشیده نشود، پیش در آمد این مقاله را در این‏جا به پایان مى‏رسانیم و امیدواریم که در فرصت‏هاى دیگر، ادامه بحث را در خصوص:
سارقین زمان؛
برنامه ریزى زخمى؛
برنامه ریزى بیولوژیک؛
تکثیر زمان تا 2 برابر
و غیره ادامه دهیم.
منابعى براى مطالعه بیش‏تر:
1. مدیریت برتر زمان، راجیو ستى، ترجمه نازلى سید گرگانى.
2. چگونه برنامه ریزى کنیم، کیت کنان، ترجمه قاسم کریمى.
3. مدیریت زمان، لوتارجى بسى ورت، ترجمه منصور توکلى‏نیا.
چنانچه شما قصد دارید در کنکور سراسری کارشناسی ارشد شرکت کنید این یک تصمیم فی نفسه بسیار ارزشمندی است و حاکی از اینست که شما سعی دارید توانمندیهای خود را شکوفا کنید و مدارج بالاتری را از نظر علمی طی کنید تا انشاءالله فرد موثرتری در آینده باشید و در عین حال از موقعیت اجتماعی و علمی بالاتری برخوردار باشید. این تصمیم شما وقتی جامه عمل می پوشد که شما لوازم این تصمیم را بپذیرید و از عالم تخیلات بیرون بیایید و بصورت واقع بینانه و با برنامه ریزی صحیح اقدام کنید.
بطور مسلم موقعیت فعلی شما از چند لحاظ حائز اهمیت است اول اینکه ورود شما به دانشگاه آن هم با آن رقابت بسیار جدی حاکی از توانمندی شما و لیاقت شماست بنابراین همانطور که شما در مرحله اول ورود به دانشگاه توانستید از میان هزاران داوطلب یکی از پذیرفته شدگان باشید الان هم ورود به مرحله کارشناسی ارشد دور از انتظار نیست و اگر شما با جدیت همت کنید و مسئله را جدی تلقی کنید و خواهید توانست گر چه راه پیدا نکردن به دانشگاه نیز نباید یک شکست مطلق ارزیابی شود - دوم اینکه به خود تلقین کنید پذیرش لوازمات چنین تصمیمی را یعنی با خود بگوئید صرف تصمیم کافی نیست باید من با برنامه ریزی صحیح از تمام توان و موجودی خود استفاده کنم و تمام مشکلات آنرا تحمل کنم به قول سعدی:
P}نابرده رنج گنج میسر نمی شود{E}مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد {P
نظم و برنامه‏ریزى در زندگى، براى استفاده مناسب از فرصت‏ها و رسیدن به اهداف است. براى منظم شدن، بایستى اهداف را در دو گروه بلند مدت و کوتاه مدت تنظیم کرد و سپس برنامه‏اى زمان بندى شده براى وصول به آن طراحى و عمل نمود. بدون تعیین اهداف، برنامه‏ریزىغیر ممکن و بدون برنامه‏ریزى، نظم نامیسر است.
اشخاص منظم، حتى براى کوچک‏ترین کارهاى زندگى خود داراى برنامه هستند؛ مثلاً چگونه خوابیدن، چگونه لباس پوشیدن، چگونه نماز خواندن، چگونه ناخن گرفتن، چگونه موها را شانه کردن و...
موفقیت در هر کارى مرهون سه امر است: 1- شناحت هدف، 2- برنامه‏ریزى، 3- همت و تلاش.
با توکل بر خداوند و اجراى سه رکن فوق یقینا به هدف خواهید رسید.
هدف شما فعلا به صورت کلان و اساسی درس خواندن و رشد علمی و معنوی است لذا برای رسیدن به این هدف باید برنامه ریزی کرده و تلاش کنید و تمام برنامه ها و فعالیت های خرد و کلان دیگر را در مسیر این هدف قرار دهید از این رو:
اولا؛ عزم و همت خود را جزم کنید.
ثانیا؛ با تدبیر و مطالعه و مشورت با افراد خبره نحوه درس خواندن خود را اصلاح کنید. براى اوقات شبانه روز خود برنامه‏ریزى نمایید. ساعات اولیه صبح را نخوابید و سعى کنید در آن ساعات درس بخوانید. براى خود هم بحث انتخاب کنید و برخی دروس را با او بحث و گفت و گو کنید.
