پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


یاد آور می شوم که این بنده حقیر چندی پیش نامه ای به شماره برای شما ارسال کردم و پاسخ مفصل شما را دریافت نمودم و پاسخ حضرتعالی تا حدود زیادی بنده را اقناع کرد ولی امروز در حال مطالعه کتاب شیدا بودم. کتابی که داستان و سرگذشت عارف بالله شیخ عبدالکریم کشیمیری(رضوان الله علیه) است و به جمله ای برخوردم که بسیار تعجبم را برانگیخت و از آنجایی که با سوال قبلی سنخیت دارد از جنابعالی خواهش می کنم تا برای بنده بیشتر توضیح دهید تا از کنجکاوی من حقیر کاسته شود. در صفحه 108 کتاب شیدا جمله ای از مرحوم کشمیری بود که عیناً آن را نقل می کنم. آیت الله کشمیری: « یک دفعه بابی از معارف بر من باز شد که آن قدر برایم سنگین بود که اگر حرام نبود دست خودم را به سیم برق وصل می کردم تا بمیرم»( نمی دانم شما چقدر با شخصیت برجسته ای همچون کشمیری آشنا هستید. ولی شما را به خدا عجولانه قضاوت نکرده و این دلسوخته اهبیت(ع) را بخاطر ایراد این جملات به تظاهر و مرید پروری متهم نکنید، هرچند که شأن و منزلت حضرتعالی اجل از آن است که این گونه قضاوت کنید.) نمی دانم با طرح این سوال چه ذهنیتی از شخصیت من در شما شکل می گیرد. شاید شما تصور کنید بنده از جمله جوانان تارک الصلاتی هستم که دارم به بیراهه می روم. ولی این گونه نیست بنده در حد توانم پایبند به شریعت بوده و به عرفانهای نوظهوری که به دنبال به دام انداختن افراد ناآگاه است نیستم بلکه عرفان حقیقی را در مدار اهلبیت(ع) و قرآن می دانم و با مطالعه زندگینامه بزرگان و خواندن کلمات قصارشان نشاط زیادی در خود برای انجام احکام شریعت می یابم و هر دفعه که زندگی یکی از اولیای الهی را مطالعه می کنم به اصطلاح شارژ می شوم. لذا اطاله کلام نمی دهم. خیلی دوست دارم عاشق خدا شوم. می خواهم من هم به جایی برسم که همچون کشمیری مشمول هدایت خاصه خدا واقع شوم و علوم الهی را درک کنم و عاشقانه همچون مولایم علی(علیه السلام) خدا را عبادت کنم. اولا اینکه تفسیر شما از جمله مرحوم کشمیری چیست؟ ثانیا چگونه می توان به عشق الهی که در نامه قبلی اشاره کرده بودید، دست یافت؟

1 پاسخ 1

ابتدا از شما تقاضا داریم شماره نامه 100107475/سوال 26 را دوباره و با دقت بخوانید. ما در پاسخ های قبلی در این باره توضیح داده ایم. رسیدن به وادی عشق دو مقدمه و مرحله قبلی دارد که در پاسخ های گذشته بدان اشاره شده است. با اختصار عرض می کنیم که بر شما لازم است در درجه اول معیشت طبیعی خود را از طریق رزق حلال و کافی تامین کنید و همراه با آن، فرصتی را برای این قرار دهید که اعتقادات خود را کامل و برهانی نمایید و برای هر چیز دلیل داشته باشید. این کار برای کسانی که به طور رسمی به دروس حوزوی مشغول هستند، شدنی تر و آسان تر است. و در کنار آن در حیات عرفانی بکوشید. برای تقویت حیات عرفانی ابتدا از ناحیه انجام واجبات و ترک محرمات مطمئن شوید و سپس با انجام مستحبات و عبادات وارد وادی عشق و قرب نوافل گردید. در صورتی که این مراحل به خوبی و تحت نظر اساتید مربوطه طی شود و مورد عنایت الهی قرار بگیرید، انشاالله به خواسته های خود خواهید رسید.
آیات و روایات و گفتار عارفان در قالب رعایت موارد ذیل، انسان را به این عشق مى‏رساند: 1 - ترجیح دادن خداوند بر همه محبوب‏هاى دیگر، به ویژه حبّ دنیا7 2 - اطاعت ظاهرى و باطنى از اوامر و نواهى خداوند8 3 - ترجیح لقاى پروردگار بر بقاى خود9 4 - دوستى با اولیاى خدا و دشمنى با معاندان به خاطرِ خداوند10 5 - مجاهده با مال و جان در راه خدا11 6 - خشنودى و رضایت کامل از حضرت حق12 7 - حریص بودن بر خلوت و مناجات با پروردگار13 8 - اُنس با کلام خدا )قرآن(14 9 - در همه اوقات مستغرق در یاد پروردگار بودن15 10 - حقیر شمردن هر چیز دیگر در برابر محبت خداوند16 11 - دوست داشتن و مهربان بودن با همه بندگان مطیع و دشمنى با همه کافران و گنهکاران17 از آن‏جا که در عشق حقیقى معشوق یگانه است، انحصار معشوق در خداوند متعال از شرایط اصلى و اصیل حصول عشق به خدا است. P}عاشقان را شادمانى و غم اوست{E}دستمزد و اجرت خدمت هم اوست{P P}غیر معشوق ار تماشایى بود{E}عشق نبود هرزه سودایى بود{P P}عشق آن شعله است کاو چون برفروخت{E}هر چه جز معشوق باقى جمله سوخت{P P}تیغ »لا« در قتل غیر حق براند{E}درنگر ز آن پس که بعد »لا« چه ماند{P P}ماند »الا الله« باقى، جمله رفت{E}شاد باش اى عشق شرکت سوز رفت18{P با توجّه به آن‏که عشق امرى دو سویه است، در قبال عشق انسان به خداوند، خداوند نیز به آدمى عشق مى‏ورزد؛ البته عشق خداوند به بندگان خویش تفسیرى خاصّ دارد که پرداختن بدان مجالى دیگر مى‏جوید.19 در آیات و روایات از نشانه‏هاى عشق حق به بنده بسیار سخن رفته است. این نشانه‏ها که مى‏توان آن‏ها را معیار موفقیت در تحصیل عشق به خداوند دانست، به اجمال عبارت است از: 1. محبوب دوستان خدا شدن 2. توفیق اطاعت یافتن 3. برداشته شدن سنگینى خدمت از دوش 4. برخوردارى از عطاى خداوند به قدر نیاز 5. فزونى آزمون‏هاى الاهى 6. آشکار نشدن معایب و کاستى‏هاى انسان 7. برخوردارى از قلب سلیم و اخلاق نیک 8. مبغوض گشتن دنیا 9. برخوردارى از بردبارى و آرامش 10. بهره مندى از صدق و راستى 11. خطور دانش در ذهن 12. برخوردارى از عبادت نیکو 13. دوست داشتن امانت.2 P}یا رب ز شراب عشق سر مستم کن{E}و زعشق خودت نیست کن و هستم کن{P P}از هر چه جز عشق خود تهى دستم کن{E}یکباره به بند عشق پابستم کن{P (بابا طاهر) V}پى نوشت‏ها:
7. میزان الحکمه، محمد محمدى رى شهرى، ج 2، ح 3167 - 3156 - 3162؛ شرح منازل السائرین، ص 168. 8. آیین مهروزى، محمد رضا کاشفى، ص 86 و 87؛ نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدى، نامه 69، ص 354. 9. میزان الحکمه، ج 8، حدیث 18030؛ آیین مهرورزى، ص 89 و 90. 10. اصول کافى، ج 3، ص 189. 11. مائده(54 :(5. 12. المیزان، محمدحسین طباطبایى، ج 9، ص 375؛ آیین مهرورزى، ص 94 - 92. 13. میزان الحکمه، ج 2، حدیث 3152 و 3160. 14. قوت القلوب، ابوطالب مکى، ص 8 و 105. 15. میزان الحکمه، ج 2، حدیث 3156. 16. نهج البلاغه، خطبه 193. 17. کیمیاى سعادت، محمد غزالى، تصحیح حسین خدیوجم، ج 2، ص 603 - 600؛ آیین مهرورزى، ص 98 - 85. 18. مثنوى. 19. احیاء علوم الدین، محمد غزالى، ج 4، ص 302 و 303؛ چهل حدیث، سید روح الله خمینى)ره(، ص 391 - 390؛ رساله عشق، ص 6 - 4. 20 - ر. ک: آیین مهرورزى، ص 103 - 102؛ عطف الالف، ابوالحسن دیلمى، ص 94 - 89؛ احیا ءعلوم الدین، ج 4، ص 304؛ میزان الحکمه ج 2، ص 224 - 222.{V

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()