پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


چرا زن در دین اسلام این قدر محدود است؟ تا موقعی که مجرد است، تحت سلطه پدرش است و بعد که متأهل شد تحت سلطه شوهر؟

1 پاسخ 1

جواب اجمالی:
فرزند اعم از دختر و پسر مادامی که به سن رشد نرسیده اند تحت کفالت و مدیریت پدر خانواده هستند و از این لحاظ هیچ فرقی بین دختر و پسر وجود ندارد.تنها استثنایی که در این زمینه وجوددارد مسئله اذن پدر برای ازدواج اول دختر است که آن هم الزاما بایستی بر اساس مصالح دختر باشد در غیر اینصورت نیازی به اذن پدر نیز وجود ندارد.
بعد از ازدواج نیز به مقتضای تعهدی که زن و مرد برای قبول مسئولیت های متقابل نسبت به زندگی مشترک با هم منعقد می کنند عمل می کنند و هیج یک حق سلطه گری به معنای تضییع حق طرف مقابل را ندارد.
جواب تفصیلی:
براساس آموزه های اسلام هیچ یک از زنان و مردان و قبایل و طوائف و نژادها بر دیگران برتری ندارند، مگر به پرهیزکاری و تقوای الهی. یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی... ان اکرمکم عند الله أتقیکم؛ ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسائی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.
یعنی در کمالات انسانی و کسب فضایل مانند کسب دانش و معرفت و ارزش و شخصیت انسانی و رسیدن به مراتب کمال انسانی و... مساوی می‏باشد، با هم برابر بوده و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.
اما معنای سخن چنین نیست که همه انسان‏ها در همه شرایط و وظایف و مسئولیت‏ها برابر باشند. این را هیچ خردمندی نمی‏پذیرد.
جامعه بشری یک نظام اندام واره و ارگانیکی است، که هر یک از اعضا و جوارح مسؤلیتی دارد که دیگری آن را ندارد، مانند این که: مغز وظیفه‏اش مدیریت و صدور فرمان است. قلب مسئولیتش پمپاژ خون و رساندن اکسیژن به تمامی سلول‏های بدن است. چشم وظیفه دارد از امور مادی عکس برداری کند و آن را به شبکه عصب بسپارد و تارهای عصبی آن را به مغز منتقل کند. همین طور هر یک از اعضا و اندام وظیفه‏ای دارد که با وظایف دیگر اندام‏ها متفاوت است. در اجتماع بشری نیز وضع بدین منوال است، بلکه در کل جهان طبیعت چنین است.
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست‏ که هر چیزش به جای خویش نیکوست
برای استمرار حیات اجتماعی می‏بایست یکی طبیب باشد و دیگری نانوا و سومی کشاورز. انسان‏ها متفاوت آفریده شده‏اند تا مسئولیت‏ها و وظایف بین مردم تقسیم شود. امام علی(ع) فرمود: لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا؛ مردم تا وقتی که از تفاوت‏ها بهره مندند، مشمول خیر و رحمت الهی قرار می‏گیرند. اگر تفاوت نباشد، هلاک می‏گردند.
بنابراین با وجود تفاوت‏های موجود در افراد اجتماع، یکی مسئولیت مدیریت اجتماع را برعهده می‏گیرد، یکی کشاورز می‏شود و.... اجتماع چون می‏بایست نظم داشته باشد و از هرج و مرج جلوگیری شود، مدیر لازم دارد.
خانواده کوچک‏ترین هسته جامعه بشری است. در این اجتماع کوچک نیز می‏بایست وظایف و مسئولیت‏هاتقسیم و مشخص شود. یکی مدیریت و مسئولیت اداره آن را می‏بایست در دست بگیرد.
در دنیای امروز این سخن پذیرفته شده است که اگر هیأتی (حتی هیأت سه نفره) مأمور انجام کاری شود، حتماً باید یکی از آن سه رئیس و مدیر و دیگری معاون یا عضو باشد وگرنه هرج و مرج پیدا می‏شود، یعنی باید در هر تشکل و اجتماعی اگر چه محدود، یکی از آنها مدیریت کند. حال در خانواده مدیر مرد باشد یا زن؟ باید مسئولیت‏ها منطبق با نظام تکوینی و سازگار با آفرینش زن و مرد باشد. اسلام می‏گوید این مسئولیت منطبق با آفرینش مرد است و مدیر خانه مرد و زن معاون او باشد. (الرجال قوامون علی النساء...)
اشتباه نشود و از این سخن استبداد و ظلم مردان بر زنان برداشت نگردد، بلکه مراد این است که این اجتماع کوچک با داشتن یک نفر به عنوان مدیر و مسئول، کارهایش به خوبی بچرخد و همه از آن نفع ببرند.
ممکن است بپرسید چرا این مسئولیت را اسلام برعهده زن قرار نداده است. در پاسخ می‏گوییم: همان گونه که در بالا اشاره شد، این مسئولیت همگام با خلقت و فطرت زن و مرد است.
زن و مرد اگر چه در انسانیت تفاوتی ندارند، ولی از نظر امور جسمانی (اعضا و جوارح)، احساسات و عواطف و تمایلات و اخلاق و فعالیت‏های مغزی تفاوت هایی دارند.
از نظر توان بازو و رشد عضلات، توان زن به پای مردان نمی‏رسد. در این تردیدی نیست که به تناسب تفاوت در آفرینش این دو، معمولاً کارهایی را که نیازمند به نیروی بازو و قدرت بدنی باشد، مردان انجام می‏دهند. و کارهای سبک و پرظرافت را زنان.
از نظر احساسات، عواطف و تمایلات بنا به گفته روانشناسان، محبت، رفتار انفعالی، رفتار عاطفی و حمایت کننده از ویژگی‏ها و رفتار زنانه، در مقابل، پرخاشگری، استقلال، رقابت سلطه و حاکمیت از ویژگی‏ها و رفتار و مردانه است.
به مقتضای تفاوت در آفرینش و تکوین، تشریع و مسئولیت‏های اجتماعی مختلف می‏شود. زن با تکیه به شوهرش و رفتار انفعالی در برابر شوهر (اطاعت از وی) به آرامش می‏رسد. اما مرد می‏خواهد با استقلال و حاکمیت و اتکای همسر به او، به آرامش برسد.
این سخن همان الرجال قوامون علی النساء است، یعنی مرد باید مسئول خانواده باشد.
به تناسب همین مسئولیت اسلام می‏گوید: مرد وظیفه دارد هزینه خانواده را تأمین کند.
قرار دادن مسئولیت تأمین مخارج خانواده بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که به نفع زنان است و باری بر دوش مردان وضع شده است، کسی اعتراض نمی‏کند، چون این حکم به مقتضای طبیعت است و در آفرینش ریشه دارد. نیز قراردادن وظیفه سنگین و طاقت‏فرسای جهاد و خدمت سربازی، بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که این قانون به نفع زنان است و آنان را از این کار طاقت فرسا معاف داشته است، اعتراضی نیست.
قرآن در آیه 34 سوره نساء بعد از بیان مسئولیت مردان در خانواده به دو نیروی مذکور (توانایی بدنی و نفقه) اشاره کرده است.
اگر یکی از احکام اسلامی مورد پسند ما نشد، می‏بایست آن را در کنار دیگر مسائل اسلامی قرار داد و با توجه به همه جوانب داوری نمود. در امور خانوادگی، مسئولیت‏های زنان و مردان را می‏بایست کنار هم قرار داد و قضاوت نمود. همان گونه که اسلام تکالیفی برعهده مردان قرار می‏دهد که برعهده زنان قرار نمی‏دهد، مانند نفقه، مهریه، دیه عاقله، جهاد و سربازی و... تکالیفی هم برعهده زنان قرار می‏دهد که برعهده مردان نیست.
این دو قسم را در مجموع باید سنجید و قضاوت نمود.
پی نوشت
. حجرات (49) آیه 13.
.مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 383.

. نساء (4)، آیه 34.
. روانشناسی رشد، ج 1، ص 330.
. محمد تقی مدرسی، تفسیر هدایت، ج 2، ص 68 - 69.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()