پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در رسیدن به کمال یعنی عین پیامبر(ص) شدن کدام علم از همه در بین علوم مفیدتر و سازنده تر است؟ یا این طور بگویم که آیا پرداختن به علوم دنیا برای معیشت و خدمت به مردم به خاطر خدا اولویت دارد برای سلوک و کمال یا علوم دینی و عرفانی را خواندن؟ یعنی اگر کسی به علوم دنیایی رو آورد و به مطالعه و تحقیق و اختراع و پژوهش دست بزند با کسی که علوم عرفانی می خواند و تمام فکر و ذکرش معنوی است در صورت اخلاص با یک سرعت به هدف می رسند و یا اصلا به یک هدف می رسند یا نه اولی نمی تواند با وجود این کار ها به آن هدف اصیل برسد و یا می شود برسد اما اولی این است که رها کند و به کسانی وا گذارد که که دنبال کمال به آن صورت نیستند و از این می شود نتیجه گرفت که وقتی امام زمان(عج) می آیند و 25 باب دیگر علم را باز می کنند و تکنولوژی را بسیار بیش از حالا پیشرفت می دهند؟ این توسط کسانی انجام می شود که دنبال سلوک و کمال نیستند و اگر کسی بخواهد سلوک کند امام(عج) به او خواهد گفت که بهتر است این علوم را به دیگران واگذارد و دنبال علم دین برود؟

1 پاسخ 1

در این که همه انسانها می توانند مسیر کمال را طی کنند و به کمال لایق خود برسند تردیدی نیست ولی رسیدن به غایت کمال پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و عین آنها شدن از محالات است. همه می توانند خلیفه الله شوند ولی خلافت کلیه مطلقه خاص چهارده معصوم است؛ واحدی از انبیاء و اولیاء و مقربین را به آن مقام راه نیست. انبیا همه در یک مقام نیستد وافضل آنها نبی اکرم (ص) است « تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ ...»(بقره/253) قال رسول الله(ص): «لی مع الله وقت لا یسعه ملک مقرب و لا نبی مرسل و لا عبد مؤمن امتحن الله قلبه للایمان»(بحارالانوار، ج18، ص360)( مرا با خدا وقتی است که در آن نمی گنجد هیچ فرشته ی مقربی و هیچ نبی مرسلی و هیچ مؤمنی که خدا قلبش را برای ایمان امتحان کرده است و او از امتحان سربلند بیرون آمده است(
اما مطلبی که در مورد 25 باب علم که توسط امام زمان(عج) باز می شود نقل کرده اید به کمی تصحیح نیاز دارد. امام صادق(ع) فرمودند: «العلم سبعه و عشرین حرفا فجمیع ما جاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه و العشرین حرفا و بثها فی الناس و ضم الیها الحرفین حتی یبثها سبعه عشرین حرفا»(بحارالانوار، ج52، ص336)( علم 27 حرف است پس جمیع آنچه انبیاء قلبی آورده اند دو حرف است و مردم تا به امروز جز دو حرف را نمی شناسند و چون قائم ما قیام کند، خارج می کند 25 حرف دیگر را و آن را منتشر می کند در بین مردم و دو حرف دیگر را به آن منضم می کند تا منتشر می کند 27 حرف را).
بنابراین اولا این 25 باب علم را خود امام آشکار می کند و از برخی روایات برمی آید که امام زمان(عج) این علم را از قرآن کریم که «تبیانا لکل شیء» است آشکار می نماید و ثانیا معلوم نیست که این علوم از سنخ علوم تجربی باشد بلکه ممکن است از علوم الهی و از سنخ معارف باشد. والله اعلم.
اما در مورد اینکه چه علمی برای رسیدن به کمال مطلوب اولاتر است؛ گفتنی است که برخی از علوم و معارف الهی برای همه مکلفین واجب عینی است؛ نظیر اصول عقائد، اصول اخلاق و بخشی از احکام اسلام که برای شخص لازم است. اما بقیه علوم بر دو قسم اند یا علوم دنیوی هستند نظیر فیزیک، شیمی،‌ زیست شناسی و ... یا علوم دینی و الهی هستند مثل فقه اجتهادی، علم اصول فقه، فروع عقاید، فروع علم اخلاق، عرفان نظری و عملی، فلسفه اسلامی، علم حدیث و رجال و ... . کسب این علوم- چه دنیوی و چه دینی- شرعا واجب کفایی است ؛ لذا اگر کسی در این علوم وارد نشد ومسلمین نیز به آن نیاز داشتند، بر تک تک مسلمین لازم است که در صورت داشتن استعداد لازم در آن علوم وارد شوند. اما اگر در همه ی این علوم به اندازه ی کافی متخصص وجود داشته باشد ورود در آنها بر کسی واجب نیست. در امور عملی نیز چنین است مثلا اگر جامعه اسلامی محتاج به شغلی مثل نانوایی یا مهندسی یا عملگی باشد و کسی وارد این شغلها نشود بر همه واجب کفایی است که درصورت داشتن استعداد وتوان وارد این کارها شوند.
اما برای رسیدن به مقامات عالی انسانی، اصل، خلوص نیت و عبودیت نسبت به پروردگار متعال است؛ لذا هر کسی می تواند به چنین مقامی نائل شود. التبه داشتن مقدار واجب از علوم دینی(اصول عقائد، اصول اخلاق و احکام مورد نیاز) الزامی است. افراد زیادی در طول تاریخ بوده اند که به مقامات بالای معنوی دست یافته اند در حالی که دروسی مثل حکمت و عرفان نیز نخوانده بودند نظیر شیخ رجبعلی خیاط و مرحوم دولابی.
آنچه در سیر و سلوک مهم است این که هر کس در کنار انجام واجبات و ترک محرمات هر کاری را که انجام می دهد بر خود وظیفه شرعی بداند و آن را برای خدا انجام دهد. بنده خاص خدا آب همه که دست بچه اش می دهد به خاطر خدا می دهد ؛ غذا هم که می خورد به خاطر خدا می خورد .نمی خورد که سیر شود می خورد که نیرو بگیرد برای بندگی خدا .
انسان در انتخاب رشته تحصیلی و شغل باید در درجه اول استعدادهای خود را ملاحظه کند و ببیند چه استعدادی در او قویتر است و در درجه دوم به علائق خود توجه کند چرا که تحصیل و کار بدون علاقه، چندان ثمربخش نخواهد بود. آن وقت که انسان رشته تحصیلی و شغل خود را انتخاب کرد، باید آن را برای خدا انجام دهد و با آن رضایت خدا را طلب کند و خود را در آن کار مأمور خدا بداند. البته روشن است که علوم دینی و به خصوص علم عقائد(کلام) و حکمت اسلامی و عرفان نظری وسائل مناسبتری برای سیروسلوک عملی هستند به شرط آنکه وسیله تلقی شوند نه هدف.لذا بسیاری از اولیای خدا نیز در بین علمای دینی بوده اند .اما علوم تجربی نقش چندانی در این زمینه ندارند و در واقع تحصیل علوم تجربی به منزله عمل صالح است لکن عمل ذهنی یا مقدمه ی برخی اعمال صالحه هستند. اما علوم دینی مثل کلام وفلسفه و عرفان یا خود از سنخ اعتقادند یا مقدمه اعتقاد و عملند لذا چنین علومی برای رسیدن به کمالات انسان مناسبترند. البته جمع بین علوم دینی و دنیوی نیز ممکن است به خصوص اگر شخص دنبال مدرک نباشد.
وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنین(هود 69)
تعالی شما آرزوی ماست .

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()