پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


راستش من یه دوستی دارم که اصلا وضعیت حجابی خوبی نداره علاوه بر این یکی از کوتاهی کنندگان در نماز هست نماز می خونه ولی 4 تا یکی. تا حالا هم صحبت های زیادی باهاش کردیم. با یکی از دوستای دیگمون خوب اون وقتی با ماهاست مواظب اخلاقش هست ولی چند روز که ما را نبینه دوباره به اخلاق اولش بر میگرده زندگی عجیبی داره چون هدف خاصی تو زندگیش نداره دائما در حال تغییر مسیر زندگیش هست زندگی عجیبی داره زندگی پر از اضطراب دلهره دلسردی از زندگیش نمی دونم چه طور
اخلاق این آدم را شرح بدم ولی به طورکلی می تونم بگم تموم روحیات یه آدم دور افتاده از خدا که دارای هیچ هدفی معلقه بهش گفتم دیدن کانال هایی از ماهواره را که ضد ایران هست یعنی سیاسی هست برای خودت فیلتر قائل شو و دیدن این چیزها را محدود کن ولی باز هم فایده ای نداشته چیزی را که منو مصر می کنه به کمک به اون اینه که با اینکه قیافه ها و اخلاقیات یا اعتقادات سخت ما را می بینه از رفت و آمد با ما نه تنها دلسرد نشده بلکه علاقه مند به رفت و آمد با ماست. برای تولدش یه مفاتیح و تسبیح بهش هدیه دادیم ولی مشکل خانواده اش هستند و مهمانی های شبهاشون. خیلی علاقه به شنیدن چیزهای مذهبی داره
و به دقت و با علاقه گوش میده ولی هیهات که آدمی مثل من که خودش بر خودش نتونسته کاری بکنه آخه کاری را که نکردم و نمی کنم چه جور به دیگری توصیه کنم اصلا نمی دونم از کجا باید شروع کنم و اصلا برای شروع باید چه کنم؟ البته ما 2 سال هست که با هم دوستیم و دوستای صمیمی هم شده ایم البته چنین اخلاق او محدود به خانوادش نمی شه بلکه فامیل های عجیب و غریبش از همه بدترند. تازه من غیر از وقتایی که باهام در دو دل کرده تا حالا باهاش رک حرف نزدم شاید می ترسیدم اخلاق اشتباهی بکنم و اون را از همه چیزها متنفر کنم و این را هم می دونم که اولین قدم حجابش نیست چون به بدحجابی عادت کرده. دوم اینکه اینقدر حجاب و آرایش زننده ای داره که دیگه نمی تونم باهاش رفت و آمد کنم نه به چادر چاقچوق ما و نه به بدحجابی دوستم نمی تونم دیگه باهاش رفت و آمد کنم؟ لطفا راهنمائیم کنید. توی این با مسئولیت سنگینی که به دوشم گذاشته شده کمکم کنید تا در پیشگاه خدا شرمنده و رو سیاه از کاری که می تونستم بکنم و نکردم نشم در ضمن دلم برای دوستم خیلی می سوزه راستش دوستش دارم به خاطر سادگی قلبش. البته اون به ارشاد احتیاجی نداره چه برنامه عملی پیشنهاد می کنید؟ تا حالا فکرشو کردم ببرمش جاهای مذهبی ولی از عکس العمل مردم می ترسم از ورود یه بدحجاب به اماکن مذهبی. شما عکس، فیلم یا داستان کتب جالبی سراغ دارید؟ سخنرانی نه ها! روحانی و اینها هم نه ها! ریش و قیچی دست خودتون! راستی ارتباط ایمیلی هم فکرشو کردم راحت تره ایمیلشو دارم.

1 پاسخ 1

ابتدا از اینکه می بینیم نسبت به دوست خود چنین احساس مسئولیتی دارید خوشحالیم. همانطور که می دانید ,راهنمایی و ارشاد و تربیت انسان ها یکی از توفیقات بزرگ الهی است که معمولا افراد به آن کمتر توجه می کنند.
برای اینکه بتوانید روی شخصیت دوست خود تأثیر بگذارید و عادات و رفتارهای آنها را اصلاح کنید به چند نکته باید توجه داشته باشید:
1. طبق بعضی آیات قرآن، هدایت شدن افراد یا هدایت نشدن شان بستگی به لطف و اراده خدا دارد (قصص، آیه 56). ما فقط وظیفه داریم راه درست را به آنها نشان دهیم و قلب و روح آنها را متوجه حقیقت کنیم.
از این مطلب می توان نتیجه گرفت که اولا اگر کسی به دست ما هدایت پیدا کرد، این لطف خدا بوده است که می خواسته هدایت بندگانش به دست ما باشد و ما هم بهره ای از این کار ببریم. و ثانیا ما هر کسی را نمی توانیم هدایت کنیم و در او تأثیر گذار باشیم. تنها کسانی که به دلایلی مورد لطف خدا واقع شوند، مشمول هدایت و اصلاح قرار می گیرند، چنانچه در آیه دوم سوره بقره می فرماید این کتاب تنها کسانی را هدایت می کند که با تقوی باشند.
