پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سخن برای گفتن زیاد است اما فعلاً به این مطالب اشاره می کنم. در خصوص تهمتی که به بنده زدید که گفتید به حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تهمت زدم. جمله شما این بود:
در مورد این کلام شما که حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سخنرانی خود در پاریس فرموده اند که الگوی ایشان در حکومت, عمر است این حرف دروغی بزرگ و افتراء بر آن بزرگوار است که به هیچ وجه صحت ندارد. خوب است شما کمی تحقیق داشته باشید و اگر هم حرفی را نقل می کنید از این به بعد سعی کنید با مدرک معتبر باشد تا خدای نکرده گرفتار تهمت و افتراء نشوید.

شما چرا تهمت زدید.لا اقل سند می خواستید تا برایتان ذکر کنم.قبل از انکه بنده دروغگو باشم یا نه باید از بنده سند می خواستید که در زیر برایتان آوردم.
باکی نیست شما را می بخشم و به آوردن سند سخن امام (ره) می پردازم.
همانطور که می دانید یکسری از سخنرانی های ایشان که قبل از انقلاب ایراد شده و اکثراً در پاریس بوده در سه جلد تحت عنوان کوثر گردآوری شده است.
در جلد دوم-چاپ دوم کتاب به سال 73 در صفحه ی 53 کتاب :
و ما هم حکومت خودمان را نشان دهیم-آن حکومتی که ما می خواهیم.آن حکومتی که ما می خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود.ما بنا ست رؤسا را بگیریم،رؤسا را نظر بکنیم،سیره ی رؤسا را نظر بکنیم،یکی از آنهاه حضرت امیر بود؛یکی هم عمر بود. ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟!
شناسنامه ی سخنرانی:
سخنرانی شماره 51
زمان:
8 آبان 1357 ه.ش/27 ذیقعده 1398 ه.ق/30اکتبر 1978 م.
مکان:
فرانسه/نوفل لوشاتو
مناسبت:
ادامه ی تبلیغات ابر قدرتها علیه اسلام روحانیت و استمرار قیام در ایران
عنوان:
شیوه ی حکومت پیغمبر اکرم و مبارزات ائمه و روحانیت شیعه علیه حکام جور.
حضار:
جمعی از دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج کشور.
ناشر این کتاب:
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) است.
حتماً این سخنرانی در صحیفه نور هم مندرج است. جلد 4 صحیفه نور صفحه 220 به تاریخ 8 آبانماه سال 57.
حال چه کسی تهمت میزند بنده یا شما که ملبس به لباس روحانیت هستید؟!
قدری تقوا داشته باشید آقا؟!
جالب است که در همین کتاب حضرت امام رضوان الله در خصوص ورود عمر و غلامش به مصر از نمونه های عالی حاکمان در حکومت اسلامی یاد کرده و در کنار این مثال داستان محاکمه ی امیرالمومنین و آن فرد یهودی که درباره یک زره بود و داستان اینکه هر فرد غیر از اهل مدینه که به مسجد پیغمبر وارد می شد و نمی توانست ایشان را از غیر تشخیص دهد به واسطه ی اینکه دور هم می نشستند و پیامبر خود را با سایر مومنین یکسان میدید می آورد.
خدا کند که ما از اهل هدایت باشیم.
والسلام.

1 پاسخ 1

پاسخ: در رابطه با این فرمایش مرحوم امام خمینی(قدس سره) توجه به چند مطلب لازم است:
1- امام خمینی(قدس سره) در این کلماتشان نامی از (الگوی) حکومت نمیبرند، بلکه مصادیق حکومت اسلامی و مارکسیستی را نام می برند و تنها مقایسه ای دارند بین سیره و روش زندگی رؤسای حکومت اسلامی و حکومتهای مارکسیستی، که حکومتهای اسلامی صدر اسلام حداقل ساده زیستی را رعایت می کردند و برخلاف حکومت مادی و دنیا پرست مارکسیستی بودند.
2- تفاوت بین مصداق با الگو
مصداق: کسی‌یاچیزی‌که‌شاهدصدق وراست گفتن شخص باشد, گواه‌وگواهی ودلیل راستی‌سخن.
الگو: سرمشق . مُقتَدی ̍. اُسوَه .نمونه (مراجعه کنید به لغت نامه دهخدا و سایر لغتنامه ها)
تفاوت بین این دو روشن است، در الگو انسان کسی را به عنوان سرمشق و نمونه خود انتخاب می کند ولی در مصداق انسان به موردی و چیزی به عنوان شاهد بر صدق گفتار خود استناد میکند چه آن چیز را قبول داشته باشد و چه نداشته باشد مثلا ما شیعیان برای صدق گفتارمان به روایات وارده در کتب اهل سنت استدلال می کنیم در حالی که این اشخاص و یا اصل کتابشان را قبول نداریم ولی برای قانع کردن خصم به آنها استدلال می کنیم اما در الگو انسانی که کسی را الگو قرار می دهد او را به تمامه قبول دارد لذا به عنوان مقتدی و سرمشق خود انتخاب می کند، پس بین این دو تفاوت وجود دارد.
3- امام در کلماتشان مصداق حکومت اسلامی را اول پیغمبر اکرم(ص) و بعد امیرالمؤمنین علی(ع) و در آخر عمر می دانند.(تاکید می کنم: در آخر)
4- به کلمات مرحوم امام خوب دقت کنید، امام می فرمایند: ...یکی از آنها حضرت امیر بود و یکی هم عمر بود، ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟
از این کلمه (هم) خیلی از حرفهای زده نشده امام فهمیده می شود، که بسیار روشن است، امام می خواهند بفرمایند که پست ترین حکومت که حکومت غاصبانه عمر است این حکومت با تمامی پستی اش، بهتر بود از حکومت مارکسیستی چون لااقل اسم حکومت اسلامی روی آن بود و نوعی ساده زیستی که یکی از اصول زندگی روسای حکومت اسلامی است در این حکومت به چشم می خورد.
5- خوب است که شما به ابتدای کلمات امام هم توجهی داشته باشید، مرحوم امام در ابتدای مقایسه بین این دو حکومت، به صراحت حکومت این خلفا ( به غیر از حضرت علی ع) را حکومت «صوری» می دانند و این خود معنای بسیار عمیقی دارد، معنای حکومت صوری یعنی حکومت ظاهری نه حکومت واقعی ( در لغت نامه دهخدا در مورد صوری اینچنین آمده است: صوری یعنی ظاهری، مقابل معنوی و واقعی) و جالب اینجاست که امام(قدس سره)، حکومت پیامبر و حضرت امیر را از حکومت خلفا جدا کرده و فقط حکومت خلفا را حکومت صوری نامیده است و به این ترتیب به همه فهمانده اند که این حکومت خلفا حکومت ناحق بوده است.
آنچه که مورد تایید امام و همه است این است که این حکومتهای صدر اسلام مبنای آنها ساده زیستی و قناعت بوده است و بالتبع حکومتهای اسلامی هم همه باید اینچنین باشند نه مانند حکومتهای مارکسیستی و مادی که به چیزی جز دنیا پرستی فکر نمی کنند. لذا است که مرحوم امام حتی بین خلفای صدر اسلام با خلفای بعدی آنها که به سلطنت طلبی روی آورده بودند هم فرق نهاده است.
6- در جواب قبلی هم به این مطلب اشاره شده بود که ما هم ساده زیستی عمر را قبول داریم ولی این ساده زیستی تنها متعلق به عمر نبود بلکه تمام صحابه و مردم آن زمان ساده زیست بوده اند و حتی از عمر هم بسیاری از صحابه ساده زیست تر بوده اند(مانند خود امیر المؤمنین علی علیه السلام و سلمان فارسی و ابوذر و بسیاری دیگر از صحابه) که این ملاک خلافت نمی تواند قرار بگیرد و هیچ مزیتی برای عمر نیست چرا که اگر اینطور باشد افراد زیادی از صحابه بودند که به این منصب به دلیل ساده زیست تر بودن لایق تر بودند علاوه بر اینکه این کسی که در رأس حکومت قرار می گیرد باید خود را به ساده زیست بودن مزین کند تا بین مردم مقبولیت داشته باشد بالاخص در آن زمان که وضع عمومی مردم خوب نبود لذا عمر هم که انسان بسیار عوام فریبی بود به این نکته کاملا توجه داشت و آن را رعایت می کرد، هر چند مستندات فراوانی وجود دارد که ثابت می کند که عمر شاید برای خود چیزی جمع نمی کرده ولی به اطرافیان و نزدیکانش از بیت المال هدایا و اموال بی حد و حصر و غیر قانونی پرداخت می کرده است که این کار او خلاف شرع بوده است که به جهت اختصار آن موارد را ذکر نمی کنیم، به این نکته خوب توجه داشته باشید که عثمان در سالهای پایانی خلافت خود این مسئله را رعایت نکرد و به دست همین صحابه کشته شد و عمر که خوب این مطلب را می دانست در زمان خلافت خود این مسئله را رعایت کرد تا سرنوشتی شبیه عثمان نداشته باشد.
7- امام خمینی(قدس سره) در کلماتشان فقط نامی از عمر می برند و بس، و در بقیه کلامشان را به پیامبر و حضرت امیر اختصاص می دهند، حال شما تمام این مطالب در مورد حضرت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نادیده گرفته و فقط به این یک کلمه در مورد عمر تکیه میکنید؟!!

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(سخنان حضرت علی تهمت و افتراء) (سخنان امام خمینی در مورد تهمت و افتراء)