پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در بحث هدف خلقت بعد از پرسش های مختلف از مجاری متفاوت به این مسأله رسیدم که خداوند به جهت تکامل انسان خلقت آن را ایجاد فرموده است تا بعد از سپری شدن عمر دنیوی و مراجعت به آن دنیا این هدف به ثمر برسد. حال این فرضیه برای بنده مطرح شده است که آدم قبل از آفرینش که از جنس خاک و از پست ترین موجودات بوده است و یا خداوند از آن سؤال فرمود که می خواهی به درجه خلیفه من برسی و از افلاکیان درجاتت بالاتر برود؟ و یا این که خود خاک به خدا عرض کرده که می خواهد تکامل پیدا کند و بعد آفرینش اتفاق می افتد. می خواهم در مورد مسأله فوق بنده را کامل راهنمایی فرمائید و توضیح دهید.

1 پاسخ 1

این بحث یکی از بنیادی ترین مباحث مطرح در طول تاریخ تفکر بشری است و همواره در امتداد قرن ها و عصرها، اذهان بسیاری را به خود مشغول کرده است و بشر در طول تاریخ همواره می خواسته تا بداند که از کجا آمده؟ برای چه آمده؟ و به کجا می رود. به گفته مولوی:
P}روزها فکر من این است و همه شب سخنم{E} که چرا غافل از احوال دل خویشتنم{P
P}مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا{E} یا چه بودست مراد وی از این ساختنم{P
P}از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود{E} به کجا می روم آخر ننمایی وطنم{P
پس پرسش این است که ما چرا آفریده شده ایم و هدف از خلقت انسان چیست و اگر خدا ما را نمی آفرید چه می شد و به اصطلاح به کجای عالم بر می خورد؟
باید توجه داشت که برای پاسخ به این پرسش اساسی، متفکران مختلفی، پا به این عرصه گذارده و در این باره قلم فرسایی کرده اند و البته هر کدام، از زاویه خاصی بینش و جهان بینی خود پاسخ هایی را ارائه کرده اند که در این میان می توان به گفتار عرفا و متکلمان و فلاسفه اشاره کرد که هر گروه خود نیز گاه دارای رویکرد ها و تبیین های متفاوت و مختلفی در این باره هستند که ما برای پرهیز از طولانی شدن سخن از ذکر بسیاری از مطالب صرف نظر کرده و تتبع در این باره را به شما واگذار می کنیم.
هدف خداوند از آفرینش انسان و هدف زندگی انسان:
این موضوع را به راحتی می توان از داستان آفرینش انسان در قرآن کریم که کاملا مطابق با سیستم ظهوری هستی است، استنباط نمود. در آن داستان آمده که خداوند به ملائکه فرمود: انی جاعل فی الارض خلیفه. من می خواهم در زمین برای خود خلیفه بیافرینم. کسی که جانشین من باشد. یعنی کسی که مظهر کامل و جامع صفات و کمالات من است و بتواند مانند من در زمین حکومت و مدیریت نماید. بعد از آفرینش انسان به عنوان اشرف مخلوقات هم نزد ملائکه خود افتخار می کند و توانایی خودش را به عنوان بهترین خالق به رخ آنها می کشد.
عرفا هم انسان را حضرت یا کون جامع و مظهر کامل اسماء و صفات و کمالات حق تعالی می دانند، جایگاه او را به عنوان خلیفه خدا تعریف می کنند و برای او ولایت تکوینی و قدرت تصرف در طبیعت قایل هستند که البته این دیدگاه کاملا با ابعاد، واقعیت وجودی و تعریف دینی انسان نیز همگام است.
مطابق این تعریف از انسان و نوع آفرینش او، معلوم می شود که هدف خدا از آفرینش انسان باز چیزی جز خود آفرینش و ظهور کمالات خود در این پدیده نبوده است، منتهی آفرینش انسان با آفرینش سایر مخلوقات این تفاوت را دارد که هر یک از آنها مظهر اسم و صفت خاص و یا قسمتی از کمالات وجودی حق تعالی هستند، اما انسان، مظهر تمامی صفات و کمالات وجود است و هیچ نقصانی در او از این نظر مشاهده نمی شود. خدای متعال در آفرینش انسان، ظهور خود را به اوج رسانده و تمام ارزش های وجودی خود را یکجا به نمایش گذاشته است و مظهری ساخته است که آینه تمام نمای او و خلاصه همه صفات ظهور یافته در جهان آفرینش باشد.
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت: هدف خدا از آفرینش انسان ظهور کامل بوده است. اراده ذاتی او بر این تعلق گرفته که با خلقت انسان خودش را به صورت کامل نمایش دهد.
ناگفته نماند که این هدف نیز لازمه ذات کامل وجود است. هر موجود کاملی این اقتضا در او هست که تمام کمالات خویش را در مظهر جامع خود بنمایاند و در حقیقت کمال و جامعیت خویش را اثبات کند. مانند مهندسی که علاوه بر ساخت سازه های نسبتا کامل، همواره سعی خواهد داشت تا در ساخت سازه خاصی، تمام دانش و تجربه خود را یکجا به نمایش بگذارد و توان مهندسی خود را به نحو کامل اثبات کند.
انسان اگر چه به لحاظ مقیاس وجودی، محدودیت دارد و قابل مقایسه با ذات نا محدود و کمالات بی نهایت خداوند نیست، ولی در حد و اندازه خودش از تمامی کمالات خداوند برخوردار است و مظهر کامل او است.
هدف زندگی انسان هم در این سیستم فکری کاملا روشن است. همانگونه که هدف هستی باز شدن و شکوفا شدن در هر لحظه است، هدف انسان در هر لحظه از زندگی خود نیز، توانا شدن، قوت گرفتن، رشد کردن و بزرگ شدن هر چه بیشتر است.
انسان به لحاظ جامعیت مظهری و مقام خلافت الهی که به صورت استعداد و توان در او وجود دارد، در تمام زندگی خود، کاری جز شکوفایی همین توان و ظاهر ساختن همین جامعیت مظهری از طریق عبادت و قرب به خداوند، ندارد.
قرآن کریم درباره هدف خلقت و زندگی انسان فرموده: و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون . نیافریدم جن و انس را مگر برای عبادت. خدای متعال در این آیه شریفه راه رسیدن به این مقام را به صورت کامل بیان نموده است. این آیه شریفه در حقیقت می خواهد بگوید: انسان تنها از طریق عبادت خدا می تواند به این مقام برسد و توانایی های خود را آشکار نماید و من او را تنها برای عبادت و نزدیک شدن به خودم آفریده ام.
البته بعد حضرات معصومین(ع) در تفسیر عبادت فرموده اند: ای لیعرفون. یعنی برای معرفت. که البته به نظر می رسد مقصود از این معرفت شناخت عملی و وحدت عملی با صفات الهی باشد زیرا اولا عبادت بیشتر ناظر به عمل و قرب عملی به خداوند است و ثانیا کمال انسان در معرفت و وحدت عملی با خداوند است و معرفت و توحید نظری، مقدمه آن است.
برای شناخت هدف زندگی انسان شناخت عمیق دو واژه ضرورت دارد. اول. زندگی. دوم. عبادت..
معنای زندگی: زندگی به طور کلی یعنی حرکت و شدن، در هر لحظه. برای خیلی های به معنای مثلا ثروت مند شدن است، یا قدرتمند شدن، بعضی ها فکر می کنند معنای زندگی این است که از زندگی شان لذت ببرند و خوش باشند، ولی معنای حقیقی آن به معنای رشد کردن، بزرگ شدن و انسان کامل شدن است. زندگی از منظر دینی، یعنی حرکت به سوی شکوفا شدن، توانا شدن، انسان شدن و اتصاف به صفات و کمالات الهی.
معنای عبادت: معنای عبادت و حقیقت آن به معنای زندگی خیلی نزدیک است. زندگی یعنی شدن و عبادت یعنی مانند معبود شدن. عبادت یعنی کارهایی که انسان را به خداوند نزدیک و شبیه می کند. یعنی کمک گرفتن از او برای نزدیک شدن به او. ما به طور کلی در هر حالی که سعی می کنیم مانند کسی شویم، در حقیقت داریم او را عبادت می کنیم. ممکن است توجه نداشته باشیم، ولی خیلی وقتها دوستمان را عبادت می کنیم وقتی که سعی می کنیم مانند او فکر یا عمل کنیم. بعضی ها از اخلاق و رفتار مثلا یک هنر پیشه تقلید می کنند و آرزوی شان این است که مثل او بشوند، اینها همه رفتار پرستشی است.
منتهی انسان موجود بی نهایتی است که کمال او در پرستش کامل مطلق است و پرستش خداوند به عنوان بهترین معبود و بزرگ ترین حقیقتی است که می تواند او را رشد دهد و بزرگ کند و به صورت یک انسان کامل در آورد.
چرا عبادت بت ممنوع شده است، چون بت خیلی حقیر و ضعیف است و چیزی ندارد که به انسان بدهد. ما با پرستش بت به کدام کمالات او می خواهیم برسیم. بت نمی تواند انسان را بزرگ کند، بلکه او را حقیر و ناچیز خواهد ساخت.
بت های انسانی هم ضعیف و ناقص هستند و نمی توانند اشتهای عظیم آدمی را در رسیدن به کمال مطلق ارضا نمایند، لذا پرستش انسان هم ممنوع شده است، مگر اطاعت از انسان های خاصی که در اثر قرب به خداوند، از کمال جامع انسانی بهره دارند، و می توانند در این مسیر راهنما و زمینه ساز وصول به خداوند باشند، مانند انسان های کامل معصوم که پیروی و اطاعت آنها در مسیر اطاعت خداوند و الهی شدن انسان است. پرستش آنها در حقیقت پرستش خدا است و چیزی جز آن نیست.
بنابراین هدف زندگی انسان، کامل شدن است و کمالی که برای انسان مطرح می شود، نزدیک شدن به کمال مطلق از طریق اتصاف به صفات و کمالات و قدرت گرفتن از او است.
البته انسان مظهر است و خداوند ذات هستی است و هیچ گاه مظهر، ذات، نخواهد شد، بنابراین بحث خدا شدن مطرح نیست، ولی آدمی از طریق اتصاف به صفات او می تواند هر چه بیشتر او را در خویش ظهور دهد و به او نزدیک شود.
به لحاظ نظری و شناختی انسان تنها قادر است ذات الهی و توحید هستی را بشناسد و شهود کند، ولی به لحاظ عملی می تواند از طریق اسماء و صفات به او نزدیک گردد و با او وحدت پیدا کند.
عباراتی مانند قرب الی الله، به خدا رسیدن، توحید عملی، وصول به حق و یا تکامل، همه در همین راستا است و چیزی جز اتصاف به کمالات و صفات الهی و تقویت آنها در خود نیست.
از این منظر انسان کامل، یعنی کسی که مظهر جامع صفاتی همچون حیات، علم، قدرت، اراده و سایر کمالات الهی شده و توانایی بکار گیری آنها را در خویش و جامعه بدست آورده است.
علامت تحقق کمال در انسان کامل، تحقق قدرت مدیریت بر جوامع انسانی و تاثیر گذاری مثبت در جامعه و ایجاد تحول و تغییر در طبیعت و افراد انسانی است. همان نیرویی که انبیای الهی با آن اعجاز می کردند و نیز اولیای الهی بوسیله آن کرامت و کارهای خارق عادت انجام می دهند.
در پایان به این قاعده کلی اشاره میشود که :هر موجودی در نظام هستی دارای ظرفیت و گنجایش خاصی برای کمال میباشد . خداوند به تقاضای ذاتی هر موجود پاسخ مثبت می دهد وآن را به کمال لایق خود میرساند.این قاعده کلی در باره انسان نیز تطبیق میشود.
http://amouzeh.parsiblog.com/Archive13542.htm

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()