2. رعایت اصل تدریج و اصل استمرار: همانطور که می دانید هدایت شدن و تأثیرپذیری نیازمند تدریج و استمرار است. نه یک مرتبه می توان به درجات بالای هدایت رسید و نه با یک بار ارشاد کردن می تون در افراد تأثیر گذاشت. افراد به فراخور استعداد و هوش خود و نیز محیطی که در آن زندگی می کنند، می توانند از راهنمایی و ارشاد دیگران استفاده کنند. بنابراین همانطور که باید در اصلاح خود قدم به قدم پیش رویم و نیز حرکت به سوی کمال را در تمام طول عمر خود استمرار دهیم، در اصلاح دیگران نیز باید این دو اصل را رعایت کنیم.
3. استفاده از شیوه های کارآمد و مؤثر برای تأثیرگذاشتن روی افراد بسیار مهم است. برای اینکار لازم است هم از شیوه های نفوذ در افراد استفاده کنیم و هم از ویژگی های شخصیتی افراد و نیازهای روانی که در سنین مختلف دارند آگاهی پیدا کنیم.
4. مؤثرترین و کارآمدترین روش برای تأثیرگذاشتن روی افراد، برقرار کردن رابطه اثربخش با آنهاست. کسی که بتواند رابطه خوبی با افراد پیدا کند به آسانی می تواند روی شخصیت و اخلاق آنها تأثیرگذار باشد.
T}ویژگی های ارتباط خوب{T
محققان و نظریه پردازان علوم رفتاری معتقدند سه ویژگی کلیدی وجود دارد که موجب بهتر شدن ارتباط بین افراد می شود:
1. صداقت: یعنی اینکه فرد بدون هیچ کم و کاستی همان گونه که هست، باشد و در ابراز احساسات، نیازها و عقاید خود تا جایی که ممکن است راستگو باشد. به عبارت دیگر ظاهر و باطنش یکی باشد. اگر افراد بفهمند که ما در راهنمایی و ارشاد آنها کاملا صداقت داریم و جز کمک به آنها نیت و قصد دیگری نداریم، زود تر جذب ما می شوند. لازمه این کار این است که ما باید ابتدا باطن و درون خود را اصلاح کنیم و خود به آنچه می گوییم عمل کنیم و اگر هم اشتباهی مرتکب شدیم به آسانی بپذیریم. در روایت است که امام علی(ع) گاهی از اصحابش می خواست که او راموعظه کنند. وقتی اصحاب از این درخواست امام شگفت زده می شدند، می فرمود: همه ما احتیاج به موعظه و نصحیت داریم. این گونه برخورد کردن امام(ع) نشانه صداقت اوست. یا اینکه رسول خدا می فرمود: من هم روزی 70 بار استغفار می کنم تا گرد و غبار مادیات روی قلبم ننشیند.
2. عشق ورزیدن بدون انحصار طلبی: که به معنای علاقه به خیر و خوشی افراد دیگر داشتن است. این عشق، صرفا یک نوع احساس نیست. چه بسا انسان به خاطر بعضی از کارهای بد افراد هیچ علاقه قلبی هم به آنها نداشته باشد، ولی اگر بخواهد آنها را راهنمایی کند باید به آنها عشق بورزد. در روایات آمده است: در ابراز علاقه به دیگران مانند خدا باشید زیرا H}«ان الله یحب العبد و یبغض عمله»{H خداوند بندگانش را دوست دارد، ولی اعمال آنها را (اگر بد باشد) دوست ندارد.
بنابراین یکی دیگر از کلیدهای ارتباط مؤثر با افراد ابراز علاقه، احترام، پذیرش و توجه مثبت به آنهاست. اگر ما کسی را واقعا دوست بداریم و در دوستی مان صداقت داشته باشیم به آسانی می توانیم در او نفوذ کنیم زیرا همه افراد به احترام و توجه و خصوصا پذیرش بی قید و شرط نیازمندند و اگر ببینند ما سعی می کنیم آنها را همانطور که هستند بپذیریم و اجازه می دهیم آزادانه افکار، احساسات و رفتارهای خود را بروز دهند خیلی زود مجذوب ما می شوند و وقتی وابستگی آنها به ما شدید شد، به آسانی می توانیم تغییرات لازم را در رفتار آنها ایجاد کنیم.
نکته ای که در اینجا باید توجه داشت این است که عشق ورزیدن و محبت کردن باید همراه با احترام باشد یعنی حریم خصوصی فرد باید دائما حفظ شود و ما به خود اجازه ندهیم در حریم خصوصی افراد به زور وارد شویم، مگر اینکه خودشان ما را از آن آگاه سازد.
3. همدلی: همدلی یعنی درک یک فرد و خواسته های او از دیدگاه خودش و به همان صورتی که او خودش را درک می کند. به عبارت دیگر خود را جای او گذاشتن و با چشم او نگاه کردن. همدلی غیر از همدردی است زیرا در همدردی فرد احساسات طرف مقابل را پیدا می کند و مانند او احساساتی می شود. آنچه در ایجاد رابطه مؤثر لازم است همدلی است نه همدردی. در همدلی انسان احساسات فرد اعم از شادی و غم و درد و ناراحتی او را حس می کند ولی خود احساساتی نمی شود. اگر افراد بفهمند که ما آنها را کاملا درک می کنیم و ناراحتی ها و مشکلات آنها برایمان مهم است به آسانی به ما گرایش پیدا می کنند و جذب ما می شوند.
. برای موفقیت بیشتر در این خواسته توصیه می کنیم:
1. سعی کنید رابطه صمیمی تری با او داشته باشید و با محبت و مهربانی به او نزدیک تر شوید. انسان ها تشنه محبت اند اگر برخورد شما با او تند و آمرانه باشد، فاصله او از شما بیشتر و در عوض به کسانی که او را تأیید می کنند نزدیکتر می شود پس کاری کنید که اعتماد او را به خود جلب کنید به طوری که مجذوب شما شود و رازهایش را با شما در میان بگذارد و چیزی از شما مخفی نکند.
2. از زبان، انتظار معجزه نداشته باشید به ویژه آنکه دنیای روانی او با شما تفاوت های زیادی دارد بنابراین سعی کنید از روش های غیرمستقیم بیشتر استفاه کنید مثلا رمان های خوبی در این باره تدوین شده که می توانید آنها را در اختیار او قرار دهید و مطمئن باشید که تأثیر آنها بسیار بیشتر از توصیه های صریح شما خواهد بود. به عنوان رمان دختران آفتاب از انتشارات سروش , روی خداوند را ببوس و رمان فریب نوشته سید عباس جوهری.
3. وقتی با او صحبت می کنید همه استدلاهایش را رد نکنید بلکه آن قسمت که قابل پذیرش است را بپذیرید و در آن قسمت هایی که با او هم عقیده نیستید، با زبان ملایم، تشکیک ایجاد کنید.
4. هر گونه رشد و کار مثبتی را با تشویق مورد تأیید قرار دهید.
6. توجه داشته باشید که کارهای تربیتی و فرهنگی دیر بازده است بنابراین در این موضوع به هیچ وجه عجله به خرج ندهید چرا که ممکن است نتیجه عکس بگیرید..
نکته دیگر اینکه از آنجا که این عمل شما, یعنی امر به معروف ونهی از منکر یک عملی فقهی تلقی می شود در نتیجه باید شرایط آنرا نیز بدرستی بدانید .چرا که انجام این فریضه نیازمند شرایط و مراتب خاصی است ؛
این شرایط عبارتند از:الف) علم؛ آمر به معروف و ناهی از منکر باید معروف و منکر را بشناسد.ب) احتمال تأثیر؛ آمر و ناهی احتمال بدهد که امر به معروف و نهی از منکر تأثیر دارد. البته لازم نیست احتمال تأثیر حتما با همین گفتار و بالفعل باشد بلکه اگر من بگویم، شما بگوئید، دیگری نیز بگوید و در همین گفتن ما احتمال تأثیر بدهیم بر همه واجب است اقدام کنیم با این حال چنانچه دیدید تلاش شما تاثیر مشهودی بر روی ایشان ندارد تکلیفی نسبت به ایشان ندارید مخصوصا اگر احساس کنید در حال تاثیر پذیرفتن از ایشان هستید. همانند آن رزمنده ای که به از چند روزی که در خط مقدم مفقود شده بود روزی با همرزمان خود تماس گرفت آنها با اضطراب پرسیدند پس توی این مدت کجا بودی ؟ گفت اسیر گرفتم . گفتند خوب بردار بیار گفت : آخه نمی گذارد من بیایم . گفتند پس بگو اسیر شدم نه اینکه اسیر گرفتم.ج) تکرار مرتکب؛ ترک کننده معروف و عامل به منکر، بر ادامه رفتار خویش اصرار داشته باشد. د) عدم مفسده؛ امر به معروف و نهی از منکر در گناهان کوچک موجب خسارت سنگین جانی، آبروئی و مالی نشود .
در پایان مطالعه کتاب های زیر را مفید می دانیم:
1. روان شناسی روابط انسانی، ترجمه حمیدرضا سهرابی
2. صمیمیت و تأثیرگذاری و نفوذ در ده دقیقه، تألیف م .حورایی
3. ارتباطات انسانی، تألیف دکتر علی اکبر فرهنگی
4- حکایت های امر به معروف و نهی از منکر «مؤسسه فرهنگی قدر ولایت»
5- امر به معروف و نهی از منکر، آیت الله نوری همدانی، ترجمه محمدی اشتهاردی)

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()