ثالثا؛ حتى الامکان در میان افراد قوى و خوش استعداد کسى را پیدا کنید که با شما در درس‏هایى که ضعیف هستید همکارى کند و با برنامه‏ریزى حساب شده هر هفته یک یا چند جلسه به شما آموزش دهد و اگر مشکل شما در چند درس مختلف باشد مى‏توانید در مورد هرکدام یک نفر را برگزینید که موجب تضییع وقت زیاد یک نفر نشود. حتى‏الامکان باید بکوشید دوستانى براى انجام آن پیدا کنید.
- در کلاس با تمرکز و دقت به درس گوش دهید.
- قبل از شرکت در کلاس درس مورد نظر را مطالعه کنید.
- یادداشت برداری را فراموش نکنید.
- یک جدول برای 24 ساعت روز خود طراحی و کار خود را در هر ساعت معین کرده و طبق همان عمل کنید و در پایان روز عملکرد خود را با برنامه طراحی شده بسنجید و هر روز به میزان پایبندی خود به برنامه بیافزایید.
- در صورت خسته شدن از یک درس به درس دیگر مشغول شوید.
- ورزش صبحگاهی و افزایش سطح انگیزه را به عنوان دو نیاز اساسی و موتور عملکرد مطلوب هرگز فراموش نکنید.
- با برشمردن ثمرات تحصیل و جایگاه آن در جامعه و... انگیزه خود را تقویت کنید.
- سعی کنید برنامه ریزی شما واقع بینانه باشد و آن قدر برنامه را سنگین طراحی نکنید که امکان اجرای آن دشوار باشد.
- در تقویت اراده خود کوشا باشید.
اینک به صورت خاص در مورد در مورد سوال مورد نظرتان مطالب زیر را تقدیم می نماییم و امیدواریم با عمل به آنها به اهداف خود برسید و هیچیک را از کف ندهید:
1. در برنامه ریزی هیچگاه به حجم کارها فکر نکنید تا خود زمینه ی دلهره و وحشت را فراهم آورد و شما را از حرکت بازدارد بلکه ابتدا به فرصت ها به خصوص فرصت عمر و توانمندی و استعداد خدا دادی بیاندیشید. لذا دیگر با خود حجم کارها را مرور نکنید به سراغ مدیریت وقت و امکانات بروید و کارها را در زمانها و استعدادهای در اختیار, توزیع کنید. چه بسا اگر وقت خود را برآورده و بر اهداف توزیع کنید به همه آنها برسید. حال اگر امکان پرداختن به تمام اهداف در فرصت در اختیار, وجود نداشت به مرحله دوم بروید, و بر اساس معیار یکی را انتخاب کنید.
2. معیار انتخاب یک یا چند هدف از بین اهداف همانا چندین امر می تواند باشد:
الف: تاثیر هدف مورد نظر در زندگی آتی.
ب: طبقه بندی اهداف به اهداف عالی و آلی. منظور این است که برخی اهداف خود هموار کننده راه رسیدن به دیگر اهداف هستند (آلی) لذا باید ابتدا آنها را فراهم نمود و سپس به سراغ اهداف بعدی رفت چرا که این اهداف واسطه ی رسیدن به اهداف بعدی هستند و بدون آنها نمی توان به اهداف بعدی رسید. در اینجا نیز شما باید اهداف خود را از این جهت طبقه بندی کنید و ابتدا به اهداف آلی بپردازید. مثلا اگر امتحان جامع برای شرکت در دوره کارشناسی ارشد و زبان ضروری است ابتدا باید به این امتحان بپردازید. شاید امتحان زبان و کارشناسی ارشد و آمادگی کامل برای آن شما را از آزمون ادواری بی نیاز سازد چرا که بعد از آن باید به تحصیل ادامه دهید و استخدام شما به بعد از اخذ مدرک ارشد موکول می شود (البته باید بیشتر اطلاعات کسب کنید آیا در آن زمان (ارشد) استخدام بهتر است یا نه؟) مگر اینکه مسائل شخصی و مالی شما را مجبور به استخدام شدن کرده باشند و حتی بدون استخدامی و دریافت حقوق ادامه تحصیل برایتان ناممکن باشد که در این صورت باید از تمام لوازم ارشد چشم بپوشید و مسیر استخدام شدن را هموار سازید.
3. عامل سوم در تصمیم گیری وضعیت شغلی شماست که به کدامیک از اهداف نیازمندتر هستید و با آینده شما سازگارتر است که چون ما اطلاع کافی نداریم به صور جزیی نمی توانیم راه حلی ارائه کنیم.
4. در پایان متذکر می شوبم که زمان تردید و دودلی بودن نباید زیاد طول بکشد که شما را از تمام اهداف باز دارد زیاد سردرگمی را طولانی نکنید و هر چه زودتر هدف مهمتر را انتخاب (در صورت عدم امکان پرداختن به همه) و به همان بپردازید. و باقیمانده را به فرصت بعدی بسپارید.
در رابطه با تمرکز هنگام مطالعه توجهتان را به مطالب زیر جلب می نماییم:
P}هرگز حدیث حاضر غایب شنیده‏اى{E}من در میان جمع و دلم جاى دیگر است‏ {P

T}عوامل ایجاد تمرکز حواس‏{T
1. قصد
تا انگیزه و نیاز به چیزى نباشد، تمرکز حواس و توجّه به آن امر دقیق نخواهد بود. براى آن که به چیزى توجّه پیدا کنیم، باید انگیزه‏اى نسبت به آن در ما پدید آید. در خصوص امور درسى و تحصیلى مقاصدى چون پیشرفت، موفقیت، رقابت سالم، اتمام تحصیل، یافتن شغل، مقام و منزلت اجتماعى، رفع نیازهاى مادّى زندگى، ازدواج و... مى‏تواند موجب تمرکز حواس گردد.
2. زمان و مکان و شرایط مطالعه‏
مطالعه منظم در زمان‏هاى تعیین شده در مکان ویژه این کار، به شرط تداوم، در ایجاد تمرکز تأثیر به سزا خواهد داشت. وقتى در مکان تعیین شده یا مثلاً پشت میز کار خود قرار گرفتیم، به آرامى تمرکز در ما شکل مى‏گیرد. البتّه اگر شرطهاى زیر رعایت شود:
الف) لَم ندهیم.
ب) از شل شدن بیش از حد عضلات جلوگیرى کنیم.
ج) از لباس خواب و راحتى بهره نگیریم.
د) ارتباط خود را با دنیاى خارج قطع کنیم.
ه) گرماى مکان مطالعه را طبیعى و متوسط نگهداریم.
و) از سر و صدا دورى کنیم.
ز) از برنامه‏هاى تلویزیونى دور بمانیم.
3. پرهیز از خیالبافى‏
خیالبافى، غرق شدن در خاطرات گذشته و یاد کرد مشکلات از عوامل مُخلّ تمرکز است و سراغ مطالعه گرانى مى‏آید که مجال لازم را به آن‏ها مى‏دهند. عبادت ارجمند و مطالعه هدفمند اجازه خیالبافى نمى‏دهد.
4. تعارض انگیزه‏ها
براى داشتن تمرکز حواس، باید به بلا تکلیفى خود پایان دهیم؛ از میان انگیزه‏هاى مختلف و متنوعى که ما را احاطه کرده‏اند، با انتخاب درست، یکى را برگزینیم و بقیه را به حاشیه ذهن برانیم.
5. مرور ذهنى‏
مرور فعالیت قبل از انجام آن که اصطلاحاً نقشه ذهنى خوانده مى‏شود، تمرکز زا است؛ چنان که آغاز کار با اضطراب و بدون برنامه و مقدمه تمرکز زدا است. وقتى سیر فعالیت علمى را در ذهن به سرعت مرور مى‏کنیم، آموخته‏ها و اطلاعاتِ نهفته در حافظه دراز مدّت به صفحه هشیار حافظه حاضر مى‏شوند و در نتیجه براى تمرکز حواس در یادگیرى، آمادگى فزون‏تر به دست مى‏آوریم.
تمرینات تقویت حافظه و تمرکز بسیار سومند است. این تمرینات بارها در کارگاه‏هاى فراوان به فراگیران آموزش داده شده و به رضایت بسیار آن‏ها انجامیده است. مطالعه آن مى‏تواند خوانندگان را در موفقیت بیش‏تر تحصیلى یارى دهد. در این نوشتار یاد کرد نکات زیر کافى مى‏نماید:
الف) متخصصان فراروان (Meracognation) معتقدند بهترین روش، براى یادگیرى بهتر و دقّت بیشتر، برخورد سؤالى با موضوع، متن یا محتواى مورد مطالعه است.
ب) تمرکز، تابع مستقیم نوع حافظ است. در مقاله شماره‏هاى بعدى پرسمان از انواع حافظه بحث خواهد شد.
ج) مطالعه چند کتاب در این زمینه سودمند است؛ از جمله کتاب مدیریت زمان، اثر لوتار جى سى ورت (ترجمه توکلى نیا) و کتاب 57 راه براى تقویت حافظه

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()