پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


یک سوال در مورد یوسف پیامبر(ع) ذهنم را به خودش مشغول کرده است و آن ایه 42 سوره مبارکه یوسف است. در ترجمه آیه آمده است که وقتی که یوسف(ع) خواب آن دو زندانی را تعریف کرد، به آن زندانیی که می دانست کشته نخواهد شد، گفت که مرا نزد مولای خود یاد کن. اگر اینچنین باشد که یوسف(ع) در این لحظه از یاد خدا غافل شده است، این مصداق بارز غفلت است و با مقام معصومیت آن نبی خدا در تضاد کامل است. همان گونه هم که در فیلم یوسف پیامبر، این اشکال جدی وارد است که چرا باید یک پیغمبر با مقام عصمت، از یاد خدا غافل شود و از آن چنین توبه و انابه کند و به خاطر همین غفلت هم، خداوند چند سال دیگر به مدت زندانی شدن آن حضرت بیافزاید. خواستم که نظر دوستان را در این مورد بدانم. آیا فهم من از مسأله عصمت غلط و اشتباه است. آیا آن کار حضرت یوسف(ع)، به گونه ای ترک اولی بوده مثل ترک اولای یونس پیامبر و یا اصلا به نظر دوستان می شود این گونه کارهایی که از برخی پیامبران معصوم که بنده به عنوان یک شیعه و همه شیعیان به رسالت تمامی پیامبران اعتقاد داریم و هیچ گونه شک و تردیدی هم نداریم و به همه آنها درود می فرستیم، از پیغمبران سر زده است را به وسیله ترک اولی توجیه کرد؟ ترک اولی واقعا به چه معناست؟ اگر نظر آقای جوادی آملی را در مورد آن آیه هم ذکر کنید، سپاسگذار خواهم بود.

2 پاسخ 2


انسانها از لحاظ گستره و ظرفیّت وجودی ، در یک سطح نیستند. لذا انتظار خداوند متعال از آنها نیز یکسان نیست. خداوند متعال آن انتظاری را که از چهارده معصوم دارد از انبیاء و اولیای دیگر ندارد. همچنین آن انتظاری را که از انبیای اولوالعزم دارد از غیر اولوالعزم ندارد. به همین ترتیب انتظار خدا از انبیاء غیر الوالعزم خیلی بیشتر از علمای ربّانی و از علمای ربّانی بیش از علمای عادی ، و از علما بیش از غیر علماست. لذا بازتاب رفتارهای اقشار گوناگون بندگان از جانب خدا نیز متفاوت است. آن کیفیّت از یک عمل که برای عوام ، کمال محسوب می شود چه بسا برای عالم نقص شمرده شود ؛ و آنچه برای عالم عادی کمال فرض می شود چه بسا برای عالم ربّانی نقصان تلقّی گردد ؛ و به همین ترتیب حسنات عالم ربّانی ، سیئات انبیاء و حسنات انبیاء ، سیئات اولوالعزم ، و حسنات اولوالعزم ، سیئات اهل بیت(ع) قلمداد می شود. همانگونه که در نزد عرف ، اگر فردی عادی کنار خیابان ساندویچ بخورد ، کار او چندان قبیح تلقّی نمی شود در حالی که اگر عالمی یا استاد دانشگاه معروفی چنین عملی را انجام دهد ، کارشان به شدّت زشت شمرده می شود.
بر این اساس ، کاری که حضرت یوسف (ع) در زندان انجام داد و برای اثبات حقّانیّت و بی گناهی خود نزد پادشاه مصر ، متوسّل به بنده ی خدا شد ، برای افرادی عادی یقیناً بد نبود ؛ بلکه چه بسا به حکم عقل و شرع ، چنین عملی برای افراد معمولی واجب نیز باشد ؛ امّا حضرت یوسف (ع) دارای مقامی در نزد خدا بود که باید بی اذن خدا دست به هیچ کاری نمی زد ؛ حتّی کار مباح یا خیر. لذا او تا اذن مستقیم نیافته بود حقّ چنین توسّل مشروعی را هم نداشت. افراد عادی به اذن عامّ خدا که در ضمن حکم عقل یا شرع می آید عمل می کنند ؛ امّا انبیای الهی در برخی امور فقط باید تابع وحی موردی باشند. یعنی باید منتظر فرمان خاصّ الهی باشند. برای مثال حضرت یونس(ع) وقتی یقین نمود که عذاب بر قومش نازل خواهد شد به حکم عقل از عذاب الهی فرار نمود ، در حالی که باید منتظر فرمان خاصّ الهی می ماند و اگر خدا فرمان نمی داد باید خود را تسلیم عذاب می کرد. لذا خداوند متعال حضرت یونس را به خاطر این عمل مجازات نمود در حالی که یقیناً خلاف شرع الهی یا خلاف حکم عقل عمل نکرده بود و تنها کاری را کرده بود که پایین تر از شأن او بود. علمای شیعه از چنین اموری تعبیر کرده اند به ترک اولی ؛ که نه ترک واجب و مستحبّ است ، نه ارتکاب حرام و مکروه ؛ بلکه ارتکاب عملی است که متناسب با شأن انبیاء نیست.

برگرفته از پرسمان
پیشنهاد میکنم حتما تفسیر المیزان را درذیل این آیه مطالعه بفرمایید.انشاالله به مطلب حقیقی دست پیدا میکنید ایشان ازحضرت یوسف علی نبینا وآله وعلیه السلام به خوبی دربرابر این حرف هادفاع کرده است.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (چرا حضرت یوسف(ع) از پیامبران الولعضم نیست) (سوال وجواب درمورد پیامبران)