پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


اگر کسی بداند که گناه میکند و بر گناه خود اصرار ورزد ولی برگردد و توبه کند حکمش چیست؟

1 پاسخ 1

ابتدا زنده شدن حیات معنوی و روح تقوی و پارسایی را در شما ستایش می کنیم و برای شما در این مسیر آرزوی توفیق داریم. در پاسخ به سوال شما ابتدا به بحث گناه زدایی و تقویت اراده اشاره می کنیم و سپس بحث توبه و روش آن را پی خواهیم گرفت.
نخست باید دانست صفحه دل آدمی آینه تجلی رحمت و غضب خداست و با رجوع به فطرت درونی و حالت قلبی خود می توان از رضایت و عدم رضایت خدا با خبر شد به طوری که اگر آثاری از اصرار بر گناه در دل نمانده و پشیمانی کامل وجود دارد معلوم می شود که خداوند نیز آثاری از گناه را باقی نگذاشته است و توبه را پذیرفته است؛ چنان که گروهی از مردان خدمت حضرت موسی(ع) رسیدند و پرسیدند از کجا بدانیم خداوند از ما راضی است؟ حضرت موسی(ع) درخواست آنان را به خداوند منتقل کرد. خداوند فرمود: به بندگان من بگو: «بدانید هرگاه از من راضی شدید من هم از شما راضی ام» V}(تحف العقول) {V. آمرزش از طرف خداوند، درحقیقت، نتیجه توبه از طرف عبد و پذیرش آن است .
دربحث پذیرش توبه آنچه اهمیت دارد وجود شرایط است . اگر کسی موفق شود توبه با شرایط که به تعبیر قرآن کریم ،همان توبه نصوح است ،نماید. مسئله پذیرش و آمرزش از طرف خداوند قطعی خواهد بود.
T} توبه و حقیقت آن:{T
هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : A}«ان الله یغفر الذنوب جمیعا{A; خداوند همه گناهان را می آمرزد. در برخى موارد مانند غیبت و تهمت طلب رضایت از غیبت شونده نیز در صورت امکان لازم است، ولى در مورد گناهانى همچون زنا، پشیمانى واقعی، تصمیم بر عدم تکرار و طلب مغفرت از خداوند براى توبه کافى است.
در آیه 70 سوره فرقان بیان شده است: A}«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛{A مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
خداوند، پیش از این آیه، درباره ویژگى‏هاى بندگان خاص خویش سخن مى‏گوید: «بندگان (ویژه خداوند) رحمان کسانى هستند که با خداوند معبودى دیگر را نمى‏خوانند و انسانى که خداوند، خونش را حرام شمرده، جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏کنند و هر کس چنین کند، مجازاتى سخت خواهد دید. عذاب او در قیامت مضاعف مى گردد و همیشه با خوارى در آن خواهند ماند؛ مگر کسانى که توبه کنند» و...1
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى‏فرماید »A}اِلاّ من تاب..{A.« یعنى کسى که از مجازات سخت و خلود در عذاب خفت بار استثنا شده است.2 پس هر کس گناهى مرتکب گردیده، اگر سه کار انجام دهد، افزون بر آن که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مى‏یابد، گناهانش به حسنات تبدیل مى‏گردد:
1. توبه یا بازگشت از گناه.
کم‏ترین مراتب توبه پشیمانى است. اگر توبه حقیقى تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمى‏گردد و همواره آن را انجام مى‏دهد.
2. عمل صالح
با عمل صالح توبه در وجود انسان مستقر مى‏شود و به توبه حقیقى یا توبه نصوح مى‏انجامد.
3. ایمان
مشرک باید در کنار توبه از گناهان گذشته خود، ایمان آورد تا گناهانش به نیکى‏ها تبدیل شود؛ ولى براى مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایى کافى است و گناهانش را به حسنات تبدیل مى‏کند. از این رو، در آیه بعد مى‏فرماید: »A}وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً؛{AM} کسى که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى‏کند{M«.3 علامه طباطبایى مى‏فرماید: سیاق این آیه، با عظمت بخشیدن به توبه، استبعاد تبدیل سیئات به حسنات را از میان بر مى‏دارد.4 این توبه رجوع خاص به طرف پروردگار است وعمل صالح استقرار بخش آن به شمار مى‏آید. از این رو، علامه مى‏فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل مى‏گردد. امام صادق)ع( در تفسیر آیه شریف »A}تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً{A؛ با توبه نصوح به خدا باز گردید«5 فرمود: بنده توبه کند سپس به گناه باز نگردد.6 علامه طباطبایى مى‏فرماید: اگر شائبه شقاوت و سوء سریده در انسان نباشد، کار زشت انجام نمى‏دهد؛ زیرا ذات با سعادت و پاکیزه، زشتى را بر نمى‏تابد. پس کار زشت یا برخاسته از ذات شقى و خبیث است، یا ذاتى که در آن رگه هایى از شقاوت و خباثت باشد؛ و لازمه چنین چیزى آن است که هر گاه ذات با توبه و ایمان و عمل صالح پاک گردد، به ذاتى سعید که در آن شائبه‏اى از گناه و شقاوت نیست، تبدیل مى‏شود. اگر ذات دگرگون شد، آثار آن هم دگرگون مى‏گردد و اعمال و آثار انسانى متناسب با ذاتى مى‏شود که با مغفرت و رحمت الاهى شکسته شده است.7 مجموعه آنچه گفته شد، نشان مى‏دهد این توبه )توبه نصوح( حالتى خاص است که قابل شکستن نیست و در قاموس آن بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنین توبه‏اى عمل صالح هم بى هیچ تکلفى برون مى‏تراود.
عالمان اخلاقی با استفاده از منابع اسلامی فرموده اند: شخص توبه کننده ،حتی اگر پس از توبه نصوح ،به دلایلی دوباره به گناه آلوده گردد،و توبه نماید ، پذیرش و آمرزش الاهی را در پی خواهد داشت و این فرایند تا هنگام مرگ ادامه خواهد داشت .
مهمترین شرایط توبه عبارت است از :
1. پشیمانی و ندامت از صمیم قلب و تصمیم بر عدم ارتکاب دوباره
2. استغفار و طلب بخشش
3. تصمیم قاطع بر جبران گذشته و ادای حقوق، خصوصا اگر حق الناس باشد
در ادامه و به منظور توضیح بیشتر در این زمینه به مطلبی از کتاب احیاءالعلوم غزالی به نقل از کتاب ترجمه اخلاق شبر اشاره می کنیم .
فصل پنجم پذیرش توبه
ابو حامد غزالى در کتاب احیاء چنین مى‏گوید : اگر معنى قبول را فهمیده باشى شک نخواهى داشت که هر توبه صحیحى پذیرفته و مقبول است. کسانى که به نور بصیرت مى‏بینند، و از انوار قرآن مدد مى‏گیرند، مى‏دانند که هر قلب سلیمى مقبول خدا و در آخرت در جوار او بهره‏مند از نعمت اوست، و آمادگى دارد که با چشم خود به وجه اللّه بنگرد. و مى‏دانند که قلب در اصل، سلیم آفریده شده است زیرا هر نوزادى با فطرت خدا پرستى آفریده مى‏شود امّا آن سلامت توسط کدورتى که گرد و غبار گناهان بر آن ایجاد مى‏کنند از دست مى‏رود . و مى‏دانند که آتش ندامت این کدورت و غبار را از بین مى‏برد و نور حسنه ظلمت سیئه را از بین می برد .
ظلمت معاصى طاقت مقابله با نور حسنات را ندارد، همچنان که ظلمت شب در مقابل نور روز، و همچنانکه کدورت چرک در مقابل سفیدى صابون .
همانطور که اگر انسان با لباسى که در تن دارد دست به کارهاى پست بزند لباسش کثیف مى‏شود، و چون آن را با آب گرم و صابون بشوید پاکیزه مى‏شود، بکار بردن قلب در شهوات، آن را کثیف مى‏کند و چون آن را با آب اشک و آتش ندامت بشوید پاکیزه و طاهر خواهد شد، و هر قلبى پاکیزه و طاهر شد مقبول است، مگر آن که چرک، چنان در طول زمان متراکم شود که در متن لباس نفوذ کند. که در این صورت صابون قادر به دفع و ازاله آن نیست. گناهان نیز این چنینند که چون بر قلب متراکم شوند، و لایه‏اى از پلیدى تشکیل دهند، دیگر راه بازگشت و توبه وجود ندارد .
گاهى انسان با زبان مى‏گوید توبه کردم ولى به لباسشویى مى‏ماند که با زبان بگوید لباس را شستم و وارد عمل نشود، همانطور که این کلام لباس را تمیز نمى‏کند و نمى‏تواند صفت موجود در آن را عوض کند، مگر ضد آن صفت را در آن ایجاد نماید، آن کلام هم باعث سفیدى قلب نمى‏شود.
قرآن مجید مى‏فرماید: «و هُو الّذِى یقْبل التّوبه عن عِبادِه» او کسی است که توبه را از بندگان خود می پذیرد.(42: 25).
و مى‏فرماید: «غافِرِ الذّنْبِ وَ قابِلِ التَّوبِ» خدای متعال بخشنده گناهان و توبه پذیر است(40: 3).
امام باقر علیه السلام به محمد بن مسلم چنین مى‏فرماید: وقتى که مؤمن توبه مى‏کند، گناهان قبل از توبه‏اش بخشیده مى‏شود، پس او باید براى بعد از توبه عمل کند. ولى آگاه باشید بخدا قسم این مزیت فقط براى اهل ایمان است .
راوى مى‏گوید: عرض کردم اگر بعد از توبه و استغفار گناه کرد و آنگاه دوباره توبه نمود چه؟ فرمود: آیا گمان مى‏کنى اگر بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و استغفار و توبه کند خدا توبه‏اش را نمى‏پذیرد؟ عرض کردم: او چندین بار این کار را کرده، گناه مى‏کند سپس توبه و استغفار مى‏نماید .
فرمود: هر گاه بنده با توبه و استغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش بر مى‏گردد، خدا بخشنده و مهربان است، توبه را مى‏پذیرد، و سیئات را مى‏بخشد .
امام صادق علیه السلام فرمود: گاهى انسان گناهى مى‏کند و خدا به خاطر آن گناه او را به بهشت مى‏برد .
عرض شد: آیا خدا به خاطر گناه او را به بهشت مى‏برد؟
بله او گناهى مى‏کند ولى همیشه از آن گناه بیمناک، و بر نفس خود غضبناک است، خدا هم او را مى‏بخشد و داخل بهشت مى‏کند . البته باید دانست توبه براى کسانى نیست که تمام عمر بدى مى‏کنند تا زمانى که یکى از آنها را مرگ فرا مى‏گیرد، در آن حال مى‏گوید: الان توبه کردم V}(نساء، آیه 18).{V
گناه زدایی:
انسانى که گاهى دچار گناه خطا مى‏گردد و بعد پشیمان مى‏گردد و خود را ملامت و سرزنش مى‏کند، به مرحله‏اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى‏کند و از انجام آن ملول نمى‏گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند.
باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى‏کند و احساس مى‏کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى‏کندو مى‏بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى‏گردد ترسان و بیمناک.
در زمینه گناه و انحراف عملی و زمینه های آن می توان گفت: در یک کلام خطا و گناه آدمى، ریشه در ناآگاهی ، دنیا دوستى ، گرایش افراطى به لذت‏هاى مادى و طبیعى و در یک کلام در ضعف عقلانی انسان دارد.
در روایت است که دوستی دنیا سرآمد هر خطا است. حب الدنیا رأس کل خطیئه بنابراین اگر کسى بخواهد دلش را از گناه خالى کند، باید با ریشه های آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت‏هاى طبیعى را در نفس خویش تعدیل نماید و در جهت تقویت آگاهی و عقلانیت خود بکوشد.
که اگر چنین کند و به استعانت خداى متعال، در این کار سترگ موفقیتى به دست آورد؛ مى‏توان دلش را از گناه خالى کند و به جاى آن محبت خداى بزرگ و اولیاى او را جایگزین نماید.
علماى اخلاق مى گویند: منشا و انگیزه ى گناهان ، سه قوه است: قوه شهویّه، قوه غضبیّه، قوه وهمیّه.
قوه شهویّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى کشاند، که سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است.
قوهّ غضبیّه ، انسان را به ظلم وطغیان آزار رسانى و تجاوز، وادار مى کند.
قوهّ وهمیّه ، برترى طلبى و انحصار جویى و تکبر و روح خوداخواهى را در انسان زنده مى کند و او را به گناهان بزرگى در این کانال ، وا مى دارد.
اگر با دقت بررسى کنیم در مى یابیم که اکثر گناهان (اگر نگوییم همه ى گناهان ) به این سه قوه باز مى گردند.
این سه قوه در وجود انسان لازم است ، ولى اگر کنترل وتعدیل نشود و به افراط و تفریط کشانده شود، سرچشمه ى گناهان بسیار خواهد شد.
براى توضیح بیشتر به این مثال توجه کنید:
آب ، که مایه ى حیات انسان و گیاه و حیوان ها مى باشد، اگر در جلو آن سدى بسته شود، تا سیلاب پشت سر آن جمع شود، نه تنها سیلاب به ما ضرر نمى زند، بلکه هروقت نیاز به آب شد، دریچه ى سد را باز کرده و گیاهان و دام ها از آب آن سد، بهره مند مى شوند.
حال اگر سیلاب مهار نشود، هنگام طغیان ، دیوانه وار به باغ ها و کشتزارها و خانه ها سرازیر شده و همه را ویران مى کند.
در مورد انسان نیز، نیروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگى طغیان کنند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.
نتیجه اینکه : اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاک سازیم ، و یا وجود خویش را از آلودگى گناه ، حفظ کنیم ، باید غرایز و تمایلات نفسانى را کنترل و تعدیل کنیم .
بنابراین علاوه بر هوای نفس و نیروهای غریزی درونی که زمینه افراط و انحراف عمل و گناه را فراهم می کند، عوامل بیرونی تحریک انسان به سمت گناه شیطان‏هاى انس و جن، جاذبه‏هاى فریبنده دنیا، اطاعت از طاغوت‏ها و سد کنندگان راه خدا و همنشینى با منحرفان است.
شرایط پذیرش توبه:
1. گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد نه از روی انکار حکم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حکایت از کفر انسان می کند و توبه از آن قبول نیست مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
2. هنوز چندان زمانی از گناه نگذشته توبه کند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه به کلی از روح و جان انسان شسته شود و کمترین اثری از آن در دل باقی نماند و این در صورتی است که در فاصله نزدیکی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه کامل آن است که زود انجام پذیرد.
امیر مؤمنان(ع) در حکمت 417 از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی) در جواب کسی که در حضور امام(ع) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟
استغفار درجه والامقامان است و دارای شش معنا می باشد.
1. پشیمانی از گذشته.
2. تصمیم به عدم بازگشت به گناه.
3. پرداخت حقوق مردم، چنانچه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد.
4. تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری.
5. گوشتی را که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی، چنان که پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید.
6. رنج طاعت را به تن بچشانی چنان که شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس آنگاه بگویی: «استغفرالله» V}(حکمت 417 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی). {V
از چند طریق انسان مى‏تواند تا حدودى دریابد که توبه او مورد پذیرش واقع گردیده است یا نه:
الف) احساس بهجت و آرامش خاصى که پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد یا به تعبیر دیگر احساس سبکى از گناهان وآلودگى‏ها.
ب ) هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدى پشیمان شده و با تضرع و التجاى بیشترى خدا را بخواند توبه او مقبول‏تر است. بنابراین میزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نیز مى‏تواند به عنوان یک علامتى به کار آید.
ج ) میزان اعتماد به وعده‏هاى نیکوى الهى قابلیت و عنایات الهى را افزون مى‏سازد. بنابر این هر اندازه خدا باورى و توکل و اعتماد به وعده‏هاى اورا در خود افزون یافتیم مى‏توانیم بیشتر امید یابیم که ما را پذیرا گشته است.
د ) هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و کنش‏هاى ما بیشتر هویدا گردد. یعنى رغبت کمترى به گناه و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگاریابیم نشان مى‏دهد که توبه ما توبه واقعى‏ترى بود و به همین نسبت مقبول‏تر واقع گردیده است. امام امت (ره) مى‏فرمودند: اگر بعد از ماه مبارک رمضان تغییرى در حالات خود یافتید به همان نسبت وارد ضیافت‏الله شده‏اید ولى اگر دگرگونى در شما پدید نیامد از آن بى‏بهره ماندید.
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور).
- مقالات, استاد محمد شجاعی.
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی.
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر.
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
-------------------------
پى نوشت‏ها:
V}1. فرقان(25): آیه 70 63.
2. المیزان، ج 16، ص 242.
3. المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج 15، ص 242.
4. المیزان، ج 15، ص 243.
5. تحریم(8 :(66.
6. میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج 1، ص 552.
7. المیزان، ج 15، ص 243.
8. میزان الحکمه، ج 1، ص 548.{V

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (اصرار بر گناه)