پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


می خواهم بدانم نظر اسلام درباره نحوه خوردن و آنچه بهتر است انسان بخورد و در خوردن رعایت کند چیست؟ لطفا در انتهای پاسخ، کتاب یا هر منبع خوبی که در این زمینه ها می شناسید معرفی کنید که بتوانم اطلاعات بیشتری کسب کنم و به تحقیق بپردازم.

1 پاسخ 1

در پاسخ به سوال شما توجه شما را به مقاله ای با همین عنوان در سایت پرسمان ارگ جلب می کنیم.
آداب خوردن و آشامیدن پیامبر(ص)
چون سفره گسترده می شد خدای را یاد می کرد و می گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم اجعلها نعمه مشکوره تصل بها نعمه الجنه». بار پروردگارا این غذا را نعمتی قرار ده که از عهده شکر آن برآیم و به وسیله آن مرا به نعمت های بهشت رهنمون ساز.
و بر سر سفره دو زانو می نشست و دو پایش را جمع می کرد, همانگونه که نماز گذار می نشیند با این تفاوت که زانو روی زانو و روی یک پهلو می نشست و می گفت: همانا من بنده ام و همچون بنده می نشینم و غذا می خورم.
غذای داغ نمی خورد و می گفت: غذای داغ برکت ندارد خداوند آتش را غذای ما قرار نداده.
با سه انگشت غذا می خورد و گاهی از انگشت چهارم کمک می گرفت و پس از آنکه غذایش را میل می فرمود, ظرف غذا را تمیز می کرد و می گفت: پایان غذا پر برکت است.
چون از غذا خوردن فارغ می شد خدای را می خواند و می گفت:«اللهم لک الحمد اطعمتَ و اشبعتَ و سقیتَ وارویتَ. لک الحمد غیر مکفور و مودع و لامستغنی عنه». بار خدایا ترا سپاس می گویم به خاطر آنکه مرا غذا دادی و سیرم ساختی, نوشاندی و سیرابم نمودی. حمد ترا است, حمدی که کفران نشود, آخرین حمد من نباشد و بی نیاز از آن نباشم.
و چون به خصوص نان و گوشت میل می کرد, دست هایش را خوب می شست و آنگاه زیادی آب را به صورتش می کشید.
در سه نوبت آب می نوشید و در آن سه نوبت سه (بسم الله) و در آخر آنها (الحمدالله) می گفت و آب را سر نمی کشید, بلکه به نوعی می مکید و چه بسا با یک نفس می نوشید تا فارغ می شد و باقی مانده آن را به کسی که طرف راستش بود می داد, هرچند شخص سمت چپ اش مهمتر بود و می فرمود: سنت بر این است که به تو بدهم , اگر تو خواستی به ایشان ایثار می کنی.
داخل ظرف آب نفس نمی کشید, بلکه هنگام نفس کشیدن دهانش را به سویی می گرداند.
ظرفی از عسل وشیر به حضور آن حضرت آورند, آن را متواضعانه ندانست و ننوشید و گفت: من حرام اش نمی دانم, ولی افتخار به خوردنی های دنیوی و حساب فردای قیامت را نمی پسندم و تواضع را دوست دارم؛ زیرا هر کسی برای خدا تواضع کند, خداوند او را بلند گرداند.
در خانه از دختر بالغ با حیا تر بود, از اهل خانه غذا نمی خواست و اظهار تمایل هم نمی کرد. اگر غذائی می آوردند, می خورد و آنچه می دادند, قبول می کرد و هر نوشیدنی که بود می نوشید و فراوان اتفاق می افتاد که خود بر می خواست و برای خویش خوردنی یا نوشیدنی می آورد.
پیش از خوردن دستانش را می شست یا وضو می گرفت و می فرمود: خجستگی و برکت غذا در وضوی پیش و پس از خوردن آن است.
هنگام غذا خوردن با تواضع روی زمین می نشست و به چیزی تکیه نمی زد, تا جایی که امکان داشت تنها غذا نمی خورد و می فرمود: بهترین غذا آن است که دست های زیادی به طرف آن دراز شود, برای خوردن دورهم جمع شوید, خجستگی و برکت در این کار است.
بر سر سفره از آن قسمت غذا که جلوی خودش بود می خورد اما وقتی خرما میل می کرد آن را از جاهای مختلف ظرف انتخاب می نمود.
