پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


همسر من با جمعی از دوستان خود تصمیم به مطالعه فلسفه گرفته اند و از یک روحانی خواسته اند که به آنها فلسفه بیاموزد. سوال من این است که آموختن مسائل فلسفه که هیچ ضرورتی ندارد و حتی برخی علما آموختن فلسفه را منع نموده اند، نزد استاد مرد را توصیه می نمایید؟ چرا روحانیت که خود زنان را به حضور بیشتر در خانه و رسیدگی بیشتر به امور همسر و فرزندان تشویق می کند برای چنین مسائل شبهه ناکی همسران ما را بیرون خانه، گرد خود جمع می کند. اگر از بین زنان عالمه استاد فلسفه پیدا شود، مراجعه زنان جهت آموختن فلسفه به مردان را چقدر توصیه می نمایید. در ضمن این روحانی هر هفته جهت هماهنگی کلاس با موبایل همسر من تماس می گیرد و بین کلاس نیز همسر من می بایست هماهنگیهای لازم را برای استراحت و ناهار ایشان انجام دهند. در پایان اگر من اشتباه می کنم و زیادی حساسیت به خرج می دهم، لطفا مرا راهنمایی کنید.

1 پاسخ 1

برادر گرامی؛همه ما در زندگی روزانه خود با مشکلات فراوانی مواجهیم ،اما گاه برطرف کردن آنها را در توانایی خود نمی بینیم و یا اینکه در طرح آن با دیگران دچار ناسازگاری می شویم . پر واضح است که اگر به موضوع پیش آمده به عنوان یک مسأله بنگریم ،بهتر می توانیم در جهت حل آن اقدام نماییم .
نکات کلیدی
1- اگر منبع تنیدگی مشخص نباشد و به اصطلاح ندانیم از کجا خورده ایم و به چه حساس هستیم ،چگونه می خواهیم با آن مقابله کنیم ؟
2- پر واضح است که هر مسأله ای راه حل خود را می طلبد و ممکن است مثلاًفردی که با خروج همسرش ا زمنزل نمی تواند کنار بیاید مسأله را روی رشته تحصیلی وی و یا دوستان و همکلاسی هایش فرافکنی نماید که در این صورت نتیجه لازم قابل دسترسی نخواهد بود.
3- بهتر است مسأله خود را به صورت شفاف و روشن مشخص نمایید تا اگر خواستید مثلاً به همسرتان در مورد شرکت در این کلاسها تذکر دهید خواسته شما مشخص باشد و به یک جواب منطقی برسید .
در متن ارسالیتان به موارد متفاوتی اشاره نمودید که هر کدام می تواند دلیل عدم موافقت شما با شرکت همسرتان دراین کلاسها باشد، برخی از آنها عبارتند از :
1-حرام دانستن آموختن فلسفه .
2-حساسیت نسبت به استاد مرد.
3-مسأله حضور زن در بیرون از خانه .
4-حساسیت نسبت به اصل تحصیل همسر خود و حضور وی در فعالیت های خارج از منزل .

برادرم ، یکى از رمزهاى موفقیت در هر امری واقع نگرى است. از سوی دیگر یکى از مشکلات اساسى افراد این است که ارزیابی های آنها از مسایل و مشکلات با واقعیت ،فاصله بسیار دارد, لذاست که این افراد معمولاً در ارزیابى‏هاى خود دچار نوعى افراط یا تفریط شده تا جایی که نمى‏توانند برای برون رفت از مسایلی که در زندگی با آن روبرو خواهند شد، از حداقل امکانات خود بهره مند گردند.
توصیه می گردد که اولاً با خود رک باشید و با واقع بینی مسأله خود را مشخص نمایید (با کدام قسمت کار نمی توانید کنار بیایید با حرمت فلسفه ،خروج همسر از منزل و یا تحصیل همسرتان نزد استاد مرد؟)
- تشخیص مشکل به عنوان اولین حرکت در طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات و تجربیات و تبدیل آن به مسأله در جهت حل آن می باشد .
اینجاست که می توانید برای هر مسأله خود دنبال جواب بگردید و در موردش با دیگران به موافقت یا مخالفت برخیزید.
×فلسفه، از دانشهاى بشرى است که وجود و بسط آن به دلیل ضرورت آن است.
فلسفه و فیلسوف نه مورد تأییداسلام است و نه مورد رد اسلام، اصولاً چنین دیدگاه مطلقى منطقى نیست. فلسفه تا آنجا که با معارف دینی مبتنی بر وحی همراه باشد, مورد تأیید اسلام است و در صورتی که با اصول اعتقادی اسلام مخالف باشد, دین و عالمان دینی نیز با آن مخالف هستند.
البته تشخیص موافقت ومخالفت دین با قواعد فلسفی, کار آسانی نیست .


