پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


تقریبا اکثر ژاپنی ها و چینی ها حتی خدا را هم قبول ندارند، پس چرا این قدر کشورهایشان پیشرفته هست؟ حتما میگویید آنها اگر چه که ایمان به دستورات دینی ما ندارند ولی دستورات دینی ما را اجرا می کنند، البته من این رو قبول دارم ولی سوال اصلی من این هست چطور کسی که خدا و دین ما را قبول ندارد، دستورات دینی ما را ناخودآگاه رعایت می کند؟ مثلا کسی که خدا را قبول ندارد، هیچ گاه از آن آرامش و انگیزه یک مسلمان برخوردار نیست، پس چگونه در کارهایش این قدر پیشرفت می کند؟

1 پاسخ 1

1. کشورهایی چون ژاپن و چین ، را نباید جزء کشورهای پیشرفته به معنی واقعی کلمه دانست. چین یک ششم کلّ جمعیّت دنیا را به خود اختصاص داده است امّا سوال این است که به نسبت این جمعیّت عظیم ، چند درصد دانشمندان دنیا و کشفیّات دنیا را به خود اختصاص داده است. چین در گذشته های دور یکی از تمدّنهای بزرگ و از پیشروان علم بوده است امّا در عصر حاضر بیشتر مصرف کننده ی علم است و در آن تولید علمی و فلسفی بسیار ناچیز است. عمده ترین رشد چین در صنعت فضایی و اتمی است که اطلاعات هر دو را در جنگ دوم جهانی از آلمان نازی سرقت کرده است. زمانی که آلمان شکست خورد کشورهایی چون روسیه ، چین ، آمریکا ، فرانسه و انگلیس دانشمندان آلمانی و مدارک علمی آلمانیها را ربودند و توانستند به صنعت اتمی و فضایی دست پیدا کنند. امّا ژاپن نیز یکی از ذلیل ترین کشورهای دنیاست که حتّی ارتشی برای دفاع از خود نیز ندارد. ژاپن یکی از اقمار آمریکاست که حفظ امنیّت آن بر عهده ی ارتش آمریکاست. اقتصاد و صنعت ژاپن چنان به اقتصاد و صنعت آمریکا متّصل است که اگر آمریکا سرنگون شود به احتمال قریب به یقین ژاپن نیز واژگون خواهد شد. جوانان کشور عزیز ایران باید توجّه داشته باشند که ژاپن برخلاف اسم و رسمش الگوی مناسبی برای پیشرفت نیست. ژاپن بیشتر یک برده ی پیشرفته است نه یک کشور پیشرفته. کشوری که حفظ امنیّت آن بر عهده ی کشوری دیگر است حتّی اگر اوج علم و صنعت نیز باشد فروخواهد ریخت.
امّا اگر در سوال حضرت عالی جای چین و ژاپن را با کشورهای پیشرفته ی غربی که عملاً خدا را کنار گذاشته اند جایگزین کنیم باز سوال حضرت عالی به قوّت خود باقی است. لذا باید گشتی در تاریخ علم و پیشرفت زد تا معلوم شود که عامل رشد این کشورهای ضدّ دین و عامل عقب ماندگی کشورهای اسلامی چه بوده است؟!
2. در نظام هستی هر پدیده ای علل ویژه ی خود را دارد. مثالاً برای ساختن یک خانه ی مناسب و خوب ، باید زمین مناسب ، مصالح مناسب ، مهندس و معمار کاردان ، بنّای ورزیده ، کارگر کاری و کاربلد و دهها عامل دیگر دست به دست هم دهند تا خانه ی از همه جهت مناسب پدید آید. امّا وجود این همه اسباب ، بدون نظم و مدیریّت مناسب ، هیچ کاری از پیش نمی برد. نظم و مدیریّت در کارهای بزرگ و گسترده ، اساسی ترین نقش را دارد. اینکه گفته می شود برخی کشورهای پیشرفته در زمینه ی علوم تجربی و صنعت به اسلام عمل می کنند ولی خود مسلمین چنین نیستند ، منظور این است که آنها به نظم و مدیریّت ، ارزش و بهای لازم را آنگونه که دین اسلام توصیه نموده است می دهند ؛ ولی مسلمین با اینکه دینشان توصیه به نظم و مدیریّت و محکم کاری نموده از این امور دور افتاده اند.
