پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در مورد همسران پیغمبر(ص) و کنیزداری در زمان ایشان سؤال داشتم.

1 پاسخ 1

اولین همسر حضرت محمد(ص) حضرت خدیجه(س) است و در بیست و پنج سالگی با او ازدواج کرد و مدت بیست سال با هم زندگی کردند. تا حضرت خدیجه(س) زنده بود، آن حضرت با هیچ زنی ازدواج نکرد. از این که حضرت محمد(ص) در سن بیست و پنج سالگی ازدواج می کند و تا سن پنجاه و سه با هیچ دختر و زنی ازدواج نمی کند و به همان زن اول اکتفا می کند، به دست می آوریم که ان یانسان، مانند برخی از مردها، شهوتران و دنیاپرست نبوده است چون اگر کسی شهوتران باشد، باید در همان دوران جوانی و میانسالی با دختران و زنان متعددی ازدواج بکند وگرنه در سن بالا حوصله شهوترانی و توانایی عیاشی نخواهد داشت. اصولا تاریخ زندگی پیامبر نشان می دهد که آن حضرت از اول تا آخر عمر، مانند شهوترانان نبود و حتی در آن زمان هم که پیامبر پس از وفات حضرت خدیجه(س) همسران متعددی گرفت، مورد اعتراض مردم نبود چون انان به خوبی می دانستند که حضرت محمد(ص) انسان درست و پاکی است و هیچگونه شهوترانی در او نیست. بر این اساس، ما اگر به حضرت محمد(ص) به چشم یک انسان متعارف نگاه کنیم و او را پیامبر به حساب نیاوریم باز هم او را یک انسان درست خواهیم یافت و در زندگی او هیچگونه شهوترانی نخواهید دید. این نکته را هم به خاطر داشته باشیم که در آن عصر تعدد ازدواج قبحی نداشت و بسیاری از مردها دارای همسران متعدد بودند. ابوبکر، عمر بن خطاب و بسیاری دیگر دارای همسران متعدد بودند و تعدد همسر برای آنان عیب، قبح و زشتی نداشت. اگر پیامبر اسلام در دوره جوانی همسران متعددی اختیار می کرد در نظر مردم کار زشتی نکرده بود ولی با این حال آن حضرت در دوره جوانی به یک همسر اکتفا کرد.
حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) ازدواج کرد و تا آن حضرت(ص) زنده بود با زن دیگری ازدواج نکرد ولی پس از وفات حضرت فاطمه با زنان متعددی ازدواج کرده است و این ازدواج ها قبحی نداشت.
برخی از امامان ما دارای همسران متعدد بودند و این در آن زمان اشکالی نداشت. پیامبر اسلام پس از وفات حضرت خدیجه و پس از هجرت به مدینه، همسران متعدد اختیار کرد و این ازدواج ها هر کدام فلسفه خاصی داشت. برای نمونه به برخی از این فلسفه ها اشاره می کنیم:
T}1. ازدواج با زینب دختر جحش{T
پیامبر، زینب دختر جحش را به همسری پسر خوانده اش زید بن حارثه در آورد. زید بن حارثه و زینب نتوانستند با هم زندگی کنند. زید بارها نزد پیامبر آمد و اجازه خواست تا زینب را طلاق بدهد و پیامبر راضی به طلاق نمی شد و آنان را به تفاهم توصیه می کرد و لکن آنان نتوانستند با هم به زندگی مشترک ادامه بدهند و زید زینب را طلاق داد. در آن زمان در میان مردم رسم این بود که پدر نمی تواند با زن طلاق داده شده پسر خوانده اش ازدواج کند همان طوری که نمی تواند با زن پسر خودش ازدواج کند. مردم عرب، زن پسر خوانده را مثل زن پسر واقعی به حساب می آوردند. اگر پسر خوانده می مرد، با زن او ازدواج نمی کردند همان طوری هک با زن پسر واقعی ازدواج نمی کردند. پس از آن که زید زینب را طلاق داد، خداوند به پیامبر دستور داد که خودت با زینب ازدواج کند تا مردم بفهمند که از نظر اسلام زن پسر خوانده مانند زن پسر واقعی نیست و پدر می تواند با زن پسر خوانده اش پس از طلاق او، ازدواج کند و حکم پسرخوانده با پسر واقعی یکسان نیست. بنابراین، ازدواج پیامبر اسلام(ص) با زینب که بیوه زید بود برای این بود که خداوند می خواست سنت و رسم باطل عرب را از بین ببرد و به مردم بفماند ه پدر می تواند با زن پسرخوانده اش پس از طلاق دادن او ازدواج کند.V}(المیزان، ج 4، ص 195، س 13، چاپ بیروت، چاپ سومع 1394 هجری قمری - 1974 میلادی){V
T}2. ازدواج با ام سلمه{T
نام ام سلمه هند است و همسر عبدالله ابن ابی سلمه بود. شوهرش در گذشت و ام سلمه پیر شده بود و چند یتیم هم داشت. ام سلمه بسیار زاهد و دارای فضل و کمال بود. پس از وفات شوهرش، پیامبر او را به همسری انتخاب کرد. V}(همان، ص 196){V و هدف پیامبر از ازدواج با او، این بود که زندگی او را اداره کند و او را از درد و رنج نجات بدهد. V}(همان، ص 196، س 11){V
T}3. ازدواج با سوده{T
پیامبر اسلام پس از وفات حضرت خدیجه(س)، اول با سوده ازدواج کرد. پس از آن که از هجرت حبشه برگشتند، شوهرش درگذشت و سده از زنان بسیار مؤمن بود و او به حبشه هجرت کرده بود. اگر پس از درگذشت شوهرش به میان قوم و قبیله خودش می رفت، او را ازار و اذیت و شکنجه می کردند چون قوم و قبیله آن کافر بودند. پیامبر اسلام، با او ازدواج کرد و به این وسیله او را از شر کافران حفظ کرد.V}(همان، ص 196، س 18){V پس فلسفه ازدواج پیامبر با سوده این بود که می خواست او را از شر قوم و قبیله اش نجات بدهد.V}(همان، ص 196، س 11){V
T}4. ازدواج با زینب دختر خزیمه{T
شوهر این زینب عبدالله بن جحش بود و در جنگ احد کشته شد. این زن از زنان بزرگوار به حساب می آمد و در عصر جاهلیت او را ام المساکین می نامیدند (مادر مسکینان و فقراء) او نسبت به مساکین و فقراء، بسیار احسان می کرد، پیامبر پس از کشته شدن شوهر او، با او ازدواج کرد و به این وسیله آبروی او را حفظ کرد.V}(همان، ص 196، س 22){V
T}5. ازدواج با جویریه{T
نام این زن «برّه» بنت حارث است. حارث رئیس طائفه بنی مصطلق بود. بنی مصطلق با پیامبر(ص) و مسلمانان درگیر شدند و مسلمانان آنان را شکست دادند. رئیس طایفه، جویریه و بسیاری دیگر از این طایفه اسیر شدند. آنها را به مدینه آوردند. پیامبر با جویریه که شوهرش در همین جنگ کشته شده بود ازدواج کرد و این طایفه با پیامبر(ص) خویشاوند شدند. مسلمانان وقتی دیدند که این طایفه با پیامبر خویشاوند شدند همه اسیران را آزاد کردند و همه این طایفه هم به خاطر اینعمل پیامبر و مسلمانان مسلمان شدند و مسلمان شدن این طایفه، در مسلمانی عرب آن زمان بسیار مؤثر واقع شد.
بر این اساس، هدف پیامبر از این ازدواج این بود که آن همه عرب مسلان بشوند و آنها هم مسلمان شدند. V}(همان، ص 196ع س 11 و 6){V
T}6. ازدواج با ام حبیبه{T
سرسخت ترین دشمن پیامبر اسلام ابوسفیان بود و همه عرب را بر ضد پیامبر اسلام(ص) بسیج می کرد. دختر او ام حبیبه است. نام اصلی ام حبیبه، «رمله» است. شوهر ام حبیبه، عبیدالله بن جحش است. ام حبیبه و شوهرش مسلمان شدند با این که ابوسفیان دشمن شماره یک پیامبر بود. ام حبیبه و شوهرش به حبشه هجرت کردند تا از شر مردم مکه در امان بمانند. شوهر پیامبر اسلام با ام حبیبه ازدواج کرد و به این ترتیب، او را از خطرات حفظ کرد. V}(همان، ص 197، س 14){V
پیامبر(ص) با این ازدواج با ابوسفیان فامیل شد و این فامیل شدن بسیار آثار خوبی دارد. ابوسفیان اکنون می بیند که حضرت محمد(ص) داماد اوست و انسان به طور طبیعی نسبت به دامادش نظر خوبی دارد و به خاطر همین دامادی بود که ابوسفیان پس از صلح حدیبیه، به راحتی به مدینه آمد و با پیامبر(ص) و دخترش دیدار کرد و کسی متعرض حال او نشد.
ازدواج با حفصخ دختر عمر بن خطاب و ازدواج با عایشه دختر ابوبکر هر کدام فلسفه خاص خود را دارد. بنابراین می توان گفت که پیامبر اسلام(ص) اهداف متعددی از این ازدواج ها داشت مانند:
1. کسب قدرت برای پیشرفت اسلام
2. زیاد کردن خویشان و فامیل ها
3. به دست آوردن دل ها
4. نجات دادن از شر و رنج و درد
5. اداره زندگی زنان از کار افتاده
6. از بین بردن رسم های باطل جاهلی
7. حفظ آبروی زنان آبرومند
اینها و امثال این ها اهدافی است که پیامبر اسلام(ص) در نظر داشته است.V}(همان، ص 196، س 10){V
برخی، اهداف ازدواج های پیامبر(ص) را به این صورت ذکر کرده اند:
1. محافظت از یتیمان، درماندگان و حفظ آبروی آنان مانند ازدواج با سوده.
2. وضع قانون و شکستن سنت غلط جاهلی مانند ازدواج با زینب دختر جحش
3. آزادسازی اسیران و بردگان مانند ازدواج با جویریه
4. بیان احکام دینی و شرعی از طریق همسران به زنان دیگر و پیوند با قبایل و طوایف بزرگ عرب و حفظ اسلام و مسلمین مانند ازدواج با عایشه، حفصه، ام حبیبه، صفیه و میمونه.V}(نگرشی کوتاه به زندگی پیامبر اسلام(ص) از انتشارات مؤسسه در راه حق، ص 31، چاپ سال 1361){V
برده داری در اسلام:
اسلام تمام افراد بشر را از یک پدر و مادر مى‏داند و هیچ امتیازى براى رنگ، ثروت، مقام، قبیله، نژاد و... قائل نمى‏شود. اسلام تنها امتیاز را تقوا مى‏شمرد و گرامى‏ترین مردمان را، پرهیزگارترین آنان مى‏داند.V}حجرات (49)، آیه 14. {Vاسلام، مردم را مانند دانه‏هاى شانه با هم برابر مى‏داند؛ چنان که پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله فرمود: H}«الناس کلهم سواء کاسنان المشط»{H؛ «مردم مانند دانه‏هاى شانه برابرند».V}صدوق، من لایحضره الفقیه، (قم: انتشارات جامعه مدرسین، 1413 ه. ق)، ج 4، ص 379.{V در نگاه اسلام، نابودى ملت‏ها و اقوام مختلف، ناشى از عدم مساوات آنان در برابر قانون حق و اجرا نشدن آن در سطح جامعه است. این رویکرد، بر خلاف نظر ارسطو است که مى‏خواهد ثابت کند، غلام و برده فطرتاً وجود داشته و وجود خواهد داشت! به عبارت دیگر بردگى نزد عده‏اى فطرى است و خداوند عده‏اى از مردم را آفریده تا برده و غلام دیگران باشند!V}نگا: منتسکیو، شارل، روح القوانین، ترجمه على اکبر مهتدى، (تهران: امیرکبیر، چاپ هفتم، 1355)، ص 415.{V
اسلام، بردگى را فطرى نمى‏داند و اعتقاد ندارد که خداوند دو نوع انسان آفریده است: یکى، آزاد و دیگرى غلام و برده. اما اسلام برخلاف اعتقاد مردم روم، یونان باستان و عربستان، در حق بردگان - مبنى بر اینکه آنان هیچ گونه حقوق اجتماعى ندارند - ضمن احترام به شخصیت ایشان، آنان را در صف بقیه مردم شمرده و براى آنان حقوق متناسب وضع کرده است. اگر احیاناً در حقوق آنان، اختلاف ناچیزى دیده مى‏شود، به جهت مصلحت خود بردگان و رعایت مصالح اجتماع بوده و هیچ گونه تحقیر و توهینى در آن منظور نبوده است. اسلام بر خلاف روش‏هاى ظالمانه و غیرانسانى بسیارى از نقاط جهان، شالوده یک روش عادلانه را پى‏ریزى کرد و در مجموع شرایطى براى بردگان فراهم ساخت که آنان به مقامات و درجات مهم علمى و سیاسى در جامعه اسلامى دست یافتند. حتى حکومت «ممالیک»، مدت‏ها بر بسیارى از نقاط کشورهاى اسلامى پدیدار شد. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانى و عاطفى براى زندگى بردگان، آنان را از سراسر دنیا مشتاق پیوستن به جامعه اسلامى نمود و آنان در بازگشت به وطن خود، همراه با آزادى، مبلغ و مروج دین اسلام شدند.
اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود کرد و راه آزادى بردگان را گشود. به یقین یکى از عوامل دگرگونى نظام بردگى در جهان، نقش اسلام در این زمینه بوده است. کنیزان نیز مشمول همین قاعده بودند. آنان که در جنگ با مسلمانان اسیر مى‏شدند و یا به صورت تجارى وارد ممالک اسلامى مى‏گشتند، با فرهنگ اسلامى و مزایاى نجات بخش آن آشنا شده و همانند دیگر مردم، در جامعه اسلامى زندگى مى‏کردند. مالکیت کنیز، شبیه عقد ازدواج بود و موجب محرمیت به مالک مى‏گردید. گفتنى است که مادر برخى از ائمه‏علیهم السلام کنیز بوده‏اند؛ حتى در تاریخ آمده است که مادر امام زمان(عج) نیز کنیزى رومى بوده است.
اکنون این پرسش پدید مى‏آید که با آن همه توجّه اسلام، نسبت به غلامان و آزادى آنان، چرا یکباره بردگى را لغو نکرد و راه‏هاى برده‏دارى را از بین نبرد؟ در پاسخ به این مسئله باید به چند نکته اساسى توجه کرد:

T}یک. الغاى بردگى‏{T
الغاى یکباره بردگى به طور کامل در آن زمان ممکن نبود، زیرا:
1-1. نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى‏خورد و زندگى از هم مى‏پاشید. از این جهت، اسلام راه دیگرى را پیش گرفت که در ضمن آن، بردگى به تدریج از بین مى‏رفت؛ بدون آنکه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از این رو در مرحله نخست، همگان را ترغیب به کار و کوشش و دورى از تنبلى، بى‏کارى و عیاشى نمود تا جامعه از وضعیت سابق - که همه کارها بر دوش بردگان بود - فاصله گیرد. سپس راه‏هاى زیادى براى رهایى بردگان قرار داد تا به تدریج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عیاشى، عادت کنند.
1-2. برخى از اندیشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرین مى‏دانند. منتسکیو درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در یک زمان، چنین مى‏نویسد: «آزاد کردن عده بى شمارى از غلامان به وسیله وضع یک قانون مخصوص، صلاح نیست؛ زیرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى‏گردد و حتى معایب اجتماعى و سیاسى دارد. براى مثال در ولسینى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پیدا کرده بودند، حائز اکثریت گردیده و قانونى وضع کردند که به موجب آن، هر کس از افراد آزاد عروسى کند، یکى از غلامان آزاد شده باید در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسلیم داماد کند! بنابراین آزاد کردن غلامان، باید تدریجى و همراه با فرهنگ سازى‏هاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممکن است اجازه دهد، غلامان از عواید کارهایشان خود را از ارباب خویش خریدارى نموده، و یا دوره غلامى را محدود کنند»V}منتسکیو، روح القوانین، ص 428، (تهران: امیر کبیر، چاپ هفتم، 1355).{V. به این کار مکاتبه مى‏گویند که قرن‏ها قبل از مونتسکیو، در قوانین اسلامى وضع شده و جزئیات آن در کتاب‏هاى فقهى آمده است.
1-3. گوستاولوبون مى‏گوید: «از آنجایى که بردگان از دیرزمان، تحت رقیت زیست کرده و در اثر زندگى طفیلى خود، بى‏تجربه و بى‏استعداد بار آمده‏اند. از این جهت اگر اسلام، همه آنها را یکباره از قید بردگى آزاد مى‏ساخت، ممکن بود در اثر نداشتن تجربه کافى و لیاقت، قادر به تشکیل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتیجه مانند غلامان قدیم آمریکا - که بعد از آزاد شدن بر اثر علت یاد شده، به کلى نیست و نابوده شده‏اند - از بین مى‏رفتند».V}گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 482.{V
از این رو قانون گذار اسلام، در عین آنکه براى خلاصى بردگان، فکرى اساسى و برنامه کاملى تنظیم کرده، از امور یاد شده غفلت نورزیده است.
1-4. امکانات حکومت تازه تأسیس آن زمان، به گونه‏اى نبود که بتواند اسیران جنگى را در اماکن خاصى مثل زندان‏ها، نگه‏دارى کند. بدین جهت اسیران در میان جنگاوران تقسیم مى‏شدند. آنان بردگان را به خانه‏هاى خود مى‏بردند تا هم امنیت جانى‏شان تضمین شود و هم پراکنده شده و امکان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف دیگر ناچار به تغذیه آنان بودند و در مقابل از کار آنها نیز استفاده مى‏کردند.
مارسل بوازار در این باره مى‏نویسد: «اسلام به خاطر تأمین جانى و جلوگیرى از تجاوز به اسیران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبایل عرب، به عنوان برده یا کنیز تقسیم مى‏کرده؛ ولى به تدریج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهره‏مند مى‏ساخته است»V}بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دکتر محسن مؤیدى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1358)، ص 49.{V.
1-5. در جنگ‏هایى که بین مسلمانان و غیر مسلمین وجود داشت، کافران، اسیران مسلمان را برده مى‏ساختند. از این رو اسلام ناچار به مقابله به مثل بود و اگر مى‏خواست غیر از این عمل کند، نیرو و هزینه سنگین لازم براى نگه‏دارى اسیران و جلوگیرى از قیام و شورش آنان نداشت و نمى‏توانست مانع فرار و پیوستن آنها به جبهه دشمن شود. از طرف دیگر برده شدن مسلمانان، زمینه تضعیف روحى مسلمین و جنگ روانى کافران را فراهم مى‏کرد.

T}دو. پیشتازى اسلام در منع بردگى‏{T
اسلام تمام راه‏هایى که براى برده ساختن دیگران، در دوران‏هاى گذشته رواج داشت - به جز جنگ - نامشروع دانست. برخى از این راه‏ها عبارت بود از:
2-1. یورش ناگهانى به منظور گرفتن اسیر و بنده.
2-2. در مواردى که مدیون از پرداخت دین خود عاجز بود، صاحب دین او را در عوض آن، برده خود مى‏ساخت.
2-3. فروختن افراد آزاد و یا فرزندان خود به دیگران.
اسلام هیچ راهى براى برده‏سازى افراد را جایز نمى‏داند؛ جز آنکه شخص کافر در جنگ علیه اسلام و مسلمین به اسارت درآمده باشد. از طرف دیگر این مسئله هم تابع شرایط زمان و مکان و با صلاحدید پیشواى مسلمانان است و اگر او برده ساختن اسیران جنگى را مصلحت ندانست، مى‏تواند وجهى به عنوان فدیه بگیرد و آزادشان کند و یا آنان را مورد عفو قرار دهد.V}ر.ک: المیزان، ج 6؛ زین العابدین قربانى، اسلام و حقوق بشر.{V
بنابراین تنها عاملى که در اسلام مجوز گرفتن بنده و کنیز است، اسارت در جنگ است. حال آیا به رسمیت شناختن حق حیات براى کسانى که به خداوند رحمان کفر مى‏ورزند و با دین حق مبارزه مى‏کنند؛ جز از روى تفضل الهى است؟! اسلام حق حیات اینان را تضمین کرده و کشتن اسیر را جز در شدت درگیرى و معرکه جنگ روا ندانسته است؛ لیکن باید دایره فعالیت و آزادى چنین افرادى - که از آزادى خود سوء استفاده نموده و در نبرد علیه دین خدا و مؤمنان شرکت جسته‏اند - به گونه‏اى محدود گردد. در عین حال آموزه‏هاى بسیارى در اسلام براى رهایى آنان وجود دارد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد.V}ایرجى، صادق، بردگى در اسلام.{V

T}سه. حقوق بردگان‏{T
اسلام روابط برده و برده‏دار را به گونه‏اى کاملاً انسانى و عادلانه درآورد و راه هرگونه ظلم و بیدادگرى در این روابط را مسدود ساخت و با اصول اخلاقى خود، چهره دیگرى از اصول برده‏دارى و حقوق بردگان را در تاریخ به نمایش گذاشت. پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله روزى مردى را سوار بر مرکبش دید که غلامش در قفاى او پیاده روان بود. آن حضرت فرمود: «غلامت را هم سوار کن، او برادر تو است و روح او مثل روح تو».V}تاریخ بردگى، ص 74.{V

T}چهار. راه‏هاى آزادى بردگان‏{T
اسلام راه‏هاى ابتکارى متعددى را براى آزادى تدریجى بردگان اعلام نمود؛ از جمله:
4-1. اسلام آزادى برده را از عبادات بزرگ قرار داد. پیشوایان اسلام نیز در عمل به این عبادت، اهتمام والایى داشتند. به عنوان نمونه امام سجادعلیه السلام در طول حیات شریف خود، حدود یکصد هزار برده را خرید و آزاد ساخت.V}جعفریان، رسول، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه‏علیه السلام، (قم: انصاریان، چاپ اول، 1376)، ص 280.{V
4-2. کفاره واجب برخى از گناهان را آزادى برده قرار داد.
4-3. خرید و فروش ام ولدV}ام ولد، کنیزى را گویند که از ارباب خود صاحب فرزند شده است.{V را منع کرد. این مسئله خود به خود، موجب آزادى کنیزانى مى‏شد که از طریق ارباب خود صاحب فرزند مى‏شدند.
4-4. مالکیت فرزند بر پدر و مادر خویش را منع نمود. این مسئله نیز منتهى به آزادسازى ام ولد مى‏شد.
4-5. به بردگان حق کتابت و قرارداد با صاحبان خویش داد تا بتوانند با کار و تلاش به آزادسازى خویش بپردازند، یا مدت بردگى و گستره آن را محدود سازند. این مسئله باعث مى‏شد که بردگان با اراده و عزم خویش، در جست و جوى آزادى برآمده و در راه آن بکوشند و سپس از ثمرات آن به خوبى بهره گیرند.
4-6. در یکى از جنگ‏ها پیامبرصلى الله علیه وآله با اسیران برده شرط کرد که هر کس ده مسلمان را سواد بیاموزد، آزاد خواهد شد. اسلام از این طریق استفاده‏هاى فرهنگى مناسبى نمود. این کار علاوه بر آنکه به نفع مسلمانان بود، بردگان نیز در برخورد با مسلمین با عقیده و مکتب آنان بیشتر آشنا مى‏شدند و زمینه براى اسلام آوردن آنها فراهم مى‏شد.V}
مارسل بوازار - ضمن بررسى امتیازات روش اسلام در برخورد با مسئله بردگى - مى‏نویسد: «دیگر از تعالیمى که قرآن کریم در مسائل مربوط به برده و کنیز داده و نشانه‏ى خصلت انسان دوستى اسلام است، تشویق مسلمانان به آزاد ساختن برده و گماشتن او به کارهاى متناسب با استعداد و مهارت او است. در راه اجراى هر چه بهتر این برنامه انسانى، اسلام کمک هزینه‏اى را از بیت‏المال اختصاص داده است؛ بدین ترتیب که پرداخت وجوهى را به منظور بهبود شرایط زندگى و آزاد ساختن و به کار شایسته گماشتن بردگان بابت زکات، پذیرفته است‏V}بقره (2) آیه 177.{V. مهم‏تر از همه اینها، آزادى برده بنا به خواست او و پرداخت سرمایه لازم بدو و نیز زناشویى با کنیزانى است که به ازدواج موافقت داشته‏اند (جهت احتراز از زنا و کام‏جویى به اجبار)V}نور (24)، آیه 33.{V. پافشارى اسلام در آزادى برده و پرداخت سرمایه‏اى براى کار تولیدى به او، تنها آزادى ظاهرى نباید تلقى شود. این عمل آزادى اقتصادى او را نیز تضمین مى‏کرد و از بهره کشى آینده او به وسیله پولدار یا متنفذ دیگرى، جلوگیرى مى‏نمود. قوانین آزادى بردگان در آمریکا، کوچک‏ترین کمک مادى به برده آزاد شده نمى‏کرد. غالباً به علت دشوارى‏هاى اقتصادى و بیکارى، بردگان سیاه پوست چندان از آزادى خود استنقبال نکردند و پس از مدتى سرگردانى و بلاتکلیفى و تیره‏روزى به سوى ارباب نخستین خود بازگشتند. در حالى که قرآن با روشن بینى، ضمن مبارزه با بهره کشى و بیگارى انسان‏ها، جلوگیرى از عدم تعادل اقتصادى جامعه را نیز پس از آزادى بردگان، پیشى بینى کرده است. توصیه به رفتار شایسته و نیکوکارى نسبت به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان، مستمندان، همسایگان و در راه ماندگان، خدمتکاران و بردگان را نیز در بر مى‏گیردV}نور (24)، آیه 39.{V. در صدر اسلام - به خصوص دوران حیات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم - بردگان نه تنها آزاد مى‏شدند؛ بلکه از تعلیم و تربیت و مراقبت‏هایى بهره‏مند مى‏گردیدند. ذکر موارد، لازم به نظر نمى‏رسد؛ تنها به داستان (زید) اشاره مى‏شود که برده‏اى آزاد شده است. وى به مقام صحابى پیامبرصلى الله علیه وآله و کتابت قرآن و حدیث رسید و فرزند او اسامه، از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود. بلال حبشى نیز به فرماندارى مدینه رسیده است. در ادوار بعد، قطب‏الدین آیبیک، برده‏اى بوده که امپراتورى بزرگ اسلام را در سرزمین هندوستان بنیان نهاد»V}بوازار، مارسل، همان، صص 48 - 49.{V.
براى مطالعه بیشتر ر.ک:
الف. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج 6 (عربى و ج 12 (فارسى)، ذیل آیات 116 تا 120؛
ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسئله آزادى، بردگى؛
پ. حجتى کرمانى، از بردگى روم قدیم تا مارکسیسم؛
ت. مکارم شیرازى، ناصر، فرآورده‏هاى دینى؛
ث. بیدار فکر، برده‏دارى در روم باستان؛
ج. مبشرى، اسداللَّه، حقوق بشر؛
ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛
خ. ایرجى، صادق، بردگى در اسلام؛
د. حسینى، مصطفى، بردگى از دیدگاه اسلام.{V

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده