پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من در همسایگی خود دو خانواده بهایی دارم. خواسته یا ناخواسته مجبورم با آنها سلام و علیک کنم. نمی دونم رابطه ام با آنها باید چگونه باشد؟ اختیارات آنها در چه حدی است؟ در مملکتی که شیعه دین رسمی اون هست این بهایی ها چه می خواهند؟ و اینکه دیگر بهایی ها را از کجا میشه شناخت؟ وضعیت کار و تحصیل و کارهای دولتی آنها نیز چگونه است؟ زندگی آنها درون جامعه اسلامی و شیعه به چه اندازه می تواند خطرناک باشد؟

2 پاسخ 2

بهائی ها محکوم به نجاست می باشند و معاشرت با آنها جایز نیست مگر اینکه مطمئن باشید می توانید روی آنها تاثیر بگذارید و هدایتشان کنید.
براساس قانون اساسی و آموزه های دین مبین اسلام، فرقه بهائیت ضاله شناخته شده و رسمیت ندارد. و لذا بسیاری از حقوق و امتیازاتی که در مورد سایر ادیان رسمی وجود دارد در مورد این فرقه وجود ندارد. و هم چنین براساس ماده 14 قانون استخدام کشور، از استخدام افراد این فرقه و امثال آن و دستگاه های دولتی جلوگیری می شود. به دلیل انحراف و فساد عقیدتی این گروه فقها فرموده اند: «همه مؤمنین باید با حیله ها و مفاسد گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف پیوستن دیگران به آن جلوگیری کند. آن ها نجس و دشمن دین و ایمان شما هستند، پس فرزندان عزیزم جدا از آن ها بپرهیزید». V}(حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی خامنه ای، رساله اجوبه الاستفتاءات (ترجمه فارسی)، تهران، بین الملل، 1379، ص 66){V
T}وابستگی فرقه بهائیت به صهونیسم{T
چه در غرب و چه در ایران، در صد قابل توجهی از بدنه بهائیت را یهودیانی تشکیل می دهند که به این گروه منحرف گرویده اند. از میان نه نفر از اعضای مهم بهائیان که سیاستگزاری بهائیان جهان را به عهده دارد، تنها یک نفر ایرانی دیده می شود که او هم یک یهودی به نام لطف الله حکیم است.V} (بهرام افراسیابی، تاریخ جامع بهائیت، انتشارات سخن، ص 556، فصل «شوقی افندی»){V حتما می دانید که مرکز فرقه بهائیت و اماکن به اصطلاح زیارتی آن در فلسطین اشغالی و به خصوص شهرهای «عکا» و «حیفا» واقع شده است، و سال ها پیش بهائی ها، جسد علی محمد شیرازی اولین خدا و پیامبر خویش را به اسرائیل منتقل کردند، رژیم صهونیستی با حمایت گسترده استکبار، بارگاه با شکوهی برای او بنا کردند، که ساخت این مجموعه عظیم ساختمانی با حمایت مستقیم اسحاق رابین نخست وزیر معدوم رژیم صهونیستی، از سال 1372 و زیر نظر دو بهائی فراری ایرانی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد. وابستگی کامل این فرقه به رژیم منحوس صهونیستی واضح است، اعتراف یکی از رهبران بهائیت «روحیه ماکسول» و همسر آمریکایی شوقی افندی، خود گویای همه چیز است، وی در یکی از اظهارات خود چنین می گوید: «سرنوشت و آینده اسرائیل و بهائی گری چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است». V}(مجله اخبار امری، ارگان بهائیت ایران، دی ماه 1340، ص 60){V
بنابراین، براساس آموزه های اندیشه بنیادین اسلام مبنی بر این که همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند، و با توجه به حمایت وسیع استکبار جهانی از این فرقه و حتی اعطای جایزه نوبل به مدافع آن ها، هر گونه معاشرت با این فرقه ضاله تحریم شده است، تا از آمیختگی و معاشرت مسلمان ها با این افراد که از نظر عقیده، هدف و ... مخالف اند، جلوگیری شود. این گونه سیاست های منفی برای حفظ موجودیت، استقلال فکری، اجتماعی، سیاسی و مبارزه با نفوذ بیگانان از ضروریات زندگی در صحنه ای بین المللی هر ملتی به شمار می آید و نقش بزرگی از نظر فکری، روانی و عملی در زندگی اجتماعی هر مسلمانی دارد، و از سوی دیگر انسانی ترین راهی است که هر ملتی می تواند با ادامه آن، سیاست و استقلال خویش را حفظ نموده و زمینه را برای اصلاح و هدایت فرقه های گمراه آماده سازد. از این رو انسان باید همواره مراقب دوستان و محیط خود باشد که چرا این دو می تواند در آبادی و ویرانی دنیا و آخرت انسان بسیار مؤثر باشد. چون براساس نظریه روان شناسان، رفتار انسان محصول تعامل متغییرهای شخصی و محیطی است.

بهائیت انشعابى از بابیگرى است و بابیت انشعابى از شیخیگرى است.
در اوائل قرن نوزدهم شیخ احمد احسائى و سید کاظم رشتى، مدعى رابطه مستقیم با امام زمان(عج) شدند و خود را واسطه میان مردم مسلمان و آن حضرت معرفى کردند» از همین‏جا راه و رسم شیخى پدید آمد و جمعى از افراد ساده‏لوح و گروهى از فرصت‏طلب‏ها به آن گرایش پیدا کردند.
شیخ ملاحسین بشرویه، پس از سید کاظم رشتى، رهبرى فرقه را به عهده مى‏گیرد و در سفرى به شیراز با سید على محمد شیرازى (محمد باب) ملاقات نموده و مرید و سرسپرده او مى‏شود. محمد باب بعد از ادعاى بابیت امام زمان(عج)، ادعا مى‏کند که خود امام زمان است و کار را تا ادعاى نبوت پیش مى‏برد و بعد از محاکمه و زندان در تبریز اعدام مى‏شود. بعد از اعدام سید باب عده‏اى از فریب‏خوردگان و به تشویق و تحریک فرصت‏طلبان و توطئه استعمار، عده‏اى به میرزا یحیى نورى (صبح ازل) و عده‏اى دیگر به میرزا حسینعلى نورى (بهاءالله) گرویدند، بهاء خود را پیامبر نامید و از همینجا فرقه بهایى پدید آمد.
میرزا حسینعلى نورى و میرزا یحیى نورى دو فرزند میرزا عباس بودند که در شهر نور مازندران زندگى مى‏کرد. «بهاء» همراه با برادرش در تهران پرورش یافت و مقدمات علوم را آموخت. بهاء و برادرش در ابتدا متمایل به تصوف شدند و به مسلک درویش‏ها درآمدند. سپس به باب گراییدند. این دو برادر ضمن ملاقات با على محمد باب، تصمیم گرفتند که از طریق تلاش در راه بابیت به آب و نان و مقامى برسند، لذا بهاء و صبح ازل در تهران کار تبلیغات بابیت را آغاز مى‏کنند آنگاه به مازندران و جاهاى دیگر رفتند و همه جا گرد و غبار و فتنه را برمى‏انگیختند و باب هم به هنگام مرگ وصیتنامه‏اى نوشت و صبح ازل را جانشین خود کرد و بهاء را به محافظت او گماشت.
عقاید بهاییت: به چند مورد از عقاید آنها اشاره مى‏شود.
1- این فرقه مى‏گوید، سید على محمد باب امام زمان است که ظهور کرده و با ظهور او اسلام پایان گرفته و اینک دین جدید ظهور کرده و مردم باید همگى بهایى شوند، (شخصیت و اندیشه‏هاى کاشف الغطاء کتاب (الایات البینات) به کوشش دکتر احمد بهشتى، ص 109، کانون نشر اندیشه اسلامى)
2- پنهان کردن دینشان را ضرورى مى‏دانند به اصطلاح قائل به تقیه هستند.
3- روزه نوزده روز است قبل از عید شروع و به عید نوروز ختم مى‏شود.
4- نماز جماعت باطل است مگر در نماز میت.
5- قبله آنها مرقد بهاءالله است در عکا.
6- حج براى مردان واجب است و بر زنان واجب نیست، آن هم (حج) در خانه‏اى است که بهاء در آن اقامت داشته، یا در خانه‏اى که سید على محمد باب در شیراز در آن سکنى داشته است به جا آورده مى‏شود.
7- چند تا اعیاد دارند:
- عید ولادت باب، اول محرم.
- عید ولایت بهاء، دوم محرم.
- عید اعلان دعوت باب، پنجم جمادى.
- عید نوروز، (المدخل الى دراسه الادیان والمذاهب، العمید عبدالرزاق محمد اسود، ج 3، صص 311 - 308، انتشارات الدار العربیه للموسوعات).
8- نماز پنج تکبیر دارد ودر دو وقت خوانده مى‏شود یکى هنگام تولد و یکى هم هنگام مرگ. و مطهرات پنج تا است: آب، هوا، آتش، خاک، بیان. همه چیز نجس است مگر آنچه آیه (الله اطهر) بر آن خوانده شود و عبادتگاه‏ها طبق وصیت بهاء باید از نه کناره و یک گنبد تشکیل بشود و این عبادتگاه‏ها در فرانکفورت در آلمان و سیدنى در استرالیا و کامپالا در اوگاندا، لیمیت در شیکاگو و پاناما سیتى در پاناما و دهلى نو در هندوستان است، (شخصیت و اندیشه‏هاى کاشف‏الغطاء، ص 111 و 139، دکتر احمد بهشتى).
فرقه‏هاى بابیه و بهائیه:
بعد از اعدام سید على محمد باب بابیت به سه فرقه تقسیم شد و بعد از مرگ بهاءالله نزاعى که بین دو برادر عباس افندى و محمد على به وجود آمد دو فرقه دیگر اضافه شد، مجموعا پنج فرقه شدند.
1- ازلیه (به رهبرى میرزا یحیى نورى، صبح ازل)
2- بهائیه (به رهبرى میرزا حسین على، بهاءالله)
3- بابیه خالص (فقط رهبرى سید على محمد را قبول دارند)
4- بابیه بهائیه عباسیه (رهبرى عبدالبهاء عباس افندى)
5- ناقضون (اتباع میرزا محمد على برادر عبدالبهاء)، (المدخل الى دراسه الادیان والمذاهب، ج 3، ص 312، العمید عبدالرزاق محمد اسود).
کتاب‏هاى بهائى‏ها عبارتند: 1- الاتقان ؛ 2- اشراقات والبشارات والطرزات ؛ 3- مجموعه الواح مبارکه، که وصایایى بهاء به پسران خود مى‏باشد ؛ 4- کتاب شیخ ؛ 5- الدرر البهیه ؛ 6- الحج البهیه ؛ 7- الفرائد ؛ 8- فصل الخطاب.
این کتابها را به بهاء نسبت داده‏اند ولى در حقیقت او ننوشته است بلکه پیروان بهاء اینها را نوشته و به او نسبت داده‏اند، (المدخل الى دراسه الادیان والمذاهب، ص 311 و 312).
در کتاب شخصیت و اندیشه‏هاى کاشف‏الغطاء نیز از سه کتاب دیگر اسم آورده است. 1- هفت وادى، 2- هیکل، 3- اقدس.
براى آگاهى بیشتر ر.ک:
1- شخصیت و اندیشه‏هاى کاشف الغطاء (الایات البینات) آیت الله العظمى جعفر کاشف الغطاء، دکتر احمد بهشتى، نشر اندیشه‏هاى اسلامى.
2- بهائیت چگونه پدید آمد، نورالدین چهاردهى، انتشارات فتحى.
3- ارمغان استعمار، محمد محمدى اشتهاردى، انتشارات نسل جوان.
در پایان به دلیل گستردگی موضوع اگر همچنان شبهه یا سوالی برایتان باقی است در مکاتبه بعدی مرقوم فرمایید تا پاسخ داده شود.همچنین مطالعه کتاب بهائیان اثر مرحوم نجفی به شما توصیه می شود.نسخه الکترونیک این کتاب در این آدرس موجود است.www.hajj.irو برای اطلاع بیشتر به سایت ره پویان وصال شیراز مراجعه نمائید.

برگرفته از پرسمان
بنده تحصیلات دینی دارم اما بنظرم به همسایهات سلام کن، چرا که هم همسایه هستن، هم هموطن هستن، همزبان هستند و از همه مهمتر آدم هستن. مسیحیان معتقند خود حضرت مسیح خدا بوده، پس کافر حساب میشن، سنی ها به امامت معتقد نیستن پس ما از نگاه اونها کافریم و اونها از نگاه ما کافرن، زرتشتی ها به الله و پیامبر معتقد نیستن پس کافرن، یهودی ها هم کافرن، و اگه به چنین دیدی نگاه کنی همه باید با هم دشمن باشیم و عملا زندگی مسالمت امیز معنا نمیده. دوست عزیز اعتقادات مردمو ول کن و به حکم ادب و احترام، برخورد دوستانه با همسایگان خودت داشته باش.




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده