پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من 19 سالمه پیش مردم مؤمن شناخته شدم با احترام زیاد ولی مدتی زیادی هست که عاشق دختر خیلی مؤمنی شدم که حتی مادر و پدر آن دختر بهش احترام می زارند و با او می خواهم ازدواج کنم و شرایطش را ندارم یعنی نمی خواهم که مادرم چیزی بفهمه چون مادرم می گوید تو باید در سن 28 سالگی ازدواج کنی. سؤالم اینه می خواهم غیرمستقیم به دختره بفهمونم که می خواهم باهاش ازدواج کنم چه جور بهش بگم آیا می تونم با او صحبت کنم و بهش بگم که منتظرم باشه تا به زودی بیایم خواستگاریش چون ما یه جورایی همکار هستیم یعنی معلم قرآن بچه ها هستیم. می خواهم که بین ما هیچ اختلافی یا آبروریزی نشه حتی اگر گفت نه آیا بهش بگویم منتظرم باش تا بیایم خواستگاری یا شما راهایی دیگری سراغ دارید که به او بفهمونم که فکر نکنه که چشم چرانی می کنم بلکه بفهمد نیتم خیر است و چه جور می تونم بفهمم که او من را دوست دارد یا نه؟ از کسی در خانواده ام یا دوست و آشنا نمی خواهم کمک بگیرم فقط کارهایی که خودم می تونم انجام بدم. خواهش میکنم کمکم کنید.

3 پاسخ 3

مطمئنا شما خوب مى‏دانید که ازدواج بزرگترین و مهمترین حادثه زندگى انسان است و موفقیت یا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود به همین خاطر باید به ازدواج و همسر آینده با دقت بیشترى نگاه کرد از نظر ما ازدواج و زندگى مشترک وقتىثمربخش، سودمند و ماندگار است که عقربه روحیه‏ها، غرایز و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد در غیر این صورت ریسمان وحدت و یگانگى به ضعف و سستى مى‏گراید و سرانجام گسسته مى‏شود.شما در نوشته خود به نکاتی اشاره کرده اید که سعی می کنیم در ارائه پاسخ به همه آن محورها اشاره کنیم. اشاره داشته اید که با آن خانم صحبتی نداشته اید و اصلا معلوم هم نیست که ایشان نیز که شما را به عنوان همکار می شناسد در برابر پیشنهاد ازدواج نیز شما را اولویت اول برای انتخاب خود بداند و از سوی دیگر بالفرض ایشان هم موافقت کند والدین شما اجازه ازدواج در این سن را به شما نمی دهند و احتمالا از آنجا که نه تحصیلات خود را به جایی رسانده اید ، نه سربازی رفته و نه کار ثابتی دارید خانواده ایشان نیز با این پیشنهاد موافقت کنند . بنابراین در صورت صحبت با ایشان وایجاد علاقه متقابل باز تضمینی نیست که چنانچه مورد بهتری پیدا شد او با علاقه ویا تحت فشار خانواده موافقت نکند شاید هم خود بعد از مدتی با تغییر نگرشی که در معیارهایتان اتفاق خواهد افتاد به سراغ کس دیگری بروید شاید با خود بگویید حداقل من از خودم مطمئن هستم ولی باور کنید این اتفاق خواهد افتاد چرا که انسان کمال طلب است و دست بالای دست نیز بسیار است بنابراین وقتی ببینید که هیچ ضمانتی قانونی و شرعی برای ادامه پیشنهاد شما وجود ندارد از سوی دیگر فردی پیدا شده که به مراتب از ایشان بهتر است چرا منصرف نشوید و اگر بخاطر روحیات مذهبی بر روی گفته خود اصرار کردید ، این گذشت در زندگی مشترک همیشه به عنوان یک طلبکاری مطرح خواهد شد.
البته این در صورتی است که همه شرایط فراهم شود ولی چنانچه پیشنهاد را مطرح کردید و ایشان هم موافقت کردند و خانواده ها به هیچ وجه زیر بار نرفتند آنچه که ایجاد خواهد شد دوستی است و نه ازدواج البته یک دوستی با توجیه ازدواج و با زمینه همکاری به هر حال فراموش نکنیم که روابط و دوستی دختر و پسر هر چند به بهانه ازدواج بسیار مضر و آسیب های جبران ناپذیری را بدنبال دارد همچنانکه اشاره شد ، یکی از مشکلات مهمی که بر سر راه اینگونه روابط وجود دارد, مخالفت والدین است. یعنی قبل از اینکه دختر و پسر اطمینان بیابند که خانواده هایشان راضی هستند و شرایط کفویت را دارا می باشند, به هم دلبسته می شوند و وقتی این مشکلات بروز می کند, ناچارند چوب اشتباه خود را بخورند و ناراحتی و افسردگی فراوانی را تحمل کنند.
هر چند که پیدایش این علاقه ها در چنین فضای غیرارادی است و چه بسا از همان ابتدا دو طرف با تصمیمی راسخ و عزم جدی می خواهند صرفا از یکدیگر شناختی به منظور ازدواج پیدا کنند ولی آن چنان غریزه جنسی قوی و شدید است که ناخودآگاه به سوی ورطه ای گام برداشته می شود که خود گمان نمی کرد و از ابتدا هرگز آن را نمی خواست (تجربه این افراد بسیار زیاد است و موارد زیادی این تجربه شکست را برای ما ذکر کرده اند).
قرآن مجید در آیه 5 سوره نساء و 25 سوره مائده مردان و زنان را از داشتن روابط پنهانی نهی کرده است. بنابراین این گونه روابط هر چند به منظور ازدواج و آشنایی از یکدیگر در محیط های آموزشی انجام گیرد، معقول و صحیح نیست.
خلاصه اینکه هر چند ما به شما حق می دهیم که وقتی نیاز به همسر پیدا کرده اید به این احساس نیاز خود پاسخ مثبت بدهید ولی متاسفانه بخاطر عرف غلطی که در جامعه ما رایج شده پاسخ دهی به موقع به این نیاز طبیعی بسیار سخت شده است با این حال شما می توانید بدون واهمه مشکل خود را در قالب نوشتن نامه ای به خانواده منتقل کنید و یا با یکی از بزرگان اقوام که امانتدار است و والدین شما از او حرف شنوی دارند مشورت کنید چه بسا او بتواند حرف شما را منتقل کند . مطمئن باشد که آنها خیر خواه شما هستند . اگر به هر صورت با ازدواج شما موافقت نکردند بهتر است تا کار خرابتر نشده و شما از زندگی نیفتاده اید کاری کنید که دیگر آن خانم را نبینید.

برگرفته از پرسمان

بامادر صحبت کنید ونیاز خودتون روبهش بگید به قول آقای قرائتی شما مثلا الان تشنه هستید وآب میخواهید اما مادر وپدر میگویند که بذار 28 سالت بشه اونوقت بهت آب میدیم
واین دقیقا مسئله شماست،شما الان به ازدواج احتیاج دارید نه در28 سالگی به نظرمن صداقت بهترین چیز درزندگی است مطمئنا مادرشما هم قبول میکند.

هر روز به شوخی به مادر بگو زن میخوام تا مقدمه ای بشه براش تا موقعی که حرفت رو جدی گفتی شوکه نشه و فورا نگه نه.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()