پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


فلسفه احکام زیر حج را بیان کنید. الف. وقوف در مشعر ب. سنگ زدن به دیوار شیطان ج. چرخیدن دور کعبه از راست به چپ و شروع از مکان خاص.

1 پاسخ 1

حج به عنوان یک عمل عبادی سیاسی؛ دارای اسرار و حکمت های ارزشمندی است که فقها ومحققین اسلامی با استفاده ازآیات وروایات به برخی از ان ها اشاره کرده اند:
وقوف درمشعر ورمی جمره
حاجی که در عرفات، معرفت لازم را کسب نموده- معرفت به خداوند متعال، خود و دشمن -برای تثبیت این معرفت، در سرزمین منا باید به جنگ دشمن برود (رمی جمرات)، هوای نفس یا حیوان نفس اماره را در قربانگاه ذبح کند- (قربانی)، از خودیت ها بگذرد (حلق یا تقصیر) تا آماده دیدار یار شود (اعمال پس از منا یعنی طواف، سعی و ... ) ورود در این عرصه (جنگ با دشمن و هوای نفس در سرزمین منا) اسلحه می خواهد، گرچه به ظاهر از مشعر اسلحه (سنگریزه) جمع می کند اما روح این کار و سر آن این است که سلاح مبارزه با دشمن را که «و سلاحه البکاء» V}(دعای کمیل){V باید در دل شب و تاریکی ها به دست آورد آن زمان که همه خوابند و دوست بیدار و چشم انتظار عاشقانش به قول خواجه عبدالله انصاری (ره):
P}شب خیز که عاشقان به شب راز کنند{E}گرد در خانه دوست پرواز کنند{P
P}هر در که بود به شب بر بندند{E}جز در دوست که شب باز کنند{P
حتی اگر رسول خدا هم باشد باید از آب حیات شب استفاده کند که: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودًا»؛ و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو نافله‏اى باشد امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.V}(الاسراء/79){V
و خلاصه اگر کسی جویای حیات جاودان و ابدی است باید از ظلمت شب استفاده کند، اگر همچون خضر جویای حیات ابدی است باید از طریق شب بدان برسد.
لذا وقوف مشعر الحرام که میدان آماده شدن برای جنگ روز عید است، شب انتخاب شده تا حاجی از نور شب، آب حیات کسب نماید، اسلحه اشک و آه به دست آورد تا فردا در جنگ با شیطان -در رمی جمرات- دست خالی نباشد، در جنگ با نفس اماره بتواند با اقتدار او را ذبح نماید و در مصاف با هوای نفس با عزت و سربلندی تیغ بر همه آروزها کشیده و تنها باقی مانده از زیبایی های ظاهری (موی سر را) نثار جانان کند و از آنها دل بکند ... .
حکمت طواف وشروع ازمکان خاص
این که فلسفه وعلت اصلی جهت حرکت در طواف خانه کعبه چیست برمی گرددبه روح تعبد و بندگی خداوند که پسندیده که ما اینگونه طاعت او را به جا آوریم لکن این عمل عبادی نیز مانند هزاران حکم دیگر خالی از سر و پیام نیست که گوشه ای از آن چنین است :
این که مبدا و جهت طواف از یک مرکزواز یک جهت است و جای دیگری، جز آن جایگاه رفیع، انتخاب نشده، عین حکمت حق و به مصلحت بندگان و علّت ظهور روح تسلیم در آنانی است که مناسک را به حقیقت انجام می دهند و شرایط معنوی آن را با عشق و علاقه دنبال می کنند.
حاجی باید بداند که در حال طواف شبیه است به فرشتگان مقرّب بر گرد عرش و بداند که مقصود، طواف دل است به یاد خداوند خانه، نه مجرّد طواف تن به کعبه.
و چون « حقیقت طواف، همانا طواف دل است به حضرت ربوبیّت» درحال طواف (در حالتی که شانه چپ به طرف قبله است )همچنان قلب خویشتن را در محاذات کعبه و درنزدیکترین حالت به کعبه قرار میدهد و در ضمن این حرکت ظاهری شعار وحدت با تمام عاشقان دل باخته که طائفان بیت الهی و پروانه های در گردش پیرامون مشعل فروزان کعبه هستند سر میدهد . آنان می باید طواف و گردش خود را از همان نقطه ای آغاز کنند که در آن نقطه خداپرستان از دیرباز، و حتی مشرکین قبل از طلوع خورشید اسلام بر سر آن به توافق و اتحاد رسیده بودند.