مسلمین زمان نبی اکرم (ص) در سایه ی این تعلیمات مترقّی به چنان رشد اجتماعی عظیمی دست یافتند که نه تنها خود را از بیابان گردی و زندگی بدوی نجات دادند بلکه توانستند در عرض مدّت بسیار کوتاهی سه تا از بزرگترین تمدّنها و امپراتوریهای آن روزگار ، یعنی تمدن ایران و مصر و روم را تحت تأثیر قرار داده ، تابع خود کنند. سرزمینهای مصر و فلسطین و لبنان و سوریّه که امروزه عرب زبان هستند سابقاً عرب نبودند. اینها تحت تأثیر اسلام نه تنها از تمدّن دیرینه ی خود دست شستند بلکه حتّی زبان خود را هم تغییر دادند. تمدّن ایران نیز به شدّت تحت تأثیر این دین شکوهمند واقع شد ولی از آنجا که تمدّن ایرانی با اسلام سازگارتر بود به جای آنکه نابود شود خود را با اسلام تطبیق داد و خود را با فرهنگ اسلامی هماهنگ نمود. اکثر کسانی که تاریخ تمدّن نوشته اند به این رشد سریع مسلمین و تأثیرگذاری شگفت انگیز آن اذعان نموده و آن را از عجائب تاریخ دانسته اند. امّا مسلمین با دور شدن از صدر اسلام به تدریج خلق و خوی مسلمانی را فراموش کرده به خلق و خوی کفر روی آوردند ؛ و به جای همکاری باهم و تبلیغ دین به تخریب یکدیگر و تخریب دین پرداختند. با این همه ، دانشمندان مسلمان تا قرن هفت هجری دائماً در حال کشفهای تازه بودند. فلسفه را به اوج خود رساندند ، هندسه و ریاضیّات و مثلثات و موسیقی را به شدّت رشد داده متحوّل نمودند. نجوم یونانی را به چالش کشیده و نقد نمودند. در قرن چهارم هجری ابوسعید سجزی با قاطعیّت تمام مرکزیّت زمین را زیر سوال برد و از چرخش زمین به دور خورشید سخن گفت . ابوریحان بیرونی نیز اذعان نمود که در مرکزیّت خورشید تردید دارد. همچنین وی برای اوّلین بار محیط زمین را با روش ریاضی محاسبه نمود. اوّلین بیمارستانهای واقعی دنیا را مسلمین تاسیس نمودند که در آنها پزشکان در تخصّصهای مختلف چون روان پزشکی ، چشم پزشکی ، پزشکی عمومی و ...خدمت می کردند. در قرن هفتم هجری که غربیها غرق در جهل و ظلمت بودند پزشکان مسلمان در کشورهای اسلامی عمل جرّاحی چشم انجام می دادند. جابر بن حیّان برای اوّلین بار شیوه ی درست روش تجربه را در علم شیمی بنیان نهاد و رازی شیمی دان بزرگ مسلمان الکل را کشف و در پزشکی به کار برد. و ... این پیشرفتها که نه فقط توسّط مسلمین که عمدتاً توسّط عالمان دینی انجام می شد نشان می دهد که دینداری و توجّه به تعالیم اسلام باعث رشد بوده است. ابوعلی سینا ــ که کتابهای او بیش از چهار قرن در غرب تدریس می شد ــ ، ابوریحان بیرونی ، خیّام ، خواجه نصیرالدین طوسی ، شیخ بهایی ، ملاصدرا ، حسن ابن هیثم ، غیاث الدین جمشید کاشانی ، محمد ذکرایای رازی ، ابوالوفای بوزجانی و صدها دانشمند دیگر که باعث رشد علوم و پدران علوم کنونی هستند همگی در عین دانشمند بودن در علوم دنیایی ، عالم دینی نیز بوده اند.
امّا در غرب ، که کشورهایی چون ژاپن و چین و ... نیز تابع علوم آنها هستند. ، دین مسیحیّت که دینی ضدّ تعقّل است باعث رکود بود. درست مصادف با پیشرفت شگرف مسلمین در دنیای اسلام در مغرب زمین عصر ظلمت و جهل و خفقان بود که از آن تعبیر به قرون وسطی می کنند. غربیها با کنار گذاشتن این دین از یک سو و آشنا شدن با میراث دانشمندان مسلمان بود که رشد و ترقّی علمی خود را آغاز نمودند. آنگاه بر عکس مسلمین ، علم را وسیله ی چپاول قرار داده دیگر کشورها را مستعمره ی خود ساختند. در این دوره ی استعمار بود که فکر مبارزه با دین به عنوان عامل عقب ماندگی به کشورهای اسلامی سرایت نمود ؛ غافل از این که فرق بسیاری است بین دین مسیحیّت که یک دین ضدّ علم و عقل است با دین اسلام که تشویق به تعقّل و علم آموزی می کند. نتیجه ی این حرکت ناپخته ی برخی به اصطلاح روشنفکران غرب زده بود که درست همزمان با رشد غرب ، مسلمین را به رکود کشید. امّا از زمانی که کشور جمهوری اسلامی ایران دوباره به اسلام روی آورد دوباره پرچم پیشرفت علمی بلند گردید. و با اینکه ایران صدمات هشت سال دفاع مقدّس را بر تن خود داشت و زیر بار شدیدترین تحریمهای سیاسی و اقتصادی و علمی قرار داشت ، رشد علمی خود را آغاز نمود. و در موارد زیادی راهی را که دیگر کشورها در عرض بیش از صد سال طی نموده بودند جوانان ایرانی در عرض مدّت بسیاری کوتاهی طی نمودند. بزرگترین مانع پیشرفت مسلمین در عصر حاضر خودبیگانگی و اسلام ستیزی و غربگرایی بود که این تفکّر با وقوع انقلاب ایران درهم شکست و کم کم جوانان ما باور نمودند که «ما مسلمان هستیم پس می توانیم». لذا به پا خواستند و با نظم ، مدیریّت درست و انگیزه ی دینی و الهی ، ره صد ساله را در مدّت بسیار کمتری پیمودند. امّا هنوز از پتانسیل اسلام بهره ی چندانی برده نشده. هنوز دانشمندان ما به متون دینی نمی پردازند تا از این متون ، ایده بگیرند و نظریّه پردازی کنند. بحث علم دینی ، بحثی کاملاً نوپدید است که اگر اندیشمندان مسلمان بتوانند آن را به سرانجام مناسبی برسانند باید در انتظار پیشرفتهایی از جنس دیگر باشیم.
3. آنچه تا به حال گفته شد تنها مربوط به علوم طبیعی مثل فیریک ، شیمی ، زیست شناسی ، طبّ و ... و همچنین صنعت بود. که در این زمینه ها یقیناً ما از برخی کشورهای غربی عقب هستیم و باید سریعاً از راههای میانبر خود را به آنها برسانیم و بلکه از آنها جلو بزنیم که به حمد الهی این حرکت سریع ، آغاز شده و به پیش می رود. امّا در زمینه ی دیگر همچون فلسفه ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علم اخلاق ، عرفان ، حقوق ، ادبیّات ، هنر ، علم اقتصاد ، سیاست و امثال این امور به راحتی نمی توان حکم به پیشرفته بودن این کشورها نمود. در زمینه ی فلسفه ، غرب کاملاً دست خالی است. فلسفه های غربی بیش از آنکه فلسفه باشند راه حلّهایی موقّت برای مشکلات جوامع غربی هستند. لذا هیچ فلسفه ای در غرب بیش از چند صباحی دوام نمی آورد. امروزه حتّی فلسفه های غربی تبدیل به ضدّ فلسفه شده رو در روی عقل و تعقّل ایستاده اند. در حالی که در فرهنگ اسلامی سه سنّت فلسفی بسیار درخشان پرتو افشانی می کنند ؛ فلسفه ی مشّائی به ریاست ابونصر فارابی و شیخ ابوعلی سینا ؛ فلسفه اشراقی که مؤسس آن شیخ شهاب الدین سهروردی است ؛ و قلّه ی فلسفه ی اسلامی یعنی حکمت متعالیه که مؤسس آن عارف حکیم صدر الدین محمد شیرازی ملقّب به ملاصدرا است. اگر فلسفه های غربی را با حکمت متعالیه بسنجیم فلسفه های غربی در مقابل حکمت متعالیه مانند کودکی دبستانی هستند در برابر برجسته ترین دانشمند فیزیک اتمی. همینطور در عرفان و ادبیّات هیچ قومی در دنیا وجود ندارد که جرأت هماوردی با مسلمین را داشته باشد. گذشته از قرآن کریم ، نهج البلاغه و صحیفه ی سجّادیّه که اوج عرفان و هنر ادبی بوده ، معجزه اند ، صدها شاعر و ادیب عارف و حکیم در دامن فرهنگ اسلامی پرورش یافته اند که هیچ فرهنگی مشابه آنها را ندارند. عرفان نظری مسلمین در تمام دنیا بی نظیر است و مشابه خارجی ندارد. علم اخلاق اسلامی ، حقوق اسلامی و سیاست اسلامی نیز مترقّی ترین در دنیا هستند. هیچ قومی در دنیا کتب اخلاقی به ژرفای کتب اخلاق اسلامی همچون معراج السّعاده ، جامع السّعادات ، کیمیای سعادت ، اوصاف الاشراف و امثال آنها را ندارد. کما اینکه هیچ قومی انسانهای عارف ، وارسته و متخلّقی چون علامه طباطبایی ، مقدّس اردبیلی ، شیخ انصاری ، آیهالله بهجت و امثالهم را ندارد.
در زمینه نظریّه حکومت نیز نظریّه ولایت فقیه مترقّی ترین و پیشرفته ترین نظریّه حکومتی دنیا است که پشتوانه عقلی و برهانی داشته به دور از آفات دیگر مدلهای حکومتی رایج در دنیاست. در زمینه علم اقتصاد نیز اقتصاد اسلامی کاملترین مدل اقتصاد است که متأسفانه اقتصاد دانان کشورهای اسلامی تحت تأثیر افکار غربگرایانه به آن بی مهری ورزیده اند ؛ و تازه بعد از آشکار شدن نقایص بزرگ سیستم سرمایه داری غرب متوجّه ارزش مدل اقتصادی اسلام شده اند. روانشناسی و جامعه شناسی غرب نیز وضعی مشابه فلسفه های غربی داشته تا به امروز دهها مکتب روانشناسی و جامعه شناسی در این کشورها پدید آمده اند که برخی از آنها دقیقاً مخالف همند. در اسلام دو منبع عمده برای روانشناسی وجود دارد که یکی فلسفه اسلامی و دیگری منابع اسلامی است امّا متأسفانه غربگرایی روانشناسان ما مانع از استخراج این مطالب از منابع مذکور شده است. جامعه شناسی اسلامی نیز به معنی واقعی کلمه پدید نیامده است با این که متون دینی ما پر از گزاره های جامعه شناسی است. بنیانگذار جامعه شناسی یک دانشمند مسلمان به نام ابن خلدون است امّا طبق معمول روشنفکران گذشته ی ما طبق معمول دل به نوع غربی این علم بسته اند.
در زمینه ی هنر نیز هنرهای اسلامی نظیر معماری اسلامی ، هنر تذهیب ، مینیاتور ، خوشنویسی و امثال اینها که در دنیا بی نظیر یا کم نظیرند ، نتیجه ی تفکّر اسلامی اند. امّا این هنرها نیز در سایه ی غربگرایی هنرمندان قرون اخیر کمرنگ تر شده اند.
خلاصه ی کلام این که جز در زمینه ی علوم تجربی در سایر زمینه ها نه تنها مسلمین و بخصوص مسلمانان ایرانی چیزی از دیگران کم ندارند بلکه یک سر و گردن نیز از دیگران بالاترند ؛ لکن در طول تاریخ استعمار به مسلمین چنین القاء شده که مرغ همسایه غاز است ؛ و الاغ مردنی همسایه اسب اصیل. درحالی که تاریخ گواه است که اصل و ریشه ی اکثر پیشرفتهای غرب امروز در تحقیقات دانشمندان مسلمان است. حتّی هم اکنون نیز بزرگترین پروژه های صنعتی کشورهای غربی را برخی از دانشمندان مسلمان اداره می کنند. پس مشکل مسلمین در نداشتن خودباوری و غفلت از قدرت نهفته در تعالیم اسلام است. اگر پدران ما توانستند در سایه ی فرهنگ اسلامی ، پایه گذار علوم جدید شوند ما نیز می توانیم آن را به اوج خود برسانیم ؛ به شرط آنکه فرزند خلف پدران خود باشیم. باید سخن خدا را باور کنیم که مومنان برتر از کفّارند.
« وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین‏ . ــــــــــــ و سست نشوید! و غمگین نگردید! در حالی که شما برترید اگر ایمان داشته باشید » (آل‏عمران:139)
« فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ . ــــــــــ پس هرگز سست نشوید و(دشمنان را) به صلح(ذلّت‏بار) دعوت نکنید در حالى که شما برترید ، و خداوند با شماست و چیزى از(ثواب) اعمالتان را کم نمى‏کند.»(محمد:35)
این روحیّه بود که مسلمین صدر اسلام را وادار به چنان کارهای عظیمی نمود و سه تمدّن بزرگ دنیا را مطیع مسلمین نمود. این روحیّه بود که باعث شد حضرت امام راحل ـ قدّس سرّه ــ در برابر تمام قدرتهای دنیا بایستد و در زمانی که همه مطیع آمریکا بودند بگوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. الآن نیز این روحیّه است که ایران اسلامی را به پیش می برد. پس هرچه این روحیه بیشتر رشد نماید به همان اندازه مسلمین سریعتر پیش خواهند رفت. باید مدام در گوش مسلمین جهان خواند که« وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین»

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده