پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من در خانواده ای بزرگ شده ام که شرایط من ایجاب می کرده سرد و بی روح باشم اما از وقتی به دانشگاه آمده ام احساس خیلی بدی پیدا کرده ام فکر می کنم از خداوند دور شده ام نماز که می خوانم هیچ احساسی از نزدیکی به خدا نمی کنم به مجالس دعا که می روم وقتی ذکر مصیبت می کنند گریه ام که نمی گیرد که هیچ اصلا احساس همدردی با امام حسین(ع) نمی کنم با اینکه همه داستان شهادت ایشان را بلدم همیشه غبطه می خورم به حال و هوای کسانی که عاشقانه گریه می کنند و به خودم می گویم من چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام که این اتفاق برای من افتاده ولی هرگز و هرگز به نتیجه نرسیده ام. لطفا هر چه زودتر جوابی به من بدهید چون واقعا زجر می کشم؟

1 پاسخ 1


گاهی این حالت به خاطر گناه و سخت شدن دل است که باید ریشه یابی و برطرف شود. برای بدست آوردن رقت قلب باید اسباب و عللی را با دل آمیخته و عجین کرد که پاره ای از اسباب رقت قلب اینها هستند: 1- اجتناب از گناه : قال علی (ع ) »ما جفت الدموع الا بقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب « (وسائل الشیعه , ج 11 ص 337 روایت 5 به نقل از سرالاسراء استاد علی سعادت پرور ج 2 ص 473 روایت 8).
حضرت علی (ع ) می فرمایند: اشکها خشکیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان بنابراین ریشه اشک نداشتن قساوت قلب است و ریشه قساوت قلب گناه است پس ریشه اشک داشتن رقت قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است . 2- زهد در دنیا: مولی علی (ع ) می فرمایند: »ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا« (نهج البلاغه خطبه 113 به نقل از همان ج 1 ص 431روایت 2) زهد ورزان در دنیا قلب هایشان می گرید و گر چه بظاهر بخندند گریه قلب همان رقت قلب است و با زهد در دنیا حاصل می شود و زهد نه یعنی مال نداشتن بلکه یعنی دل را درگرو مال و آمال نگذاشتن . 3- ترک آرزوهای دراز: یعنی آرزوهای طولانی از دل رفته گردد در روایتی خداوند تبارک و تعالی به حضرت موسی (ع ) می فرمایند: »لا تطول فی الدنیا املک فیقسو قلبک و القاسی القلب منی بعید« (اصول کافی ج 3 ص 329 به نقل از همان ج 2 ص 473 روایت 7) آرزویت را در دنیا طولانی مکن تا که قلبت با قساوت گردد و کسی که قساوت قلب دارد از من دور است . 4- کم خوری : مولی علی (ع ) می فرمایند: »من کثر طعم سقم بدنه و قسا قلبه « هرکس طعامش زیاد شود بدنش بیمار و قلبش با قساوت می شود. مراد از کم خوری آن است که انسان به حدی بخورد که از پر خوری مریض نشود ملاک این است که از پرخوری بدنش بیمار نگردد پس اگر از افراط در کم خوری هم کسی مریض شود مذموم و نکوهیده می باشد بهرحال بدن چون مرکب پرواز روح است باید قوی و چالاک باشد غذاهای مقوی بخورد ولی هنوز اشتها دارد دست بکشد. 5- تأسف طولانی بر غفلات گذشته و هلکات آینده : مولی علی (ع ) می فرمایند: «ان للذکر لاهلا اخذوه من الدنیا بدلا... جرح طول الاسی قلوبهم و طول البکاء اعینهم؛ برای ذکر اهلی است که ذکر را بجای دنیا اخذ کرده اند (این اهل ذکر ویژگی هایی دارند که دو تا از آنها این است ) درازی حزن و اندوه دلهایشان را و گریه طولانی و همیشگی چشمهایشان را جریحه دار ساخته». این تأسف و اندوه طویل و همیشگی نه مثل تأسف اهل دنیاست که نکوهیده و پست باشد بلکه تأسفی است که قلب را از بدی های دنیا می کند و دل را رقیق و گریه گهگاهی را به ناله همیشگی مبدل می سازد. تمامی این اسباب باید رفیق دل شود تا قلب رقیق گردد و در نتیجه چشم بگرید و حال خوش اقبال کند. البته گریه ها نیز مختلف است و گریه اقسامی دارد مانند: 1. گریه عجز و زبونی 2. گریه تزویر و دروغ 3. گریه پشیمانی 4. گریه شوق و عشق 5. گریه رحم و رأفت 6. گریه غم و اندوه 7. گریه فراق پس مناسب است انسان به گریه های خویش جهت دهد. برخى از روایات در خصوص گریه بر امام حسین(ع) عبارت است از: 1. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت به جهت سختى‏ها، گریان است؛ مگر چشمى که بر امام حسین(ع) گریسته باشد، این چشم خندان و بشاش است».V}الخصائص الحسینیه، ص 140.{V 2. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «گریه بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ را محو مى‏کند».V}مسند امام رضا(ع)، ج 2، ص 27 .{V 3. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى، اشک از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».V}بحارالانوار، ج 44، ص 291.{V 4. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر که بگرید یا بگریاند یا حالت اندوه و گریه داشته باشد، بر مصیبت امام حسین(ع)، بهشت براى او واجب مى‏شود».V}الخصائص الحسینیه، ص 142.{V 5. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «... پسر شبیب! اگر مى‏خواهى براى چیزى گریه کنى، پس براى حسین بن على(ع) گریه کن که او را ذبح کردند؛ چنان که گوسفند را ذبح مى‏کنند ... پسر شبیب! اگر براى حسین چنان گریه کنى که اشک‏هایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ تو را مى‏آمرزد، اندک باشد یا بسیار ...».V}بحارالانوار، ج 44، ص 285.{V در مورد حکمت گریه بر امام حسین(ع) مطالبى بیان شده که به نظر مى‏رسد به تنهایى صحیح نباشد؛ از جمله: الف. گریه ذاتاً خوب و سبب پالایش روح است؛ که این پالایش روحى در مجالس عزادارى امام حسین(ع) بیشترین ثمربخشى را دارد. ب. گریه بر امام حسین(ع) به عنوان تشکّر و سپاس از او است؛ ولى این مطلب صحیح نیست؛ زیرا اگر ما موظف به تشکر از امام حسین(ع) بودیم، راه دیگرى براى تشکر وجود نداشت که با آه و اندوه و حزن این سپاس را عینى سازیم و اصلاً آیا آن حضرت نیازمند به تشکّر است؟! ج. امام حسین(ع) از گریه ما بهره‏مند مى‏گردد؛ از آنجا که با گریه به رشد معنوى مى‏رسیم و واسطه این فیض یاد امام حسین(ع) است در نتیجه به مقامات آن حضرت نیز اضافه مى‏شود. د. برخوردارى از ثواب و شفاعت؛ این فوائد هر چند براساس بعضى تحلیل‏ها و روایات در حد خود صحیح است؛ ولى آیا نمى‏توان حکمت مهم‏تر، با ارزش‏تر و فراتر از معاملات این چنینى، در وراى گریه در نظر گرفت تا مجبور شویم حکمت گریه بر امام حسین(ع) را در یک شفاعت و ثواب و یا تشکر، منحصر و محدود سازیم؟! با توجه به آنچه که در حقیقت گریه رشد روحانى و تقوا و نیز فلسفه عزادارى امام حسین(ع) مطرح است؛ مى‏توان گفت حکمت گریه بر اباعبدالله(ع) دو امر مهم و اساسى است که هر یک به نوبه خود اثر وضعى خاصى بر جاى مى‏گذارند: یکم. بُعد اخلاقى؛ چنان که روشن است، گریه ارزشى در فرهنگ شیعى اولاً، گریه‏اى است که موجب تعالى و رشد روح است و ثانیاً سرچشمه آن معرفت است. گریه بر امام حسین(ع)، یا به جهت یاد کردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقیقى خداوند متعال است که تجلى‏گاه اوصاف الهى بود و مؤمنان، بوى گل را از گلاب او استشمام مى‏کردند. P}چون که گل رفت و گلستان شد خراب‏{E}بوى گل را از که بوییم، از گلاب‏{P و یا به دلیل عقب‏ماندگى روحى و نداشته‏هاى خود، در مقابل مناقب و فضایل آن بزرگوار و یاران باوفایش است. در واقع گریه بر این است که حبیب‏بن مظاهر که بود و چه داشت و من کیم و چه در کف دارم؟ اشک ریختن بر على‏اکبر، ناله بر خود است که آن جوان رشید چه فضایلى را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلت‏ها را دارم؟ و ... اگر گریه ما از این منشأ دور است، باید بکوشیم اشک و آه خود را به این سمت سوق دهیم تا بر اثر آن، روحمان تعالى یابد. در حقیقت این گریه، نشان دادن دردى است که انسان را به حرکت و جوشش وامى‏دارد تا خود را به آن درجه از کمالات برساند و این چنین اشکى انسان‏ساز است. دوم. بعد اجتماعى؛ اگر گریه بر اباعبدالله(ع)، از سر معرفت باشد و منشأ آن نیز بعد اخلاقى این حرکت باشد؛ قطعاً این حزن و اندوه، پس از آن که موجب تحوّل درونى انسان گردید، زمینه را براى تحولات اجتماعى فراهم مى‏سازد. وقتى گریه بر امام حسین(ع)، گریه‏اى در جهت تعالى روح شد و موجب گردید که آدمى در فضایل اخلاقى و فردى خود، تأمل و تجدیدنظر کند؛ قطعاً این تحوّل درونى، زمینه را براى ساختن اجتماعى در راستاى اهداف متعالى اسلام فراهم خواهد ساخت. زمانى که انسان متوجّه شد که حضرت ابا عبدالله(ع) براى چه، چرا و چگونه دست به قیام زد و آن اثر جاودانه را بر قلم خون، بر صفحه تاریخ نگاشت و با این معرفت بر اثر گریه درونش متحول گردید؛ این تغییر بر عرصه جامعه نیز کشیده مى‏شود و او مى‏کوشد تا جلوى فساد وانحراف دین را گرفته و آزادى، جوانمردى و دیندارى را نه تنها در روح خود، بلکه در جامعه نیز حکم‏فرما سازد. به بیان دیگر، در واقع گریه بر اباعبدالله(ع)، با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پیاده کردن آن فراهم مى‏سازد و به همین دلیل مى‏توان گفت: یکى از حکمت‏هاى گریه بر امام حسین(ع)، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى او است و شاید مراد از این که گفته مى‏شود: H}«ان الاسلام بدؤه محمدى و بقائه حسینى»{H همین باشد که بقاى مکتب اسلام - خصوصاً تشیع - وام‏دار گریه بر امام حسین(ع) است.
برای مطالعه بیشتر ر.ک:
1. گناه شناسی، محسن قرائتی
2. خود سازی یا تهذیب نفس، استاد ابراهیم امینی.


برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(من در خانواده ای بزرگ شدم که نماز نمی خون) ()