برای مطالعه بیشتر مَراجعَه شود به :
جامع السعادات، ج3، ص392
وتحفه الحرمین وسعاده الدارین ص50
وسایت :www.hajj.ir
حکمت وقوف درعرفات
اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها عبارت است از:
1ـ وقوف در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند که خداوند به همه‌ نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله‌ هر بی نیازی است:«و طاعته غنی»V}(مفاتیح الجنان، دعای کمیل){V از این رو امام سجّاد(ع) به سائلی که در روز عرفه گدایی می کرد، فرمود: وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز به سوی غیر خدا دراز می کنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحم امید سعادت می رود: H}«ویحک! أغیر الله تسأل فی هذا الیوم. إنه لیرجی لما فی بطون الحبالی فی هذا الیوم أن یکون سعیدا!»{H؛V} (وسائل الشیعه10/28){V کسی که در این جا از خدا غیر خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد(ع) کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز می کنند، بدترین انسانها معرفی فرمود: H}«هؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علی الناس»{H؛V}(بحار96/261). 2ـ حج گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه‌ قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراک و شهود مضمون آیه ‌کریمه «وَ إِن تَجْهر بِالقَول فَإِنَّه یَعلَم السِرِّ و أَخفی» طه /7 است. انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمی آلاید، گناه جوانحی نیز نمی کند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه می کند. درحدیثی امام سجاد(ع) فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان د رمنا حضور دارند، خدای سبحان بر ملائکه افتخار می کند و می فرماید: اینان بندگان من هستند که از راههای دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذّتها را بر خود حرام کرده و بر شنهای بیابانهای عرفات و منا خوابیده و این چنین با چهره های غبارآلود در پیشگاه من اظهار عجز و ذلّت می کنند. اینک به شما اجازه دادم تا سرایر آنان را ببینید. آنگاه ملائکه حق به اذن خداوند بر دلها و اسرار نهان آنها آگاه می شود. (بحار 96/259){V خدای سبحان به زائران راستین خانه‌ خود مباهات می کند، با اینکه عزت و فخر انسان در بندگی برای خدا و بودن تحت ربوبیت اوست؛ همانگونه که د رمناجات امیرالمؤمنین علی(ع) آمده است: H}«إِلهی کَفی بی عِزّاً أَن أَکون لَکَ عبداً و کَفی بی فَخْراً أَن تَکون لی رَبّاً کَما أَحِبٍّ فاجَعلنی کَما تُحِبُّ» {H؛V}(بحار 74/402).{V گرچه فرشتگان تا حدودی از غیب با خبر و نسبت به بسیاری از مسائل ماورای طبیعت آگاهند، امّا پرده پوشی و رحمت و لطف حق اجازه نمی دهد که حتی آنان نیز بسیاری از اسرار ما را بفهمند با اینکه آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند. چنانکه امیر المؤمنین امام علی(ع) به خداوند عرض می کند: خدایا! بعضی از اعمال و افکار را تنها تو شاهد بودی و اجازه ندادی حتی فرشتگان بر آنها آگاهی یابند:H}«والشّاهد لما خفی عنهم و بر حمتک أخفیتُه و فضلک سترتُه»{H؛V} (مفاتیح الجنان، دعای کمیل){V امّا برابر حدیث مزبور، در روز عرفه و عید قربان ملائکه به اذن خداوند به نهان دلهای زائران نظرکرده، می بینند که قلب عدهّ ای بسیار سیاه است و دودهای سیاه از آنها بر می خیزد که از «نار الله الموقده‌* الّتی تطّلع عَلی الأَفئده» V}همزه/6ـ7{V است. خداوند به ملائکه می فرماید: اینان کسانی هستند که پیامبر را راستگو نمی دانند (معاذ الله) و در اموری مانند جانشینی امیر المؤمنین علی(ع) می گویند: رسول اکرم(ص) از نزد خود این کار را کرده است! آنها بین قرآن و عترت جدایی انداخته و بعضی از امور را نمی پذیرند. فرشتگان گروه دیگری را می بینند که دلهایشان بسیار نورانی است. خداوند در معرفی این گروه می فرماید: اینان مطیع خداوند و پیامبر او هستند. پیامبر را امین وحی می دانند و معتقدند که او از نزد خود هیچ نگفته و در همه مسایل و احکام الهی و از آن جمله در امامت و رهبری، سخنان و اقدامهای او برابر وحی خداوند بوده است. راز این نکته این است که ولایت سرّ همه‌اعمال است؛ مؤمنان راستین که هم به سرّ ولایت می رسند و هم به اسرار حج، به صورت انسانی واقعی در سرزمین عرفات و منا ظهور می کنند وخدای سبحان در مقام فعل، به آنان فخر می کند. چنین انسانهایی فرشته منش و حتی برخی از آنها از فرشتگان بالاترند. البته آنچه در این حدیث شریف بیان شد، مسئله ای تاریخی و از قبیل «قضیهٌ فی واقعه‌» و منحصر به مراسم حج و روزهای عرفه و عید قربان نیست، بلکه این صحنه همیشه وجود دارد، نهایت اینکه، جلوه تام آن در حج ظهور کرده است. 3ـ شایسته است در روز عرفه حج گزار از «جبل الرّحمه» که در سرزمین عرفات واقع است بالا رفته V}(وسائل الشیعه 10/11){V، دعایی را که سالار شهیدان حسین بن علی(ص) در جانب چپ آن کوه رو به کعبه ایستاده و خواندV}(مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه){V خواند. امام سجّاد(ع) فرمود: راز بالای کوه رحمت رفتن این است که انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است. گر چه خدای سبحان نسبت به همگان ولایت تکوینی دارد و او ولی همه است: «هنالک الِولایه‌ الله الحق» V}کهف/44{V و گر چه رحمت عام خدا فراگیر و شامل همه موجودات است: «رحمتی وسعت کلّ شیء » V}اعراف/156{Vو «کَتَبَ رَبّکُم عَلی نَفسه الرَّحمَه‌»V} انعام/54{V لیکن رحمت خاص او ویژه پرهیزکاران است؛ «رَحمَتی وَسِعَت کُلَّ شیء فَسَأَکْتُبها للّذین یتّقون»‌V} اعراف/156{V. مستفاد از مجموع دو آیه‌ اخیر این است که خداوند بر خودش لازم کرده است که رحمت خاص را به پرهیزکاران اعطا کند. صعود بر جبل الرحمه‌، باید انسان را عارف به این سرّ کند که خداوند نسبت به مرد و زن «مؤمن » رحمت خاص و ولایت مخصوص دارد. نیل حج گزاران به چنین معرفتی در نحوه‌ نگرش و ارتباط آنان با سایر افراد و جوامع تأثیر خواهد گذارد. 4ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقه ای است به نام «نُمره‌» که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجّاد(ع) در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در «نمره» این است که: «خدایا! من به چیزی امر نمی کنم، مگر این که قبلا خود مؤتمر باشم و از چیزی بر حذر نمی دارم مگر اینکه خود قبلا پرهیز کرده باشم.» توضیح اینکه، هر مسلمانی مکلف به امر به معروف و نهی از منکر است. ظاهر این حکم و بعد فقهی اش آن است که کسی که عالم به حکم شرعی است باید شخصی را که عالما عامدا آن حکم را رعایت نمی کند، از باب امر به معروف و نهی از منکر راهنمایی کند. البته امر به معروف و نهی از منکر غیر از تعلیم و موعظه و ارشاد است، اگر چه ممکن است دربعضی موارد از مصادیق آنها باشد؛ زیرا امر به معرف و نهی از منکر، حتی اگر به نرمی بیان شود، جنبه‌ ولایت و آمریّت دارد. در وجوب امر به معروف و نهی از منکر عدالت و طهارت نفس آمر و ناهی از شرایط آن به شمار نیامده است، بلکه علم و آگاهی او از آن معروف یا منکر، و احتمال تأثیر امر و نهی او و مانند آن جزو شرایط است. اما باطن آن بر اساس رازی که درباره «نمره‌» بیان شد، به عدالت بر می گردد؛ یعنی آمر به معروف باید خود مؤتمر بدان بوده، ناهی و زاجر از منکر باید خود منتهی و منزجر از آن باشد؛ یعنی آنچه دیگران را بدان امر می کند، قبلاً خود عمل کرده باشد و آنچه دیگران را از آن منزجر و نهی می‎کند، خود قبلا منزجر شده باشد. بنابراین، عدالت به عنوان سرّ امر به معروف و نهی از منکر د رآمر و ناهی شرط شده است. 5ـ وادی «نَمره‌» که از آن به عنوان «نَمِرات» نیز یاد شده نام منطقه ای وسیع درسرزمین عرفات است که تقریبا در سمت مماس عرفات با حرم است. امام سجّاد(ع) فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است یعنی همانگونه که خدا و ملائکه شاهدند این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه‌ خداست و کاملا آگاه است که حاجی با چه نیّتی آمده و با چه انگیزه ای بر می گردد و به آن شهادت می دهد. برای آگاهی بیشتر ر.ک. آیه الله جوادی آملی،صهبای حج به نقل از سایت تبیان


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()