بسته به مخالفین علل و دلایل مخالفتها نیز مختلف است که به برخی از آنها اشاره می شود.
1- یکی از عوامل، وجود روایاتی در مذمت فلاسفه است که با توجه به شواهد تاریخی مراد از فلاسفه، دراین روایات کسانی هستند که تحت تأثیر کتب یونانی ویا فلسفه های الحادی گرفتار سفسطه شده بودند یا با فلسفه در مقابل دین دکان باز کرده بودند؛ ولی مخالفین فعلی متوجه این مطلب نشده اند.
2- نداشتن ذوق در علوم عقلی، چرا که همه، استعداد هر علمی را ندارند و «الناس اعداء ما جهلوا»(نهج البلاغه)
3- برخی مخالف بودند با فلسفه خواندن کسانی که استعداد فلسفه نداشتند به عبارت دیگر مخالفت آنها با عمومی شدن فلسفه بود نه با خود آن.
4- مخالفت برخی هم تقلیدیست یعنی چون برخی علمای نامدار مخالفت کرده اند اینها نیز مخالفت می کنند.
5- برخی نیز مانند ظاهرگرایان اهل سنت اساسا با عقل و تعقل در دین مخالف بودند و معتقد بودند که دین را نمی توان با عقل فهمید.
6- برخی نیز با آمیختگی دین و فلسفه مخالفند لذا اینها با فلسفه مشاء مشکلی ندارند ولی با حکمت متعالیه مخالفند.
7- برخی نیز معتقدند که خلفای عباسی با ترویج فلسفه قصد داشتند که روایات اهل بیت(ع) را از رونق بیندازند لذا از این جنبه با آن مخالفند.
8- برخی نیز فلسفه را ره آورد فرقه معتزله می دانند و مخالفت با فلسفه را مخالفت با تفکر معتزلی می دانند.
9- برخی نیز عقاید فلاسفه را مخالف با قرآن و سنت قلمداد می کنند در حالی که درمواردی پاره ای ازعقائد فلاسفه مخالف با فهم آنان از کتاب و سنت است نه لزوماً مخالف با کتاب و سنت.البته در مواردی نیز چه بسا اندیشه فیلسوفی در یک مطلب خطا باشد اما نمی توان به این دلیل به طور کلی فلسفه را مردود انگاشت .
10- مخالفت برخى از علما با فلسفه به معنی ضرورى ندانستن آن است و یااینکه برخى آن را موجب مشغولیت ذهن و بازماندن از احکام و معارف اصیل دین دانسته‏اند.
در هر صورت فلسفه دانشى بشرى است که در مواردى فراگرفتن آن مفید و گاهى ضرورى است.

برادر گرامی ،بنابر این اگر مشکلتان بابت حرمت فلسفه بود ،با اطمینان خاطر می توان گفت که می توانید از بابت این مسأله نگران نباشید .
در مورد ضرورت تحصیل همسرتان در فلسفه ، چون ما در مورد رشته تحصیلی ،علاقه و کارآیی ایشان در این زمینه اطلاعی نداریم قادر نیستیم نظر کارشناسی بدهیم .
به نظر می رسد که اگر تا به امروز تحصیلشان در این زمینه تبعاتی برای شما و زندگی مشترکتان نداشته و ایشان ظرفیت علمی و ... را دارا هستند ،شما نیز حساسیت زیادی به خرج ندهید.
برادر گرامی ؛ یکی از مهمترین ارکان مشاوره که باعث می گردد نتیجه مطلوبی از آن حاصل گردد، میزان اطلاعاتی است که شما باید در اختیار مشاور قرار دهید ؛ زیرا به هر حال تفاوت های فردی افراد در وضعیت و شرایط خانوادگی ،محیطی ،شخصیتی ،جنسیتی و ... ایجاب می کند که مشاوره ها با فرد مورد نظر و شرایط وی مطابقت داشته باشد .

لطفاً اگر دنبال مشاوره مفیدتری هستید ،دلیل مخالفت خود را با تحصیل همسرتان برای ما ارسال نمایید .

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده