پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


خواهشمند است بفرمایید وظیفه ما جوانان در این دوره کمک در جهت پیشرفت علمی مملکت است یا مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن؟ چون قطعا نمی شود با یک دست دو تا هندوانه برداشت؟ یعنی ادامه راه شهدا این است که تلاش کنیم به علم و تکنولوژی جدید دست یابیم یا اینکه تلاش کنیم جلوی تهاجم فرهنگی دشمن را بگیریم؟ واقعا راه حق چیست؟ اگر راه ملت ایران اکنون راه صحیحی است پس چرا هر روز مساجد خلوت تر می شود؟ نماز جمعه ها خلوت تر می شود؟ بی حجابی بیشتر گسترش می یابد؟ فحشا بیشتر می شود؟ تکلیف ما چیست؟ راه دکتر حسابی ها را برویم؟ راه نیوتن ها و انیشتین ها را برویم یا راه روح الله ها(ره)، مقدس اردبیلی ها(ره)؟

1 پاسخ 1

راه صحیح راه روح الله است که جامع بین علم وتقوی است.مانند خود روح الله قدس سرّه که عالمی بزرگ،فقیهی نو اندیش،وفیلسوف وعارفی سترگ وسیاستمداری توانمند بود،ودر میدان عمل هم مطیع پروردگار ووظیفه شناس ،در هر صورت تلاش علمی هم با پای بندی به مقررات دینی ودفاع در هر توان ،نا سازگاری ندارندوانسان کامل آنست که همه ابعاد را در خود جمع نماید.

ضمن آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی ، پرسش شما از ابعاد مختلفی تشکیل شده که بررسی همه موضوعات باز گنجایش یک نامه خارج است در عین حال سعی می نمائیم موضوع اساسی نامه یعنی تعیین وظایف دانشجو و اولیت های که در این زمینه وجود دارد را به صورت مختصر بررسی نمائیم ؛ وظیفه اول و اولویت کاری شما همان تحصیل و پیشرفت تحصیلی است و در اوقات برنامه ریزی شده و در حد توان به مطالعه در زمینه های مورد نیاز نظیر آنچه ذکر نموده اید، بپردازید. وجود چنین افرادی دغدغه خوبی است که شما را وادار کند که به امور درسی و علمی و تخصصی تان بیشتر توجه نمایید هر چند میدان را خالی کردن در کوتاه مدت و موفقیت فعلی نیز به صلاح نیست و باید دقت داشته باشید که اگر توان علمی ما بالا نباشد نمی توانیم خدمت اساسی و بنیادین به جامعه اسلامی خویش داشته باشیم لذا توصیه می شود: 1. اولویت اولتان را درس و مطالعه و پیشرفت تحصیلی خود قرار دهید. 2. با برنامه ریزی متناسب با توانتان به امور فرهنگی دانشگاه و جامعه رسیدگی نمائید . 3. به تقویت بعد دینی و معرفتی خود بپردازید. 4. به افراد دیگر و همفکر خود میدان بیشتری داده و برخی کارها و فعالیت ها و مسؤولیت ها را به آنها واگذار کرده و نخواسته باشید تمام کارها را خود مستقیما انجام داده که هم خارج از توان شماست و هم لطمه به درستان بزند . 5. سلامت فرهنگی خود در حال حاضر از هر امر دیگری لازم تر و ضروری تر است. بنابراین اگر هر فعالیتی که سلامت شما را تهدید می کند را کنار بگذارید و مسؤولیت و دینی که نسبت به آن احساس وظیفه می کنید در حد توانتان انجام دهید .
مقام معظم رهبری در زمینه وظایف مختلف دانشجویان می فرمایند : «به نظر من، جوانان انقلابی دانشگاه - چون بحث دانشجو را داریم - سعی کنند خوب درس بخوانند؛ خوب فکر و معرفتشان را بالا ببرند؛ سعی کنند در محیط خودشان اثر بگذارنند؛ فعال باشند، نه منفعل؛ روی محیط خودشان، اثر فکری و روانی بگذارند؛ این شدنی است. یک جوان گاهی اوقات می‏تواند مجموعه‏ی پیرامونی خودش را - کلاس را، استاد را، حتّی دانشگاه را - زیر تأثیر شخصیت معنوی خودش قرار بدهد. البته این کار با سیاسیکاری به‏دست نمی‏آید؛ با معنویت به‏دست می‏آید؛ با صفا به‏دست می‏آید؛ با استحکام رابطه با خدا به‏دست می‏آید. عزیزان من! رابطه‏ی با خدا را جدی بگیرید. شماها جوانید؛ به آن اهمیت بدهید، با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید. مناجات، نماز، نماز با حال و با توجه، برای شما خیلی لازم است؛ مبادا اینها را به حاشیه برانید.» در ادامه مناسب دیدیم تا «بخشهائی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار هزاران نفر از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور » (مورخه31/ 02/ 86) که حاوی مطالب بسیار ارزشمندی پیرامون تبیین بسیج دانشجویی و ضرورت و محدوده فعالیت سیاسی دانشجویان و...در شرایط حاضر می باشد ، ارائه گردد : « ... آن چیزی که همیشه من آرزو داشتم، از خدا می‏خواستم و برای آن تلاش می‏کردم، در بیانات شما جوانان عزیز بسیجی به‏طور مجسم مشاهده کردم و آن عبارتست از: وجود یک ذهنیت شفاف و روشن، یک درک متعالی از مسائل کشور و مسائل جهان، اهمیت بسیج و اهمیت حضور جوان در محیط علمی و در محیط سیاسی. نقطه‏نظرهایی که من همیشه تلاش می‏کردم که جامعه‏ی جوانِ مؤمن و انقلابی ما، به آنها توجه کنند و در آنها پیشرفت کنند، در بیانات عزیزانی که صحبت کردند، فی‏الجمله مشاهده کردم. مطمئنم اگر تعداد بیشتری هم صحبت می‏کردند، این باور و این احساس بیشتر می‏شد. ابتدا اشاره‏ای کوتاه به برخی از مطالبی که برادران و خواهرمان در اینجا بیان کردند می‏کنم؛ بعد هم چند جمله‏ای در جمع‏بندی مسائل بسیج و بسیج دانشجویی و مسائل کلی کشور عرض خواهم کرد. اولاً این که جوان بسیجی بیاید و درباره‏ی این‏که: «خوب است دولت مشکلات صنفی دانشجویان را - که به آسانی قابل حل است - حل بکند» صحبت کند یا از این که: «کار علمی در میان بسیج، حمایت و پشتیبانی لازم را پیدا نمی‏کند» گلایه بکند، این من را خوشحال می‏کند؛ این همان توقعی است که ما از بسیج داریم. بسیج یعنی آن عنصر دلسوزی که کشور را متعلق به خود و آینده را وابسته‏ی به تلاش خود می‏داند؛ نگران است،چون صاحبخانه است. اگر در خانه یک شیشه بشکند، ممکن است مهمانها و تماشاکن‏ها خیلی اهمیتی ندهند، اما برای صاحبخانه فرق نمی‏کند که شیشه‏ی کدام اتاق بوده و نگران می‏شود؛ صاحبخانه است دیگر. این نگرانی را من در شما مجموعه‏ی جوان بسیجی، قدر می‏دانم. راجع به مسأله‏ی ورود در سیاست بحث شد. من حالا مطالبی عرض خواهم کرد و امیدوارم که این معنا روشن بشود. به نظر من سئوال ندارد! مگر مجموعه‏ی بسیجی - آن هم بسیجی انقلاب و دانشجوی انقلاب - می‏تواند نسبت به مسائل سیاسی کشور بی‏تفاوت یا بدون موضع و بدون نظر باشد؟! مگر چنین چیزی ممکن است؟! من، شما دانشجوهای بسیجی را توصیه می‏کنم به این که محافظه‏کار نشوید و همواره دانشجو و بسیجی - به همان معنای مثبت و پُرخون و پُرتپش - باقی بمانید. البته دنباله‏ی این که می‏گوئیم «محافظه‏کار نشوید» این است که «ولی هوشیار هم باشید». کاملاً هوشیار باشید. شعار می‏دهید: دانشجو بیدار است! بله، همین توقع هست؛ من می‏خواهم به شما عرض بکنم: بیدار باشید. بیداری دانشجو هم فقط بیزاری از امریکا نیست. امریکا چیست؟ امریکا به معنای یک منطقه‏ی جغرافیایی یا یک ملت مطرح است؟ یا نه، به عنوان یک حجم و هویت سیاسی، امنیتی، تشکیلاتی، فرهنگی که به چشم دیده نمی‏شود؟ آن هم تشکیلاتی با پشتوانه‏ی عظیم مالی و تجربه‏ی فراوان در کار تبلیغات و جنگ روانی. بیزاری از این، بیداری مضاعف لازم دارد. مثل بیداری در میدان جنگ نظامی نیست که شما اگر در سنگر بیدار باشید، به مجردی که دشمن کوچکترین تحرکی نشان داد، او را هدف قرار بدهید. در جنگ فرهنگی، در جنگ سیاسی، در جنگ امنیتی، تحرک دشمن را درست نمی‏توان دید. گاهی اوقات، دشمن کار را به گونه‏ای ترتیب می‏دهد که حرف حقی، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا می‏خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون می‏خواهد پازل خودش را کامل کند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعه‏اش هم همین حرف حقی است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را کامل نباید کرد. در این حد هوشیاری لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسی کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیری شما استفاده کند. این، اصل اول و یک خط قرمز است. چه‏طور دشمن را بشناسیم؟ چه‏طور تمایلات او را کشف کنیم؟ چه‏طور بفهمیم که این کار به نفع دشمن یا به ضرر دشمن است؟ این همان نقطه‏ی اساسی است. این همان جایی است که به اهتمام کامل، مطلقاً سهل‏انگاری نکردن و هوشیاری و بیداری کامل احتیاج دارد. اگر هم در جایی برای انسان مطلب روشن نیست، آن جا نباید حرکت کند. اگر دیدید زیر پا محکم است، پا بگذارید؛ اگر دیدید مشکوک است، پا نگذارید. بنابراین محافظه‏کار نباشید، اما هوشیار باشید؛ این، آن خط سیاسی است. البته سخت است و آسان نیست؛ اما شما هم مرد کارِ سختید؛ بسیجی هستید و باید این کار سخت را به عهده بگیرید. ممکن است فلان تشکل دیگر دانشگاهی این ظرفیت را نداشته باشد که حتّی این حرف را بشنود؛ اما شما بعنوان بسیج، باید این ظرفیت را داشته باشید که این کار را بکنید؛ تفاوت شما اینقدر است. ... شما باید بروید و عرصه‏های علمی را، عرصه‏های فناوری را، نوآوری‏های علمی و آفاق شناخته‏نشده‏ی علم را تصرف کنید. البته درس‏نخوانده و کارنکرده نمی‏شود؛ ... البته جوانها حواسشان باشد، من هیچ توصیه نمی‏کنم که شما اولِ درس خواندن بروید و عضو عالی فلان اداره - مشاور وزیر یا غیر آن - بشوید؛ نه، این طور چیزها را اصلاً من قبول ندارم؛ اسم و عنوانی که انسان را از لحاظ اعتبار بالا بیاورد، اما از لحاظ واقعیت در آن چیزی نباشد، فایده‏ای ندارد. ...بسیج دانشجویی نیازهائی دارد؛ نیازهای اصلی و عنصری و اساسی: نیاز اولش به فکر و تحلیل و روشن‏بینی است. فکر، تفکر، اندیشه‏پردازی - یا به قول شماها کارِ تئوریک - در زمینه‏ی مسائل اسلام، در زمینه‏ی مسائل انقلاب، در زمینه‏ی مسائل بین‏المللی و در زمینه‏ی مسائل جاری؛ به طوری که دانشجوی بسیجی، در هر جمع دانشجویی، ذهن روشنتر، زبان گویاتر و ابتکار بیشتری داشته باشد. همان طوری که گفتم و اشاره کردم، حقایق را از ورای جناح‏بندی‏های سیاسی نگاه کنید و ببینید؛ از بالا نگاه کنید و جبهه را ببینید. در یک جبهه‏ی گسترده‏ای که ممکن است طول آن صد کیلومتر باشد، واحدهای گوناگونی هستند؛ یک نفر در یک واحد، فقط خودش را می‏بیند. اما آن کسی که با هلی‏کوپتر از بالا عبور می‏کند، آرایش جنگی مجموعه‏ی این واحدها را می‏بیند. از بالا اوضاع کشور را نگاه کنید؛ آن وقت جای خودتان را درست پیدا می‏کنید که کجا باید باشید، چه کار باید بکنید، به چه چیز باید حساسیت نشان بدهید، به چه چیز باید حساسیت نشان ندهید. همان طور که گفتم گاهی یک حرف حق را نباید زد؛ چون گفتن این حرف، پازل دشمن را تکمیل می‏کند. مواظب باشید در هیچ مرحله‏ای، شما تکمیل‏کننده‏ی پازل دشمن نباشید. یک نیاز دیگر عبارت است از جهاد علمی. جهاد علمی برای شما لازم است. باید در میدانهای علم وارد بشوید؛ وزارتخانه‏ها هم باید کمک کنند؛ معاونتهای تحقیقاتی هم باید کمک کنند؛ معاونتهای اداری مالی دانشگاه‏ها و وزارتخانه‏ها هم باید کمک مالی کنند؛ خود سازمان مقاومت بسیج هم در بخشهایی باید کمک و پشتیبانی کند. یکی دیگر از نیازهای عمده‏ی شما مسأله‏ی اخلاق و معنویت است. شماها جوانهای خوبی هستید؛ این را بدون تعارف می‏گویم؛ انصافاً جوانهای بسیجی ما، جوانهای خوبی هستند. اما خوبی مراتبی دارد. هیچ وقت در خوب بودن و خوب شدن حد نشناسید؛ مرتب در حال بالاتر رفتن باشید. سعیتان این باشد که گناه نکنید. فرائض را با شوق و رغبت انجام بدهید. از یاد خدا غفلت نکنید. با قرآن انس پیدا کنید. در محیطهای گوناگون که با همدیگر هستید، سعی کنید به دینداری و معنویتِ یکدیگر کمک کنید. اگر رفیقی در جایی پایی کج می‏گذارد، او را برادرانه و مشفقانه باز بدارید. عزیزان من! از لحاظ اخلاق خودسازی کنید. انسان با تمرین، همه‏ی کارها را، همه‏ی خلقیات و خوی‏ها را می‏تواند به خودش بدهد؛ بخصوص در فصل جوانی که شما هستید. در فصل ما - فصل پیری - محال نیست، اما خیلی سخت است. در فصل شما نه، خیلی آسان است. اگر بی‏نظمید و بخواهید به خودتان نظم بدهید، آسان است. اگر بخیلید و بخواهید به خودتان سخاوت بدهید، آسان است. اگر بداخلاق و اخم‏رو و ترش‏رو و بهانه‏گیرید و بخواهید به خودتان خوش‏اخلاقی بدهید، آسان است. اگر غیبت‏کننده و ایرادگیرنده‏ی از این و آنید و بخواهید خودتان را نگه دارید، آسان است. با تمرین! با تمرین حقیقتاً می‏توانید به سمت تعالی حرکت کنید؛ به این احتیاج دارید. این جوانهایی که اول وارد دانشگاه می‏شوند، غالباً دلهای پاکی دارند و دلشان هم می‏خواهد که یک کانون معنویتی پیدا کنند و به او بپیوندند؛ بسیج مورد نظر آنهاست و از بسیج توقع دارند. شما به یک معنا، شبیه ما طلبه‏ها هستید: مردم از طلبه‏ها انتظار بیشتری دارند؛ از بسیج هم انتظار بیشتری دارند. پس اخلاق و معنویت هم از نیازهای عمده‏ی شماست! درسهای اخلاقی را در بین خودتان رائج کنید. از اساتید اخلاق و موعظه‏گرها استفاده کنید. البته مواظب باشید در دام عنکبوتهای دنیادار و دکاندار گرفتار نشوید؛ این روزها از این چیزها هم زیاد است: دکاندارهایی که به اسم معنویت، ادعا می‏کنند که امام دیدیم و ...! هیچ واقعیتی هم ندارد. حواستان باشد که اسیر آنها نشوید. از جمله‏ی نیازهای شما، یک مجموعه‏ی اندیشه‏ورز است. من دلم می‏خواهد ما گرته‏برداری از لغات خارجی را کمتر کنیم. متأسفانه کم‏کاری‏های ما موجب شده که گرته‏برداری کنیم. اتاق فکر، درست ترجمه‏ای از انگلیسی است. من دلم نمی‏خواهد کلمه‏ی «اتاق فکر» را به کار ببرم، اما چاره‏ای نیست. یک مجموعه‏ی فکری درست کنید - همان اتاق فکر در مراکز - اینها بنشینند فکر کنند، فکرهای عالی بکنند. از افراد مطمئن، خاطرجمع و خوشفکر استفاده کنید. نشریات بسیج دانشجویی جزو پُرمایه‏ترین و غنی‏ترین نشریات باشد که هر دانشجویی یا هر استادی یا هر کسی بیرون از محیط دانشگاه آن را نگاه کرد، از آن استفاده کند؛ این جزو نیازهای شماست. یکی از نیازها، گزینش افراد باصلاحیت در بخشهای مختلف این تشکیلات بزرگ است. امام (رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه) همیشه به همه - از جمله به دانشجوها - توصیه می‏کردند که از نفوذی‏ها بپرهیزید؛ واقعش هم همین بود. آن اوایل جزو مجموعه‏های ماهر در نفوذ، اعضای حزب توده بودند که با چاپلوسی و ظاهرفریبی و ریاکاری، خودشان را جا می‏زدند. بعد البته یک عده‏ی دیگر هم از آنها یاد گرفتند و وارد تشکیلاتهای گوناگون و بخشهای مختلف نظام شدند و کار را به جایی رساندند که حاکمیت دوگانه را هم ادعا کردند. شماها که یادتان هست؛ مال چهار پنج سال پیش است. حاکمیت دوگانه، انشقاق، انشقاق در رأس! خیلی چیز عجیبی است! به این جا هم رسیدند. حواستان باشد؛ انشعاب و انشقاق و دودسته شدن خطرناک است؛ یکی به خاطر یک فکری از مجموعه‏ای جدا بشود، باز یکی دیگر از آن طرف به خاطر یک فکر دیگر جدا بشود؛ در حالی که این فکرها ممکن است درست هم باشد، اما آنقدر اهمیت نداشته باشد که انسان این یکپارچگی را به خاطر آن به هم بزند. بنده که عرض کردم اتحاد ملی، خوب، اتحاد ملی برای شما دانشجویان بسیجی از همین بسیج خودتان شروع می‏شود: اتحاد سازمانی و تشکیلاتی. نگذارید شما را تکه‏تکه و پاره‏پاره کنند. و یک توصیه هم که واقعاً به آن احتیاج دارید - با اینکه شماها بسیجی هستید و تحرک شما زیاد است - این است که مراقب باشید تحرک خود را از دست ندهید و از تنبلی بپرهیزید؛ این چیز مهمی است. تن‏آسایی نکردن، چیز مهمی است. ...»

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(وظیفه جوانان برای پیشرفت کشور) (وظیفه جوانان برای پیشرفت در آینده) (جوانان ایرانی برای پیشرفت چه وظیفه ای دارند؟)