انتخاب خوردنی ها
بهترین میوه ها در نظر آن حضرت خرمای تازه, خربزه و انگور بود. خیار را با نمک و خرما را با نان میل می فرمود.
بیشتر خوراک آن حضرت آب و خرما بود. شیر را باخرما می آمیخت و آن دو را پاکیزه می نامید.
کباب میل می کرد و بهترین خوراک نزد آن حضرت گوشت بود و می فرمود: گوشت بر شنوائی انسان می افزاید. آب گوشت را با گوشت و کدو میل می کرد, کدو را دوست داشت و به عاشیه می گفت: هر گاه خواستی غذائی بپزی کدوی حلوائی بیشتر بریز, زیرا خوردن آن دل غمگین را شاد می سازد.
خود شکار نمی کرد, ولی گوشت پرنده شکاری را که برایش می آورند دوست داشت و میل می فرمود.
از گوسفند ذراع و شانه اش را, و همچنین سرکه و نوعی خرما به نام «عجوه» رادوست می داشت و می فرمود: عجوه از بهشت و شفابخش است.
از سبزیجات کاسنی, باذروج(گیاهی معطر) و خرفه را دوست داشت و به دلیل معاشرت زیاد با مردم سیر و پیاز و تره نمی خورد.
هرگز از غذائی نکوهش نمی کرد, هر غذائی که برایش فراهم می نمودند, اگر خوشش می آمد میل می کرد و گرنه میل نمی کرد.
خامه و سرشیر را همواره دوست داشت و می خورد.
کشمش را در آب خیس می کرد و می خورد و آب آن را می نوشید.
انار میل می کرد و می فرمود: میوه های نوبر بخورید و بهترین آن ها انار و ترنج است. انار را سرور میوه ها می دانست و هنگامی که انار می خورد کسی را با خود شریک نمی ساخت.
می فرمود: بوی پیامبران و دخترم فاطمه(س) بوی خوش گلابی است. گلابی بخورید که بر حافظه می افزاید و اندوه دل را می برد و فرزند را زیبا می گرداند.
خوردن خربزه را توصیه می کرد و می فرمود: خربزه راگاز بزنید. خربزه میوه ای خجسته, پاکیزه, پاک کننده دهان, تقویت کننده قلب, سفید کننده دندان و خشنود کننده خداوند است. بوی خوش آن از عنبره, آبش از کوثر و گوشتش از بهشت و لذتش از مینو است. خوردن خربزه عبادت به شمار می آید.
از ترنج سبز و سیب سرخ خوشش می آمد. انگور را گاهی دانه دانه و گاه خوشه آن را در دهان می گذاشت.
منابع: 1. مجموعه البیضا, فیض کاشانی . 2. سنن النبی, علامه طباطبائی. 3. نگین هستی, حسین سیدی
منابع بیشتر برای مطالعه:
1- طب و بهداشت در اسلام، جواد فاضل
2- آیین جاویدان، محمد خالصى
3- تعالیم بهداشتى اسلام، صفدر صانعى
4- اسلام پزشک بى‏دارو، احمد امین
5- پژوهش در مبانى عقاید سنتى ایران، ابوتراب نفیسى
6- دین در عصر دانش، گروه نویسندگان
7- فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، ک. حقیقى
8- فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، مترجم: رهبانى
9- خوردنیها و آشامیدنی ها از نظر پیشواى دین، محمد تقى حکیم
10- اسلام بهداشت و تنظیم خانواده، شهید دکتر پاک نژاد
11- رساله نوین فقهى پزشکى، بى‏آزار شیرازى
12- اولین دانشگاه آخرین پیامبر، شهید دکتر پاک نژاد
13- چکیده مقالات دومین همایش مشاوره از دیدگاه اسلام، به کوشش على‏نقى فقیهى
14- چکیده مقالات اولین همایش بین‏المللى نقش دین در بهداشت روان، به کوشش انستیتو روانپزشکى ایران.
15- طب الائمه, عبدالله بن بسطام
16- طب النبی , ابی العباس مستغفری
17- طب الرضا یا رساله ذهبیه (که امام رضا(ع ) به تقاضای مأمون نوشته اند)
قابل ذکر این که مجموعه آن چه در این کتب و کتاب های دیگر در زمینه طب و خواص خوراکی ها از ائمه (ع ) روایت شده است در بحارالانوار, ج 62 و 63 آمده است.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده