پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


آنچه بیشتر برایم سؤال انگیز بود: 1- این فرموده حضرت امام(ره) : سوم آنکه ضرر و نفعی ندارد؛ ... مثل حساب و هندسه و هیئت و امثال آن ... حتی الامکان اشتغال پیدا نکردن به آنها خوب است؛ ... در بین علوم آنچه که به حال حیات ابدی و زندگانی جاویدان انسان نافع است، بهتر از همه است و مهمتر از جمیع آنهاست. کتاب چهل حدیث- شرح حدیث بیست و چهارم- صفحه 396 و 397 و این فرموده علامه طباطبایی: سوال: آیا علوم ریاضی و طبیعی در عرف قرآن علم نیستند؟ جواب: در عرف قرآن کریم خیر، عرف قرآن آنها را علم نمی نامد. در کل این علومی که ما به آنها لفظ علم اطلاق می کنیم در حقیقت فن هستند و آن هم فنونی برای زندگی در این عالم، که البته ندانستن آنها مشکلی برای ما پیش نمی آورند( مانند انسانهای پیشین و پیامبران پیشین) و فقط شاید تسهیل کننده امور دنیوی باشند( و البته از دید برخی دلمشغولی و تفریح) که در غیر این صورت باید نعوذالله به عدالت خداوند نسبت به انسانهای پیشین، در حال حاضر و بعدی ها شک کرد! دقت کنیم که به فضا رفتن هدف نبوده! که لازم باشد همه آن را درک کنند! رفتن و نرفتن به آن هم در اصل قضیه خللی ایجاد نمی کند. نیز ازحضرت آیت الله جوادی آملی: آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه دانشگاه وقتی اسلامی است که دانش آن اسلامی باشد، گفت: علم سکولار، دانشجوی سکولار‌ تربیت می‌کند. جوادی آملی با اشاره به اسلامی کردن دانشگاه‌ها گفت: علمی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود لاشه مرده‌ای است که قابل اسلامی شدن نیست. وی ادامه داد: وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش آن اسلامی شود و در حال حاضر دانش سکولار است. این استاد حوزه تصریح کرد: آنچه در حال حاضر در دانشگاه‌ها از آن سخنی گفته نمی‌شود، خدا و پیغمبر(ص) و اینکه چه کسی این هستی و جهان را به وجود آورده، است. سئوال این است که 1- اگر علومی مثل فیزیک و ریاضیات به نظر حضرت امام (ره) علمی است که نه مفید است و نه ضرر دارد حتی اگر به قول شما رنگ خدایی داشته باشد چه نیازی به یادگیری آن است؟ 2- بنا به فرموده علامه طباطبایی علمی که خداوند در قرآن به آن امر کرده ،علم خداشناسی و معرفت است و هیچ ارتباطی به علوم دانشگاهی ندارد و سؤال و جوابی از فیزیک و شیمی از انسان نمی شود پس اگر یاد گرفتن علوم دانشگاهی صرفا یک فن و مهارت برای گذراندن امور دنیوی است و این فرد هیچ برتری در نزد خداوند از سایرین ندارد، چه لزومی به یادگیری آن است؟ 3- بنا به فرموده حضرت آیت الله جوادی آملی علم دانشگاهی علمی سکولار بیش نیست که اگر شما نیتی الهی هم داشته باشید، چیزی که می آموزید سکولار بوده و قابل اسلامی شدن هم نیست. البته این فرموده حضرت در جهان امروز به سهولت قابل مشاهده است چرا که کسی نمی تواند ادعا کند که با پیشرفت حیرت آور علوم دانشگاهی، ایمان و اعتقاد بشری نیز افزایش یافته اگر نگوییم که بدتر هم شده و ثروت اندوزی و دین گریزی حتی در جوامع مسلمان بیشتر هم شده و باز این سؤال که چه نیازی به یادگیری علوم دانشگاهی است؟ 4- باز در متن بالا آمده که اگر منظور قرآن همان علوم دانشگاهی باشد باید به عدالت خدا شک کرد که آن علم مفید را به گذشتگان نداده و نیز در جمله ای دیگر: علمی سودمند است که با مرگ انسان آن نیز از بین نرود بلکه آخرت او را تأمین کند. علومی مثل فیزیک شیمی و ... چه نیازی از آخرت انسان را برآورده می سازد؟

1 پاسخ 1


1. واژه ی « علم » دارای استعمالات متعدّدی است. بعضاً مراد از آن مطلق ادراک است ، اعمّ از این که از راه ذهن و مفهوم باشد که آن را علم حصولی گویند یا از راه وجدان و درک درونی که علم حضوری گفته می شود. و گاه منظور از علم ، صِرف حصول تصّوری از امور است در ذهن ؛ مثل آگاهی به مفهوم نبوّت یا مفهوم نظم یا مفهوم سیّاره و ... چنین علمی را علم حصولی تصوّری گویند. در مواردی نیز منظور از آن یقین به یک گزاره است ؛ مثلاً علم به اینکه: آب در صد درجه به جوش می آید . این قسم علم را علم حصولی تصدیقی نامند. و مجموع چنین تصدیقاتی را اطلاعات می گویند ؛ که اگر این اطلاعات حول یک موضوع خاصّ بوده ، دارای غایتی معیّن باشند و با روش تعریف شده ای تحصیل شوند و به ترتیبات خاصّی تدوین گردند ، مجموعه ی آنها را علم مدوّن گویند ، مثل علم فیزیک ، شیمی ، فلسفه ، روانشناسی ، طبّ ، علم کلام (عقائد) ، عرفان نظری ، علم اخلاق ، فقه و ...
چنین علومی به خودی خود و از آن حیث که اطلاعاتی ذهنی می باشند ، صرفاً صورتها ، مفاهیم و تصدیقاتی درذهن اند ، نه کمالی جاودان و مندگار در حقیقت نفس آدمی، لذا اگر دارنده ی این علوم دچار مشکلی مغزی شود و مثلاً حافظه ی خود را از دست بدهد همانگونه که دانسته های فیزیکی و ریاضی او پاک می شوند معلومات فلسفی و عرفانی و اخلاقی و کلامی و فقهی او نیز نابود می شوند. از اینرو نبایداینگونه معلومات و در حد دانش حصولی دل خوش داشت و گمان کرد که کمال برین و متعالی انسان صرفا اینهاست. لذا اهل حقیقت به اعتباری اینگونه علوم را علم به معنایی که در ادامه گفته خواهد شد نمی دانند.
امّا اطلاق دیگر علم ، که اهل معرفت آن را علم حقیقی و زوال ناپذیر می دانند و معتقدند نه تنها با اختلال مغز که حتّی با انهدام کلّ بدن نیز نابود نمی شود ، آن حقیقت مجرّد و غیر مادّی است که متّحد با وجود انسان می شود. علم به این معنا نه از سنخ مفهوم ذهنی است و نه حتّی از سنخ کشف و شهود عارفانه ، بلکه حقیقت آن ارتقاء وجودی و اتّحاد با مرتبه ی بالاتری از وجود است ؛ که اهل معرفت از آن تعبیر می کنند به مظهر اسماء حقّ تعالی شدن. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها »( بقره: 31).
البتّه برای بار یافتن به چنین ارتقاء وجودی ، علل زمینه سازی نیز لازم است که کشف و شهود ضابطه مند عارفانه ، براهین عقلی در زمینه ی الهیّات ، آموزه های فقهی و اخلاقی و امثال آنها از آن جمله اند. بر این اساس ، اگر چه علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری به خودی خود ارتقاء وجودی و علم حقیقی به معنای یاد شده نیستند - چه رسد به دیگر علوم - امّا از آن جهت که در زمره ی علل زمینه ساز چنین ارتقاء وجودی قرار دارند ، نسبت به سایر علوم از ویژگی خاصّی بر خوردارند. لذا دیگر علوم در مقایسه با اینگونه علوم ، فنّ گفته می شوند ؛ کما اینکه خود این علوم نیز در مقایسه با همدیگر چنین حالتی دارند. لذا حتّی فلسفه نیز در مقایسه با عرفان نظری فنّ نامیده می شود. علّامه ی طباطبایی در مقدّمه ی بدایهالحکمه چنین فرموده اند: « فی تعریف هذا الفنّ و موضوعه و غایته» لکن در ادامه از آن کلمه ی علم یاد نموده اند. البته دیگر علوم نیز می توانند در زمینه ترقّی وجودی نقش کمک رسانی داشته باشند ؛ لکن نقش علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری در ترقّی وجودی بیشتر است ؛ چرا که این علوم اساساً برای چنین هدفی طرّاحی شده اند ؛ در حالی که علوم دنیوی در اصل برای مصارف دنیایی به وجود آمده اند و مفید بودن آنها در مسیر رشد معنوی بالعرض است.
حاصل کلام آنکه علم حقیقی در نگاه اهل معرفت همان مظهر اسماء حقّ تعالی شدن و یکی شدن با حقایق وجودی است ؛ به نحوی که علم انسان عین ذات و حقیقت او گشته در هیچ عالمی از او جدا نگردد. و از آنجا که علومی چون فقه ، اخلاق ، کلام ، علم حدیث ، تفسیر ، فلسفه ی اسلامی و عرفان نظری در مسیر رسیدن به چنین مقصدی هستند و برای این منظور پدید آمده اند آنها نیز بالعرض علم گفته می شوند. امّا علوم دنیوی از آن جهت که برای مقاصد دنیایی طرّاحی شده اند تا نیازهای دنیوی انسان را برآورده سازند لذا در مقایسه با علوم الهی ، فنّ نامیده می شوند. البته این مطالب به معنای بی ارزش دانستن این علوم نیست ، بلکه مراد تبیین رابطه آنها با علمی در سطح دیگر است.
2. پس به نظر این بزرگواران ، علم به معنی خاصّ آن که از فضائل روحی و بلکه بالاتر از فضائل وجودی است یعنی آن حقیقتی که با وجود آدمی در مرتبه ی عقل و روح و بلکه بالاتر در مرتبه ی وجود یکی شده باعث رشد حقیقی او می شود. در این نگاه خاصّ ، علوم دنیوی که کاری با روح و معنویّت ندارند علم نبوده ، فنونی هستند مثل بقیّه فنون دنیوی همچون فنّ نانوایی ، جوشکاری ، کارگری ، نویسندگی و ... که همگی نیاز به یادگیری دارند. امّا این بدان معنا نیست که یادگیری برخی از این فنون ضروری نیست. بلکه طبق آنچه حضرت امام (ره) در همان آدرس مذکور در سوال ، فرمودند ، می توان برخی از این فنون را نه از باب علم بودن بلکه از جهت فریضه ی عادله و تکلیف شرعی بودن آموخت. همانطور که نانوا شدن ، کارگری ، کشاورزی ، خیّاط شدن و امثال این فنون از آن جهت که جامعه محتاج آنهاست واجب کفائی هستند ، این گونه فنون دانشگاهی نیز اگر مورد نیاز جامعه باشند یادگیری آنها برای افرادی که استعداد و علاقه ی لازم را دارند لازم خواهد بود. و اگر کسی آنها را قربه الی الله و برای رفع نیاز جامعه بیاموزد در نزد خدا ثواب خواهد داشت. همچنین اگر ترک این علوم موجب ضعف مسلمین در برابر کفّار باشد جایز نبوده یادگیری آنها طبق آیه ی 60 انفال واجب شرعی خواهد بود. خداوند متعال می فرماید: « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ . ـــــــــــــ هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها ( دشمنان‏) ، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده(براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید. و(همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمى‏شناسید و خدا آنها را مى‏شناسد. و هر چه در راه خدا(و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد!» (انفال:60)
روشن است که امروزه بسیاری از فنون و ادوات دفاعی و تهاجمی در برابر دشمنان ، در صحنه های نبرد فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... وابسته به همین علوم رایجند. لذا همانگونه که در صدر اسلام تهیّه ی اسب و ساخت برج و بارو و یادگیری فن شمشیر سازی و نیزه سازی و دیگر ادوات رزمی و همچنین یادگیری فنّ شعر و سخنوری برای تبلیغ دین و ... لازم بود ، امروز نیز یادگیری همین فنون دنیوی لازم است تا مسلمین بتوانند برتری خود را نسبت به مسلمین حفظ نمایند. لذا خود حضرت امام(ره) در مدّتی که در ترکیّه بود زبان ترکی یاد می گرفت تا بتواند با مردم آنجا ارتباط برقرار نماید. یا خود علّامه ی طباطبایی ریاضیّات را در سطوح بالای آن می دانست و با علوم روز نیز آشنایی داشت. امّا یادگیری این فنون برای این بزرگوران نه از باب تفریح یا برای گرفتن مدرک یا ... بلکه برای ترویج اسلام و مقابله به شبهات روز بود.
ضرورت دیگری که یادگیری برخی از این علوم دارند از باب وجوب کسب حلال است. هر کسی که به حکم شرع باید خرج خود و عیال و اولاد خود را بپردازد ، اگر مالی ندارد ، باید شغلی برای خود فراهم نماید تا از این طریق خرج خود و افراد تحت تکفّل خود را فراچنگ آورد. و روشن است که در عصر حاضر افرادی که آشنا به یکی از فنون مورد نیاز در کارخانه ها و ارگانها و ... نباشد کمیتش لنگ است. امروز حتّی اگر کارگر و کشاورز نیز آشنا به علمی دانشگاهی نباشند در تحصیل خرج خانواده دچار مشکل می شوند و به احتمال بسیار زیاد این روند در آینده شدیدتر نیز خواهد شد. پس برای کسب حلال هم که شرعاً مطلوب و بلکه در مواردی واجب است یادگیری برخی از این فنون ضروری است.
3. به این مطلب هم باید توجّه داشت که کلمات ذکر شده از این بزرگان در متن سوال ، در فضاهایی ویژه و برای افرادی خاصّ بیان شده است. مخاطبان این سخنان عمدتاً افرادی هستند که در پی معرفت حقایق هستی یا در مسیر سلوک معنوی قرار دارند. لذا توصیه هایی هم که کرده اند متناسب حال مخاطبان بوده است نه توصیه های عمومی و برای همه ی اقشار مردم.
4. مطلب دیگر اینکه پیگیری این گونه علوم برای داشتن یک شغل حلال یا برای حفظ برتری مسلمین یا جهت برآوردن نیاز جامعه یا حتّی به عنوان یک تفریح و برای به دست آوردن نشاط درونی هیچ منافاتی با کسب علم و معرفت حقیقی ندارد ؛ همانطور که داشتن یک شغل حلال مثل کشاورزی یا مغازه داری و امثال آنها منافاتی با کسب علم ندارد. امّا باید مواظب بود که اشتغال به اینگونه علوم دنیوی یا هر امر دنیوی دیگر انسان را از کسب معرفت حقیقی باز نداشته او را از مطالعات دینی مانع نشود. و البته اگر کسی واقعاً در خود روحیّه ، استعداد ، علاقه و شرائط ورود به علوم دینی را می بیند شکّی نیست که در این حیطه نیز نیاز مبرم وجود دارد.
5. امّا مطلب آخر درزمینه ی ماهیّت اکثر علوم دانشگاهی است. اکثر علومی که در دانشگاهها تدریس می شوند ، اعمّ از علوم طبیعی یا انسانی ، ریشه در غرب داشته با پیش فرضهای سکولاریستی پدید آمده و تکامل یافته اند. لذا گرچه در ظاهر آنها معمولاً سخنی بر ضدّ دین گفته نمی شود ولی ساختار و بافتار و درون مایه های این علوم به گونه ای شکل گرفته اند که در نهایت ، برخی را که پی ریزی محکم اعتقادی و فکری ندارند دچار بحرانهای دینی می کنند. بخصوص این آسیب رسانی به ساختار عقیدتی افراد ، در علوم انسانی همچون روانشناسی و جامعه شناسی و فلسفه های غربی بسیار پر رنگتر دیده می شود. از همین روست که آیهالله جوادی آملی این علوم را لاشه ی علم می نامند ؛ چون در این علوم ، علّت فاعلی و علّت غایی امور که آنها را به ماوراء طبیعت و خدا مرتبط می سازد مورد غفلت واقع شده اند ؛ به نحوی که گویی سر این علوم بریده شده است. از اینرو در دهه های اخیر اندیشمندان مسلمان حوزوی و دانشگاهی بر آن شده اند که تئوری علوم تجربی دینی را تعریف و تبیین نمایند ؛ به نحوی که این علوم ، افزون بر تأمین نیازهای دنیایی انسان ، در مسیر رشد روحی او نیز مستقیماً موثّر باشند. کتابهایی نیز در این زمینه نگاشته شده است. برای کسب اطلاع بیشتر در این زمینه می توانید به منابع زیر مراجعه فرمایید.
ـ علم دینی ، سید حمیدرضا حسنی و ...
ـ گامی بسوی علم دینی ، حسین بستان (نجفی)

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (فیزیک) (ابدی)