پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سال 84 علیرغم مخالفت خانواده های خود و همسرم به عقد پسری در تهران درآمدم ، در حالی که ساکن اصفهان هستم. در طول 2 سال عقدمان، چندین بار به خانه مادرشوهرم رفتم ولی واقعا اذیت شدم. همه حتی شوهرم از این موضوع مطلع بود، تا اینکه بالاخره شوهرم را راضی کردم فعلا که سرباز است و من هم کارم در اصفهان است ازدواج کنیم و اصفهان زندگی کنیم. 3 هفته بعد از ازدواجم مادرشوهرم از تهران 6 تا بچه کوچکش را رها کرد و به خانه ما آمد، 2 هفته آتش به زندگی ما کشید و شرو به بهانه گیری و اذیت و بیان انتظارات و همچنین بحث و دعوا و جنجال و تهمت نمود به حدی که هنوز بعد از یک هفته رفتن او، هنوز اعصاب خودم و شوهرم خراب است و شوهرم به خاطر گریه های مادرش به فکر بردن من به تهران بعد از اتمام سربازی اش (4 ماه دیگر) افتاده است. اگرچه پدر شوهرم، مادر، پدر و همه فامیل و حتی خود شوهرم می دانند که زندگی با چنین مادری بسیار مشکل است. شوهر من واقعا به مادرش وابسته است، اگرچه گاهی هم اشتباهات مادرش را می پذیرد. در طول دو هفته ای که در خانه ما بود تهمت هایی زد که باعث شد طپش قلب بگیرم و نیمی از بدنم بلرزد و با مراجعه فوری به بیمارستان، دکتر گفت: احتمال سکته وجود داشت!
لازم به ذکر است این مادر اهل نماز و روزه نیست و به قول خودش دین و ایمان و مکه و مدینه او، پسر اولش (همسر من) است! من نمی دانم به چه کاری شوهرم را در اصفهان نگه دارم و اصلا چه کنم؟ چون مادرشوهرم 1 ماه دیگه می خواهد به اصفهان بیاید و دوباره همین اوضاع تکرار شود.

2 پاسخ 2

زندگی کردن یک هنر است و این هنر را باید به تدریج آموخت و مهارت های لازم را باید از افراد با تجربه یاد گرفت و الا در برخورد با افراد به وِیژه کسانی که در حاشیه زندگی مشترک قرار دارند و گاهی اوقات ممکن است وارد متن زندگی شوند، دچار مشکل می شویم . در این میان هر چه ما کم تجربه و ضعیف باشیم راه های نفوذ برای دیگران خصوصا اقوام نزدیک مانند مادر شوهر، پدر شوهر یا مادر زن و پدر زن و سایر اقوام بیشتر می شود و چه بسا این افراد از روی دلسوزی دخالتهایی نیز در زندگی ما بکنند و این باعث می شود احیانا زندگی ما با مشکل مواجه شود بنابراین برای پیشگیری از این گونه مشکلات باید هنر زندگی کردن را آموخت. باید نحوه برخورد با همسر، را در مواقع گوناگون یاد گرفت. لازمه این کار این است که ویژگیهای شخصیتی همسر را بشناسیم همچنان که باید اقوام و
خویشاوندان همسر را شناخت و نحوه تعامل با آنها را نیز آموخت .
یکى از راه‏های کاهش تنش میان دو خانواده این است که شما با رفتارهاى منطقى و دلسوزانه بدون این که در مقابل آنها موضع‏گیرى کنید اعتماد آنها را به خود جلب کنید به گونه‏اى که احساس کنند شما فرد امین، راستگو و دلسوز هستید. بیشتر تنشهای موجود بین خانواده ها ریشه درعدم اعتماد دارد. یعنی شما به مادر شوهر خود اعتماد ندارید و او را غیر از مادرتان می بینید و او نیز همین طور به شما اعتماد ندارد و شما را همانند دختر خود نمی داند. اگر به همدیگراعتماد داشته باشیم حرف یکدیگر را دخالت تلقی نمی کنیم و او را ناصح خیر خواه می دانیم.
پس در اولین گام باید اعتماد کرده و زمینه اعتماد سازی را نیز فراهم نمود. در مسیر اعتماد سازی باید ابتدا خودتان به او اعتماد کنید تا کم کم او نیز اعتماد نمایید و یا در برابر سخنان او واکنش شدید نشان ندهید و یا به رد و طرد صریح حرفهای او نپردازید و ... . بعد از این که اعتمادسازى کردید، نوبت مرحله دوم کار می رسد:
مرحله دوم را ارتباط سازی و حسن تعامل می نامیم. منظور این است که هر وقت شما فرصت پیدا کردید سعى کنید با بیان این که مثلاً فلان فرد از خانواده شوهرم اتفاقا از شما تعریف مى‏کرد و مى‏گفت که: مادر شما یا خواهر شما فرد منظم یا آدم متین و خوبى است و متقابلاً وقتى که کنار خانواده خودتان قرار گرفتید مثلاً بگویید مادر شوهر من و پدر شوهرم شما را آدم‏هاى با شخصیتى مى‏دانند و از شما تعریف مى‏کنند و ... . این نوع رفتارها موجب حس خوش بینی در خانواده ها شده و راه پذیرش حرفهای منفی را سد می کند. البته خود می دانید که یکى از جاهایى که اسلام اجازه داده انسان دروغ بگوید، آن جایی است که این عمل موجب اصلاح بین افراد می شود. این کاراگر چه با واقعیت همراه نباشد ولی در زدودن کینه‏ ها و برطرف کردن سوء ظن نسبت به یکدیگر بسیار موثر است و در تلطیف روابط میان آنها مى‏توانید مفید واقع شوید. البته انتظار نداشته باشید که با یک بار برخورد این ‏چنینى، همه خصومت‏ها و سوءظن‏ها برطرف شود. بلکه این کار نیاز به زمان دارد و شما باید گام‏ به گام و با صبر و حوصله زمینه بدگویى خانواده‏ها را نسبت به یکدیگر و همچنین سوء ظن آنها را نسبت به یکدیگر کاهش دهید. توجه داشته باشید براى موفقیت دراین کار باید به هر دو خانواده احترام بگذارد و هیچ‏گونه رفتار پرخاشگرانه نسبت به آنها نداشته باشید و اشتباهات آنها را به رخ آنها نکشید.
مرحله سوم تحکیم روابط مثبت است.در صورت موفقیت در مراحل قبل سعى کنید نقاط مثبت دو خانواده را شناسایى کنید و آنها را در یک دفترچه‏اى یادداشت کنید و هر وقت در کنار یکى از آنها قرار گرفتید و صحبت طرف مقابل به میان آمد شما به این جنبه‏هاى مثبت اشاره کنید و بگویید همه آدم‏ها یک ویژگى‏هاى مثبت دارند و در کنار آن جنبه‏هاى مثبت ممکن است نقایصى نیز داشته باشند ولى ما براى استحکام روابط خودمان با دیگران باید جنبه‏هاى مثبت آنها را در نظر بگیریم و فقط به جنبه‏هاى منفى نگاه نکنیم.
یکى از مهمترین عوامل سوءظن به دیگران همین منفى‏نگرى است و بهترین راه براى از بین بردن سوء ظن توجه به جنبه‏هاى مثبت دیگران است و شما مى‏توانید با طرح این جنبه‏هاى مثبت، نگرش دو خانواده را نسبت به یکدیگر عوض کنید. اگر بتوانید نگرش منفى آنها تغییر دهید بزرگترین اقدام براى اصلاح بین دو خانواده انجام داده‏اید.
اگر در این سه مرحله توانستید موفق شوید نوبت مى‏رسد به مرحله بعد؛
در این مرحله مى‏توانید زمینه میهمانى و ایجاد رابطه مثبت را میان دو خانواده طراحى کنید و هر از چند گاهى به مناسبت عید یا تولد یکى از ائمه زمینه را براى این که خانواده شما از خانواده شوهرتان میهمانى کند فراهم کنید یا بالعکس مطمئن باشید. اگر شما بتوانید این مراحلى که بیان شد با صبر و حوصله به خوبى انجام دهید تا حدود زیادى مى‏توانید سوء ظن و سوء تفاهم‏های موجود را به حداقل برسانید و روابط میان آنها را در حد قابل قبولى اصلاح کنید.
البته به این نکته باید توجه داشته باشید انجام چنین کارى هم صبر و حوصله کافى نیاز دارد و هم همکارى خانواده‏ها را مى‏طلبد لذا باید از شتابزدگى اجتناب کنید و در صورت امکان اگر افراد دیگرى مى‏توانند در این زمینه با شما همکارى کنند و مورد اطمینان هستند از آنها نیز کمک بگیرید تا بهتر بتوانید این مسؤولیت خطیر را انجام دهید به هر میزانى که بتوانید در این کار موفق شوید می توانید جلوى بدگویى و غیبت‏ها را نیز بگیرد و از این که دائما بگویید غیبت نکن معلوم نیست حرف شما اثر داشته باشد ولى اگر نگرش آنها را نسبت به یکدیگر تغییر دهید غیبت هم که نتیجه سوءظن است از بین مى‏رود.
در اینجا لازم می دانیم نکاتی اساسی و راهکارهایی را که بنظر مفید می آید خدمت شما ارائه کنیم تا انشاءا... بتدریج مهارت ها و آگاهی های لازم را کسب کنید و مهار زندگی را به دست گیرید و با بصیرت زندگی خود را به سوی کمال و تعالی سوق دهید:
1- اهل گذشت باشید و به حرف دیگران واکنش نشان ندهید به ویژه واکنش کلامی و سریع.
2- صبر و حوصله را از کف ندهید و بدانید صبر و گذشت زمان یکی از راههای موثر در حل مشکلات است.
3- در برخورد با دیگران سعی کنید با منطق و قوی برخورد کنید.در حین حال که فردی منطقی هستید سعی کنید انعطاف پذیر نیز باشید.
4- به خویشاوندان همسرتان با احترام و تکریم برخورد کنید به ویژه احترام مادر شوهر و پدر شوهر را نگهدارید. این احترام موجب جلب تمایل او و ایجاد بینش مثبت می شود. لذا با برخوردهای صمیمی اعتماد مادر شوهر و سایر اقوام نزدیک شوهر را به خود جلب کنید.
5- در برخورد با آنها صادق باشید ولی در عین حال ساده لوح و سطحی نباشید بلکه عقل و منطق را خط کش و معیار برخورد با دیگران قرار دهید.
6- مسائل زندگی خود را طبقه بندی کنید و برخی از مسائل که اشکالی ندارد و آسیبی به زندگی زناشویی شما وارد نمی کند با مادر شوهر در میان بگذارید یعنی در مسائل جزئی و پیش افتاده مخفی کاری نکنید تا حساسیت او را برانگیزید و او را کنجکاو کنید تا بخواهد از همه چیز سر در بیاورد.
7- در برخی مسائل زندگی با او مشورت کنید.
8- همان گونه که بر خورداری اززندگی سالم اقتضا می کند باید شما با شوهرتان همچون دو عاشق و معشوق باشید مبادا بین شما اختلاف نظر باشد که این امر آسیب پذیری شما را افزایش می دهد. لذا در همه امور با هم به توافق برسید و سپس تدابیر هماهنگ کننده را بکار بگیرید و از تدابیر علاجی در برخورد با مادر شوهر حرف بزنید.
9- با همسرتان هماهنگ شوید و در اوقاتی که با ایشان تنها هستید با هم قرار بگذارید که چه چیزهایی را به عنوان اسرار زندگی باید بین خود نگه دارید و در چه اموری حساسیت نشان ندهید و اگر مادر شوهر نیز کنجکاوی می کند او را در جریان بگذارید منظور مان این است که این طور نباشد که مطالبی را شما از مادر شوهر مخفی کنید در حالی که همسرتان آن را برای او بازگو می کند این باعث می شود بین شما و همسرتان هماهنگی نباشد و مرزهای خصوصی زندگی شما شکسته نشود و از سوی دیگر برای افرادی که به شما نزدیک هستند مثل مادر شوهر یا پدر شوهر سوء تفاهم پیش بیاید و اعتبار شما نزد آنها از بین برود.
10- هیچ گاه نزد شوهرتان از مادر شوهر بدگویی نکنید. او را تحقیر نکنید، همواره به ایشان احترام بگذارید و از او تعریف نمایید. این امر باعث می شود، دید مادر شوهرتان نسبت به شما تغییر کرده و از جانب دیگر همسرتان به شما اعتماد کند و در مسائل زندگی با شما هماهنگ گردد. هماهنگی بین زن و شوهر جلوی بسیاری از مداخلات بیجای دیگران را می گیرد و باعث می شود آنها حساب کار خودشان را بکنند و به خود حق ندهند که در زندگی شما دخالت کنند.
11- سوء ظن به مادر شوهر نداشته باشید(البته در مورد دیگران نیز باید این گونه بود) و نگرش مثبتی به ایشان داشته باشید. مثبت نگری نسبت به او باعث می شود او نیز متقابلا توجه مثبتی نسبت به شما پیدا کند و شما را دوست بدارد و از دخالتهای بیجا در زندگی شما اجتناب کند.
امیدواریم باعمل به راهکارهای فوق و تکیه بر خداواعتماد به صبر و حوصله و گذشت که سرمایه انسانهای کمال طلب است، مسیر نیل به اهداف خداپسندانه هموار گردد . انشا الله

برگرفته از پرسمان
سلام و عرض ادب و احترام به شما خواهر محترمه ببینید در پاسخ به این سوای که مطرح کردید باید دو مسئله رو شدیدا مورد توجه قرار بدید 1- اینکه هرگز سعی نکنید شوهرتون رو بین دوراهی و انتخاب قرار بدید که این ریسک بسیار بزرگیه.مثلا بهش بگید یا زندگی با من و موندن در اصفهان رو انتخاب کن یا ... 2- از امروز روابط عمیق و احساسی رو با شوهرتون شروع کنید . شاید از نظر خیلیا این صحبتی که الان میخوام بکنم اشتباه باشه ولی تجربه اون رو اثبات کرده.شما باید عمیقا وارد احساسات و قلب و روح شوهرتون بشید و هر اونچه هست رو تصاحب کنید. البته نمیگم اون رو از مادرش متنفر کنید. فقط دارم میگم جای خودتون رو مستحکم کنید.چطوریش رو خودتون باید بهتر بدونید. شما الان این امتیاز رو دارید که در کنار اون هستید و مادرش این امتیاز رو نداره.پس استفاده کنید از این فرصت .امیدوارم موفق و پیروز باشید




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده