پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام پسری با تحصیلات عالیه و شغل مناسب (مهندس عمران، دبیری) و به گفته واسط با اخلاق و ایمان بالا و خانواده ای سرشناس و خوب می خواهد به خواستگاری من بیاید اما تنها مشکلی که دارد این است که او یک بار حدود 4 ماه پیش با دختری نامزد کرده بوده و آن دختر به خاطر ثروت فراوان پدر پسر با او تا مرحله ازدواج جلو آمده است و سر یک بهانه کوچک پولی جدایی حاصل شده است به طوری که دادگاه از خیانت دختر و خانواده اش آگاه و مهریه ای برای دختر تعلق نداده و شناسنامه پسر را نیز تعویض نموده است، اینطور که تحقیق شده است پدر پسر ثروت فراوان دارد و دبیر بازنشسته است اما از اول اجازه داده است که فرزندان او خودشان به دنبال سرمایه بروند و هیچ سرمایه ای در اختیارشان نگذاشته است. از طرفی من هم دختری هستم که در زندگی دوست دارم ازدواج حضرت علی(ع) و خانم فاطمه زهرا(س) را سرلوحه قرار دهم و زندگی را از کم شروع کنم و به بالاترین درجه برسم. از همسر آینده ام هم فقط صفا، صمیمیت، عشق و مهربانی را می خواهم. دوست دارم همیشه صفا و شادی در زندگی زناشوییم به چشم بیاید. من از زندگی بزرگترین نیازهای معنوی و کمترین مادی را می خواهم. دوست دارم من و همسرم جزئی از شاهنامه باشیم و حتی تصمیم دارم کتاب زندگی عاشقانه خود را به لطف خدا بنویسم. از طرفی حدود 6 ماه پیش با پسری آشنا شدم که او نیز تا حدودی مثل من فکر می کرد در این 6 ماه ما به هم دلبسته شدیم به طوری که او می گفت که بدون من زندگی برایش سخت است اما مادرش رضایت به ازدواج ما نداد ما حتی تصمیم داشتیم به مکه برویم با مخالفت مادرش او نیز به طور عجیبی 360 درجه تغییر کرد و شد یک آدم دیگری و بهانه های جور واجور آورد و خیلی راحت و بی دغدغه من را رها کرد بدون اینکه دلیل منطقی بیاورد و به جای حل مشکل آن را پاک نمود اما من واقعا عاشقش بودم حالا با این اوصاف به نظر شما من می توانم با خواستگار جدیدم آن طور که دوست دارم زندگیم را شروع کنم؟ آیا آن با من همانطور که اگر نامزد آن دختر نبود روبرو می شد برخورد خواهد کرد؟ آیا من می توانم عشقی بیش از عشق به آن پسری که 6 ماه باهاش آشنا شدم یا به قول خودش زندگی کردیم با روحمان، با خواستگارم داشته باشم؟ چگونه می توانم راحت تر آن پسر را از زندگیم پاک کنم و آیا خواستگارم هم آن دختر را از زندگیش پاک کرده است؟ آیا به نظر شما او کیس مناسبی برای من است؟ تو را به خدا من را از تردید و دو دلی خارج نمایید؟ چه سؤالاتی علاوه بر سؤالات معمول و رایج می توانم از او بپرسم؟ با این تجربه بدی که از آن پسر دارم چگونه می توانم بفهمم این خواستگار جدید یا هر کس دیگر من را واقعی دوست دارد؟ آن پسر هم تا آخرین لحظات می گفت خیلی دوست دارم تو همه چیز منی و ... اما همان فرد راحت با یک مشکل که مادرش بود من را ترک کرد و گفت مسیر زندگیم عوض شده مطمئن باش خاطراتت تا لحظه مرگ با من است این حرف آخرش بود و من را با هزاران هزار علامت سؤال گذاشت و رفت دنبال زندگی جدیدش.

1 پاسخ 1

خواهر گرامی به خاطر همین عوارض است که کارشناسان تربیتی و اخلاقی با هر گونه رابطه دوستی و مستقیم قبل از خواستگاری رسمی و ازدواج مخالفت می کنند و توصیه می کنند برای ازدواج از روش های سنتی استفاده شود. شما نیز دچار همین مشکل شده اید. رابطه شما با آن پسر و ابراز علاقه های بی حساب وکتاب شما نسبت به هم هر چند به امید ازدواج بود , ولی از اول درست نبوده و نباید برقرار می شد. باز تاکید می کنیم که دلبستگی دختر و پسر قبل از اطمینان از وجود شرایط و امکان ازدواج، اشتباه است و عوارض فراوانی دارد که شما قسمتی از آن را تجربه نموده اید. توصیه می کنیم نام و یاد آن فرد را که ظاهرا به دروغ به شما ابراز علاقه می کرده و بی وفایی اش نشان از این معنا دارد، به کلی فراموش کنید و با اطمینان خاطر به خواستگارجدید خود (در صورت وجود شرایط )پاسخ مثبت بدهید و مطمئن باشید که به قول معروف, از دل برود هر آنچه از دیده برفت؛ انسان ذاتا فراموشکار است .بطور طبیعی و به مرور زمان شما آن فرد را فراموش خواهد کرد و دوباره علاقه و دلبستگی جدیدی ایجاد خواهد شد و زندگی شیرینی را به امید خداوند تجربه خواهید نمود. در مورد مشکلی که خواستگار جدیدتان داشته اند نیز خود اذعان به بی گناه بودن ایشان اذعان دارید وحتی اشاره کرده اید که دادگاه نیز به نفع آقا حکم کرده است با این حال خود نیز می توانید در تحقیقاتی که انجام می دهید این موضوع را بررسی کنید و در صحبت رسمی که احتمالا با هم خواهید از این موضوع اطمینان حاصل کنید. همسر ایده آل از صفاتی باید برخوردار باشد که هر صفتی از راهی خاص احراز می گردد .برخی از این طرق عبارتند از: 1- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست. 2- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار. 3- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده. بنابراین برخی اطلاعات را می توان در غیر از جلسه مشترک بدست آورد. در عین حال آنچه مهم است در چنین جلساتی موضوعات ومسائل را طرح کرد و از یکدیگر بپرسید و از ویژگیهای یکدیگر اطلاع بیشتری پیدا کرد. موضوعات قابل طرح در گفت و گوى قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده‏ها، آرمان‏ها، هدف‏ها و خواسته‏هاى گوناگون دارند. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى یافتن از ویژگى‏هاى جسمانى، روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن‏ها به گفت و گو بنشینند. ناگفته پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده‏هاى دو طرف صورت گیرد؛ زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد مورد پسند شرع و عقل نیست و به جاى این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه انحراف و مشکلات دیگر مى‏شود. در این جلسات مى‏توان درباره مسائل زیر گفت و گو کرد: 1. خط مشى کلى زندگى آینده‏ مراد تبیین مبناى زندگى آینده است؛ براى مثال جوان متدین مى‏خواهد زندگى اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پاى بندى افراد به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى سؤال شود. 2. اهداف زندگى‏ یعنى هدف هایى که هر کدام قصد دارند در زندگى آینده شان دنبال کنند؛ هدف‏ها و آرمان‏هاى علمى و تحصیلى، اجتماعى، شغلى و...؛ براى مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه‏مند است و مشکلات تحصیل را تحمل مى‏کند. شغل مناسب و مورد علاقه‏اش چیست؟ جایگاه اجتماعى را داراى چه اهمیتى مى‏داند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى مى‏اندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟ 3. چگونگى رابطه با خانواده و بستگان براى مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت مى‏دهید و بر آن اصرار مى‏ورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگى و اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟ 4. خواست‏ها و انتظارهاى دو طرف از یکدیگر 5. شیوه تربیت فرزندان مسؤولیت تربیت با چه کسى است و چگونه باید آن را آموخت؟ 6. نقص‏هاى جسمانى و بیمارى‏هاى مزمن احتمالى یکدیگر در این جلسات باید به نکات زیر توجه شود تا به شکل مناسب انجام گیرد و دو طرف به هدف خود دست یابند. 1. گفت و گو باید خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضایى آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد. 2. گفت و گو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهى از بعضى شرایط که در مرحله تفحص به دست مى‏آید، انجام گیرد نه در ابتداى آشنایى؛ به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفت و گو تحقق یابد. 3. براى موفقیت بیش‏تر، دو طرف باید در ابتداى جلسه از یکدیگر بخواهند صادقانه به پرسش‏ها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقى و خصوصیات یکدیگر آگاهى یابند. در باره احراز صفات معنوی و روحی مانند تقوی و اخلاق از طرق نیز باید عمل کرد: - بررسی اصالت خانوادگی - سلامت روابط درون خانواده و مشی زندگی - احراز برخی ازسطوح سلامت روحی و روانی و جسمی ( وسواس و اضطراب و تیک وبد بینی و...) - تقیدعملی به احکام دینی و مذهبی و اخلاقی مانند نماز اول وقت ، مرجع تقلید داشتن و حساب شرعی و پرداخت خمس و .. . - آگاهی از سطح انتظارات و سطح توقع فردی و خانوادگی. نکته آخر اینکه ازعباراتی که به کار برده اید ,به نظر می رسدکه شما فردی بسیار عاطفی هستید وانتظارات عاطفی ومعنوی فراوانی نیز از زندگی مشترک دارید تا آنجا که به گفته خود می خواهید زندگی عاشقانه خود را تبدیل به کتاب کنید. هر چند ممکن است هر جوان دیگری نیز تا حدود زیادی در داشتن این انتظارات از زندگی مشترک با شما هم عقیده باشد ولی توجه داشته باشید که همیشه امور آنچنان که ما می خواهیم پیش نمی رود و چه بسا مسائل پیش بینی نشده ای در زندگی به وقوع می پیوندد . چنانچه خود را برای مواجهه با آنها آماده نکرده باشید دچار یاس وسرخوردگی خواهید شد توصیه می کنیم برای دچار نشدن به چنین حالاتی مسائل را همواره از منظر واقع بینانه ببینید هر چند که تجربه های زندگی معلم بزرگی است و به مرور زمان چنین درسهایی را خواهد آموخت . موفق باشد.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(دبیری عمران) (پسری به خواستگاریم) (ازدواج با مهندس عمران) (خواستگار) ()