پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دختری 26 ساله و در آستانه ازدواج هستم و در یکی از شهرستان ها دور از خانواده ام مشغول به کار می باشم و آنجا پسری همسن خودم و متدین از من خواستگاری نموده البته این اولین خواستگار من نبوده و در حال حاضر سه خواستگار دیگر هم دارم که با وجود شنیدن پاسخ منفی از من هنوز به خواستگاری و پیغام فرستادن ادامه می دهند ولی این آخری با وجود آن که برعکس آنهای دیگر دیپلم دارد و از نظر مالی هم پایین تر و شغل آزاد هم دارد بسیار با ایمان است و این یکی از خواسته های مهم من در انتخاب همسر است لذا نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم ولی مشکل اصلی من خواهر بزرگترم است که ازدواج نکرده است و مانع ازدواج من هم می شود می گوید تا من ازدواج نکنم تو حق نداری ازدواج کنی. 36 سال دارد و تهدید به خود کشی می کند خواهر بزگتر از خودم و کوچکتر از او با کلی بدبختی تازه سال قبل در سن 30 سالگی ازدواج کرد چون تا آن موقع به خاطر همین خواهرم مرتب جواب منفی می داد و وقتی هم ازدواج کرد خواهرم او را اذیت می کرد جلو فامیل، همسرش و شوهرش را تحقیرش می کرد. شوهر خواهرم بیشتر از یک ساعت حق ماندن در منزل ما را نداشت همه اش نفرینش می کند، نمی دانم چرا هر چه دعا می کنیم که خدا بختش را باز کند نمی شود مرتب خواستگار برایش می آید تا مراحل آخر هم پیش می رود ولی باز دقیقه آخر همه چیز به هم می خورد در منزل با همه دعوا می کند پدرم از دستش به عذاب است از طرفی می ترسم بگویم به خواستگاریم بیایید چون از خواهرم می ترسم که آبرویم را ببرد و از طرفی دلم هم برایش می سوزد که دوباره پرپر شود خیلی برایش دعا می کنم همه فامیل دعا می کنند و از طرفی به من اصرار می کنند که به خواستگارهایم جواب بدهم تو را به خدا دعایی، راه حلی برای مشکل ازدواج خواهرم بگوید قلب بسیار مهربانی دارد ولی زبان تند، حاضر نیستم رنجش را ببینم اکنون دو سال است که به خاطر او صبر کرده ام ولی هر دختری هم بهاری دارد در محیط کارم که مردان مجرد زیاد هستند دلم نمی خواهد هر روز یک نفر عاشقم شود می خواهم زودتر ازدواج کنم. کمکم کنید ببخشید که درد دلم زیاد شد.

1 پاسخ 1

جواب کوتاه
در صورت تمایل خواهرتان و رضایت خانواده تان شما و خواستگارتان نامزد شوید و مراسمی کاملا خصوصی داشته باشید که دو طرف مطمئن باشند فرد مورد نظرشان را از دست نخواهند داد ولی تا زمانی که خواهر بزرگترتان ازدواج نکرده موضوع نامزدی تان را علنی نکنید تا کسی متوجه نشود. به هر حال رد کردن خواستگاری که اشاره کرده اید بخاطر ناراحتی دل خواهرتان منطقی به نظر نمی رسد.امیدواریم ایشان نیز تامل بیشتری نسبت عملکرد خود و آینده شما داشته باشد. انشاء الله

از این که نسبت به خواهرتان دلسوزانه حمایت می کنید و به فکر او هستید ودوست دارید در حل مشکلات به او کمک کنید به شما احسنت و آفرین می گوییم چه این که داشتن چنین روحیه آکنده از عاطفه انسانی بسیار ارزشمند است و مطمئنا شما در پیشگاه خداوند عزیز و مأجور و مورد تکریم هستید. گرچه شرایطی که برای خواهرتان پیش آمده و ازدواج او را به تأخیر انداخته ممکن است کمی برای او نگران کننده باشد.
اما مشکل آن قدر جدی ولاینحل نیست که ایشان فکر کنند همه درهای امید به روی او بسته شده و در یک بن بست جدی قرار گرفته که بخواهد خودکشی کند. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفی بافی، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأیوس می کند و باعث تخریب روح و جسم انسان می شود و باید به طور جد از این وضعیت خود را نجات داد به او گوشزد کنید روح خود را نیازارد و خودخوری و ناراحتی را کنار بگذارد و به فضل و رحمت بی منتهای خداوند امیدوار باشد چه بسا تأخیر در ازدواج او حکمتی داشته و خداوند فرد مناسبتر و بهتری را نصیب او خواهد کرد.
خداوند می فرماید «چه بسا شما چیزی را دوست دارید ولی خیر شما در آن نیست و چه بسا از چیزی کراهت دارید اما خیر شما در همان نهفته است» بنابراین اگر خداوند زحکمت دری را می بندد زرحمت در دیگری را به روی بنده اش می گشاید. در حال حاضر دختران با سنین بالا در جامعه ما زیاد وجود دارند و به طور کلی سن ازدواج به دلایل متعددی بالا رفته است گرچه این روند نه برای جامعه و نه برای افراد مفید نیست ولی جامعه ما نیز مانند بسیاری از جوامع به آن مبتلا شده است بنابراین مشکل ایشان منحصر به فرد نیست که او زانوی غم در بغل بگیرد. بسیاری از جوانان در سنین بالاتری قرار دارند ولی در عین حال با نشاط و سرحال هستند و هیچگاه خود را محروم و مأیوس از زندگی و آینده ای درخشان نمی بینند.
خود شما نیز باید به همین نکته توجه داشته باشید که هر چند با چنین موقعیتی که خواهرتان هنوز ازدواج نکرده، و امکان ازدواج تان فراهم شده مطمئن باشید به فضل الهی مشکل حل خواهد شد و همانطور که تاکنون تحمل داشته اید و از طرف دیگر به خواهرتان احترام گذاشته اید و به خود اجازه نداده اید دل وی را بشکنید که قابل تقدیر و تحسین است، باز هم تحمل کنید وبدانید, از آنجا که خداوند جبار است و نیکی ها و احسان های بندگان خود را هرگز بی پاسخ نمی گذارد و اگر بنده ای کار خیری انجام دهد آن را به گونه ای که حتی گاهی خود فرد هم متوجه نمی شود، جبران می کند، مطمئن باشید جواب چنین از خودگذشتگی و گذشت را خواهید گرفت و خداوند آن را جبران خواهد کرد. فراموش نمی کنم که قبلا موردی تقریبا مانند شما داشتیم خواهر بزرگتر با یکی از کارشناسان این مجموعه تماس گرفته بود وکارشناس محترم به او گفته بود اجازه بده خواهرت ازدواج کند مطمئن باش خداوند جبار است واین کار شمارا جبران خواهد کرد او نیز راضی شد هنوز ده روزی از ازدواج خواهر کوچکتر نگذشته بود که برای خواهر بزرگتر نیز خواستگار آمد و او خود نیز با فردی بسیار شایسته ازدواج کرد. امیدواریم ودعا می کنیم به زودی درباره شما نیز چنین اتفاق خوشایندی رخ دهد در عین حال، در صورت تمایل خواهرتان ورضایت خانواده محترمتان با فرد مورد نظر نامزد شوید و مراسمی کاملا خصوصی داشته باشید که دوطرف مطمئن باشند فرد مورد نظر را از دست نخواهند داد ولی تا زمانی که خواهر بزرگتان ازدواج نکرده موضوع نامزدیتان را علنی نکنید تا کسی متوجه نشود. به هر حال جواب رد دادن به خواستگاری که اشاره کرده اید بخاطر ناراحتی خواهرتان منطقی به نظر نمی رسد. امیدواریم ایشان نیز تامل بیشتری نسبت به عملکرد خود وآینده شما داشته باشد. انشاء الله

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (26 ساله ها) (دختری 26 ساله هستم) (خواستگار) (خواهرم مانع ازدواج من است) (پرسش و پاسخ خواستگاری)